غزل شمارهٔ ۱ – فی التوحید : ای غره ماه از اثر صنع تو غرا
غزل شمارهٔ ۲ – فی نعمت الرسول صلی الله علیه و آله : صل علی محمد دره تاج الاصطفا
غزل شمارهٔ ۳ : ای صبح صادقان رخ زیبای مصطفی
غزل شمارهٔ ۴ : طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا
غزل شمارهٔ ۵ : این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا
غزل شمارهٔ ۶ : بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا
غزل شمارهٔ ۷ : گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
غزل شمارهٔ ۸ : چو در نظر نبود روی دوستان ما را
غزل شمارهٔ ۹ : وقت صبوح شد بیار آن خورمه نقاب ار
غزل شمارهٔ ۱۰ : همچو بالات بگویم سخنی راست ترا
غزل شمارهٔ ۱۱ : آن نقش بین که فتنه کند نقشبند را
غزل شمارهٔ ۱۲ : رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
غزل شمارهٔ ۱۳ : ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را
غزل شمارهٔ ۱۴ : مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را
غزل شمارهٔ ۱۵ : دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا
غزل شمارهٔ ۱۶ : یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا
غزل شمارهٔ ۱۷ : ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را
غزل شمارهٔ ۱۸ : ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
غزل شمارهٔ ۱۹ : مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
غزل شمارهٔ ۲۰ : میرود آب رخ از بادهٔ گلرنگ مرا
غزل شمارهٔ ۲۱ : کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا
غزل شمارهٔ ۲۲ : بگوئید ای رفیقان ساربان را
غزل شمارهٔ ۲۳ : آخر ای یار فراموش مکن یارانرا
غزل شمارهٔ ۲۴ : ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا
غزل شمارهٔ ۲۵ : شبی که راه هم آه آتش افشان را
غزل شمارهٔ ۲۶ : اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا
غزل شمارهٔ ۲۷ : چو در گره فکنی آن کمند پر چین را
غزل شمارهٔ ۲۸ : آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را
غزل شمارهٔ ۲۹ : رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
غزل شمارهٔ ۳۰ : بده آن راح روان پرور ریحانی را
غزل شمارهٔ ۳۱ : خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما
غزل شمارهٔ ۳۲ : آب آتش میبرد خورشید شبپوش شما
غزل شمارهٔ ۳۳ : آن تن ماست یا میان شما
غزل شمارهٔ ۳۴ : اگر سرم برود در سر وفای شما
غزل شمارهٔ ۳۵ : آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
غزل شمارهٔ ۳۶ : مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب
غزل شمارهٔ ۳۷ : ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب
غزل شمارهٔ ۳۸ : طلع الصبح من وراء حجاب
غزل شمارهٔ ۳۹ : دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
غزل شمارهٔ ۴۰ : ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
غزل شمارهٔ ۴۱ : ساقی سیمبر بیار شراب
غزل شمارهٔ ۴۲ : ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
غزل شمارهٔ ۴۳ : هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب
غزل شمارهٔ ۴۴ : ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب
غزل شمارهٔ ۴۵ : من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب
غزل شمارهٔ ۴۶ : دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب
غزل شمارهٔ ۴۷ : ای کرده ماه را از تیره شب نقاب
غزل شمارهٔ ۴۸ : برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
غزل شمارهٔ ۴۹ : رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
غزل شمارهٔ ۵۰ : ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
غزل شمارهٔ ۵۱ : ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
غزل شمارهٔ ۵۲ : ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
غزل شمارهٔ ۵۳ : گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
غزل شمارهٔ ۵۴ : چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
غزل شمارهٔ ۵۵ : طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
غزل شمارهٔ ۵۶ : طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
غزل شمارهٔ ۵۷ : ای که از سرچشمهٔ نوشت برفت آب نبات
غزل شمارهٔ ۵۸ : ای که شهد شکربن تو برد آب نبات
غزل شمارهٔ ۵۹ : پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
غزل شمارهٔ ۶۰ : تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
غزل شمارهٔ ۶۱ : ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت
غزل شمارهٔ ۶۲ : چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت
غزل شمارهٔ ۶۳ : بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت
غزل شمارهٔ ۶۴ : آه کز آهم مه و پروین بسوخت
غزل شمارهٔ ۶۵ : صبح کز چشم فلک اشک ثریا میریخت
غزل شمارهٔ ۶۶ : یاد باد آن روز کز لب بوی جان میآمدت
غزل شمارهٔ ۶۷ : از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
غزل شمارهٔ ۶۸ : ساقیا ساغر شراب کجاست
غزل شمارهٔ ۶۹ : ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست
غزل شمارهٔ ۷۰ : منزلگه جانست که جانان من آنجاست
غزل شمارهٔ ۷۱ : این باد کدامست که از کوی شما خاست
غزل شمارهٔ ۷۲ : ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
غزل شمارهٔ ۷۳ : این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
غزل شمارهٔ ۷۴ : گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست
غزل شمارهٔ ۷۵ : دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
غزل شمارهٔ ۷۶ : کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
غزل شمارهٔ ۷۷ : با منت کینه و با جمله صفاست
غزل شمارهٔ ۷۸ : با تو نقشی که در تصور ماست
غزل شمارهٔ ۷۹ : طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
غزل شمارهٔ ۸۰ : کفر سر زلف تو ایمان ماست
غزل شمارهٔ ۸۱ : عقل مرغی ز آشیانهٔ ماست
غزل شمارهٔ ۸۲ : کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
غزل شمارهٔ ۸۳ : مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
غزل شمارهٔ ۸۴ : جمشید بنده در دولتسرای ماست
غزل شمارهٔ ۸۵ : رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
غزل شمارهٔ ۸۶ : منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
غزل شمارهٔ ۸۷ : گر از جور جانان ننالی رواست
غزل شمارهٔ ۸۸ : شامش از صبح فروزنده درآویخته است
غزل شمارهٔ ۸۹ : شوریدهئیست زلف تو کز بند جسته است
غزل شمارهٔ ۹۰ : روی زمین و خون دلم نم گرفته است
غزل شمارهٔ ۹۱ : هیچ میدانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
غزل شمارهٔ ۹۲ : گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است
غزل شمارهٔ ۹۳ : چو سرچشمهٔ چشم من دیده است
غزل شمارهٔ ۹۴ : مسیح روح را مریم حجابست
غزل شمارهٔ ۹۵ : دلا جان در ره جانان حجابست
غزل شمارهٔ ۹۶ : رخش با آب و آتش در نقابست
غزل شمارهٔ ۹۷ : یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
غزل شمارهٔ ۹۸ : هنوزت نرگس اندر عین خوابست
غزل شمارهٔ ۹۹ : آنزمان مهر تو میجست که پیمان میبست
غزل شمارهٔ ۱۰۰ : رخسار تو شمع کایناتست
غزل شمارهٔ ۱۰۱ : ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست
غزل شمارهٔ ۱۰۲ : ایکه لبت آب شکر ریختست
غزل شمارهٔ ۱۰۳ : کارم از دست دل فرو بستست
غزل شمارهٔ ۱۰۴ : خطی کز تیره شب برخور نوشتست
غزل شمارهٔ ۱۰۵ : جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
غزل شمارهٔ ۱۰۶ : ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست
غزل شمارهٔ ۱۰۷ : جانم از غم بلب رسیدهٔ تست
غزل شمارهٔ ۱۰۸ : گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست
غزل شمارهٔ ۱۰۹ : مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
غزل شمارهٔ ۱۱۰ : دلبرا خورشیدتابان ذرهئی از روی تست
غزل شمارهٔ ۱۱۱ : پیش صاحبنظران ملک سلیمان بادست
غزل شمارهٔ ۱۱۲ : جانم از بادهٔ لعل تو خراب افتادست
غزل شمارهٔ ۱۱۳ : بستهٔ بند تو از هر دو جهان آزادست
غزل شمارهٔ ۱۱۴ : رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
غزل شمارهٔ ۱۱۵ : بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
غزل شمارهٔ ۱۱۶ : زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
غزل شمارهٔ ۱۱۷ : چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
غزل شمارهٔ ۱۱۸ : هر که او دیدهٔ مردم کش مستت دیدست
غزل شمارهٔ ۱۱۹ : وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
غزل شمارهٔ ۱۲۰ : چو از برگ گلش سنبل دمیدست
غزل شمارهٔ ۱۲۱ : گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست
غزل شمارهٔ ۱۲۲ : شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست
غزل شمارهٔ ۱۲۳ : به بوستان جمالت بهار بسیارست
غزل شمارهٔ ۱۲۴ : نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست
غزل شمارهٔ ۱۲۵ : سحر بگوش صبوحی کشان بادهپرست
غزل شمارهٔ ۱۲۶ : ای لبت بادهفروش و دل من بادهپرست
غزل شمارهٔ ۱۲۷ : ای لبت میگون و جانم می پرست
غزل شمارهٔ ۱۲۸ : گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست
غزل شمارهٔ ۱۲۹ : لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست
غزل شمارهٔ ۱۳۰ : بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
غزل شمارهٔ ۱۳۱ : در خنده آن عقیق شکرریز خوشترست
غزل شمارهٔ ۱۳۲ : زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست
غزل شمارهٔ ۱۳۳ : فروغ عارض او یا سپیده سحرست
غزل شمارهٔ ۱۳۴ : این همه مستی ما مستی مستی دگرست
غزل شمارهٔ ۱۳۵ : جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست
غزل شمارهٔ ۱۳۶ : بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست
غزل شمارهٔ ۱۳۷ : آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست
غزل شمارهٔ ۱۳۸ : ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست
غزل شمارهٔ ۱۳۹ : از لعل آبدار تو نعلم برآتشست
غزل شمارهٔ ۱۴۰ : ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
غزل شمارهٔ ۱۴۱ : باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست
غزل شمارهٔ ۱۴۲ : شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست
غزل شمارهٔ ۱۴۳ : در شب زلف تو مهتابی خوشست
غزل شمارهٔ ۱۴۴ : رخ دلفروز تو ماهی خوشست
غزل شمارهٔ ۱۴۵ : بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست
غزل شمارهٔ ۱۴۶ : بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
غزل شمارهٔ ۱۴۷ : خطر بادیهٔ عشق تو بیش از پیشست
غزل شمارهٔ ۱۴۸ : بهار روی تو بازار مشتری بشکست
غزل شمارهٔ ۱۴۹ : ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست
غزل شمارهٔ ۱۵۰ : ترا با ما اگر صلحست جنگست
غزل شمارهٔ ۱۵۱ : ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست
غزل شمارهٔ ۱۵۲ : رخت خورشید را یات جمالست
غزل شمارهٔ ۱۵۳ : حسن تو نهایت جمالست
غزل شمارهٔ ۱۵۴ : خطت که کتابهٔ جمالست
غزل شمارهٔ ۱۵۵ : هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
غزل شمارهٔ ۱۵۶ : این چنین صورت گر از آب و گلست
غزل شمارهٔ ۱۵۷ : ای من ز دو چشم نیم مستت مست
غزل شمارهٔ ۱۵۸ : ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
غزل شمارهٔ ۱۵۹ : دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
غزل شمارهٔ ۱۶۰ : سحرگه ماه عقرب زلف من مست
غزل شمارهٔ ۱۶۱ : دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست
غزل شمارهٔ ۱۶۲ : اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست
غزل شمارهٔ ۱۶۳ : نظری کن اگرت خاطر درویشانست
غزل شمارهٔ ۱۶۴ : آن جوهر جانست که در گوهر کانست
غزل شمارهٔ ۱۶۵ : دلم با مردم چشمت چنانست
غزل شمارهٔ ۱۶۶ : مرا یاقوت او قوت روانست
غزل شمارهٔ ۱۶۷ : یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
غزل شمارهٔ ۱۶۸ : گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
غزل شمارهٔ ۱۶۹ : روز رخسار تو ماهی روشنست
غزل شمارهٔ ۱۷۰ : بوقت صبح می روشن آفتاب منست
غزل شمارهٔ ۱۷۱ : سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
غزل شمارهٔ ۱۷۲ : گل بستان خرد لفظ دلارای منست
غزل شمارهٔ ۱۷۳ : زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست
غزل شمارهٔ ۱۷۴ : آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
غزل شمارهٔ ۱۷۵ : آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست
غزل شمارهٔ ۱۷۶ : گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
غزل شمارهٔ ۱۷۷ : من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
غزل شمارهٔ ۱۷۸ : عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
غزل شمارهٔ ۱۷۹ : ای فدای قامتت هر سرو بستانی که هست
غزل شمارهٔ ۱۸۰ : ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
غزل شمارهٔ ۱۸۱ : از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست
غزل شمارهٔ ۱۸۲ : ای پیک صبا حال پری چهرهٔ ما چیست
غزل شمارهٔ ۱۸۳ : ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست
غزل شمارهٔ ۱۸۴ : برسر کوی عشق بازاریست
غزل شمارهٔ ۱۸۵ : ترا که طرهٔ مشکین و خط زنگاریست
غزل شمارهٔ ۱۸۶ : جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
غزل شمارهٔ ۱۸۷ : نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست
غزل شمارهٔ ۱۸۸ : غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست
غزل شمارهٔ ۱۸۹ : نشان بی نشانان بی نشانیست
غزل شمارهٔ ۱۹۰ : بتی که طره او مجمع پریشانیست
غزل شمارهٔ ۱۹۱ : زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۲ : بدایت غم عشاق را نهایت نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۳ : هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۴ : کو دل که او بدام غمت پای بند نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۵ : هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۶ : عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۷ : اینجا نماز زندهدلان جز نیاز نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۸ : مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
غزل شمارهٔ ۱۹۹ : روضهٔ خلد برین بستانسرائی بیش نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۰ : حذر کن ز یاری که یاریش نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۱ : ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۲ : آن نگینی که منش میطلبم با جم نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۳ : اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۴ : اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۵ : کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۶ : در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۷ : شمع ما مامول هر پروانه نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۸ : شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
غزل شمارهٔ ۲۰۹ : گرچه کاری چو عشقبازی نیست
غزل شمارهٔ ۲۱۰ : مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
غزل شمارهٔ ۲۱۱ : هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
غزل شمارهٔ ۲۱۲ : بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
غزل شمارهٔ ۲۱۳ : دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت
غزل شمارهٔ ۲۱۴ : کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت
غزل شمارهٔ ۲۱۵ : ای قمر تابی از بناگوشت
غزل شمارهٔ ۲۱۶ : لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
غزل شمارهٔ ۲۱۷ : منزل ار یار قرینست چه دوزخ چه بهشت
غزل شمارهٔ ۲۱۸ : ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت
غزل شمارهٔ ۲۱۹ : هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
غزل شمارهٔ ۲۲۰ : ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت
غزل شمارهٔ ۲۲۱ : ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
غزل شمارهٔ ۲۲۲ : سنبلش برگ ارغوان بگرفت
غزل شمارهٔ ۲۲۳ : بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت
غزل شمارهٔ ۲۲۴ : چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت
غزل شمارهٔ ۲۲۵ : سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
غزل شمارهٔ ۲۲۶ : دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
غزل شمارهٔ ۲۲۷ : نوبت زدند و مرغ سحر بانگ صبح گفت
غزل شمارهٔ ۲۲۸ : ای جان جهان جان وجهان برخی جانت
غزل شمارهٔ ۲۲۹ : بحز از کمر ندیدم سر موئی از میانت
غزل شمارهٔ ۲۳۰ : ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
غزل شمارهٔ ۲۳۱ : خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت
غزل شمارهٔ ۲۳۲ : برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
غزل شمارهٔ ۲۳۳ : میانش موئی و شیرین دهان هیچ
غزل شمارهٔ ۲۳۴ : بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح
غزل شمارهٔ ۲۳۵ : حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوح
غزل شمارهٔ ۲۳۶ : ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد
غزل شمارهٔ ۲۳۷ : یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
غزل شمارهٔ ۲۳۸ : پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد
غزل شمارهٔ ۲۳۹ : نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
غزل شمارهٔ ۲۴۰ : تا دلم در خم آن زلف سمنسا افتاد
غزل شمارهٔ ۲۴۱ : چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد
غزل شمارهٔ ۲۴۲ : دلبرم را پر طوطی بر شکر خواهد فتاد
غزل شمارهٔ ۲۴۳ : گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد
غزل شمارهٔ ۲۴۴ : چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
غزل شمارهٔ ۲۴۵ : بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
غزل شمارهٔ ۲۴۶ : یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد
غزل شمارهٔ ۲۴۷ : دل من زحمت جان برنتابد
غزل شمارهٔ ۲۴۸ : هندوئی را باغبان سوی گلستان میفرستد
غزل شمارهٔ ۲۴۹ : چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
غزل شمارهٔ ۲۵۰ : از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
غزل شمارهٔ ۲۵۱ : چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
غزل شمارهٔ ۲۵۲ : هر کرا یار یار میافتد
غزل شمارهٔ ۲۵۳ : مه چنین دلستان نمیافتد
غزل شمارهٔ ۲۵۴ : لطافت دهنش در بیان نمیگنجد
غزل شمارهٔ ۲۵۵ : اگر آن ماه مهربان گردد
غزل شمارهٔ ۲۵۶ : ز جام عشق تو عقلم خراب میگردد
غزل شمارهٔ ۲۵۷ : چه بادست اینکه میآید که بوی یار ما دارد
غزل شمارهٔ ۲۵۸ : در راه قربت ما رهبان چه کار دارد
غزل شمارهٔ ۲۵۹ : با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
غزل شمارهٔ ۲۶۰ : درد محبت درمان ندارد
غزل شمارهٔ ۲۶۱ : کسی کو دل بر جانان ندارد
غزل شمارهٔ ۲۶۲ : آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
غزل شمارهٔ ۲۶۳ : هر کو بصری دارد با او نظری دارد
غزل شمارهٔ ۲۶۴ : دل من باز هوای سر کوئی دارد
غزل شمارهٔ ۲۶۵ : کدام یار که ما را پیام یار آرد
غزل شمارهٔ ۲۶۶ : چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
غزل شمارهٔ ۲۶۷ : خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد
غزل شمارهٔ ۲۶۸ : نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
غزل شمارهٔ ۲۶۹ : کاروان ختنی مشک ختا میآرد
غزل شمارهٔ ۲۷۰ : دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
غزل شمارهٔ ۲۷۱ : قصه غصه فرهاد بشیرین که برد
غزل شمارهٔ ۲۷۲ : پیغام بلبلان بگلستان که میبرد
غزل شمارهٔ ۲۷۳ : توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد
غزل شمارهٔ ۲۷۴ : سپیدهدم که صبا دامن سمن بدرد
غزل شمارهٔ ۲۷۵ : تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد
غزل شمارهٔ ۲۷۶ : خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد
غزل شمارهٔ ۲۷۷ : ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
غزل شمارهٔ ۲۷۸ : چو شام شد بشبستان باید کرد
غزل شمارهٔ ۲۷۹ : به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۰ : ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
غزل شمارهٔ ۲۸۱ : جان توجه بروی مهوش کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۲ : باز عزم شراب خواهم کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۳ : مه را اگر از مشک ز ره پوش توان کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۴ : بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۵ : پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۶ : بر سر کوی تو اندیشهٔ جان نتوان کرد
غزل شمارهٔ ۲۸۷ : هر کو چو شمع ز آتش دل تاج سر نکرد
غزل شمارهٔ ۲۸۸ : سپیدهدم که صبا بر چمن گذر میکرد
غزل شمارهٔ ۲۸۹ : طوطی از پستهٔ تنگ تو شکر گرد آورد
غزل شمارهٔ ۲۹۰ : سوز غم تو آتشم از جان بر آورد
غزل شمارهٔ ۲۹۱ : من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد
غزل شمارهٔ ۲۹۲ : گل نهالی به بوستان آورد
غزل شمارهٔ ۲۹۳ : کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
غزل شمارهٔ ۲۹۴ : چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
غزل شمارهٔ ۲۹۵ : دلم دیده از دوستان برنگیرد
غزل شمارهٔ ۲۹۶ : دلم که حلقهٔ گیسوی یار میگیرد
غزل شمارهٔ ۲۹۷ : طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
غزل شمارهٔ ۲۹۸ : مرغ در راه او پر اندازد
غزل شمارهٔ ۲۹۹ : چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد
غزل شمارهٔ ۳۰۰ : تا برآید نفس از عشق دمی باید زد
غزل شمارهٔ ۳۰۱ : وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
غزل شمارهٔ ۳۰۲ : صحبت جان جهان جان و جهان میارزد
غزل شمارهٔ ۳۰۳ : حدیث آرزومندی جوابی هم نمیارزد
غزل شمارهٔ ۳۰۴ : بهار دهر بباد خزان نمیارزد
غزل شمارهٔ ۳۰۵ : همه گنج جهان ماری نیرزد
غزل شمارهٔ ۳۰۶ : دلا سود عالم زیانی نیرزد
غزل شمارهٔ ۳۰۷ : چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد
غزل شمارهٔ ۳۰۸ : آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
غزل شمارهٔ ۳۰۹ : آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد
غزل شمارهٔ ۳۱۰ : کسی کزان سر زلف دو تا نمیترسد
غزل شمارهٔ ۳۱۱ : دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
غزل شمارهٔ ۳۱۲ : این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان میرسد
غزل شمارهٔ ۳۱۳ : خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
غزل شمارهٔ ۳۱۴ : گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد
غزل شمارهٔ ۳۱۵ : درد غم عشق را طبیب نباشد
غزل شمارهٔ ۳۱۶ : شام شکستگان را هرگز سحر نباشد
غزل شمارهٔ ۳۱۷ : روی نکو بی وجود ناز نباشد
غزل شمارهٔ ۳۱۸ : مردان این قدم را باید که سر نباشد
غزل شمارهٔ ۳۱۹ : کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
غزل شمارهٔ ۳۲۰ : ز حال بیخبرانت خبر نمیباشد
غزل شمارهٔ ۳۲۱ : تا چین آن دو زلف سمنسا پدید شد
غزل شمارهٔ ۳۲۲ : مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
غزل شمارهٔ ۳۲۳ : دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
غزل شمارهٔ ۳۲۴ : هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
غزل شمارهٔ ۳۲۵ : اسیر قید محبت ز جان نیندیشد
غزل شمارهٔ ۳۲۶ : گر دلم روز وداع از پی محمل میشد
غزل شمارهٔ ۳۲۷ : ایکه از شرمت خوی از رخسارهٔ خور میچکد
غزل شمارهٔ ۳۲۸ : یارش نتوان گفت که از یار بنالد
غزل شمارهٔ ۳۲۹ : نی ز دود دل پرآتش ما مینالد
غزل شمارهٔ ۳۳۰ : لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
غزل شمارهٔ ۳۳۱ : ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
غزل شمارهٔ ۳۳۲ : خسرو انجم بگه بام برآمد
غزل شمارهٔ ۳۳۳ : وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد
غزل شمارهٔ ۳۳۴ : از صومعه پیری بخرابات درآمد
غزل شمارهٔ ۳۳۵ : شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
غزل شمارهٔ ۳۳۶ : مراد بین که به پیش مرید باز آمد
غزل شمارهٔ ۳۳۷ : یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد
غزل شمارهٔ ۳۳۸ : بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد
غزل شمارهٔ ۳۳۹ : عید آمد و آنماه دلافروز نیامد
غزل شمارهٔ ۳۴۰ : سریست مرا با تو که اغیار نداند
غزل شمارهٔ ۳۴۱ : کس حال من سوخته جز شمع نداند
غزل شمارهٔ ۳۴۲ : عجب دارم گر او حالم نداند
غزل شمارهٔ ۳۴۳ : حدیث جان به جز جانان نداند
غزل شمارهٔ ۳۴۴ : که میرود که پیامم به شهریار رساند
غزل شمارهٔ ۳۴۵ : درد من دلخسته بدرمان که رساند
غزل شمارهٔ ۳۴۶ : گویند که صبرآتش عشقت بنشاند
غزل شمارهٔ ۳۴۷ : ماجرائی که دل سوخته میپوشاند
غزل شمارهٔ ۳۴۸ : دل بدست یار و غم در دل بماند
غزل شمارهٔ ۳۴۹ : ما برکنار و با تو کمر در میان بماند
غزل شمارهٔ ۳۵۰ : حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
غزل شمارهٔ ۳۵۱ : هر که را سکه درستست بزر باز نماند
غزل شمارهٔ ۳۵۲ : گل اندامی که گلگون میدواند
غزل شمارهٔ ۳۵۳ : اگر ز پیش برانی مرا که برخواند
غزل شمارهٔ ۳۵۴ : آن خط شب مثال که بر خور نوشتهاند
غزل شمارهٔ ۳۵۵ : رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت بردهاند
غزل شمارهٔ ۳۵۶ : خورشید را ز مشک زره پوش کردهاند
غزل شمارهٔ ۳۵۷ : شام خون آشام گیسو را اگر چین کردهاند
غزل شمارهٔ ۳۵۸ : زندهاند آنها که پیش چشم خوبان مردهاند
غزل شمارهٔ ۳۵۹ : خورشید را به سایهٔ شب در نشاندهاند
غزل شمارهٔ ۳۶۰ : این دلبران که پرده برخ در کشیدهاند
غزل شمارهٔ ۳۶۱ : زهی زلفت گرهگیری پر از بند
غزل شمارهٔ ۳۶۲ : ای ساربان به قتل ضعیفان کمر مبند
غزل شمارهٔ ۳۶۳ : عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
غزل شمارهٔ ۳۶۴ : همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
غزل شمارهٔ ۳۶۵ : دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
غزل شمارهٔ ۳۶۶ : دوش چون در شکن طرهٔ شب چین دادند
غزل شمارهٔ ۳۶۷ : این چه نامهست که از کشور یار آوردند
غزل شمارهٔ ۳۶۸ : خیمهٔ نوروز بر صحرا زدند
غزل شمارهٔ ۳۶۹ : ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
غزل شمارهٔ ۳۷۰ : ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند
غزل شمارهٔ ۳۷۱ : مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
غزل شمارهٔ ۳۷۲ : چون ترک من سپاه حبش برختن زند
غزل شمارهٔ ۳۷۳ : هم عفی الله نی که ما را مرحبائی میزند
غزل شمارهٔ ۳۷۴ : تا درد نیابند دوا را نشناسند
غزل شمارهٔ ۳۷۵ : ساقیا می زین فزونتر کن که میخواران بسند
غزل شمارهٔ ۳۷۶ : چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
غزل شمارهٔ ۳۷۷ : هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
غزل شمارهٔ ۳۷۸ : میکشندم بخرابات و در آن میکوشند
غزل شمارهٔ ۳۷۹ : در آن مجلس که جام عشق نوشند
غزل شمارهٔ ۳۸۰ : کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
غزل شمارهٔ ۳۸۱ : نور رویت تاب در شمع شبستان افکند
غزل شمارهٔ ۳۸۲ : ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند
غزل شمارهٔ ۳۸۳ : آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند
غزل شمارهٔ ۳۸۴ : هیچکس نیست که وصل تو تمنا نکند
غزل شمارهٔ ۳۸۵ : جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
غزل شمارهٔ ۳۸۶ : گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
غزل شمارهٔ ۳۸۷ : سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
غزل شمارهٔ ۳۸۸ : چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند
غزل شمارهٔ ۳۸۹ : چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
غزل شمارهٔ ۳۹۰ : ماه من مشک سیه در دامن گل میکند
غزل شمارهٔ ۳۹۱ : گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
غزل شمارهٔ ۳۹۲ : سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند
غزل شمارهٔ ۳۹۳ : طرههای تو کمند افکن طرارانند
غزل شمارهٔ ۳۹۴ : مستم آنجا مبر ای یار که سرمستانند
غزل شمارهٔ ۳۹۵ : چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
غزل شمارهٔ ۳۹۶ : صوفی اگرش بادهٔ صافی نچشانند
غزل شمارهٔ ۳۹۷ : چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
غزل شمارهٔ ۳۹۸ : ساقیان چون دم از شراب زنند
غزل شمارهٔ ۳۹۹ : چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
غزل شمارهٔ ۴۰۰ : پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
غزل شمارهٔ ۴۰۱ : پری رخان که برخ رشک لعبت چینند
غزل شمارهٔ ۴۰۲ : اهل دل پیش تو مردن ز خدا میخواهند
غزل شمارهٔ ۴۰۳ : عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
غزل شمارهٔ ۴۰۴ : اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
غزل شمارهٔ ۴۰۵ : بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
غزل شمارهٔ ۴۰۶ : تنم تنها نمیخواهد که در کاشانه بنشیند
غزل شمارهٔ ۴۰۷ : به آب گل رخ آن گلعذار میشویند
غزل شمارهٔ ۴۰۸ : دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود
غزل شمارهٔ ۴۰۹ : آن رفت که میل دل من سوی شما بود
غزل شمارهٔ ۴۱۰ : گردون کنایتی ز سر بام ما بود
غزل شمارهٔ ۴۱۱ : یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
غزل شمارهٔ ۴۱۲ : مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
غزل شمارهٔ ۴۱۳ : اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
غزل شمارهٔ ۴۱۴ : تا ترا برگ ما نخواهد بود
غزل شمارهٔ ۴۱۵ : ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
غزل شمارهٔ ۴۱۶ : دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
غزل شمارهٔ ۴۱۷ : یاد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود
غزل شمارهٔ ۴۱۸ : دوشم وطن به جز در دیر مغان نبود
غزل شمارهٔ ۴۱۹ : بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
غزل شمارهٔ ۴۲۰ : دیشب همه منزل من کوی مغان بود
غزل شمارهٔ ۴۲۱ : بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
غزل شمارهٔ ۴۲۲ : آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود
غزل شمارهٔ ۴۲۳ : آندم که نه شمع و نه لگن بود
غزل شمارهٔ ۴۲۴ : وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود
غزل شمارهٔ ۴۲۵ : مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
غزل شمارهٔ ۴۲۶ : دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
غزل شمارهٔ ۴۲۷ : شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
غزل شمارهٔ ۴۲۸ : مرا وقتی نگاری خرگهی بود
غزل شمارهٔ ۴۲۹ : راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
غزل شمارهٔ ۴۳۰ : نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
غزل شمارهٔ ۴۳۱ : ترک تیرانداز من کز پیش لشکر میرود
غزل شمارهٔ ۴۳۲ : تشنهٔ غنچه سیراب ترا آب چه سود
غزل شمارهٔ ۴۳۳ : باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
غزل شمارهٔ ۴۳۴ : ایکه هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود
غزل شمارهٔ ۴۳۵ : هر کو نظر کند بتو صاحبنظر شود
غزل شمارهٔ ۴۳۶ : بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
غزل شمارهٔ ۴۳۷ : گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
غزل شمارهٔ ۴۳۸ : گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
غزل شمارهٔ ۴۳۹ : عجب از قافله دارم که بدر مینشود
غزل شمارهٔ ۴۴۰ : زهی لعل تو در درج منضود
غزل شمارهٔ ۴۴۱ : مهرهٔ مهر چو از حقه مینا بنمود
غزل شمارهٔ ۴۴۲ : چشمت دل پر ز تاب خواهد
غزل شمارهٔ ۴۴۳ : دلم بی وصل جانان جان نخواهد
غزل شمارهٔ ۴۴۴ : جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید
غزل شمارهٔ ۴۴۵ : هرکه با نرگس سرمست تو در کار آید
غزل شمارهٔ ۴۴۶ : سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
غزل شمارهٔ ۴۴۷ : پیداست که از دود دم ما چه برآید
غزل شمارهٔ ۴۴۸ : بسالی کی چنان ماهی برآید
غزل شمارهٔ ۴۴۹ : گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید
غزل شمارهٔ ۴۵۰ : به خشم رفتهٔ ما گر به صلح باز آید
غزل شمارهٔ ۴۵۱ : بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
غزل شمارهٔ ۴۵۲ : عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید
غزل شمارهٔ ۴۵۳ : چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
غزل شمارهٔ ۴۵۴ : نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
غزل شمارهٔ ۴۵۵ : یا رب این هدهد میمون ز کجا میآید
غزل شمارهٔ ۴۵۶ : گلی به رنگ تو از غنچه بر نمیآید
غزل شمارهٔ ۴۵۷ : این چه بادست که از سوی چمن میآید
غزل شمارهٔ ۴۵۸ : کدام دل که ز دوری به جان نمیآید
غزل شمارهٔ ۴۵۹ : مرا دلیست که تا جان برون نمیآید
غزل شمارهٔ ۴۶۰ : نالهئی کان ز دل چنگ برون میآید
غزل شمارهٔ ۴۶۱ : کسی را از تو کامی برنیاید
غزل شمارهٔ ۴۶۲ : مهی چون او به ماهی برنیاید
غزل شمارهٔ ۴۶۳ : در پای تو هرکس که سر انداز نیاید
غزل شمارهٔ ۴۶۴ : جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
غزل شمارهٔ ۴۶۵ : به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید
غزل شمارهٔ ۴۶۶ : وهم بسی رفت و مکانش ندید
غزل شمارهٔ ۴۶۷ : صبح چون گلشن جمال تو دید
غزل شمارهٔ ۴۶۸ : جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
غزل شمارهٔ ۴۶۹ : مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
غزل شمارهٔ ۴۷۰ : سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
غزل شمارهٔ ۴۷۱ : آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
غزل شمارهٔ ۴۷۲ : دوش چون موکب سلطان خیالش برسید
غزل شمارهٔ ۴۷۳ : حدیث شمع از پروانه پرسید
غزل شمارهٔ ۴۷۴ : سخن یار ز اغیار بباید پوشید
غزل شمارهٔ ۴۷۵ : همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
غزل شمارهٔ ۴۷۶ : آن شکر لب که نباتش ز شکر میروید
غزل شمارهٔ ۴۷۷ : کیست که با من حدیث یار بگوید
غزل شمارهٔ ۴۷۸ : ز شهریار که آید که حال یار بگوید
غزل شمارهٔ ۴۷۹ : مرغ جم باز حدیثی ز سبا میگوید
غزل شمارهٔ ۴۸۰ : دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
غزل شمارهٔ ۴۸۱ : ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
غزل شمارهٔ ۴۸۲ : خدا را از سر زاری بگوئید
غزل شمارهٔ ۴۸۳ : ای پیر مغان شربتم از درد مغان آر
غزل شمارهٔ ۴۸۴ : زهی تاری ز زلفت مشگ تاتار
غزل شمارهٔ ۴۸۵ : مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
غزل شمارهٔ ۴۸۶ : ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
غزل شمارهٔ ۴۸۷ : برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
غزل شمارهٔ ۴۸۸ : طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار
غزل شمارهٔ ۴۸۹ : بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
غزل شمارهٔ ۴۹۰ : چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
غزل شمارهٔ ۴۹۱ : ماه یا جنتست یا رخسار
غزل شمارهٔ ۴۹۲ : ای نغمهٔ خوشت دم داود را شعار
غزل شمارهٔ ۴۹۳ : سبحان من یسبحه الرمل فی القفار
غزل شمارهٔ ۴۹۴ : قلم گرفتم و میخواستم که بر طومار
غزل شمارهٔ ۴۹۵ : منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
غزل شمارهٔ ۴۹۶ : ای خوشا وصل یار و فصل بهار
غزل شمارهٔ ۴۹۷ : حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
غزل شمارهٔ ۴۹۸ : مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
غزل شمارهٔ ۴۹۹ : آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
غزل شمارهٔ ۵۰۰ : ما را ز پردهٔ تو دل از پرده شد بدر
غزل شمارهٔ ۵۰۱ : ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
غزل شمارهٔ ۵۰۲ : شمسهٔ چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر
غزل شمارهٔ ۵۰۳ : ای تتق بسته از تیره شب برقمر
غزل شمارهٔ ۵۰۴ : بوستان جنتست و سروم حور
غزل شمارهٔ ۵۰۵ : زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
غزل شمارهٔ ۵۰۶ : گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
غزل شمارهٔ ۵۰۷ : دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
غزل شمارهٔ ۵۰۸ : برافکن سایبان ظلمت از نور
غزل شمارهٔ ۵۰۹ : بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
غزل شمارهٔ ۵۱۰ : پندم به چه عقل میدهد پیر
غزل شمارهٔ ۵۱۱ : معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
غزل شمارهٔ ۵۱۲ : فتادهام من دیوانه در غم تو اسیر
غزل شمارهٔ ۵۱۳ : برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
غزل شمارهٔ ۵۱۴ : با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
غزل شمارهٔ ۵۱۵ : بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر
غزل شمارهٔ ۵۱۶ : ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
غزل شمارهٔ ۵۱۷ : دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
غزل شمارهٔ ۵۱۸ : کار من شکسته بسامان رسید باز
غزل شمارهٔ ۵۱۹ : ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
غزل شمارهٔ ۵۲۰ : بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
غزل شمارهٔ ۵۲۱ : چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
غزل شمارهٔ ۵۲۲ : خادمهٔ عود سوز مطربهٔ عود ساز
غزل شمارهٔ ۵۲۳ : ای شده بر مه ز شبه مهره ساز
غزل شمارهٔ ۵۲۴ : پیش عاقل نیاز چیست نماز
غزل شمارهٔ ۵۲۵ : کجا بود من مدهوش را حضور نماز
غزل شمارهٔ ۵۲۶ : بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
غزل شمارهٔ ۵۲۷ : روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
غزل شمارهٔ ۵۲۸ : این غزل یک دو نوبت از سرسوز
غزل شمارهٔ ۵۲۹ : در جهان قصه حسن تو نشد فاش هنوز
غزل شمارهٔ ۵۳۰ : برگ نسرین ترا بی خار مییابم هنوز
غزل شمارهٔ ۵۳۱ : نشست شمع سحر ای چراغ مجلسیان خیز
غزل شمارهٔ ۵۳۲ : بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
غزل شمارهٔ ۵۳۳ : ای دلم را شکر جانپرورت چون جان عزیز
غزل شمارهٔ ۵۳۴ : ز لعل عیسویان قصهٔ مسیحا پرس
غزل شمارهٔ ۵۳۵ : معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
غزل شمارهٔ ۵۳۶ : ای مرغ خوشنوا چه فرو بستهئی نفس
غزل شمارهٔ ۵۳۷ : نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس
غزل شمارهٔ ۵۳۸ : به فلک میرسد خروش خروس
غزل شمارهٔ ۵۳۹ : الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش
غزل شمارهٔ ۵۴۰ : کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش
غزل شمارهٔ ۵۴۱ : یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
غزل شمارهٔ ۵۴۲ : زهی مستی من ز بادام مستش
غزل شمارهٔ ۵۴۳ : مستم ز دو چشم نیمه مستش
غزل شمارهٔ ۵۴۴ : مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
غزل شمارهٔ ۵۴۵ : رخت شمع شبستان مینهندش
غزل شمارهٔ ۵۴۶ : سرو را پای به گل میرود از رفتارش
غزل شمارهٔ ۵۴۷ : رقیب اگر بجفا باز داردم ز درش
غزل شمارهٔ ۵۴۸ : گلزار جنتست رخ حور پیکرش
غزل شمارهٔ ۵۴۹ : آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
غزل شمارهٔ ۵۵۰ : هر دل غمزده کان غمزه بود غمازش
غزل شمارهٔ ۵۵۱ : رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
غزل شمارهٔ ۵۵۲ : گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش
غزل شمارهٔ ۵۵۳ : آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
غزل شمارهٔ ۵۵۴ : اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
غزل شمارهٔ ۵۵۵ : دگر وجود ندارد لطیفهئی ز دهانش
غزل شمارهٔ ۵۵۶ : بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
غزل شمارهٔ ۵۵۷ : آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش
غزل شمارهٔ ۵۵۸ : حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش
غزل شمارهٔ ۵۵۹ : ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش
غزل شمارهٔ ۵۶۰ : ای شب زلفت غالیه سا وی مه رویت غالیه پوش
غزل شمارهٔ ۵۶۱ : ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
غزل شمارهٔ ۵۶۲ : ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش
غزل شمارهٔ ۵۶۳ : ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
غزل شمارهٔ ۵۶۴ : سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
غزل شمارهٔ ۵۶۵ : چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش
غزل شمارهٔ ۵۶۶ : ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
غزل شمارهٔ ۵۶۷ : پرده از رخ بفکن ای خود پردهٔ رخسار خویش
غزل شمارهٔ ۵۶۸ : آورده ایم روی بسوی دیار خویش
غزل شمارهٔ ۵۶۹ : به شهریار بگوئید حال این درویش
غزل شمارهٔ ۵۷۰ : به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص
غزل شمارهٔ ۵۷۱ : بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
غزل شمارهٔ ۵۷۲ : بسوز سینه رسند اهل دل بذوق سماع
غزل شمارهٔ ۵۷۳ : بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
غزل شمارهٔ ۵۷۴ : چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف
غزل شمارهٔ ۵۷۵ : شمیم باغ بهشتست با نسیم عراق
غزل شمارهٔ ۵۷۶ : ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق
غزل شمارهٔ ۵۷۷ : چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
غزل شمارهٔ ۵۷۸ : طفل بود در نظر پیر عشق
غزل شمارهٔ ۵۷۹ : باز برافراختیم رایت سلطان عشق
غزل شمارهٔ ۵۸۰ : سری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق
غزل شمارهٔ ۵۸۱ : ای سرو خرامندهٔ بستان حقایق
غزل شمارهٔ ۵۸۲ : نکهت روضهٔ خلدست که میبیزد مشک
غزل شمارهٔ ۵۸۳ : وه چه شیرینست لعلش اندرو پنهان نمک
غزل شمارهٔ ۵۸۴ : دیدم از دور بتی کاکلکش مشکینک
غزل شمارهٔ ۵۸۵ : ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگ
غزل شمارهٔ ۵۸۶ : نیستی آنکه زنی شیشهٔ هستی برسنگ
غزل شمارهٔ ۵۸۷ : چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
غزل شمارهٔ ۵۸۸ : یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
غزل شمارهٔ ۵۸۹ : گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
غزل شمارهٔ ۵۹۰ : سبحان من تقدس بالعز و الجلال
غزل شمارهٔ ۵۹۱ : زهی ز بادهٔ لعلت در آتش آب زلال
غزل شمارهٔ ۵۹۲ : ای سواد خط توشرح مصابیح جمال
غزل شمارهٔ ۵۹۳ : زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال
غزل شمارهٔ ۵۹۴ : زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
غزل شمارهٔ ۵۹۵ : شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
غزل شمارهٔ ۵۹۶ : ای دل من بسته در آن زنجیر سمنسا دل
غزل شمارهٔ ۵۹۷ : دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل
غزل شمارهٔ ۵۹۸ : ای ماه تو مهر انور دل
غزل شمارهٔ ۵۹۹ : دلم ربودی و رفتی ولی نمیروی از دل
غزل شمارهٔ ۶۰۰ : ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
غزل شمارهٔ ۶۰۱ : رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
غزل شمارهٔ ۶۰۲ : مرا که راه نماید کنون به خانهٔ دل
غزل شمارهٔ ۶۰۳ : گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
غزل شمارهٔ ۶۰۴ : مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
غزل شمارهٔ ۶۰۵ : ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
غزل شمارهٔ ۶۰۶ : هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
غزل شمارهٔ ۶۰۷ : باغبان گو برو باد مپیما کز گل
غزل شمارهٔ ۶۰۸ : خوشا با دوستان در بوستان گل
غزل شمارهٔ ۶۰۹ : مرا که نیست بخاک درت امید وصول
غزل شمارهٔ ۶۱۰ : یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول
غزل شمارهٔ ۶۱۱ : سپیده دم که برآمد خروش بانگ رحیل
غزل شمارهٔ ۶۱۲ : نوبتی صبح برآمد ببام
غزل شمارهٔ ۶۱۳ : برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
غزل شمارهٔ ۶۱۴ : آفتابست یا ستارهٔ بام
غزل شمارهٔ ۶۱۵ : تبت یا ذا الجلال و الا کرام
غزل شمارهٔ ۶۱۶ : خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
غزل شمارهٔ ۶۱۷ : مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
غزل شمارهٔ ۶۱۸ : عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
غزل شمارهٔ ۶۱۹ : حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام
غزل شمارهٔ ۶۲۰ : گر چه من آب رخ از خاک درت یافتهام
غزل شمارهٔ ۶۲۱ : من ز دست دیده و دل در بلا افتادهام
غزل شمارهٔ ۶۲۲ : سلامی به جانان فرستادهام
غزل شمارهٔ ۶۲۳ : گر نگویم دوستی از دوستانت بودهام
غزل شمارهٔ ۶۲۴ : هیچ میدانی که دیشب در غمش چون بودهام
غزل شمارهٔ ۶۲۵ : چو نام تو در نامهئی دیدهام
غزل شمارهٔ ۶۲۶ : هردم آرد باد صبح از روضهٔ رضوان پیام
غزل شمارهٔ ۶۲۷ : چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
غزل شمارهٔ ۶۲۸ : دل گل زنده گردد از دم خم
غزل شمارهٔ ۶۲۹ : ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
غزل شمارهٔ ۶۳۰ : چو چشم مست تو می پرستم
غزل شمارهٔ ۶۳۱ : ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
غزل شمارهٔ ۶۳۲ : من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۳ : امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۴ : تخفیف کن از دور من این باده که مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۵ : رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
غزل شمارهٔ ۶۳۶ : روزگاری روی در روی نگاری داشتم
غزل شمارهٔ ۶۳۷ : صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
غزل شمارهٔ ۶۳۸ : بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم
غزل شمارهٔ ۶۳۹ : در چمن دوش ببوی تو گذر میکردم
غزل شمارهٔ ۶۴۰ : میگذشتی و من از دور نظر میکردم
غزل شمارهٔ ۶۴۱ : عشق آن بت ساکن میخانه میگرداندم
غزل شمارهٔ ۶۴۲ : گر میکشندم ور میکشندم
غزل شمارهٔ ۶۴۳ : وقتست کز ورای سراپردهٔ عدم
غزل شمارهٔ ۶۴۴ : با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
غزل شمارهٔ ۶۴۵ : رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم
غزل شمارهٔ ۶۴۶ : نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
غزل شمارهٔ ۶۴۷ : روزی به سر کوی خرابات رسیدم
غزل شمارهٔ ۶۴۸ : نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
غزل شمارهٔ ۶۴۹ : بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
غزل شمارهٔ ۶۵۰ : ایدل ار خواهی به دولتخانهٔ جانت برم
غزل شمارهٔ ۶۵۱ : دوش میآید نگار بربرم
غزل شمارهٔ ۶۵۲ : چو برکشی علم قربت از حریم حرم
غزل شمارهٔ ۶۵۳ : بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
غزل شمارهٔ ۶۵۴ : اشکست که میگردد در کوی تو همرازم
غزل شمارهٔ ۶۵۵ : بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
غزل شمارهٔ ۶۵۶ : ای روی تو چشمهٔ خور چشم
غزل شمارهٔ ۶۵۷ : ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم
غزل شمارهٔ ۶۵۸ : تا چند به شادی می غمهای تو نوشم
غزل شمارهٔ ۶۵۹ : میدرم جامه و از مدعیان میپوشم
غزل شمارهٔ ۶۶۰ : ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
غزل شمارهٔ ۶۶۱ : من بار هجر میکشم و ناقه محملم
غزل شمارهٔ ۶۶۲ : آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
غزل شمارهٔ ۶۶۳ : من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
غزل شمارهٔ ۶۶۴ : من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
غزل شمارهٔ ۶۶۵ : گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
غزل شمارهٔ ۶۶۶ : ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
غزل شمارهٔ ۶۶۷ : نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
غزل شمارهٔ ۶۶۸ : مدام آن نرگس سرمست را در خواب میبینم
غزل شمارهٔ ۶۶۹ : گلی به رنگ تو در بوستان نمیبینم
غزل شمارهٔ ۶۷۰ : آن ماه پری رخ را در خانه نمیبینم
غزل شمارهٔ ۶۷۱ : خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
غزل شمارهٔ ۶۷۲ : من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
غزل شمارهٔ ۶۷۳ : این چه بادست کزو بوی شما میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۴ : این چه بویست که از باد صبا میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۵ : حکایت رخت از آفتاب میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۶ : نسیم زلف تو از نوبهار میشنوم
غزل شمارهٔ ۶۷۷ : مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
غزل شمارهٔ ۶۷۸ : با لعل او ز جوهر جان در گذشتهایم
غزل شمارهٔ ۶۷۹ : ما حاصل از جهان غم دلبر گرفتهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۰ : ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کردهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۱ : چون ما بکفر زلف تو اقرار کردهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۲ : به گدائی به سر کوی شما آمدهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۳ : باز هشیار برون رفته و مست آمدهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۴ : ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمدهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۵ : ما به نظارهٔ رویت بجهان آمدهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۶ : کشتی ما کو که ما زورق درآب افکندهایم
غزل شمارهٔ ۶۸۷ : اشارت کرده بودی تا بیایم
غزل شمارهٔ ۶۸۸ : ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم
غزل شمارهٔ ۶۸۹ : ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
غزل شمارهٔ ۶۹۰ : مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
غزل شمارهٔ ۶۹۱ : آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم
غزل شمارهٔ ۶۹۲ : ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
غزل شمارهٔ ۶۹۳ : دو جان وقف حریم حرم او کردیم
غزل شمارهٔ ۶۹۴ : اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
غزل شمارهٔ ۶۹۵ : دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم
غزل شمارهٔ ۶۹۶ : گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
غزل شمارهٔ ۶۹۷ : باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
غزل شمارهٔ ۶۹۸ : شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم
غزل شمارهٔ ۶۹۹ : نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
غزل شمارهٔ ۷۰۰ : ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
غزل شمارهٔ ۷۰۱ : از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
غزل شمارهٔ ۷۰۲ : داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
غزل شمارهٔ ۷۰۳ : ما مست می لعل روان پرور یاریم
غزل شمارهٔ ۷۰۴ : اکنون که از بهشت نشان میدهد نسیم
غزل شمارهٔ ۷۰۵ : کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم
غزل شمارهٔ ۷۰۶ : ما جرعه چشانیم ولی خضر وشانیم
غزل شمارهٔ ۷۰۷ : خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
غزل شمارهٔ ۷۰۸ : خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
غزل شمارهٔ ۷۰۹ : خیز تا باده در پیاله کنیم
غزل شمارهٔ ۷۱۰ : نشان دل بی نشان از که جویم
غزل شمارهٔ ۷۱۱ : دلدادهایم وز پی دلدار میرویم
غزل شمارهٔ ۷۱۲ : درد دل خویش با که گویم
غزل شمارهٔ ۷۱۳ : ز باد نکهت دو تات میجوئیم
غزل شمارهٔ ۷۱۴ : ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
غزل شمارهٔ ۷۱۵ : ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان
غزل شمارهٔ ۷۱۶ : ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان
غزل شمارهٔ ۷۱۷ : چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
غزل شمارهٔ ۷۱۸ : ای چشم تو چشمبند مستان
غزل شمارهٔ ۷۱۹ : ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
غزل شمارهٔ ۷۲۰ : نرگس مستت فتنهٔ مستان
غزل شمارهٔ ۷۲۱ : ای بوستان عارض تو گلستان جان
غزل شمارهٔ ۷۲۲ : ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
غزل شمارهٔ ۷۲۳ : ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
غزل شمارهٔ ۷۲۴ : ای می لعل تو کام رندان
غزل شمارهٔ ۷۲۵ : به من رسید نوید وصال دلداران
غزل شمارهٔ ۷۲۶ : چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
غزل شمارهٔ ۷۲۷ : ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران
غزل شمارهٔ ۷۲۸ : تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
غزل شمارهٔ ۷۲۹ : چه خوش باشد میان لاله زاران
غزل شمارهٔ ۷۳۰ : ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
غزل شمارهٔ ۷۳۱ : ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان
غزل شمارهٔ ۷۳۲ : یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
غزل شمارهٔ ۷۳۳ : در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
غزل شمارهٔ ۷۳۴ : خوشا چشمی که بیند روی ترکان
غزل شمارهٔ ۷۳۵ : خوشا صبح و صبوحی با همالان
غزل شمارهٔ ۷۳۶ : ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
غزل شمارهٔ ۷۳۷ : دلا از جان زبان درکش که جانان
غزل شمارهٔ ۷۳۸ : زهی روی تو صبح شب نشینان
غزل شمارهٔ ۷۳۹ : ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
غزل شمارهٔ ۷۴۰ : سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
غزل شمارهٔ ۷۴۱ : نه درد عشق مییارم نهفتن
غزل شمارهٔ ۷۴۲ : نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن
غزل شمارهٔ ۷۴۳ : دوش چون از لعل میگون تو میگفتم سخن
غزل شمارهٔ ۷۴۴ : هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
غزل شمارهٔ ۷۴۵ : بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
غزل شمارهٔ ۷۴۶ : بر اشکم کهربا آبیست روشن
غزل شمارهٔ ۷۴۷ : ترا که گفت که قصد دل شکستهٔ ما کن
غزل شمارهٔ ۷۴۸ : ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
غزل شمارهٔ ۷۴۹ : وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
غزل شمارهٔ ۷۵۰ : ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
غزل شمارهٔ ۷۵۱ : خویش را در کوی بیخویشی فکن
غزل شمارهٔ ۷۵۲ : امشب ای یار قصد خواب مکن
غزل شمارهٔ ۷۵۳ : جان بده یا دگر اندیشهٔ جانانه مکن
غزل شمارهٔ ۷۵۴ : ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
غزل شمارهٔ ۷۵۵ : بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
غزل شمارهٔ ۷۵۶ : بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
غزل شمارهٔ ۷۵۷ : هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من
غزل شمارهٔ ۷۵۸ : گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
غزل شمارهٔ ۷۵۹ : ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
غزل شمارهٔ ۷۶۰ : به عقل کی متصور شود فنون جنون
غزل شمارهٔ ۷۶۱ : زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
غزل شمارهٔ ۷۶۲ : سنبل سیه بر سمن مزن
غزل شمارهٔ ۷۶۳ : خط زنگاری نگر از سبزه بر گرد سمن
غزل شمارهٔ ۷۶۴ : ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
غزل شمارهٔ ۷۶۵ : خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
غزل شمارهٔ ۷۶۶ : هر زمان آهنگ بیزاریش بین
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : زهی خطی به خطا برده سوی خطهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۸ : ای شام زلفت بتخانهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۹ : تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
غزل شمارهٔ ۷۷۰ : آن لب شیرین همچون جان شیرین
غزل شمارهٔ ۷۷۱ : کیست که گوید ببارگاه سلاطین
غزل شمارهٔ ۷۷۲ : هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین
غزل شمارهٔ ۷۷۳ : نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
غزل شمارهٔ ۷۷۴ : سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین
غزل شمارهٔ ۷۷۵ : صید شیران میکند آهوی روبه باز او
غزل شمارهٔ ۷۷۶ : ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او
غزل شمارهٔ ۷۷۷ : آب آتش میرود زان لعل آتش فام او
غزل شمارهٔ ۷۷۸ : خوشا کشته برطرف میدان او
غزل شمارهٔ ۷۷۹ : به آفتاب جهانتاب سایه پرور تو
غزل شمارهٔ ۷۸۰ : ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
غزل شمارهٔ ۷۸۱ : ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
غزل شمارهٔ ۷۸۲ : برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
غزل شمارهٔ ۷۸۳ : ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو
غزل شمارهٔ ۷۸۴ : ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
غزل شمارهٔ ۷۸۵ : ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
غزل شمارهٔ ۷۸۶ : صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
غزل شمارهٔ ۷۸۷ : دوش میکردم سوال از جان که آن جانانه کو
غزل شمارهٔ ۷۸۸ : مرا ز هجر تو امید زندگانی کو
غزل شمارهٔ ۷۸۹ : که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
غزل شمارهٔ ۷۹۰ : ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو
غزل شمارهٔ ۷۹۱ : نفحهٔ گلشن عشق از نفس ما بشنو
غزل شمارهٔ ۷۹۲ : آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه
غزل شمارهٔ ۷۹۳ : ای سنبلهٔ زلف تو خرمن زده بر ماه
غزل شمارهٔ ۷۹۴ : ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
غزل شمارهٔ ۷۹۵ : مه بی مهر من ز شعر سیاه
غزل شمارهٔ ۷۹۶ : روی این چرخ سیه روی ستمکاره سیاه
غزل شمارهٔ ۷۹۷ : ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
غزل شمارهٔ ۷۹۸ : ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته
غزل شمارهٔ ۷۹۹ : قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته
غزل شمارهٔ ۸۰۰ : ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته
غزل شمارهٔ ۸۰۱ : ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
غزل شمارهٔ ۸۰۲ : ای سنبل تازه دسته بسته
غزل شمارهٔ ۸۰۳ : خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته
غزل شمارهٔ ۸۰۴ : ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده
غزل شمارهٔ ۸۰۵ : ای ملک دلم خراب کرده
غزل شمارهٔ ۸۰۶ : تخت خیری بین دگر بر تختهٔ خارا زده
غزل شمارهٔ ۸۰۷ : ای لبت خنده بر شراب زده
غزل شمارهٔ ۸۰۸ : ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
غزل شمارهٔ ۸۰۹ : آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
غزل شمارهٔ ۸۱۰ : چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده
غزل شمارهٔ ۸۱۱ : ای پسر دامن اهل قدم از دست مده
غزل شمارهٔ ۸۱۲ : ای بی تو مرا پر آب دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۳ : زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۴ : زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۵ : زهی جمال تو خورشید مشرق دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۶ : بساز چارهٔ این دردمند بیچاره
غزل شمارهٔ ۸۱۷ : برآمد ماهم از میدان سواره
غزل شمارهٔ ۸۱۸ : ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه
غزل شمارهٔ ۸۱۹ : پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
غزل شمارهٔ ۸۲۰ : ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
غزل شمارهٔ ۸۲۱ : ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
غزل شمارهٔ ۸۲۲ : دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
غزل شمارهٔ ۸۲۳ : پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
غزل شمارهٔ ۸۲۴ : باز هر چند که در دست شهان دارد جای
غزل شمارهٔ ۸۲۵ : از برای دلم ای مطربهٔ پردهسرای
غزل شمارهٔ ۸۲۶ : مهست یا رخ آن آفتاب مهر افزای
غزل شمارهٔ ۸۲۷ : پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
غزل شمارهٔ ۸۲۸ : ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی
غزل شمارهٔ ۸۲۹ : ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
غزل شمارهٔ ۸۳۰ : بیار ای لعبت ساقی شرابی
غزل شمارهٔ ۸۳۱ : زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنابی
غزل شمارهٔ ۸۳۲ : دلا تا طلعت سلمی نیابی
غزل شمارهٔ ۸۳۳ : خود پرستی مکن ار زانکه خدا میطلبی
غزل شمارهٔ ۸۳۴ : ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
غزل شمارهٔ ۸۳۵ : در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
غزل شمارهٔ ۸۳۶ : یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتی
غزل شمارهٔ ۸۳۷ : چو دستان برکشد مرغ صراحی
غزل شمارهٔ ۸۳۸ : ز رارض دار سعدی یا بارق الغوادی
غزل شمارهٔ ۸۳۹ : چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
غزل شمارهٔ ۸۴۰ : گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
غزل شمارهٔ ۸۴۱ : چه کردهام که به یک بارم از نظر بفکندی
غزل شمارهٔ ۸۴۲ : کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
غزل شمارهٔ ۸۴۳ : یاد باد آنکه دلم را مدد جان بودی
غزل شمارهٔ ۸۴۴ : گر آن مه در نظر بودی چه بودی
غزل شمارهٔ ۸۴۵ : ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
غزل شمارهٔ ۸۴۶ : هیچ شکر چو آن دهان دیدی
غزل شمارهٔ ۸۴۷ : چه خوش باشد دمی با دوستداری
غزل شمارهٔ ۸۴۸ : تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
غزل شمارهٔ ۸۴۹ : یا باری البرایا یا زاری الذراری
غزل شمارهٔ ۸۵۰ : آب رخ ما بری و باد شماری
غزل شمارهٔ ۸۵۱ : ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری
غزل شمارهٔ ۸۵۲ : ای نفس مشک بیز باد بهاری
غزل شمارهٔ ۸۵۳ : بخوبی چو یار من نباشد یاری
غزل شمارهٔ ۸۵۴ : ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
غزل شمارهٔ ۸۵۵ : ای که بر دیدهٔ صاحبنظران میگذری
غزل شمارهٔ ۸۵۶ : گل سوری دگر بجلوه گری
غزل شمارهٔ ۸۵۷ : چو چشم مست تو با خواب میکند بازی
غزل شمارهٔ ۸۵۸ : میا در قلب عشق ایدل که بازی نیست جانبازی
غزل شمارهٔ ۸۵۹ : گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
غزل شمارهٔ ۸۶۰ : سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
غزل شمارهٔ ۸۶۱ : اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
غزل شمارهٔ ۸۶۲ : صبح وصل از افق مهر بر آید روزی
غزل شمارهٔ ۸۶۳ : ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
غزل شمارهٔ ۸۶۴ : در دلم بود کزین پس ندهم دل بکسی
غزل شمارهٔ ۸۶۵ : تو چون قربان نمیگردی کجا همکیش ما باشی
غزل شمارهٔ ۸۶۶ : گر بفریب میکشی ور بعتاب میکشی
غزل شمارهٔ ۸۶۷ : یا حادیالنیاق قد ذبت فیالفراق
غزل شمارهٔ ۸۶۸ : شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
غزل شمارهٔ ۸۶۹ : تشنهام تا بکی آخر بده آبی ساقی
غزل شمارهٔ ۸۷۰ : تبسمت الزهر والمزن باک
غزل شمارهٔ ۸۷۱ : دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی
غزل شمارهٔ ۸۷۲ : چون نیست ما را با او وصالی
غزل شمارهٔ ۸۷۳ : دوش بر طرف چمن گلبانگ میزد بلبلی
غزل شمارهٔ ۸۷۴ : خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
غزل شمارهٔ ۸۷۵ : راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
غزل شمارهٔ ۸۷۶ : یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی
غزل شمارهٔ ۸۷۷ : یا ملولا عن سلامی انت فیالدنیا مرامی
غزل شمارهٔ ۸۷۸ : گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
غزل شمارهٔ ۸۷۹ : کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
غزل شمارهٔ ۸۸۰ : ای رفته پیش چشمهٔ نوش تو آب می
غزل شمارهٔ ۸۸۱ : ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
غزل شمارهٔ ۸۸۲ : روی تو گر بدیدمی جان بتو بر فشاندمی
غزل شمارهٔ ۸۸۳ : حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
غزل شمارهٔ ۸۸۴ : بادهٔ گلگون مرا و طلعت سلمی
غزل شمارهٔ ۸۸۵ : ای از حیای لعل لبت آب گشته می
غزل شمارهٔ ۸۸۶ : ز تو با تو راز گویم به زبان بیزبانی
غزل شمارهٔ ۸۸۷ : خرامنده سروی به رخ گلستانی
غزل شمارهٔ ۸۸۸ : چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
غزل شمارهٔ ۸۸۹ : ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی
غزل شمارهٔ ۸۹۰ : برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی
غزل شمارهٔ ۸۹۱ : کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
غزل شمارهٔ ۸۹۲ : به سر ماه فکنده طیلسانی
غزل شمارهٔ ۸۹۳ : دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی
غزل شمارهٔ ۸۹۴ : دی سیر برآمد دلم از روز جوانی
غزل شمارهٔ ۸۹۵ : گهم رانی و گه دشنام خوانی
غزل شمارهٔ ۸۹۶ : چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
غزل شمارهٔ ۸۹۷ : سقی الله ایام وصل الغوانی
غزل شمارهٔ ۸۹۸ : اروض الخلدام مغنی الغوانی
غزل شمارهٔ ۸۹۹ : بدینسان که از ما جهانی جهانی
غزل شمارهٔ ۹۰۰ : نه آخر تو آنی که ما را زیانی
غزل شمارهٔ ۹۰۱ : مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
غزل شمارهٔ ۹۰۲ : در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
غزل شمارهٔ ۹۰۳ : ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
غزل شمارهٔ ۹۰۴ : شاید آنزلف شکن بر شکن ار میشکنی
غزل شمارهٔ ۹۰۵ : نه عهد کردهئی آخر که قصد ما نکنی
غزل شمارهٔ ۹۰۶ : مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
غزل شمارهٔ ۹۰۷ : ای لاله زار آتش روی تو آب روی
غزل شمارهٔ ۹۰۸ : مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
غزل شمارهٔ ۹۰۹ : ای صبا با بلبل خوشگوی گوی
غزل شمارهٔ ۹۱۰ : جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
غزل شمارهٔ ۹۱۱ : ایکه گوئی کز چه رو سر گشته میکردی چو گوی
غزل شمارهٔ ۹۱۲ : چون نی سر گشتهٔ چوگان چو گوی
غزل شمارهٔ ۹۱۳ : ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
غزل شمارهٔ ۹۱۴ : ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
غزل شمارهٔ ۹۱۵ : ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
غزل شمارهٔ ۹۱۶ : ای آینه قدرت بیچون الهی
غزل شمارهٔ ۹۱۷ : گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی
غزل شمارهٔ ۹۱۸ : چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
غزل شمارهٔ ۹۱۹ : خوشا وقتی که از بستانسرائی
غزل شمارهٔ ۹۲۰ : ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
غزل شمارهٔ ۹۲۱ : گفتا تو از کجائی کاشفته مینمائی
غزل شمارهٔ ۹۲۲ : ایکه عنبر ز سر زلف تو دارد بوئی
غزل شمارهٔ ۹۲۳ : برخیز که بنشیند فریاد ز هر سوئی
غزل شمارهٔ ۹۲۴ : ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
غزل شمارهٔ ۹۲۵ : من کیم زاری نزار افتادهئی
غزل شمارهٔ ۹۲۶ : از مشک سوده دام بر آتش نهادهئی
غزل شمارهٔ ۹۲۷ : گرد ماه از مشک چنبر کردهئی
غزل شمارهٔ ۹۲۸ : از لب شیرین چون شکر نبات آوردهئی
غزل شمارهٔ ۹۲۹ : این چه بویست ای صبا از مرغزار آوردهئی
غزل شمارهٔ ۹۳۰ : دیشب ای باد صبا گوئی که جائی بودهئی
غزل شمارهٔ ۹۳۱ : آتش اندر آب هرگز دیدهئی
غزل شمارهٔ ۹۳۲ : دوش پیری یافتم در گوشهٔ میخانهئی