غزل شمارهٔ ۸۷۲ : چون نیست ما را با او وصالی
غزل شمارهٔ ۸۷۳ : دوش بر طرف چمن گلبانگ میزد بلبلی
غزل شمارهٔ ۸۴۲ : کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی
غزل شمارهٔ ۸۵۸ : میا در قلب عشق ایدل که بازی نیست جانبازی
غزل شمارهٔ ۸۴۳ : یاد باد آنکه دلم را مدد جان بودی
غزل شمارهٔ ۸۵۹ : گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
غزل شمارهٔ ۸۴۴ : گر آن مه در نظر بودی چه بودی
غزل شمارهٔ ۸۶۰ : سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
غزل شمارهٔ ۸۴۵ : ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
غزل شمارهٔ ۸۴۶ : هیچ شکر چو آن دهان دیدی