غزل شمارهٔ ۷۵۴ : ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
غزل شمارهٔ ۷۵۵ : بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
غزل شمارهٔ ۷۵۶ : بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
غزل شمارهٔ ۷۴۱ : نه درد عشق مییارم نهفتن
غزل شمارهٔ ۷۵۷ : هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من
غزل شمارهٔ ۷۴۲ : نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن
غزل شمارهٔ ۷۵۸ : گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
غزل شمارهٔ ۷۴۳ : دوش چون از لعل میگون تو میگفتم سخن
غزل شمارهٔ ۷۵۹ : ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
غزل شمارهٔ ۷۴۴ : هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن