شمارهٔ ۲۹۹ : سر کردمت ای نگار چون تو سر من
شمارهٔ ۲۸۴ : ای جان جهان تا خبرت یافته ام
شمارهٔ ۳۰۰ : چنگم به چهار شاخ زد پیراهن
شمارهٔ ۲۸۵ : از خود به تو من بتا گمانها دارم
شمارهٔ ۲۸۶ : سیراب گلابی تو بر آتش خارم
شمارهٔ ۲۸۷ : از هر چه بگفته اند پندی دارم
شمارهٔ ۲۸۸ : من بستر برف و بالش یخ دارم
شمارهٔ ۲۸۹ : در تاریکی ز بس که می بنشینم
شمارهٔ ۲۹۰ : آنم که اگر به خلد جایی سازم
شمارهٔ ۲۹۱ : هر گه که تو را به رهگذاری بینم