پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : مرا شاه بالای خواجه نشانده است

شمارهٔ ۲ : نظام دولت بهرامیان رشید الدین

شمارهٔ ۳ – در شکایت و حکمت : همه کارم ز دور آسمانی

شمارهٔ ۴ – در شکر : من که خاقانیم به منت شاه

شمارهٔ ۵ – در حکمت و پند : خاقانیا به جاه مشو غره غمروار

شمارهٔ ۶ : کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا

شمارهٔ ۷ : ای در برگزیده که غواص کرده‌ای

شمارهٔ ۸ – در مدح : ضمانش کرد به صد سال عمر و مهر نهاد

شمارهٔ ۹ : خواجه یک هفته اضطرابی داشت

شمارهٔ ۱۰ – در نصیحت و پند : بترس از بد خلق خاقانیا

شمارهٔ ۱۱ : خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است

شمارهٔ ۱۲ – در حسب حال خود : من که خاقانیم آزاد دلم

شمارهٔ ۱۳ : شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم

شمارهٔ ۱۴ : من به ری عزم خراسان داشتم

شمارهٔ ۱۵ : گفتی از شاهان تو را دل فارغ است

شمارهٔ ۱۶ : ما غم کس نخورده‌ایم مگر

شمارهٔ ۱۷ : نظاره کنان به روی خوبت

شمارهٔ ۱۸ : چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید

شمارهٔ ۱۹ : ای در آبدار توانی ز پیچ و خم

شمارهٔ ۲۰ – در مدح منوچهر شروان شاه برای بستن سد باقلانی : قطب سپهر رفعت یعنی رکاب شاه

شمارهٔ ۲۱ : بشنو ای پیر پند خاقانی

شمارهٔ ۲۲ – در هجو شهر زوری : سیزده جنس نهاده است نبی

شمارهٔ ۲۳ : چون ز یاران رفته یاد آرم

شمارهٔ ۲۴ : خوش سواری است عمر خاقانی

شمارهٔ ۲۵ : زندگانی چو مال میراث است

شمارهٔ ۲۶ – در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود : کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ

شمارهٔ ۲۷ : دروغ است آنکه گوید این که در سنگ

شمارهٔ ۲۸ – در مدح جمال الانام حسام الدین : دوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان

شمارهٔ ۲۹ – در بیان دوستی و دشمنی خلق : دوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا

شمارهٔ ۳۰ – در مدح جلال الدین الخزاری : گفتم ای دل بهر دربان جلال

شمارهٔ ۳۱ – در نکوهش حسودان : خاقانیا ز دل سبکی سر گران مباش

شمارهٔ ۳۲ : خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک

شمارهٔ ۳۳ : نه همت من به پایه راضی است

شمارهٔ ۳۴ – در هجو خواجه اسعد : خواجه اسعد چو می خورد پیوست

شمارهٔ ۳۵ : گیرم که دل درست ما نیست

شمارهٔ ۳۶ : حوری از کوفه به کوری ز عجم

شمارهٔ ۳۷ : چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را

شمارهٔ ۳۸ : دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من

شمارهٔ ۳۹ : به خدائی که در ره عدلش

شمارهٔ ۴۰ : زین اشارت که کرد خاقانی

شمارهٔ ۴۱ – در ذم بی‌هنران : گر نشستی ورای خاقانی

شمارهٔ ۴۲ : ای عماد الدین ای صدر زمان

شمارهٔ ۴۳ – در مدح نظام الملک قوام الدین : ایا نظام ممالک قوام روی زمین

شمارهٔ ۴۴ – در ذم غرور به مال : مشو خاقانیا مغرور دولت

شمارهٔ ۴۵ : گرچه خاقانی از اصحاب فروتر بنشست

شمارهٔ ۴۶ – در عزلت : شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است

شمارهٔ ۴۷ – در موعظه و نصیحت : هم چنین فرد باش خاقانی

شمارهٔ ۴۸ : من آن خاقانی دریا ضمیرم

شمارهٔ ۴۹ : قبلهٔ ابدال قلهٔ سبلان دان

شمارهٔ ۵۰ – در حکمت : ای فتی فتوی غدرت ندهم

شمارهٔ ۵۱ – در مدح صفوة الدین مادر اخستان : ای شاه بانوی ایران به هفت جد

شمارهٔ ۵۲ : تا به غربت فتاد خاقانی

شمارهٔ ۵۳ : دار عزلت گزید خاقانی

شمارهٔ ۵۴ : زیان تو در سود دانستن است

شمارهٔ ۵۵ : مرغکی را وقت کشتن می‌دوانید ابلهی

شمارهٔ ۵۶ – در مدح جمال الدین موصلی وزیر : خاقانی بلند سخن در جهان منم

شمارهٔ ۵۷ – در مرثیهٔ منوچهر شروان شاه : آب حیوان مجوی خاقانی

شمارهٔ ۵۸ – در حماسه : من که خاقانیم عزیز حقم

شمارهٔ ۵۹ – در وصول ده شتر از امیر الحاج : میر چون هفت بیت من خوانده است

شمارهٔ ۶۰ : به ماه چارده می‌ماند آن بت

شمارهٔ ۶۱ – در علم و جهل : نسبت از علم گیر خاقانی

شمارهٔ ۶۲ : مرد مسافر حدیث خانه کو گوید

شمارهٔ ۶۳ : هر سال اگر غلام خاقان

شمارهٔ ۶۴ – فیلسوف اجل افضل الدین ساوی این قطعه را در آنوقت که خاقانی به رسالت سلطان ارسلان رفته بود بدو فرستاد : کسی که از پس احمد روا بود مرسل

شمارهٔ ۶۵ : گنج دانش توراست خاقانی

شمارهٔ ۶۶ : شکر انعام پادشا گفتن

شمارهٔ ۶۷ : وبالت نه از سر نهفتن درست

شمارهٔ ۶۸ – در طلب جایزه : صاحبا نو به نو تحیت من

شمارهٔ ۶۹ – در مدح نظام الملک قوام الدین : کسرای عهد بین که در ایوان نو نشست

شمارهٔ ۷۰ – در نکوهش مقلدان : خاقانی آن کسان که طریق تو می‌روند

شمارهٔ ۷۱ – در توصیف قصر صفوة الدین بانوی منوچهر شروان شاه : حبذا قصر شمسهٔ ملکات

شمارهٔ ۷۲ : خاقانیا قبول و رد از کردگار دان

شمارهٔ ۷۳ : خاقانیا چو آب رخت رفت در سال

شمارهٔ ۷۴ – در مدح پهلوان جهان : سلام من که رساند به پهلوان جهان

شمارهٔ ۷۵ – در صفت میر گشتاسب مطرب : نظیر سعد اکبر میرگشتاسب

شمارهٔ ۷۶ – در مدح شروان شاه : شاها معظما ملک الشرق خسروا

شمارهٔ ۷۷ – در استغناء طبع خویش : نه معن زائده دانم نه حاتم طائی

شمارهٔ ۷۸ : خطی مجهول دیدم در مدینه

شمارهٔ ۷۹ – در نصیحت : خاقانیا به دولت ایام دل منه

شمارهٔ ۸۰ : خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست

شمارهٔ ۸۱ : ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا

شمارهٔ ۸۲ – در شکر باری تعالی : ای همه نیست‌ها به صنع تو هست

شمارهٔ ۸۳ : مهتر قالیان و نور مرند

شمارهٔ ۸۴ : من که خاقانیم ز هر دو جهان

شمارهٔ ۸۵ : دوستی داشتم به ری که به حسن

شمارهٔ ۸۶ – در بحث با معطل : دی جدل با معطلی کردم

شمارهٔ ۸۷ – در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر : دریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای

شمارهٔ ۸۸ – در مدح شروان شاه : هان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر

شمارهٔ ۸۹ : امن جستی مجوی خاقانی

شمارهٔ ۹۰ – در شکر : خاقانیا جوانی و امن و کفاف هست

شمارهٔ ۹۱ – در رثاء دختر خویش : پیش بین دختر نو آمد من

شمارهٔ ۹۲ – در بارهٔ فوت دختر خود : سرفکنده شدم چو دختر زاد

شمارهٔ ۹۳ : چو خاک سیه را دهی آب روشن

شمارهٔ ۹۴ : از پی شهوتی چه کاهی عمر

شمارهٔ ۹۵ : شب که مثال مه ذی‌الحجه دید

شمارهٔ ۹۶ : مرا اگر تو ندانی عطاردم داند

شمارهٔ ۹۷ – در مدح رکن الدین محمدبن عبد الرحمن طغان یزک : میر کشور گشای رکن الدین

شمارهٔ ۹۸ : مرد باید که چون هنر ورزد

شمارهٔ ۹۹ : از زمانه منال خاقانی

شمارهٔ ۱۰۰ : رای اقضی القضاة اگر خواهد

شمارهٔ ۱۰۱ – در مدح قاضی عمربن عبدالعزیز : اقضی‌القضاة عمر عبد العزیز راست

شمارهٔ ۱۰۲ : من که خاقانیم حساب جهان

شمارهٔ ۱۰۳ – این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفته : بهشت صدرا تا دولت تو در دربست

شمارهٔ ۱۰۴ – در دعای مادر : مادرم کرد وقت نزع، دعا

شمارهٔ ۱۰۵ – در حماسه : چون زمان، عهد سنائی درنوشت

شمارهٔ ۱۰۶ – در بارهٔ رشید الدین وطواط : نیک بد رائی با خلق جهان

شمارهٔ ۱۰۷ – در مرثیه : از افق ملکت ار ستاره فرو شد

شمارهٔ ۱۰۸ – در مدح مجاهد الدین نظام : مدار ملک جهان بر مجاهد الدین است

شمارهٔ ۱۰۹ : دل در طلبت چو بند گردد

شمارهٔ ۱۱۰ : زندگی خفتگی است خاقانی

شمارهٔ ۱۱۱ : خاقانی اگرچه راست پیوندی

شمارهٔ ۱۱۲ : سپید کار سیه دل سپهر سبز نمای

شمارهٔ ۱۱۳ : مبر ای خواجه آب خاقانی

شمارهٔ ۱۱۴ : خاقانی را مپرس کز غم

شمارهٔ ۱۱۵ – در مدح مجد الدین افتخار الاسلام : با آینهٔ ضمیر مخدوم

شمارهٔ ۱۱۶ : سر سخنان نغز خاقانی

شمارهٔ ۱۱۷ : دلت خاقانیا زخم فلک راست

شمارهٔ ۱۱۸ – در مدح منوچهر شروان شاه و شکایت اخستان شاه : در عجم کیست کو چو طفل عرب

شمارهٔ ۱۱۹ – در مرثیهٔ امام محمد یحیی : خاقانیا به سوک خراسان سیاه پوش

شمارهٔ ۱۲۰ : جفاست از تو جواب سؤال خاقانی

شمارهٔ ۱۲۱ – در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است : ای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر

شمارهٔ ۱۲۲ : تو مار صورتی و همیشه شکرخوری

شمارهٔ ۱۲۳ : شکست این دلم نادرست اعتقادی

شمارهٔ ۱۲۴ – در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمران : امام ملت چارم که آسمان ششم

شمارهٔ ۱۲۵ – در استغنای طبع : شاخ دولت به نزد خاقانی

شمارهٔ ۱۲۶ : خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جوئی

شمارهٔ ۱۲۷ – در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی : آه و دردا که شبیخون اجل

شمارهٔ ۱۲۸ – در مدح خاقان اعظم منوچهر شروان شاه : ولینعمتم کیست خاقان اعظم

شمارهٔ ۱۲۹ – در نکوهش زن : زخم بر دل رسید خاقانی

شمارهٔ ۱۳۰ : تا تو ناز فروتران نکشی

شمارهٔ ۱۳۱ : فتنه تا اندکی بود صعب است

شمارهٔ ۱۳۲ – در مرثیه امام ناصر الدین ابراهیم باکوئی : از مرگ براهیم که علامهٔ دین بود

شمارهٔ ۱۳۳ : سپهر مکارم صفی کز صفاتش

شمارهٔ ۱۳۴ : وفا جستن از خلق خاقانیا بس

شمارهٔ ۱۳۵ : نیت من نکوست در حق دوست

شمارهٔ ۱۳۶ – در مدح خاموشی : خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست

شمارهٔ ۱۳۷ : پیشوای علما جامهٔ من

شمارهٔ ۱۳۸ – در مرثیهٔ عز الدین بوعمران : جهان را آه آه از دل برآمد

شمارهٔ ۱۳۹ : چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی

شمارهٔ ۱۴۰ – در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعد : خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد

شمارهٔ ۱۴۱ : گر به شروانم اهل دل می‌ماند

شمارهٔ ۱۴۲ : ای روح صفات اهرمن بند

شمارهٔ ۱۴۳ – در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز : ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ

شمارهٔ ۱۴۴ : خدای داند معنی میان نطفه نهادن

شمارهٔ ۱۴۵ : هرکه را غره کرد دولت نیز

شمارهٔ ۱۴۶ – در توصیف قلم و دوات خود : دوات من ز برون جدول و درون دریاست

شمارهٔ ۱۴۷ : منصب تدریس خون گوید از آنک

شمارهٔ ۱۴۸ – ایضا در مرثیهٔ امام محمد یحیی و خفه شدن او به دست غزان : های خاقانی تو را جای شکر ریز است و شکر

شمارهٔ ۱۴۹ – در مرثیهٔ خواجه ناصر الدین ابراهیم عارف گنجه‌ای : خاقانیا عروس صفا را به دست فقر

شمارهٔ ۱۵۰ : اندرین هفت هشت نه صدیق

شمارهٔ ۱۵۱ – در هجو شهر زوری : شهر زوری گدا بود خاصه

شمارهٔ ۱۵۲ – در تقاضای ده شتر از امیر الحاج : ای که هر دم ز تبت خلقت

شمارهٔ ۱۵۳ : همه عیب‌اند زنان و آن همه را

شمارهٔ ۱۵۴ : همه هم شهریان خاقانی

شمارهٔ ۱۵۵ : می‌سزد قبلهٔ خاقانی از آن

شمارهٔ ۱۵۶ : خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز

شمارهٔ ۱۵۷ : شب نباشد که آه خاقانی

شمارهٔ ۱۵۸ : تا به ارمن رسیده‌ام بر من

شمارهٔ ۱۵۹ : هر که در قوم بردگ است امامش خوانند

شمارهٔ ۱۶۰ : چون گشایند اهل همت دست خود

شمارهٔ ۱۶۱ : دولت نو است و کار نو و کارکن نو است

شمارهٔ ۱۶۲ – در موعظه : از بدان نیک ترس خاقانی

شمارهٔ ۱۶۳ : چون به حد کوفه باز آیند حاج از بادیه

شمارهٔ ۱۶۴ : خاقانی اگرچه نیک اهلی

شمارهٔ ۱۶۵ : تارمویم به من نمود سپید

شمارهٔ ۱۶۶ : رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا

شمارهٔ ۱۶۷ : جوی دل رفته دار خاقانی

شمارهٔ ۱۶۸ : یار مردم مار و کژدم دان کنون خاقانیا

شمارهٔ ۱۶۹ : دور کمال پانصد هجرت شناس و بس

شمارهٔ ۱۷۰ : بر اهل کرم لرز خاقانیا

شمارهٔ ۱۷۱ – در مرثیهٔ وحید الدین عم خود : خاک بر سر پاش خاقانی و در خون خسب از آنک

شمارهٔ ۱۷۲ – در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود : رفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان

شمارهٔ ۱۷۳ : ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی

شمارهٔ ۱۷۴ : دست بر پای آز نه یک چند

شمارهٔ ۱۷۵ : ای شاه دو معنی را نامد به تو خاقانی

شمارهٔ ۱۷۶ : ای امیر امرای سخن و شاه سخا

شمارهٔ ۱۷۷ : فضل درد سر است خاقانی

شمارهٔ ۱۷۸ – در رثاء فرزند : وقت مردن رشید را گفتم

شمارهٔ ۱۷۹ : دور دور بدی است خاقانی

شمارهٔ ۱۸۰ : چون امیدم بریده نیست ز تو

شمارهٔ ۱۸۱ – در جواب هجوی که در بارهٔ او گفته بودند : شنوده‌ای دم خاقانی از مدیح کسان

شمارهٔ ۱۸۲ : که گفت آنکه خاقانی سحرپیشه

شمارهٔ ۱۸۳ : آسمان داند که گاه نظم و نثر

شمارهٔ ۱۸۴ : خاقانیا ز عارضهٔ درد دل منال

شمارهٔ ۱۸۵ : روزی میان بادیه بر لشکر عجم

شمارهٔ ۱۸۶ – بالبدیهه در مدح ابوالهیجا خاقان اکبر منوچهر بن فریدون شروان شاه : سلاطین نژادا خلیفه پناها

شمارهٔ ۱۸۷ – در تولد دختر خود : یکی دو زایند آبستنان مادر طبع

شمارهٔ ۱۸۸ : خاقانیا به تقویت دوست دل مبند

شمارهٔ ۱۸۹ – در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود : چون من خطر زدم به فراق از پی وحید

شمارهٔ ۱۹۰ – در مرثیهٔ صدر الدین : جهان پیمانه را ماند به عینه

شمارهٔ ۱۹۱ : نیست در ایام چیزی از وفا نایافت‌تر

شمارهٔ ۱۹۲ : علوی دوست باش خاقانی

شمارهٔ ۱۹۳ : عذر داری بنال خاقانی

شمارهٔ ۱۹۴ – در حق مادر خویش : ای ریزهٔ روزی تو بوده

شمارهٔ ۱۹۵ : خلیفه گوید خاقانیا دبیری کن

شمارهٔ ۱۹۶ : گر کهان مه شدند خاقانی

شمارهٔ ۱۹۷ : با در و دشت ساز خاقانی

شمارهٔ ۱۹۸ : هر که خر در خلاب شهوت راند

شمارهٔ ۱۹۹ : مهترا بلبل انسی پس از این

شمارهٔ ۲۰۰ : عیسی دورانم و این کور شد دجال من

شمارهٔ ۲۰۱ – در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیر : علم دین کیمیاست خاقانی

شمارهٔ ۲۰۲ – در تحسر مرگ رشید فرزند خود : ای خواجه حساب عمر برگیر

شمارهٔ ۲۰۳ : من خدمت تو کردم و تو حق شناس نه

شمارهٔ ۲۰۴ : منه غرامت خاقانیا نهاد فلک را

شمارهٔ ۲۰۵ – در رثاء جمال الدین ابوجعفر محمدبن علی بن منصور اصفهانی وزیر قطب الدین صاحب موصل : جمال صفاهان نظام دوم

شمارهٔ ۲۰۶ : هر کجا از خجندیان صدری است

شمارهٔ ۲۰۷ – در مرثیهٔ وحید الدین پسر عم خود : جان عطارد از تپش خاطر وحید

شمارهٔ ۲۰۸ : ریت حق ببر معتزلی

شمارهٔ ۲۰۹ : زین خام قلتبان پدری دارم

شمارهٔ ۲۱۰ – در مرثیهٔ اهل بیت خود : دل درد زده است از غم زنهار نگه دارش

شمارهٔ ۲۱۱ : هر کو در نقص دید در خود

شمارهٔ ۲۱۲ : جدلی فلسفی است خاقانی

شمارهٔ ۲۱۳ – خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستاد : گنج فضائل افضل ساوی شناس و بس

شمارهٔ ۲۱۴ : ای خداوند بنده خاقانی

شمارهٔ ۲۱۵ : سفره‌ای و بر او چو سفرهٔ گل

شمارهٔ ۲۱۶ : من که خاقانیم نموداری

شمارهٔ ۲۱۷ : خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی

شمارهٔ ۲۱۸ : به خدائی که کرد گردون را

شمارهٔ ۲۱۹ : چشم بر کار دوست دار چنان

شمارهٔ ۲۲۰ : روز عمر آمد به پیشین ای دریغ

شمارهٔ ۲۲۱ : تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا

شمارهٔ ۲۲۲ : صدت فی بغداد ظبیا قد الف

شمارهٔ ۲۲۳ : باز به میدان ما فوج بلا بسته صف

شمارهٔ ۲۲۴ – در هجو رشید الدین وطواط : این گربه چشمک این سگک غوری غرک

شمارهٔ ۲۲۵ – در شکر عطای جاریه که پادشاه وقت به او کرده است : خسروا خاقانی عذرا سخن هندوی توست

شمارهٔ ۲۲۶ : همه درگاه خسروان دریاست

شمارهٔ ۲۲۷ : گه خرمی از غفلت و گه غمگنی از عقل

شمارهٔ ۲۲۸ – این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافهٔ بغداد فرستاده است : چو آسمان ورق عهد مقتفی بنوشت

شمارهٔ ۲۲۹ : مال کم راحت است و افزون رنج

شمارهٔ ۲۳۰ – در هجو : ای شده … چپ سلطان

شمارهٔ ۲۳۱ – در مدح تاج الدین : دو گهر دان پیمبری و کرم

شمارهٔ ۲۳۲ – این قطعه را در جواب قصیدهٔ رشید وطواط گفته است : ز گفتهٔ تو بجوشید طبع خاقانی

شمارهٔ ۲۳۳ : امشب من و اوحد و مید

شمارهٔ ۲۳۴ : بیش بیش است فضل خاقانی

شمارهٔ ۲۳۵ : در چنین علت ای طبیب مرا

شمارهٔ ۲۳۶ – در شکر ایادی شمس الدین رئیس : من که خاقانیم جفای وطن

شمارهٔ ۲۳۷ : خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من

شمارهٔ ۲۳۸ : غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس

شمارهٔ ۲۳۹ : هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم

شمارهٔ ۲۴۰ : به مجلس کو نزیل جود خویش است

شمارهٔ ۲۴۱ – در مدح اقضی‌القضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی : بخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان

شمارهٔ ۲۴۲ : آرزو بود نعمتم لیکن

شمارهٔ ۲۴۳ – در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود : پسر داشتم چون بلند آفتابی

شمارهٔ ۲۴۴ : از عزیزان سال دل کردم

شمارهٔ ۲۴۵ – در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود : جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم

شمارهٔ ۲۴۶ : آه به من می‌رسد ز سختی و رنج

شمارهٔ ۲۴۷ – در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیه : در دهر سیه سپیدم افکند

شمارهٔ ۲۴۸ – در مرثیهٔ عمدة الدین : فرزند بمرد و مقتدا هم

شمارهٔ ۲۴۹ : برد بیرون مرا ز ظلمت شک

شمارهٔ ۲۵۰ : دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم

شمارهٔ ۲۵۱ : غم عمری که شد چرا نخورم

شمارهٔ ۲۵۲ – در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش : رفیقا شناسی که من ز اهل شروان

شمارهٔ ۲۵۳ : نه سیل است طوفان نوح است ویحک

شمارهٔ ۲۵۴ : فلک خاک در میر است و من هم

شمارهٔ ۲۵۵ – در طیبت : من این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام

شمارهٔ ۲۵۶ – در مرثیهٔ عماد الدین : با دلم چشم از نهان می‌گفت کز مرگ عماد

شمارهٔ ۲۵۷ : منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند

شمارهٔ ۲۵۸ : چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد

شمارهٔ ۲۵۹ : خواجه بد گویدم معاذ الله

شمارهٔ ۲۶۰ : من که خاقانیم به هیچ بدی

شمارهٔ ۲۶۱ – در مرثیهٔ اهل بیت خود : بر درد دل دوا چه لود تا من آن کنم

شمارهٔ ۲۶۲ : هست او سیاه چرده و من هم سپید سر

شمارهٔ ۲۶۳ : آنچه افتاد چند بار مرا

شمارهٔ ۲۶۴ : به خدائی که در خدائی او

شمارهٔ ۲۶۵ : منکوب طبعم آوخ و منکوس طالعم

شمارهٔ ۲۶۶ – در شکر انعام رئیس شمس الدین : دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم

شمارهٔ ۲۶۷ : خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین

شمارهٔ ۲۶۸ – در هجو رشید وطواط : این غر غرچه جغد دمن است

شمارهٔ ۲۶۹ : چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم

شمارهٔ ۲۷۰ : خواجه بر من در نیک دربست

شمارهٔ ۲۷۱ : کو نزل عاشقان که منزل رسیده‌ایم

شمارهٔ ۲۷۲ : ز کام نهنگان برون آمدیم

شمارهٔ ۲۷۳ : وقت آن است کز این دار فنا درگذریم

شمارهٔ ۲۷۴ : در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم

شمارهٔ ۲۷۵ : ما حضرت عشق را ندیمیم

شمارهٔ ۲۷۶ – در موعظه : هر که را من به مهر خواندم دوست

شمارهٔ ۲۷۷ : بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان

شمارهٔ ۲۷۸ – در مدح عز الدین ابو عمران : دبیران را منم استاد و میران را منم قدوه

شمارهٔ ۲۷۹ : یک روز بپرسید منوچهر ز سالار

شمارهٔ ۲۸۰ : ز آل غانم اگرچه نفعی نیست

شمارهٔ ۲۸۱ : از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر

شمارهٔ ۲۸۲ : منم سرآمد دوران که طبع من داند

شمارهٔ ۲۸۳ : یارب ز حال محنت خاقانی آگهی

شمارهٔ ۲۸۴ : خیره کشا، بد کنشا، ظالما!

شمارهٔ ۲۸۵ : تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک

شمارهٔ ۲۸۶ : شب رحیل چو کردم وداع شروان را

شمارهٔ ۲۸۷ : منم که همچو کمان دستمال ترکانم

شمارهٔ ۲۸۸ : کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ

شمارهٔ ۲۸۹ – در هجو : قسم تو ریاست از ریاست

شمارهٔ ۲۹۰ – در هجو رشید وطواط : خواجه موشی است زیر بر به کمین

شمارهٔ ۲۹۱ – در تعریض بر پندار رازی : زین کلک من که سحر طرازی است راستین

شمارهٔ ۲۹۲ : لوریی گفت مرا در عرفات

شمارهٔ ۲۹۳ : به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید

شمارهٔ ۲۹۴ – بالبدیهه در صفت خربزه : خوان خسرو فلک مثال و در او

شمارهٔ ۲۹۵ : ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری

شمارهٔ ۲۹۶ : خواجه بر استر رومی خر مصری می‌دید

شمارهٔ ۲۹۷ : زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر

شمارهٔ ۲۹۸ – در مرثیهٔ فلکی شروانی : عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود

شمارهٔ ۲۹۹ : آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ

شمارهٔ ۳۰۰ : من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام

شمارهٔ ۳۰۱ – در حسرت عمر گذشته : گنج عمری داشتی خاقانیا

شمارهٔ ۳۰۲ : دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او

شمارهٔ ۳۰۳ – در هجو رشید وطواط : ای بلخیک سقط چه فرستی به شهر ما

شمارهٔ ۳۰۴ : دیده از کار جهان دربسته به

شمارهٔ ۳۰۵ – خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد : زهی عقد فرهنگیان را میانه

شمارهٔ ۳۰۶ : راز دارم مرا ز دست مده

شمارهٔ ۳۰۷ : بر در خواجه از تظلم خلق

شمارهٔ ۳۰۸ : زهر است مرا غذای هر روزه

شمارهٔ ۳۰۹ : هرچه امن و فراغت است و کفاف

شمارهٔ ۳۱۰ : ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی

شمارهٔ ۳۱۱ : تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را

شمارهٔ ۳۱۲ : پسر، خاندان را بود خانه‌دار

شمارهٔ ۳۱۳ : نیک مردی کجاست خاقانی

شمارهٔ ۳۱۴ – در شکایت از روزگار : اهل دلی ز اهل روزگار نیابی

شمارهٔ ۳۱۵ : مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک

شمارهٔ ۳۱۶ : سر انگشت می‌رزد بی‌بی

شمارهٔ ۳۱۷ : گر به دل آزاد بودمی چه غمستی

شمارهٔ ۳۱۸ : کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی

شمارهٔ ۳۱۹ : یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی

شمارهٔ ۳۲۰ : گفتی که سپاس کس مبر بیش

شمارهٔ ۳۲۱ – شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیر : ای جهان داوری که دوران را

شمارهٔ ۳۲۲ : ابر دستا ز بحر جود مرا

شمارهٔ ۳۲۳ : نیست در موکب جهان مردی

شمارهٔ ۳۲۴ : پاکا ملکا قد فلک را

شمارهٔ ۳۲۵ : طبع روشن داشت خاقانی حوادث تیره کرد

شمارهٔ ۳۲۶ : اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی

شمارهٔ ۳۲۷ : گر دیده یک اهل دیده بودی

شمارهٔ ۳۲۸ – در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالار : چون یوسف سپهر چهارم ز چاه دی

شمارهٔ ۳۲۹ – در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم : افاق زیر خاتم خوارزم شاهی است

شمارهٔ ۳۳۰ : کیست ز اهل زمانه خاقانی

شمارهٔ ۳۳۱ : رو که سوی راستی بسیج نداری

شمارهٔ ۳۳۲ – در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است : به تعریض گفتی که خاقانیا

شمارهٔ ۳۳۳ : صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک

شمارهٔ ۳۳۴ – شعر قاضی تنوخی : رضیت بما قسم الله لی

شمارهٔ ۳۳۵ – در حماسه و مدح خود : شاعر مفلق منم، خوان معانی مراست

شمارهٔ ۳۳۶ : بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا

شمارهٔ ۳۳۷ – در نکوهش بغداد : ای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا

شمارهٔ ۳۳۸ : دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم

شمارهٔ ۳۳۹ : ای بزم تو فروخته رایات خرمی

شمارهٔ ۳۴۰ – در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر : چراغ کیان کشته شد کاش من

شمارهٔ ۳۴۱ : خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر

شمارهٔ ۳۴۲ : باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه

شمارهٔ ۳۴۳ : گر از غم خلاصی طلب کردمی

شمارهٔ ۳۴۴ : عالمی بس دیو رای است ارنه من

شمارهٔ ۳۴۵ : اهل بایستی که جان افشاندمی

شمارهٔ ۳۴۶ – در مرثیهٔ اهل بیت خود : چشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی

شمارهٔ ۳۴۷ – در هجو رشید الدین وطواط : رشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی

شمارهٔ ۳۴۸ – در مرثیهٔ سلطان شرق : گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت

شمارهٔ ۳۴۹ : صانعا شکر تو واجب شمرم

شمارهٔ ۳۵۰ : ز آب سخن بحر ارجیش را من

شمارهٔ ۳۵۱ – در هجو : اهل بغداد را زنان بینی

شمارهٔ ۳۵۲ : خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش

شمارهٔ ۳۵۳ – در ترک شهوترانی : آب شهوت مریز خاقانی

شمارهٔ ۳۵۴ : صبح کرم و وفا فرو شد

شمارهٔ ۳۵۵ : مرفق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای

شمارهٔ ۳۵۶ : می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جوی

شمارهٔ ۳۵۷ : خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب

شمارهٔ ۳۵۸ : خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی

شمارهٔ ۳۵۹ : بس کن خاقانیا ز مدحت دونان

شمارهٔ ۳۶۰ – در هجو یکی از وزرای شروان‌شاه : ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان

شمارهٔ ۳۶۱ : نیست سالم دو ده ولی به سخن

شمارهٔ ۳۶۲ : سعد و نحس شب سپید و سیاه

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.