غزل شمارهٔ ۷۸۱ : ای هیچ در میان نه ز موی میان تو
غزل شمارهٔ ۷۹۷ : ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
غزل شمارهٔ ۷۶۶ : هر زمان آهنگ بیزاریش بین
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : زهی خطی به خطا برده سوی خطهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۸ : ای شام زلفت بتخانهٔ چین
غزل شمارهٔ ۷۶۹ : تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
غزل شمارهٔ ۷۷۰ : آن لب شیرین همچون جان شیرین
غزل شمارهٔ ۷۷۱ : کیست که گوید ببارگاه سلاطین
غزل شمارهٔ ۷۷۲ : هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین
غزل شمارهٔ ۷۷۳ : نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین