شمارهٔ ۱ – در مدح محمد بن علی خاص از سرداران سلطان ابراهیم غزنوی : چون نای بینوایم ازین نای بینوا
شمارهٔ ۲ – در ستایش محمود شاه : شاهان جهان شاهی و شاه جهانیا
شمارهٔ ۳ – در ستایش ابورشد رشید : ای رفیقان من ای عمر و منصور و عطا
شمارهٔ ۴ – مدح صاحب اجل العمید منصور بن سعید بن احمد : خردم نمود گردش چرخ چو آسیا
شمارهٔ ۵ – در مدح منصور بن سعید : شب آمد و غم من گشت یک دو تا فردا
شمارهٔ ۶ – مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم : زهی موفق و منصور شاه بی همتا
شمارهٔ ۷ – وصف بهار و مدح سلطان محمود : به نو بهاران غواص گشت ابر هوا
شمارهٔ ۸ – مدح سلطان مسعود بن ابراهیم : زلفین سیاه آن بت زیبا
شمارهٔ ۹ – هم در مدح او : تا از بر من دور شد آن لعبت زیبا
شمارهٔ ۱۰ – وصف شب و ستارگان آسمان و ستایش علی الخاص : دوش در روی گنبد خضرا
شمارهٔ ۱۱ – وصف ابر و ثنای سیف الدوله محمود بن ابراهیم : سپاه ابر نیسانی ز دریا رفت بر صحرا
شمارهٔ ۱۲ – مدح سلطان مسعود : نشسته ام ز قدم تا سر اندر آتش و آب
شمارهٔ ۱۳ – هم در ثنای او : ببرد خنجر خسرو قرار از آتش و آب
شمارهٔ ۱۴ – ستایش سلطان ظهیرالدوله ابراهیم : مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
شمارهٔ ۱۵ – در مدح امیر ابونصر فارسی : ز خاک و باد که هستند یار آتش و آب
شمارهٔ ۱۶ – در مدح سیف الدوله محمود : چو باغ گشت خراب از خزان نماندش آب
شمارهٔ ۱۷ – هم در مدح سیف الدوله محمود : بخاست از دل و از دیده من آتش و آب
شمارهٔ ۱۸ – در ستایش سلطان محمود : هوای روشن بگرفت تیره رنگ سحاب
شمارهٔ ۱۹ – هم در مدح سلطان محمود : چیست آن کاتشش زدوده چو آب
شمارهٔ ۲۰ – وصف بهار و ستایش سیف الدوله محمود : مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب
شمارهٔ ۲۱ – در شرح گرفتاری و مدح عبدالحمید احمد بن عبدالصمد : چون از فراق دوست خبر دادم آن غراب
شمارهٔ ۲۲ – در مدح ابوالمؤید منصور بن سعید بن احمد : شد مشک شب چو عنبر اشهب
شمارهٔ ۲۳ – هم در مدح او : قوت روح خون انگور است
شمارهٔ ۲۴ – در ثنای سلطان مسعود : ملک جوان است و شهریار جوان است
شمارهٔ ۲۵ – در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم : چه خوش عیش و چه خرم روزگار است
شمارهٔ ۲۶ – هم در مدح او : ملک مسعود ابراهیم شاه است
شمارهٔ ۲۷ – در مدیح : دل از دولت همیشه شاد بادت
شمارهٔ ۲۸ – حسب حال خویش گوید : این چنین رنج کز زمانه مراست
شمارهٔ ۲۹ – در مدح ابونصر پارسی و شرح گرفتاری : از پس من غمست و پیش غم است
شمارهٔ ۳۰ – مدیح عبدالحمید بن احمد : جشن اسلام عید قربانست
شمارهٔ ۳۱ – در ستایش سلطان محمود و اقتفای استاد لبیبی : به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست
شمارهٔ ۳۲ – در مدح ثقه الملک طاهربن علی : طاهر ثقت الملک سپهر است و جهانست
شمارهٔ ۳۳ – شکایت از اوضاع و مدح عمید حسن : هیچ کس را غم ولایت نیست
شمارهٔ ۳۴ – در مدح ابوالرشد رشید بن محتاج : پسر محتاج ای من شده محتاج به تو
شمارهٔ ۳۵ – در مدح عمید حسن : امروز هیچ خلق چو من نیست
شمارهٔ ۳۶ – در رثای سید حسن : بر تو سید حسن دلم سوزد
شمارهٔ ۳۷ – در آغاز گرفتاری ساخته است : تا مرا بود بر ولایت دست
شمارهٔ ۳۸ – در ستایش مردانگی و جنگجویی : تا توانی مکش ز مردی دست
شمارهٔ ۳۹ – در مدح پادشاه : ماه صیام آمد این ملک به سلامت
شمارهٔ ۴۰ – وداع محبوب و قصد سفر : گه وداع بت من مرا کنار گرفت
شمارهٔ ۴۱ – در ستایش امیر منصور بن سعید : کفایت را ستوده اختیار است
شمارهٔ ۴۲ – اندرز : کس را بر اختیار خدای اختیار نیست
شمارهٔ ۴۳ – حسب حال : دلم از نیستی چو ترسا نیست
شمارهٔ ۴۴ – در ستایش یمین الدوله بهرامشاه : ای بت لبت ملیست که آن را خمار نیست
شمارهٔ ۴۵ – در مدح ثقة الملک طاهربن علی : هر چه اقبال بیندیشید آمد همه راست
شمارهٔ ۴۶ – مدیح بهرامشاه : چون ره اندر برگرفتم دلبرم در برگرفت
شمارهٔ ۴۷ – مدح ملک ارسلان بن مسعود و ذکر خیر بونصر پارسی : این عقل در یقین زمانه گمان نداشت
شمارهٔ ۴۸ – در صفت ابر و مدح یکی از بزرگان : زهی هوا را طواف و چرخ را مساح
شمارهٔ ۴۹ – در مدح علائالدواله مسعود شاه : ای عزم سفر کرده و بسته کمر فتح
شمارهٔ ۵۰ – هم در ثنای او : تا جهانست ملک سلطان باد
شمارهٔ ۵۱ – باز در ستایش او : شهریارا خدای یار تو باد
شمارهٔ ۵۲ – هم در مدح سطان مسعود : مسعود پادشاه جهان کامگار باد
شمارهٔ ۵۳ – باز هم ثنای او : شاها بنای ملک به تو استوار باد
شمارهٔ ۵۴ – ستایش سیف الدوله محمود : هوای دوست مرا در جهان سمر دارد
شمارهٔ ۵۵ – هم در مدح او : امیر غازی محمود رای میدان کرد
شمارهٔ ۵۶ – مدیح کمال الدوله سلطان شیرزاد : ز بار نامه دولت بزرگی آمد سود
شمارهٔ ۵۷ – از وزیر بهروز بن احمد یاری خواهد : بهروزبن احمد که وزیر الوزرا شد
شمارهٔ ۵۸ – در ستایش یکی از صدور و شرح گرفتاری خویش : تا تو را در جهان بقا باشد
شمارهٔ ۵۹ – توسل به علی خاص در زمان گرفتاری : ای خاصه شاه شرق فریاد
شمارهٔ ۶۰ – شکوه از حبس و زندان : چو مردمان شب دیرنده عزم خواب کنند
شمارهٔ ۶۱ – گله از اختران آسمان و توصیف صبح : زیور آسمان چو بگشایند
شمارهٔ ۶۲ – در مدح ثقة الملک طاهربن علی : وصف تو چو سرکشان بکردند
شمارهٔ ۶۳ – هم در مدیح : ای خواجه دل تو شادمان باد
شمارهٔ ۶۴ – در مدح منصور بن سعید : احوال جهان بادگیر باد
شمارهٔ ۶۵ – در ستایش امیر ابونصر فارسی : ای آن که فلک نصرت الهی
شمارهٔ ۶۶ – در ستایش فضایل خود گوید : جاهم چو بکاهد خرد فزاید
شمارهٔ ۶۷ – در مدح ابوالفرج و گله از او : بوالفرج ای خواجه آزادمرد
شمارهٔ ۶۸ – در اثبات صانع و بینش خویش : جهان را عقل راه کاروان دید
شمارهٔ ۶۹ – شکایت از روزگار : روزگاریست سخت بی فریاد
شمارهٔ ۷۰ – شکوه از کجروی زمانه : چون منی را فلک بیازارد
شمارهٔ ۷۱ – در مدح ثقة الملک طاهر و شرح گرفتاری خود : تا بقا مایه نما باشد
شمارهٔ ۷۲ – در مدح گوید : ای خداوند رحمت ایزد
شمارهٔ ۷۳ – ستایش ملک ارسلان : ز سر گیتی پیر بوده جوان شد
شمارهٔ ۷۴ – مدح شهریار و سپاسگزاری از مراحم او : سزد که باش شاها ز ملک خرم و شاد
شمارهٔ ۷۵ – در تهنیت لوا و عهد خلیفه و مدیح ملک ارسلان : لوا و عهد خطاب خلیفه بغداد
شمارهٔ ۷۶ – در ثنای بهرامشاه : کوس ملک آواز نصرت بر کشید
شمارهٔ ۷۷ – هم در مدح او : تا در جهان مکین و مکان باشد
شمارهٔ ۷۸ – وصف پائیز و مدح سیف الدوله محمود : باد خزان روی به بستان نهاد
شمارهٔ ۷۹ – مدح یکی از اکابر : ای بزرگی که دین و دولت را
شمارهٔ ۸۰ – چیستان و گریز به مدح خواجه ابوطاهر عمر : لعبتی را که صد هنر باشد
شمارهٔ ۸۱ – گفتگو از روشنان فلکی و سیاهکاری آنان : چو سوده دوده به روی هوا برافشانند
شمارهٔ ۸۲ – در شکایت از تیره روزی خویش گوید : دلم ز اندوه بی حد همی نیاساید
شمارهٔ ۸۳ – دریغ بر جوانی : دریغا جوانی و آن روزگار
شمارهٔ ۸۴ – داستان تبه روزی و گرفتاری : بیچاره تن من که ز غم جانش برآمد
شمارهٔ ۸۵ – در مدح سلطان ظهیرالدوله ابراهیم : شهریارا کردگارت یار باد
شمارهٔ ۸۶ – در مدح علائالدوله سلطان مسعود : هر ساعتی ز عشق تو حالم دگر شود
شمارهٔ ۸۷ – در مدح ارسلان بن مسعود : ز شاه بینم دل های اهل حضرت شاد
شمارهٔ ۸۸ – هم در ستایش او : شاهی که پیر گشته جهان را جوان کند
شمارهٔ ۸۹ – باز در مدح او : از جور زمانه را جدا کرد
شمارهٔ ۹۰ – در تهنیت تولد خسرو ملک فرزند ملک ارسلان : هزار خرمی اندر زمانه گشت پدید
شمارهٔ ۹۱ – ستایش سیف الدوله محمود : خویشتن را سوار باید کرد
شمارهٔ ۹۲ – در تسلیت یکی از اکابر : بزرگوار خدایا چنان نمود خرد
شمارهٔ ۹۳ – مدح سلطان مسعود : برترست از گمان ملک مسعود
شمارهٔ ۹۴ – مدیح عمید ابوالفرج نصر ابن رستم : ای اصل سخا و رادی و داد
شمارهٔ ۹۵ – ستایش سلطان علاء الدوله مسعود : این آتش مبارز و این باد کامگار
شمارهٔ ۹۶ – در مدح ابونصر فارسی : جهان را چرخ زرین چشمه زرین می زند زیور
شمارهٔ ۹۷ – در مدح امیر ابوالفتح عارض : هم شب مست وار و عاشق وار
شمارهٔ ۹۸ – در مدح ابوالفرج نصربن رستم و توصیف نبرد آزمایی او : آن ترجمان غیب و نماینده هنر
شمارهٔ ۹۹ – هم در مدح او : آمد فرج ما ز ستم های ستمکار
شمارهٔ ۱۰۰ – ستایش خامه : چرا باشم از آز خسته جگر
شمارهٔ ۱۰۱ – مدیح سلطان مسعود : چون چرخ قادر آمد و چون دهر کامگار
شمارهٔ ۱۰۲ – مدح ثقة الملک طاهر بن علی : ای به قدر از برادران برتر
شمارهٔ ۱۰۳ – جواب قصیده محمد خطیبی و انکار بر آثار کواکب و شکایت از حبس خود و مدح ثقة الملک طاهر و سلطان مسعود : محمد ای به جهان عین فضل و ذات هنر
شمارهٔ ۱۰۴ – مدیح سلطان مسعود پس از شکار او : ای جهان را به راستی داور
شمارهٔ ۱۰۵ – در شکرگزاری از آغاز پادشاهی سیف الدوله محمود : ساقیا چون گشت پیدا نور صبح از کوهسار
شمارهٔ ۱۰۶ – مدح سلطان مسعود و اظهار امیدواری در شصت سالگی : دولت مسعودی با روزگار
شمارهٔ ۱۰۷ – در مدح علاء الدوله مسعود : ز غزو باز خرامید شاد و برخوردار
شمارهٔ ۱۰۸ – ستایش ثقة الملک : ای که در پیش تخت هیچ ملک
شمارهٔ ۱۰۹ – در تهنیت عید و مدح سلطان محمود : رسید عید و ز ما ماه روزه کرد گذر
شمارهٔ ۱۱۰ – مدح ابونصر پارسی : ای یل هامون نورد ای سرکش جیحون گذار
شمارهٔ ۱۱۱ – شکایت : فریاد مرا زین فلک آئینه کردار
شمارهٔ ۱۱۲ – چیستان : ناجانور بدیع یکی شخص پر هنر
شمارهٔ ۱۱۳ – مدیح محمود بن ابراهیم : مهرگان مهربان باز آمد و عصر عصیر
شمارهٔ ۱۱۴ – باز در مدح او : آن لعبت سرو قد مه منظر
شمارهٔ ۱۱۵ – مدح یکی از صدور : شاد باش ای وزیر دولت یار
شمارهٔ ۱۱۶ – مدح یکی از بزرگان : شادباش ای سپهر آینه وار
شمارهٔ ۱۱۷ – مدح سیف الدوله محمود : وقت گل سوری خیز ای نگار
شمارهٔ ۱۱۸ – هم در ثنای او : رأی مجلس کرد رای شهریار
شمارهٔ ۱۱۹ – مدح سلطان سیف الدوله محمود : نه از لب تو برآید همی به طعم شکر
شمارهٔ ۱۲۰ – گل و می بهتر : یک شب از نوبهار وقت سحر
شمارهٔ ۱۲۱ – ستایش دیگر از او : نگارخانه چین است یا شکفته بهار
شمارهٔ ۱۲۲ – صفت اسب و مدح عارض لشکر عمادالدین منصور بن سعید : بیار آن باد پای کوه پیکر
شمارهٔ ۱۲۳ – در صفت شیر و مدح آن وزیر : بگشاد خون ز چشم من آن یار سیم بر
شمارهٔ ۱۲۴ – باز در ستایش او : چو روشن شد از نور خور باختر
شمارهٔ ۱۲۵ – مدیح دیگر از آن بزرگ : دوال رحلت چون بر زدم بر کوس سفر
شمارهٔ ۱۲۶ – در مدح سیف الدوله محمود : ای بقد برکشیده همچو سرو و کاشغر
شمارهٔ ۱۲۷ – در مدح عارض لشکر : ای جهان فضل و بحر رادی و کان هنر
شمارهٔ ۱۲۸ – مدح عمدة الملک رشیدالدین : روی ها را نگار کرده رسید
شمارهٔ ۱۲۹ – باز در ثنای او : آلت رامش بخواه گوهر شادی بیار
شمارهٔ ۱۳۰ – مدح جمال الملک رشید : چون ببستم کمر به عزم سفر
شمارهٔ ۱۳۱ – مرثیه عمادالدوله ابوالقاسم و گریز به ستایش سلطان ابراهیم : گمان بری که وفا داردت سپهر مگر
شمارهٔ ۱۳۲ – مدح نجم الدین شیبانی : ای غزا کار حیدر صفدر
شمارهٔ ۱۳۳ – مدح سلطان مسعود : بادی مسعود شاه دولت یار
شمارهٔ ۱۳۴ – ستایش پادشاه و دعوی ترتیب کتابخانه سلطنتی : جهان دارا به کام جهان دار
شمارهٔ ۱۳۵ – مدح علاء الدوله مسعود : بنیاد دین و دولت می دارد استوار
شمارهٔ ۱۳۶ – هم در ثنای او : مظفر آمد و منصور شاه گیتی دار
شمارهٔ ۱۳۷ – مدیح ملک ارسلان : بر صفه پادشاه بگذر
شمارهٔ ۱۳۸ – هم در ستایش او : ای ماه دو هفته منور
شمارهٔ ۱۳۹ – ستایش سیف الدوله محمود : چه مرکبست که او را نه خفتن ست و نه خور
شمارهٔ ۱۴۰ – صفت فیل و مدح آن پادشاه : همی گذشت به میدان شاه کشور
شمارهٔ ۱۴۱ – باز در مدح او : آن لعبت کشمیر و سرو کشمر
شمارهٔ ۱۴۲ – هم در ستایش آن شهریار : چو شد فروزان از تیغ کوه رایت خور
شمارهٔ ۱۴۳ – مدحی دیگر از آن پادشاه : ای آذر تو بافته از غالیه چادر
شمارهٔ ۱۴۴ – باز در ستایش او : شاه محمود سیف دولت و دین
شمارهٔ ۱۴۵ – هم در تمحید سلطان محمود : بهست قامت و دیدار آن بت کشمیر
شمارهٔ ۱۴۶ – مدح امیر ابونصر پارسی : بونصر پارسی سر احرار روزگار
شمارهٔ ۱۴۷ – مدح علاء الدوله مسعود شاه : شکوفه طرب آورد شاخ عشرت بار
شمارهٔ ۱۴۸ – هم در ثنای او : پادشاه بزرگ دین پرور
شمارهٔ ۱۴۹ – ستایش ظهیرالدوله ابراهیم : ز عز و مملکت و بخت باد برخوردار
شمارهٔ ۱۵۰ – وصف جلوه های طبیعت و گریز به مدح محمود : روز وداع از در اندر آمد دلبر
شمارهٔ ۱۵۱ – هم در ثنای آن پادشاه و تهنیت فتح اکره : ایا نسیم سحر فتح نامه ها بردار
شمارهٔ ۱۵۲ – در مدح ابونصر منصور : مملکت را به نصرت منصور
شمارهٔ ۱۵۳ – چیستان و گریز به مدح آن بزرگ : چو تو معشوقه و چو تو دلبر
شمارهٔ ۱۵۴ – مدح عمید علی سالار : ای باد بروب راه را یکسر
شمارهٔ ۱۵۵ – ستودن ترکان و ستایش سلطان مسعود : ترکان که پشت و بازوی ملکند و روزگار
شمارهٔ ۱۵۶ – در ثنای ملک ارسلان : با روی تازه و لب پر خنده نوبهار
شمارهٔ ۱۵۷ – در صفت پیلان و مدح آن سلطان : سوی میدان شهریار گذر
شمارهٔ ۱۵۸ – مدح سیف الدوله محمود : چو روز روشن بنمود چهره از شب تار
شمارهٔ ۱۵۹ – هم در ستایش او : رسید عید و من از روی حور دلبر دور
شمارهٔ ۱۶۰ – وصف بهار و مدح ثقة الملک طاهر بن علی : رنگ طبعی به کار برده بهار
شمارهٔ ۱۶۱ – ستایشگری : خسروا چون تو که دیدست افتخار و اختیار
شمارهٔ ۱۶۲ – وعظ و تنبیه : گردش آسمان دایره وار
شمارهٔ ۱۶۳ – به ابوالفرج نصر بن رستم نوشته است : ای کینه ور زمانه غدار خیره سار
شمارهٔ ۱۶۴ – مدح بهرامشاه و التزام به نام آن پادشاه : تا برآمد ز آتش شمشیر بهرامی شرار
شمارهٔ ۱۶۵ – مدح اختری و التزام به نام اختری و اختر : ای اختری نه یی تو مگر اختر
شمارهٔ ۱۶۶ – صفت اراده خویش و آرزوی سفر خراسان : چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
شمارهٔ ۱۶۷ – در نصیحت و ستایش منصور بن سعید : چند گویی که نشنوندت راز
شمارهٔ ۱۶۸ – ستایش سیف الدوله محمود : شبی چو روز فراق بتان سیاه و دراز
شمارهٔ ۱۶۹ – مدح عبدالحمید بن احمد : در تو ای گنبد امید و هراس
شمارهٔ ۱۷۰ – ثنای سلطان علاء الدوله مسعود : شاد باش ای شاه عالم شاد باش
شمارهٔ ۱۷۱ – هم در مدح او : شد مایه ظفر گهی آبدار تیغ
شمارهٔ ۱۷۲ – ستایش یکی از بزرگان : زهی در بزرگی جهان را شرف
شمارهٔ ۱۷۳ – مدح علاء الدوله مسعودشاه : ای روزگار تو نسب روزگار ملک
شمارهٔ ۱۷۴ – ستایش شاهزاده خسرو ملک : سپهریست ایوان خسرو ملک
شمارهٔ ۱۷۵ – شکوه از روزگار و ناله از زندان : کرد با من زمانه حمله به جنگ
شمارهٔ ۱۷۶ – ستایش یکی از فرمانروایان : ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ
شمارهٔ ۱۷۷ – ناله از گرفتاری : چو گوگرد زد محنتم آذرنگ
شمارهٔ ۱۷۸ – شکایت از حاسدان : تاکیم از چرخ رسد آذرنگ
شمارهٔ ۱۷۹ – مدح سیف الدوله محمود و تهنیت فتح اگره : دو سعادت به یکی وقت فراز آمد تنگ
شمارهٔ ۱۸۰ – مدیح علاء الدوله سلطان مسعود : همیشه دشمن مالست شاه دشمن مال
شمارهٔ ۱۸۱ – ستایش سیف الدوله محمود : ولایت مه شعبان به روزه شد تحویل
شمارهٔ ۱۸۲ – مدح امیر ابوالفرج نصر بن رستم : خجسته بادا بر خواجه عمید اجل
شمارهٔ ۱۸۳ – ثقة الملک طاهربن علی را ستوده است : به طاهر علی آباد شد جهان کمال
شمارهٔ ۱۸۴ – توصیف اسب و مدح سلطان مسعود : شاد باش ای هیون آخته یال
شمارهٔ ۱۸۵ – هم در ثنای آن شهریار : ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال
شمارهٔ ۱۸۶ – تهنیت جلوس ملک ارسلان : به عون ایزد روز رفته از شوال
شمارهٔ ۱۸۷ – یکی از بزرگان را ستاید : زهی به مهتری اندر ز مهتران اول
شمارهٔ ۱۸۸ – ستایش رئیس ابوالفتح بی عدیل و شکایت از گرفتاری : عمرم همی قصیر کند این شب طویل
شمارهٔ ۱۸۹ – تفاخر و شکوی : تخم گشت ای عجب مگر سخنم
شمارهٔ ۱۹۰ – مدح یکی از خواجگان عصر : من که مسعود سعد سلمانم
شمارهٔ ۱۹۱ – ابراز خلوص نسبت به یکی از اکابر : ای آن که چون ز جاه تو بر تو ثنا کنم
شمارهٔ ۱۹۲ – مدیح سیف الدوله محمود : به پادشاه زمانه زمانه شد پدرام
شمارهٔ ۱۹۳ – مدح سلطان و اظهار شکران : ای نام تو بخشیده بخشنده اقسام
شمارهٔ ۱۹۴ – به سلیمان اینانج بیک فرستاده است : خوشم کردی ای قاصد خوش پیام
شمارهٔ ۱۹۵ – شکوه از گرفتاری، ناله از بدهکاری : روز تا شب ز غم دل افگارم
شمارهٔ ۱۹۶ – ایضا شکوه و ناله : از دو دیده سرشک خون بارم
شمارهٔ ۱۹۷ – تیمار خواری : تیر و تیغست بر دل و جگرم
شمارهٔ ۱۹۸ – مدح سیف الدوله محمود : چو روی چرخ شد از صبح چون صحیفه سیم
شمارهٔ ۱۹۹ – ستایش قلم و گریز به مدح خواجه منصور بن سعید : من بدین آخته زبان قلم
شمارهٔ ۲۰۰ – نکوهش گمان و ستایش منصور بن سعید : تا کی دل خسته در گمان بندم
شمارهٔ ۲۰۱ – گله از خلف وعده خواجه بوطاهر : من که مسعود سعد سلمانم
شمارهٔ ۲۰۲ – مدح ابوالفرج نصر بن رستم : افتخار اهل تیغ ای صاحب اهل قلم
شمارهٔ ۲۰۳ – ستایشگری : نیست گشت از هوای خود عالم
شمارهٔ ۲۰۴ – مدیح علاء الدوله مسعود : شاهان پیش را که نکردند جز ستم
شمارهٔ ۲۰۵ – هنرنمایی در مدیح سلطان مسعود : تنم از رنج گرانبار مکن گو نکنم
شمارهٔ ۲۰۶ – هم در ستایش او : گر یک وفا کنی صنما صد وفا کنم
شمارهٔ ۲۰۷ – مدح ملک ارسلان بن مسعود : زبان دولت عالی به بنده داد پیام
شمارهٔ ۲۰۸ – شکایت از زندان و ستایش سلطان : خدایگانا بخرام و با نشاط بخرام
شمارهٔ ۲۰۹ – مدح عمادالدوله ابوسعد بابو : نهاد زلف تو بر مه ز کبر و ناز قدم
شمارهٔ ۲۱۰ – ناله از تیره بختی خود و امتداد گرفتاری : از کرده خویشتن پشیمانم
شمارهٔ ۲۱۱ – داستان سیه روزی : اوصاف جهان سخت نیک دانم
شمارهٔ ۲۱۲ – هم در آن موضوع و توسل به خواجه بونصر : شخصی به هزار غم گرفتارم
شمارهٔ ۲۱۳ – مدح خواجه ابوطاهر : خواجه بوطاهر ای سپهر کرم
شمارهٔ ۲۱۴ – در حسب حال خویش و مدح سیف الدوله محمود : کار آنچنان که آید بگذارم
شمارهٔ ۲۱۵ – ستایش پادشاه : تو را بشارت باد ای خدایگان عجم
شمارهٔ ۲۱۶ – تفاخر به دانش و گوهر خویش : هر آن جواهر کز روزگار بستانم
شمارهٔ ۲۱۷ – هم در آن مقوله : چون مشرفست همت بر رازم
شمارهٔ ۲۱۸ – مدیح ابوالفرج نصر بن رستم : از قد تو سرو بوستان سازم
شمارهٔ ۲۱۹ – هم در ستایش او : آمد صفر امروز چو دی رفت محرم
شمارهٔ ۲۲۰ – مکاتبه با دوستان و مدح سیف الدوله محمود : سپاس ازو که مر او را بدو همی دانیم
شمارهٔ ۲۲۱ – در مدح سلطان محمود : شب دراز و ره دور و غربت و احزان
شمارهٔ ۲۲۲ – مدح علاء الدوله سلطان مسعود : دولت جوان و ملک جوان و ملک جوان
شمارهٔ ۲۲۳ – ستایش سلطان ابراهیم : همه زمین و زمان خرمست و آبادان
شمارهٔ ۲۲۴ – چیستان و مدح آن سلطان : گوهری جان نمای و پاک چو جان
شمارهٔ ۲۲۵ – مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم : این نعمت و این رتبت و این خلعت سلطان
شمارهٔ ۲۲۶ – مدیح سیف الدوله محمود : قدحی نوش کرد شاه زمین
شمارهٔ ۲۲۷ – مدح ثقة الملک طاهر بن علی : ثقت الملک را خدای جهان
شمارهٔ ۲۲۸ – مدح سلطان ابراهیم : شب آخر شد از جهان شب من
شمارهٔ ۲۲۹ – مدح ارسلان بن مسعود : نگاه کن به بزرگی و جاه این ایوان
شمارهٔ ۲۳۰ – مدح سیف الدوله محمود : چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن
شمارهٔ ۲۳۱ – وصف بهار و مدح آن شهریار : مقدمه چو درآمد ز لشگر نیسان
شمارهٔ ۲۳۲ – هم در ستایش او : بگذشت ز پیش من نگار من
شمارهٔ ۲۳۳ – هم در مدح او و تفاخر به فضائل خویش : دوش تا صبحدم همه شب من
شمارهٔ ۲۳۴ – مدیح دیگر از آن پادشاه : با دل پر آتش و دو دیده پر خون
شمارهٔ ۲۳۵ – مدیح محمد بهروز : خدای عز و جل در ازل نهاد چنان
شمارهٔ ۲۳۶ – ستایش ابونصر منصور : چون نهان گشت چشمه روشن
شمارهٔ ۲۳۷ – مدح محمد وزیر و شرح گرفتاری خویش : بیار آن مه دیده و مهر جان
شمارهٔ ۲۳۸ – ثنای ابوالرشد رشید : پیرگشته جهان به فضل خزان
شمارهٔ ۲۳۹ – مدیح ابونصر منصور : ویژه می پیر نوش گشت چو گیتی جوان
شمارهٔ ۲۴۰ – مدح عمادالدوله رشید خاص : چو کردم از هند آهنگ حضرت غزنین
شمارهٔ ۲۴۱ – ستایش علی خاص : تبارک الله بنگر میان ببسته به جان
شمارهٔ ۲۴۲ – ستایش استاد رشیدی : شب سیاه چو برچید از هوا دامن
شمارهٔ ۲۴۳ – به دوستی خوشدل نام فرستاده : ای خوشدل ای عزیز گرانمایه یار من
شمارهٔ ۲۴۴ – نکوهش بروج دوازده گانه : ازین دوازده برجم رسید کار به جان
شمارهٔ ۲۴۵ – اندرز و تنبیه : تا بود شخص آدمی را جان
شمارهٔ ۲۴۶ – ای برادر نکو نگر به وجود : خویش را در جهان علم کردن
شمارهٔ ۲۴۷ – وصف لیل و قلم : چون سیه کرد خاک پیرامن
شمارهٔ ۲۴۸ – ناله از بند و زندان و مدح ثقة الملک طاهر : مقصور شد مصالح کار جهانیان
شمارهٔ ۲۴۹ – هم در مدح آن بزرگ : فراخت رایت ملک و ملک به علیین
شمارهٔ ۲۵۰ – در مدح سلطان مسعود : ای چرخ ملک و دولت و سلطان داد و دین
شمارهٔ ۲۵۱ – ستایش شهریار : ای تاخته از غزنین ناگه زده بر سقسین
شمارهٔ ۲۵۲ – خطاب به شمشیر پادشاه : ای تیغ شاه موسم کارست کار کن
شمارهٔ ۲۵۳ – مدح سیف الدوله محمود : آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
شمارهٔ ۲۵۴ – هم در مدح او : به نام ایزد بی چون به قصد حضرت سلطان
شمارهٔ ۲۵۵ – ستایش دیگر از آن پادشاه : الا ای باد شبگیری گذر کن سوی هندستان
شمارهٔ ۲۵۶ – هم در مدح او : طبع هوا بگشت و دگرگونه شد جهان
شمارهٔ ۲۵۷ – مدیح دیگر از آن پادشاه : مگر که هجران هست از چهار طبع جهان
شمارهٔ ۲۵۸ – همورا ستوده است : تهنیت عید را چو سرو خرامان
شمارهٔ ۲۵۹ – باز در مدح آن شهریار : به سوی هند خرامید بهر جستن کین
شمارهٔ ۲۶۰ – مدح ثقة الملک طاهربن علی : کرد همتای روضه رضوان
شمارهٔ ۲۶۱ – مدیح منصوربن سعید : دوش گفتی ز تیرگی شب من
شمارهٔ ۲۶۲ – ارسلان بن مسعود را ستاید : ز خورشید روی ملک ارسلان
شمارهٔ ۲۶۳ – مدیح سیف الدوله محمود : ای تو را خوانده صنیع خود امیرالمؤمنین
شمارهٔ ۲۶۴ – درود بر خواجه احمد بن حسن : شاد باش ای زمانه ریمن
شمارهٔ ۲۶۵ – مدح شیرزاد : راست کن طارم کاراسته شد گلشن
شمارهٔ ۲۶۶ – مدح سیف الدوله محمود : دو مساعد یار و دایم جفت و با هم همزبان
شمارهٔ ۲۶۷ – سلطان مسعود را ستاید : ای ملک شیردل پیل تن
شمارهٔ ۲۶۸ – قصیده دیگر در مدح ملک ارسلان : ملک ملک ارسلان
شمارهٔ ۲۶۹ – مدح عمیدالملک ابوالقاسم : روز نوروز و ماه فروردین
شمارهٔ ۲۷۰ – مدیح سیف الدوله محمود : گر نه شاگرد کف شاه جهان شد مهرگان
شمارهٔ ۲۷۱ – هم در مدح او : روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
شمارهٔ ۲۷۲ – ستایش سلطان مسعود : ای خرد را به راستی قانون
شمارهٔ ۲۷۳ – ثنای سیف الدوله محمود : بر من بتافت یار و بتابم ز تاب او
شمارهٔ ۲۷۴ – در مدح : ای اختیار عالم در اختیار تو
شمارهٔ ۲۷۵ – مدح منصور بن سعید : ای کشتئی که در شکم توست آب تو
شمارهٔ ۲۷۶ – مرثیت یکی از دوستان : بر عمر خویش گریم یا بر وفات تو
شمارهٔ ۲۷۷ – ستایشگری : ای شیر رزم شیر شکاری شکار تو
شمارهٔ ۲۷۸ – مدح یکی از شهان : ای خنجر بران تو روز وغا برهان تو
شمارهٔ ۲۷۹ – مدح ابوسعد بابو و شرح حال خویش : لاله رویاند سرشکم تازه در هر مرحله
شمارهٔ ۲۸۰ – مدحتگری : ای نصرت و فتح پیش بر کرده
شمارهٔ ۲۸۱ – مدح محمد خاص : دولت خاص و خاصه زاده شاه
شمارهٔ ۲۸۲ – گفتگو با خویشتن : ای سرد و گرم دهر کشیده
شمارهٔ ۲۸۳ – ستایش ثقة الملک طاهر بن علی : ای ملک ملک چون نگار کرده
شمارهٔ ۲۸۴ – مدح ملک ارسلان بن مسعود : ای به عارض سپید و زلف سیاه
شمارهٔ ۲۸۵ – تهنیت فتح هندوستان : ای ذکر خنجر تو به عالم سمر شده
شمارهٔ ۲۸۶ – مدح سیف الدوله محمود : ز در درآمد دوش آن نگار من ناگاه
شمارهٔ ۲۸۷ – از زندان بالاهور که مولد اوست سخن گوید : ای لاهوور ویحک بی من چگونه ای
شمارهٔ ۲۸۸ – مدیح سلطان ابراهیم بن مسعود : ز فردوس با زینت آمد بهاری
شمارهٔ ۲۸۹ – هم در مدح او و شکوه از تیره بختی : جداگانه سوزم ز هر اختری
شمارهٔ ۲۹۰ – مدیح دیگر از آن پادشاه و شمه ای از روزگار سیاه خویش : ای فلک نیک دانمت آری
شمارهٔ ۲۹۱ – مدح دیگر از آن پادشاه : اگر مملکت را زبان باشدی
شمارهٔ ۲۹۲ – ناله از حصار نای : نالم ز دل چو نای من اندر حصار نای
شمارهٔ ۲۹۳ – مدح ملک شیرزاد : ای چرخ مشعبد چه مهره بازی
شمارهٔ ۲۹۴ – در جواب قصیده یکی از شعرا : ای به تو زنده نام حاتم طی
شمارهٔ ۲۹۵ – مدح علاء الدوله سلطان مسعود : چرخ سپهر شعبده پیدا کنی همی
شمارهٔ ۲۹۶ – مدح ثقة الملک طاهر : در کف دو زبانیست مرا بسته دهانی
شمارهٔ ۲۹۷ – مدیح سلطان مسعود : نخواست ایزد گر خواستی چنان شدمی
شمارهٔ ۲۹۸ – مدیح منصور بن سعید : دور از تو مرا عشق تو کرده ست به حالی
شمارهٔ ۲۹۹ – شکوه از گرفتاری و مدح یکی از بزرگان : ای شاد به تو جان من و جان جهانی
شمارهٔ ۳۰۰ – ناله از حصار نای و مدح محمد خاص : نوا گوی بلبل که بس خوش نوایی
شمارهٔ ۳۰۱ – مدح علی خاص : نگار من تویی و یار غمگسار تویی
شمارهٔ ۳۰۲ – مدح یکی از آل شیبان : ای خداوند عید روزه گشای
شمارهٔ ۳۰۳ – مدح سپهسالار محمد : جهان را نباشد چنین روزگاری
شمارهٔ ۳۰۴ – مدح ابوالفرج نصربن رستم : ایا آنکه بر دلبران پادشایی
شمارهٔ ۳۰۵ – عرض بیچارگی و شرح حبس و گرفتاری : نه بر خلاص حبس ز بختم عنایتی
شمارهٔ ۳۰۶ – در مدح سلطان مسعود : گفتی که وفا کنم جفا کردی
شمارهٔ ۳۰۷ – هم در ثنای او : ای شاه شده ست از تو جهان تازه جوانی
شمارهٔ ۳۰۸ – مدح دیگر از آن پادشاه : گر چون تو به چینستان ای ترک نگارستی
شمارهٔ ۳۰۹ – توسل به یکی از بزرگان پس از سیزده سال حبس : ای به رادی بلند ملک آرای
شمارهٔ ۳۱۰ – مدح منصور بن سعید : ای ابر گه بگریی و گه خندی
شمارهٔ ۳۱۱ – مدح ملک ارسلان : با نصرت و فتح و بختیاری
شمارهٔ ۳۱۲ – مدح علاء الدوله مسعود : گر چون تو به چینستان ای بت صنمستی
شمارهٔ ۳۱۳ – شکوه از پیری : پیریا پیریا چه بد یاری
شمارهٔ ۳۱۴ – قصیده : فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال