پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

بخش ۱ – سر آغاز : مدتی این مثنوی تاخیر شد

بخش ۲ – هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه : ماه روزه گشت در عهد عمر

بخش ۳ – دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر : دزدکی از مارگیری مار برد

بخش ۴ – التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام : گشت با عیسی یکی ابله رفیق

بخش ۵ – اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم : صوفیی می‌گشت در دور افق

بخش ۶ – حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق : مشورت می‌رفت در ایجاد خلق

بخش ۷ – بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت : کی گذارد آنک رشک روشنیست

بخش ۸ – التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن : حلقهٔ آن صوفیان مستفید

بخش ۹ – گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست : چونک صوفی بر نشست و شد روان

بخش ۱۰ – یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن : دین نه آن بازیست کو از شه گریخت

بخش ۱۱ – حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان بالهام حق تعالی : بود شیخی دایما او وامدار

بخش ۱۲ – ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی : زاهدی را گفت یاری در عمل

بخش ۱۳ – تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام : خواند عیسی نام حق بر استخوان

بخش ۱۴ – خاریدن روستایی در تاریکی شیر را بظن آنک گاو اوست : روستایی گاو در آخر ببست

بخش ۱۵ – فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع : صوفیی در خانقاه از ره رسید

بخش ۱۶ – تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر : بود شخصی مفلسی بی خان و مان

بخش ۱۷ – شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس : با وکیل قاضی ادراک‌مند

بخش ۱۸ – تتمهٔ قصهٔ مفلس : گفت قاضی مفلسی را وا نما

بخش ۱۹ – مثل : آن غریبی خانه می‌جست از شتاب

بخش ۲۰ – ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت : آن یکی از خشم مادر را بکشت

بخش ۲۱ – امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود : پادشاهی دو غلام ارزان خرید

بخش ۲۲ – براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن : آن غلامک را چو دید اهل ذکا

بخش ۲۳ – قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود : گفت نه والله بالله العظیم

بخش ۲۴ – حسد کردن حشم بر غلام خاص : پادشاهی بنده‌ای را از کرم

بخش ۲۵ – کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب : بر لب جو بوده دیواری بلند

بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن : همچو آن شخص درشت خوش‌سخن

بخش ۲۷ – آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه : این چنین ذاالنون مصری را فتاد

بخش ۲۸ – فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است : دوستان در قصهٔ ذاالنون شدند

بخش ۲۹ – رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه : چون رسیدند آن نفر نزدیک او

بخش ۳۰ – امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را : نی که لقمان را که بندهٔ پاک بود

بخش ۳۱ – ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان : هر طعامی کوریدندی بوی

بخش ۳۲ – تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص : قصهٔ شاه و امیران و حسد

بخش ۳۳ – عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد : رحمت صد تو بر آن بلقیس باد

بخش ۳۴ – انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا : مقریی می‌خواند از روی کتاب

بخش ۳۵ – انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان : دید موسی یک شبانی را براه

بخش ۳۶ – عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان : وحی آمد سوی موسی از خدا

بخش ۳۷ – وحی آمدن موسی را علیه السلام در عذر آن شبان : بعد از آن در سر موسی حق نهفت

بخش ۳۸ – پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را : گفت موسی ای کریم کارساز

بخش ۳۹ – رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود : عاقلی بر اسپ می‌آمد سوار

بخش ۴۰ – اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس : اژدهایی خرس را در می‌کشید

بخش ۴۱ – گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم : بود کوری کو همی‌گفت الامان

بخش ۴۲ – تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود : خرس هم از اژدها چون وا رهید

بخش ۴۳ – گفتن موسی علیه السلام گوساله‌پرست را کی آن خیال‌اندیشی و حزم تو کجاست : گفت موسی با یکی مست خیال

بخش ۴۴ – ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را : آن مسلمان ترک ابله کرد و تفت

بخش ۴۵ – تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس : گفت جالینوس با اصحاب خود

بخش ۴۶ – سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود : آن حکیمی گفت دیدم هم تکی

بخش ۴۷ – تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس : شخص خفت و خرس می‌راندش مگس

بخش ۴۸ – رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت : از صحابه خواجه‌ای بیمار شد

بخش ۴۹ – وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی : آمد از حق سوی موسی این عتاب

بخش ۵۰ – تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر : باغبانی چون نظر در باغ کرد

بخش ۵۱ – رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام : این عیادت از برای این صله‌ست

بخش ۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن : سوی مکه شیخ امت بایزید

بخش ۵۳ – حکایت : خانه‌ای نو ساخت روزی نو مرید

بخش ۵۴ – دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا : چون پیمبر دید آن بیمار را

بخش ۵۵ – عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد : گفت با دلقک شبی سید اجل

بخش ۵۶ – به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود : آن یکی می‌گفت خواهم عاقلی

بخش ۵۷ – حمله بردن سگ بر کور گدا : یک سگی در کوی بر کور گدا

بخش ۵۸ – خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان : محتسب در نیم شب جایی رسید

بخش ۵۹ – دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد : گفت آن طالب که آخر یک نفس

بخش ۶۰ – تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را : گفت پیغامبر مر آن بیمار را

بخش ۶۱ – وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش : گفت پیغامبر مر آن بیمار را

بخش ۶۲ – بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست : در خبر آمد که خال مؤمنان

بخش ۶۳ – از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را : گفت هنگام نماز آخر رسید

بخش ۶۴ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را : گفت ما اول فرشته بوده‌ایم

بخش ۶۵ – باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را : گفت امیر او را که اینها راستست

بخش ۶۶ – باز جواب گفتن ابلیس معاویه را : گفت ابلیسش گشای این عقده‌ها

بخش ۶۷ – عنف کردن معاویه با ابلیس : گفت امیر ای راه‌زن حجت مگو

بخش ۶۸ – نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن : این حدیثش همچو دودست ای اله

بخش ۶۹ – باز تقریر ابلیس تلبیس خود را : گفت هر مردی که باشد بد گمان

بخش ۷۰ – باز الحاح کردن معاویه ابلیس را : گفت غیر راستی نرهاندت

بخش ۷۱ – شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را : قاضیی بنشاندند و می‌گریست

بخش ۷۲ – به اقرار آوردن معاویه ابلیس را : تو چرا بیدار کردی مر مرا

بخش ۷۳ – راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه : از بن دندان بگفتش بهر آن

بخش ۷۴ – فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت : آن یکی می‌رفت در مسجد درون

بخش ۷۵ – تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را : پس عزازیلش بگفت ای میر راد

بخش ۷۶ – فوت شدن دزد بواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را کی نزدیک آمده بود کی دزد را دریابد و بگیرد : این بدان ماند که شخصی دزد دید

بخش ۷۷ – قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان : یک مثال دیگر اندر کژروی

بخش ۷۸ – فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند : بر رسول حق فسونها خواندند

بخش ۷۹ – اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمی‌کند : تا یکی یاری ز یاران رسول

بخش ۸۰ – قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید : اشتری گم کردی و جستیش چست

بخش ۸۱ – متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتن : همچنانک هر کسی در معرفت

بخش ۸۲ – امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست : یک نظر قانع مشو زین سقف نور

بخش ۸۳ – شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده : اشتری گم کرده‌ای ای معتمد

بخش ۸۴ – بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست : چون پدید آمد که آن مسجد نبود

بخش ۸۵ – حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست : چار هندو در یکی مسجد شدند

بخش ۸۶ – قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد : آن غزان ترک خون‌ریز آمدند

بخش ۸۷ – بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام : هر که زیشان گفت از عیب و گناه

بخش ۸۸ – شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را : گفت پیری مر طبیبی را که من

بخش ۸۹ – قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه می‌کرد : کودکی در پیش تابوت پدر

بخش ۹۰ – ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم : کنک زفتی کودکی را یافت فرد

بخش ۹۱ – قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه می‌رفت : یک سواری با سلاح و بس مهیب

بخش ۹۲ – قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را : یک عرابی بار کرده اشتری

بخش ۹۳ – کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا : هم ز ابراهیم ادهم آمدست

بخش ۹۴ – آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین : چون یکی حس در روش بگشاد بند

بخش ۹۵ – طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را : آن یکی یک شیخ را تهمت نهاد

بخش ۹۶ – بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا : چون نفاذ امر شیخ آن میر دید

بخش ۹۷ – دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمی‌گیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا : آن یکی می‌گفت در عهد شعیب

بخش ۹۸ – بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ : آن خبیث از شیخ می‌لایید ژاژ

بخش ۹۹ – گفتن عایشه رضی الله عنها مصطفی را علیه السلام کی تو بی مصلی بهر جا نماز می‌کنی چونست : عایشه روزی به پیغامبر بگفت

بخش ۱۰۰ – کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود : موشکی در کف مهار اشتری

بخش ۱۰۱ – کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند : بود درویشی درون کشتیی

بخش ۱۰۲ – تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید : صوفیان بر صوفیی شنعه زدند

بخش ۱۰۳ – عذر گفتن فقیر به شیخ : پس فقیر آن شیخ را احوال گفت

بخش ۱۰۴ – بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است : گر تو هستی آشنای جان من

بخش ۱۰۵ – سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلام : مادر یحیی به مریم در نهفت

بخش ۱۰۶ – اشکال آوردن برین قصه : ابلهان گویند کین افسانه را

بخش ۱۰۷ – جواب اشکال : این بداند کانک اهل خاطرست

بخش ۱۰۸ – سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن : ماجرای شمع با پروانه تو

بخش ۱۰۹ – پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان : گفت اینک راست پذرفتم بجان

بخش ۱۱۰ – جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد : گفت دانایی برای داستان

بخش ۱۱۱ – شرح کردن شیخ سر آن درخت با آن طالب مقلد : بود شیخی عالمی قطبی کریم

بخش ۱۱۲ – منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را : چار کس را داد مردی یک درم

بخش ۱۱۳ – برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام : دو قبیله کاوس و خزرج نام داشت

بخش ۱۱۴ – قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان : تخم بطی گر چه مرغ خانه‌ات

بخش ۱۱۵ – حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند : زاهدی بد در میان بادیه

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.