شمارهٔ ۳۱۳ : چون قمری زار زار می نالم من
شمارهٔ ۳۱۴ : ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن
شمارهٔ ۳۱۵ : زنده به تو مانده ام من ای جان جهان
شمارهٔ ۳۱۶ : انده چه خورم چراست اندر خوردن
شمارهٔ ۳۰۱ : چون دانش بود مهربان دایه من
شمارهٔ ۳۱۷ : صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان
شمارهٔ ۳۰۲ : چشم و دهن آن صنم لاله رخان
شمارهٔ ۳۱۸ : گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من
شمارهٔ ۳۰۳ : با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
شمارهٔ ۳۱۹ : نه روزم هیزم است و نه شب روغن