پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

غزل شمارهٔ ۱ : اِی رَستخیزِ ناگهان! وْ ای رحمتِ بی‌مُنتها

غزل شمارهٔ ۲ : ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها

غزل شمارهٔ ۳ : ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها

غزل شمارهٔ ۴ : ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

غزل شمارهٔ ۵ : آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا

غزل شمارهٔ ۶ : بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

غزل شمارهٔ ۷ : بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا

غزل شمارهٔ ۸ : جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما

غزل شمارهٔ ۹ : من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا

غزل شمارهٔ ۱۰ : مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

غزل شمارهٔ ۱۱ : ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

غزل شمارهٔ ۱۲ : ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

غزل شمارهٔ ۱۳ : ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

غزل شمارهٔ ۱۴ : ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

غزل شمارهٔ ۱۵ : ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

غزل شمارهٔ ۱۶ : ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا

غزل شمارهٔ ۱۷ : آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

غزل شمارهٔ ۱۸ : ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

غزل شمارهٔ ۱۹ : امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

غزل شمارهٔ ۲۰ : چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

غزل شمارهٔ ۲۱ : جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

غزل شمارهٔ ۲۲ : چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها

غزل شمارهٔ ۲۳ : چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها

غزل شمارهٔ ۲۴ : چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را

غزل شمارهٔ ۲۵ : من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا

غزل شمارهٔ ۲۶ : هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها

غزل شمارهٔ ۲۷ : آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا

غزل شمارهٔ ۲۸ : ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما

غزل شمارهٔ ۲۹ : ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما

غزل شمارهٔ ۳۰ : ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

غزل شمارهٔ ۳۱ : بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما

غزل شمارهٔ ۳۲ : دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی

غزل شمارهٔ ۳۳ : می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا

غزل شمارهٔ ۳۴ : ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا

غزل شمارهٔ ۳۵ : ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما

غزل شمارهٔ ۳۶ : خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا

غزل شمارهٔ ۳۷ : یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

غزل شمارهٔ ۳۸ : رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا

غزل شمارهٔ ۳۹ : آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا

غزل شمارهٔ ۴۰ : طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را

غزل شمارهٔ ۴۱ : شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما

غزل شمارهٔ ۴۲ : کار تو داری صنما قدر تو باری صنما

غزل شمارهٔ ۴۳ : کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا

غزل شمارهٔ ۴۴ : در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا

غزل شمارهٔ ۴۵ : با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا

غزل شمارهٔ ۴۶ : دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را

غزل شمارهٔ ۴۷ : ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

غزل شمارهٔ ۴۸ : ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما

غزل شمارهٔ ۴۹ : با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا

غزل شمارهٔ ۵۰ : ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا

غزل شمارهٔ ۵۱ : گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا

غزل شمارهٔ ۵۲ : چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما

غزل شمارهٔ ۵۳ : عشق تو آورد قدح پر ز بلاها

غزل شمارهٔ ۵۴ : از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها

غزل شمارهٔ ۵۵ : شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها

غزل شمارهٔ ۵۶ : عطارد مشتری باید متاع آسمانی را

غزل شمارهٔ ۵۷ : مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را

غزل شمارهٔ ۵۸ : رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را

غزل شمارهٔ ۵۹ : تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها

غزل شمارهٔ ۶۰ : ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

غزل شمارهٔ ۶۱ : هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

غزل شمارهٔ ۶۲ : بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را

غزل شمارهٔ ۶۳ : چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را

غزل شمارهٔ ۶۴ : تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا

غزل شمارهٔ ۶۵ : ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا

غزل شمارهٔ ۶۶ : تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را

غزل شمارهٔ ۶۷ : از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا

غزل شمارهٔ ۶۸ : چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را

غزل شمارهٔ ۶۹ : چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

غزل شمارهٔ ۷۰ : برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را

غزل شمارهٔ ۷۱ : اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را

غزل شمارهٔ ۷۲ : به خانه خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما را

غزل شمارهٔ ۷۳ : آمد بت میخانه تا خانه برد ما را

غزل شمارهٔ ۷۴ : گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما

غزل شمارهٔ ۷۵ : ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

غزل شمارهٔ ۷۶ : آخر بشنید آن مه آه سحر ما را

غزل شمارهٔ ۷۷ : آب حیوان باید مر روح فزایی را

غزل شمارهٔ ۷۸ : ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را

غزل شمارهٔ ۷۹ : ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

غزل شمارهٔ ۸۰ : امروز گزافی ده آن باده نابی را

غزل شمارهٔ ۸۱ : ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

غزل شمارهٔ ۸۲ : معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

غزل شمارهٔ ۸۳ : ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا

غزل شمارهٔ ۸۴ : چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها

غزل شمارهٔ ۸۵ : از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا

غزل شمارهٔ ۸۶ : ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا

غزل شمارهٔ ۸۷ : جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را

غزل شمارهٔ ۸۸ : شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ

غزل شمارهٔ ۸۹ : یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

غزل شمارهٔ ۹۰ : ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا

غزل شمارهٔ ۹۱ : در آب فکن ساقی بط زاده آبی را

غزل شمارهٔ ۹۲ : زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا

غزل شمارهٔ ۹۳ : میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها

غزل شمارهٔ ۹۴ : زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

غزل شمارهٔ ۹۵ : زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

غزل شمارهٔ ۹۶ : لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا

غزل شمارهٔ ۹۷ : رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را

غزل شمارهٔ ۹۸ : ای از نظرت مست شده اسم و مسما

غزل شمارهٔ ۹۹ : دلارام نهان گشته ز غوغا

غزل شمارهٔ ۱۰۰ : بیا ای جان نو داده جهان را

غزل شمارهٔ ۱۰۱ : بسوزانیم سودا و جنون را

غزل شمارهٔ ۱۰۲ : سلیمانا بیار انگشتری را

غزل شمارهٔ ۱۰۳ : دل و جان را در این حضرت بپالا

غزل شمارهٔ ۱۰۴ : خبر کن ای ستاره یار ما را

غزل شمارهٔ ۱۰۵ : چو او باشد دل دلسوز ما را

غزل شمارهٔ ۱۰۶ : مرا حلوا هوس کردست حلوا

غزل شمارهٔ ۱۰۷ : امیر حسن خندان کن چشم را

غزل شمارهٔ ۱۰۸ : به برج دل رسیدی بیست این جا

غزل شمارهٔ ۱۰۹ : بکت عینی غداه البین دمعا

غزل شمارهٔ ۱۱۰ : تو بشکن چنگ ما را ای معلا

غزل شمارهٔ ۱۱۱ : برای تو فدا کردیم جان‌ها

غزل شمارهٔ ۱۱۲ : ز روی تست عید آثار ما را

غزل شمارهٔ ۱۱۳ : ای مطرب دل برای یاری را

غزل شمارهٔ ۱۱۴ : اندر دل ما تویی نگارا

غزل شمارهٔ ۱۱۵ : ای جان و قوام جمله جان‌ها

غزل شمارهٔ ۱۱۶ : ای سخت گرفته جادوی را

غزل شمارهٔ ۱۱۷ : از دور بدیده شمس دین را

غزل شمارهٔ ۱۱۸ : بنمود وفا از این جا

غزل شمارهٔ ۱۱۹ : برخیز و صبوح را بیارا

غزل شمارهٔ ۱۲۰ : تا چند تو پس روی به پیش آ

غزل شمارهٔ ۱۲۱ : چون خانه روی ز خانه ما

غزل شمارهٔ ۱۲۲ : دیدم رخ خوب گلشنی را

غزل شمارهٔ ۱۲۳ : دیدم شه خوب خوش لقا را

غزل شمارهٔ ۱۲۴ : ساقی تو شراب لامکان را

غزل شمارهٔ ۱۲۵ : گفتی که گزیده‌ای تو بر ما

غزل شمارهٔ ۱۲۶ : گستاخ مکن تو ناکسان را

غزل شمارهٔ ۱۲۷ : کو مطرب عشق چست دانا

غزل شمارهٔ ۱۲۸ : ما را سفری فتاد بی‌ما

غزل شمارهٔ ۱۲۹ : مشکن دل مرد مشتری را

غزل شمارهٔ ۱۳۰ : بیدار کنید مستیان را

غزل شمارهٔ ۱۳۱ : من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا

غزل شمارهٔ ۱۳۲ : در میان پرده خون عشق را گلزارها

غزل شمارهٔ ۱۳۳ : غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را

غزل شمارهٔ ۱۳۴ : ساقیا در نوش آور شیره عنقود را

غزل شمارهٔ ۱۳۵ : ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را

غزل شمارهٔ ۱۳۶ : پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما

غزل شمارهٔ ۱۳۷ : با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا

غزل شمارهٔ ۱۳۸ : سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما

غزل شمارهٔ ۱۳۹ : رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما

غزل شمارهٔ ۱۴۰ : درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما

غزل شمارهٔ ۱۴۱ : جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا

غزل شمارهٔ ۱۴۲ : دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا

غزل شمارهٔ ۱۴۳ : دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

غزل شمارهٔ ۱۴۴ : عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا

غزل شمارهٔ ۱۴۵ : ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها

غزل شمارهٔ ۱۴۶ : در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما

غزل شمارهٔ ۱۴۷ : آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا

غزل شمارهٔ ۱۴۸ : از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

غزل شمارهٔ ۱۴۹ : خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا

غزل شمارهٔ ۱۵۰ : درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

غزل شمارهٔ ۱۵۱ : سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را

غزل شمارهٔ ۱۵۲ : دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

غزل شمارهٔ ۱۵۳ : شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها

غزل شمارهٔ ۱۵۴ : دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را

غزل شمارهٔ ۱۵۵ : از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا

غزل شمارهٔ ۱۵۶ : ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا

غزل شمارهٔ ۱۵۷ : ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما

غزل شمارهٔ ۱۵۸ : امتزاج روح‌ها در وقت صلح و جنگ‌ها

غزل شمارهٔ ۱۵۹ : ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را

غزل شمارهٔ ۱۶۰ : مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را

غزل شمارهٔ ۱۶۱ : چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

غزل شمارهٔ ۱۶۲ : تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

غزل شمارهٔ ۱۶۳ : بروید ای حریفان بکشید یار ما را

غزل شمارهٔ ۱۶۴ : چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا

غزل شمارهٔ ۱۶۵ : اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا

غزل شمارهٔ ۱۶۶ : چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا

غزل شمارهٔ ۱۶۷ : کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را

غزل شمارهٔ ۱۶۸ : ای بروییده به ناخواست به مانند گیا

غزل شمارهٔ ۱۶۹ : رو ترش کن که همه روترشانند این جا

غزل شمارهٔ ۱۷۰ : تا به شب ای عارف شیرین نوا

غزل شمارهٔ ۱۷۱ : چون نمایی آن رخ گلرنگ را

غزل شمارهٔ ۱۷۲ : در میان عاشقان عاقل مبا

غزل شمارهٔ ۱۷۳ : از یکی آتش برآوردم تو را

غزل شمارهٔ ۱۷۴ : ز آتش شهوت برآوردم تو را

غزل شمارهٔ ۱۷۵ : از ورای سر دل بین شیوه‌ها

غزل شمارهٔ ۱۷۶ : روح زیتونیست عاشق نار را

غزل شمارهٔ ۱۷۷ : ای بگفته در دلم اسرارها

غزل شمارهٔ ۱۷۸ : می‌شدی غافل ز اسرار قضا

غزل شمارهٔ ۱۷۹ : گر تو عودی سوی این مجمر بیا

غزل شمارهٔ ۱۸۰ : ای تو آب زندگانی فاسقنا

غزل شمارهٔ ۱۸۱ : دل چو دانه ما مثال آسیا

غزل شمارهٔ ۱۸۲ : در میان عاشقان عاقل مبا

غزل شمارهٔ ۱۸۳ : ای دل رفته ز جا بازمیا

غزل شمارهٔ ۱۸۴ : من رسیدم به لب جوی وفا

غزل شمارهٔ ۱۸۵ : از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا

غزل شمارهٔ ۱۸۶ : ای میرآب بگشا آن چشمه روان را

غزل شمارهٔ ۱۸۷ : از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

غزل شمارهٔ ۱۸۸ : این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها

غزل شمارهٔ ۱۸۹ : آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

غزل شمارهٔ ۱۹۰ : با آن که می‌رسانی آن باده بقا را

غزل شمارهٔ ۱۹۱ : بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را

غزل شمارهٔ ۱۹۲ : بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها

غزل شمارهٔ ۱۹۳ : جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

غزل شمارهٔ ۱۹۴ : خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را

غزل شمارهٔ ۱۹۵ : شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

غزل شمارهٔ ۱۹۶ : در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را

غزل شمارهٔ ۱۹۷ : ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

غزل شمارهٔ ۱۹۸ : ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها

غزل شمارهٔ ۱۹۹ : ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

غزل شمارهٔ ۲۰۰ : نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا

غزل شمارهٔ ۲۰۱ : شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما

غزل شمارهٔ ۲۰۲ : هر روز بامداد سلام علیکما

غزل شمارهٔ ۲۰۳ : آمد بهار خرم آمد نگار ما

غزل شمارهٔ ۲۰۴ : سر بر گریبان درست صوفی اسرار را

غزل شمارهٔ ۲۰۵ : چند گریزی ز ما چند روی جا به جا

غزل شمارهٔ ۲۰۶ : ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را

غزل شمارهٔ ۲۰۷ : ای که به هنگام درد راحت جانی مرا

غزل شمارهٔ ۲۰۸ : از جهت ره زدن راه درآرد مرا

غزل شمارهٔ ۲۰۹ : ای در ما را زده شمع سرایی درآ

غزل شمارهٔ ۲۱۰ : گر نه تهی باشدی بیشترین جوی‌ها

غزل شمارهٔ ۲۱۱ : باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا

غزل شمارهٔ ۲۱۲ : اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

غزل شمارهٔ ۲۱۳ : اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

غزل شمارهٔ ۲۱۴ : درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

غزل شمارهٔ ۲۱۵ : من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا

غزل شمارهٔ ۲۱۶ : روم به حجره خیاط عاشقان فردا

غزل شمارهٔ ۲۱۷ : چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

غزل شمارهٔ ۲۱۸ : ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را

غزل شمارهٔ ۲۱۹ : چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا

غزل شمارهٔ ۲۲۰ : ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا

غزل شمارهٔ ۲۲۱ : مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

غزل شمارهٔ ۲۲۲ : رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

غزل شمارهٔ ۲۲۳ : کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا

غزل شمارهٔ ۲۲۴ : چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا

غزل شمارهٔ ۲۲۵ : بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا

غزل شمارهٔ ۲۲۶ : برفت یار من و یادگار ماند مرا

غزل شمارهٔ ۲۲۷ : به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا

غزل شمارهٔ ۲۲۸ : بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا

غزل شمارهٔ ۲۲۹ : شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا

غزل شمارهٔ ۲۳۰ : ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا

غزل شمارهٔ ۲۳۱ : سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا

غزل شمارهٔ ۲۳۲ : چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌ها

غزل شمارهٔ ۲۳۳ : کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

غزل شمارهٔ ۲۳۴ : ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا

غزل شمارهٔ ۲۳۵ : مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا

غزل شمارهٔ ۲۳۶ : مبارکی که بود در همه عروسی‌ها

غزل شمارهٔ ۲۳۷ : یار ما دلدار ما عالم اسرار ما

غزل شمارهٔ ۲۳۸ : هله ای کیا نفسی بیا

غزل شمارهٔ ۲۳۹ : کرانی ندارد بیابان ما

غزل شمارهٔ ۲۴۰ : تو جان و جهانی کریما مرا

غزل شمارهٔ ۲۴۱ : نرد کف تو بردست مرا

غزل شمارهٔ ۲۴۲ : خیک دل ما مشک تن ما

غزل شمارهٔ ۲۴۳ : بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شما

غزل شمارهٔ ۲۴۴ : چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا

غزل شمارهٔ ۲۴۵ : از برای صلاح مجنون را

غزل شمارهٔ ۲۴۶ : صد دهل می‌زنند در دل ما

غزل شمارهٔ ۲۴۷ : بانگ تسبیح بشنو از بالا

غزل شمارهٔ ۲۴۸ : گوش من منتظر پیام تو را

غزل شمارهٔ ۲۴۹ : دل بر ما شدست دلبر ما

غزل شمارهٔ ۲۵۰ : هین که منم بر در در برگشا

غزل شمارهٔ ۲۵۱ : پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا

غزل شمارهٔ ۲۵۲ : نذر کند یار که امشب تو را

غزل شمارهٔ ۲۵۳ : چند نهان داری آن خنده را

غزل شمارهٔ ۲۵۴ : باده ده آن یار قدح باره را

غزل شمارهٔ ۲۵۵ : خیز صبوحی کن و درده صلا

غزل شمارهٔ ۲۵۶ : داد دهی ساغر و پیمانه را

غزل شمارهٔ ۲۵۷ : لعل لبش داد کنون مر مرا

غزل شمارهٔ ۲۵۸ : گر بنخسبی شبی ای مه لقا

غزل شمارهٔ ۲۵۹ : پیش کش آن شاه شکرخانه را

غزل شمارهٔ ۲۶۰ : چرخ فلک با همه کار و کیا

غزل شمارهٔ ۲۶۱ : هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما

غزل شمارهٔ ۲۶۲ : فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری

غزل شمارهٔ ۲۶۳ : به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا

غزل شمارهٔ ۲۶۴ : لی حبیب حبه یشوی الحشا

غزل شمارهٔ ۲۶۵ : راح بفیها و الروح فیها

غزل شمارهٔ ۲۶۶ : هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا

غزل شمارهٔ ۲۶۷ : قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا

غزل شمارهٔ ۲۶۸ : فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری

غزل شمارهٔ ۲۶۹ : تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا

غزل شمارهٔ ۲۷۰ : افدی قمرا لاح علینا و تلالا

غزل شمارهٔ ۲۷۱ : تعالوا کلنا ذا الیوم سکری

غزل شمارهٔ ۲۷۲ : حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا

غزل شمارهٔ ۲۷۳ : طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا

غزل شمارهٔ ۲۷۴ : ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا

غزل شمارهٔ ۲۷۵ : ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها

غزل شمارهٔ ۲۷۶ : یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی

غزل شمارهٔ ۲۷۷ : سبق الجد الینا نزل الحب علینا

غزل شمارهٔ ۲۷۸ : انا لا اقسم الا برجال صدقونا

غزل شمارهٔ ۲۷۹ : مولانا مولانا اغنانا اغنانا

غزل شمارهٔ ۲۸۰ : یا منیر الخد یا روح البقا

غزل شمارهٔ ۲۸۱ : یا ساقی المدامه حی علی الصلا

غزل شمارهٔ ۲۸۲ : یا من لواء عشقک لا زال عالیا

غزل شمارهٔ ۲۸۳ : جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا

غزل شمارهٔ ۲۸۴ : اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا

غزل شمارهٔ ۲۸۵ : اتاک عید وصال فلا تذق حزنا

غزل شمارهٔ ۲۸۶ : یا من بنا قصر الکمال مشیدا

غزل شمارهٔ ۲۸۷ : ورد البشیر مبشرا ببشاره

غزل شمارهٔ ۲۸۸ : یا کالمینا یا حاکمینا

غزل شمارهٔ ۲۸۹ : یا مخجل البدر اشرقنا بلالا

غزل شمارهٔ ۲۹۰ : بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب

غزل شمارهٔ ۲۹۱ : ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب

غزل شمارهٔ ۲۹۲ : زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب

غزل شمارهٔ ۲۹۳ : مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب

غزل شمارهٔ ۲۹۴ : بریده شد از این جوی جهان آب

غزل شمارهٔ ۲۹۵ : الا ای روی تو صد ماه و مهتاب

غزل شمارهٔ ۲۹۶ : مخسب ای یار مهمان دار امشب

غزل شمارهٔ ۲۹۷ : ای در غم تو به سوز و یارب

غزل شمارهٔ ۲۹۸ : آه از این زشتان که مه رو می‌نمایند از نقاب

غزل شمارهٔ ۲۹۹ : یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

غزل شمارهٔ ۳۰۰ : کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب

غزل شمارهٔ ۳۰۱ : هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب

غزل شمارهٔ ۳۰۲ : در هوایت بی‌قرارم روز و شب

غزل شمارهٔ ۳۰۳ : مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب

غزل شمارهٔ ۳۰۴ : هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب

غزل شمارهٔ ۳۰۵ : آواز داد اختر بس روشنست امشب

غزل شمارهٔ ۳۰۶ : رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب

غزل شمارهٔ ۳۰۷ : کار همه محبان همچون زرست امشب

غزل شمارهٔ ۳۰۸ : خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

غزل شمارهٔ ۳۰۹ : واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب

غزل شمارهٔ ۳۱۰ : بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

غزل شمارهٔ ۳۱۱ : زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب

غزل شمارهٔ ۳۱۲ : به جان تو که مرو از میان کار مخسب

غزل شمارهٔ ۳۱۳ : رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

غزل شمارهٔ ۳۱۴ : تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب

غزل شمارهٔ ۳۱۵ : چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب

غزل شمارهٔ ۳۱۶ : چونک درآییم به غوغای شب

غزل شمارهٔ ۳۱۷ : یار آمد به صلح ای اصحاب

غزل شمارهٔ ۳۱۸ : علونا سماء الود من غیر سلم

غزل شمارهٔ ۳۱۹ : امسی و اصبح بالجوی اتعذب

غزل شمارهٔ ۳۲۰ : ابشروا یا قوم هذا فتح باب

غزل شمارهٔ ۳۲۱ : آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ست

غزل شمارهٔ ۳۲۲ : آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت

غزل شمارهٔ ۳۲۳ : آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت

غزل شمارهٔ ۳۲۴ : درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت

غزل شمارهٔ ۳۲۵ : که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست

غزل شمارهٔ ۳۲۶ : حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالت

غزل شمارهٔ ۳۲۷ : از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست

غزل شمارهٔ ۳۲۸ : بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت

غزل شمارهٔ ۳۲۹ : بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

غزل شمارهٔ ۳۳۰ : بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت

غزل شمارهٔ ۳۳۱ : زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست

غزل شمارهٔ ۳۳۲ : این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست

غزل شمارهٔ ۳۳۳ : اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست

غزل شمارهٔ ۳۳۴ : از اول امروز حریفان خرابات

غزل شمارهٔ ۳۳۵ : همه خوف آدمی را از درونست

غزل شمارهٔ ۳۳۶ : بده یک جام ای پیر خرابات

غزل شمارهٔ ۳۳۷ : ببستی چشم یعنی وقت خواب است

غزل شمارهٔ ۳۳۸ : سماع از بهر جان بی‌قرارست

غزل شمارهٔ ۳۳۹ : سماع آرام جان زندگانیست

غزل شمارهٔ ۳۴۰ : دگربار این دلم آتش گرفتست

غزل شمارهٔ ۳۴۱ : بیا کامروز ما را روز عیدست

غزل شمارهٔ ۳۴۲ : مرا چون تا قیامت یار اینست

غزل شمارهٔ ۳۴۳ : ز همراهان جدایی مصلحت نیست

غزل شمارهٔ ۳۴۴ : به جان تو که سوگند عظیمست

غزل شمارهٔ ۳۴۵ : بگو ای یار همراز این چه شیوه‌ست

غزل شمارهٔ ۳۴۶ : شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت

غزل شمارهٔ ۳۴۷ : قرار زندگانی آن نگارست

غزل شمارهٔ ۳۴۸ : صدایی کز کمان آید نذیریست

غزل شمارهٔ ۳۴۹ : مبر رنج ای برادر خواجه سختست

غزل شمارهٔ ۳۵۰ : ز بعد وقت نومیدی امیدیست

غزل شمارهٔ ۳۵۱ : طبیب درد بی‌درمان کدامست

غزل شمارهٔ ۳۵۲ : چو با ما یار ما امروز جفتست

غزل شمارهٔ ۳۵۳ : زهی می کاندر آن دستست هیهات

غزل شمارهٔ ۳۵۴ : ز میخانه دگربار این چه بویست

غزل شمارهٔ ۳۵۵ : در این خانه کژی ای دل گهی راست

غزل شمارهٔ ۳۵۶ : تو را در دلبری دستی تمامست

غزل شمارهٔ ۳۵۷ : چو آن کان کرم ما را شکارست

غزل شمارهٔ ۳۵۸ : نگار خوب شکربار چونست

غزل شمارهٔ ۳۵۹ : در این جو دل چو دولاب خرابست

غزل شمارهٔ ۳۶۰ : ایا ساقی تویی قاضی حاجات

غزل شمارهٔ ۳۶۱ : اگر حوا بدانستی ز رنگت

غزل شمارهٔ ۳۶۲ : دو چشم آهوانش شیرگیرست

غزل شمارهٔ ۳۶۳ : چنان کاین دل از آن دلدار مستست

غزل شمارهٔ ۳۶۴ : تا نقش خیال دوست با ماست

غزل شمارهٔ ۳۶۵ : می‌دان که زمانه نقش سوداست

غزل شمارهٔ ۳۶۶ : دود دل ما نشان سوداست

غزل شمارهٔ ۳۶۷ : دل آمد و دی به گوش جان گفت

غزل شمارهٔ ۳۶۸ : گویم سخن شکرنباتت

غزل شمارهٔ ۳۶۹ : در شهر شما یکی نگاریست

غزل شمارهٔ ۳۷۰ : آمد رمضان و عید با ماست

غزل شمارهٔ ۳۷۱ : گر جام سپهر زهرپیماست

غزل شمارهٔ ۳۷۲ : من سر نخورم که سر گران‌ست

غزل شمارهٔ ۳۷۳ : گر می‌نکند لبم بیانت

غزل شمارهٔ ۳۷۴ : پرسید کسی که ره کدامست

غزل شمارهٔ ۳۷۵ : مر عاشق را ز ره چه بیمست

غزل شمارهٔ ۳۷۶ : امروز جنون نو رسیده‌ست

غزل شمارهٔ ۳۷۷ : آن را که در آخرش خری هست

غزل شمارهٔ ۳۷۸ : ای گشته ز شاه عشق شهمات

غزل شمارهٔ ۳۷۹ : ای کرده میان سینه غارت

غزل شمارهٔ ۳۸۰ : آن خواجه اگر چه تیزگوش است

غزل شمارهٔ ۳۸۱ : آن ره که بیامدم کدامست

غزل شمارهٔ ۳۸۲ : ای از کرم تو کار ما راست

غزل شمارهٔ ۳۸۳ : هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت

غزل شمارهٔ ۳۸۴ : عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست

غزل شمارهٔ ۳۸۵ : خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات

غزل شمارهٔ ۳۸۶ : چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات

غزل شمارهٔ ۳۸۷ : خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست

غزل شمارهٔ ۳۸۸ : خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیست

غزل شمارهٔ ۳۸۹ : چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست

غزل شمارهٔ ۳۹۰ : ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست

غزل شمارهٔ ۳۹۱ : مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست

غزل شمارهٔ ۳۹۲ : گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست

غزل شمارهٔ ۳۹۳ : جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

غزل شمارهٔ ۳۹۴ : چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است

غزل شمارهٔ ۳۹۵ : عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست

غزل شمارهٔ ۳۹۶ : در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

غزل شمارهٔ ۳۹۷ : آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست

غزل شمارهٔ ۳۹۸ : از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست

غزل شمارهٔ ۳۹۹ : آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست

غزل شمارهٔ ۴۰۰ : چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست

غزل شمارهٔ ۴۰۱ : اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست

غزل شمارهٔ ۴۰۲ : نقش بند جان که جان‌ها جانب او مایلست

غزل شمارهٔ ۴۰۳ : گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست

غزل شمارهٔ ۴۰۴ : هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت

غزل شمارهٔ ۴۰۵ : به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت

غزل شمارهٔ ۴۰۶ : چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیست

غزل شمارهٔ ۴۰۷ : چشم پرنور که مست نظر جانانست

غزل شمارهٔ ۴۰۸ : آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست

غزل شمارهٔ ۴۰۹ : تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش‌ترست

غزل شمارهٔ ۴۱۰ : دوش آمد بر من آنک شب افروز منست

غزل شمارهٔ ۴۱۱ : عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست

غزل شمارهٔ ۴۱۲ : آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

غزل شمارهٔ ۴۱۳ : من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست

غزل شمارهٔ ۴۱۴ : روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست

غزل شمارهٔ ۴۱۵ : تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست

غزل شمارهٔ ۴۱۶ : مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است

غزل شمارهٔ ۴۱۷ : من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست

غزل شمارهٔ ۴۱۸ : سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست

غزل شمارهٔ ۴۱۹ : بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت

غزل شمارهٔ ۴۲۰ : ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت

غزل شمارهٔ ۴۲۱ : ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست

غزل شمارهٔ ۴۲۲ : ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست

غزل شمارهٔ ۴۲۳ : مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است

غزل شمارهٔ ۴۲۴ : دلبری و بی‌دلی اسرار ماست

غزل شمارهٔ ۴۲۵ : عاشقان را جست و جو از خویش نیست

غزل شمارهٔ ۴۲۶ : غیر عشقت راه بین جستیم نیست

غزل شمارهٔ ۴۲۷ : در دل و جان خانه کردی عاقبت

غزل شمارهٔ ۴۲۸ : این چنین پابند جان میدان کیست

غزل شمارهٔ ۴۲۹ : عاشقی و بی‌وفایی کار ماست

غزل شمارهٔ ۴۳۰ : گم شدن در گم شدن دین منست

غزل شمارهٔ ۴۳۱ : عشوه دشمن بخوردی عاقبت

غزل شمارهٔ ۴۳۲ : این چنین پابند جان میدان کیست

غزل شمارهٔ ۴۳۳ : اندر این جمع شررها ز کجاست

غزل شمارهٔ ۴۳۴ : هم به بر این بت زیبا خوشکست

غزل شمارهٔ ۴۳۵ : هر کی بالاست مر او را چه غمست

غزل شمارهٔ ۴۳۶ : گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت

غزل شمارهٔ ۴۳۷ : هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت

غزل شمارهٔ ۴۳۸ : هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست

غزل شمارهٔ ۴۳۹ : بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت

غزل شمارهٔ ۴۴۰ : امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست

غزل شمارهٔ ۴۴۱ : بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

غزل شمارهٔ ۴۴۲ : بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست

غزل شمارهٔ ۴۴۳ : از دل به دل برادر گویند روزنیست

غزل شمارهٔ ۴۴۴ : ساقی بیار باده که ایام بس خوشست

غزل شمارهٔ ۴۴۵ : این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

غزل شمارهٔ ۴۴۶ : گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست

غزل شمارهٔ ۴۴۷ : ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

غزل شمارهٔ ۴۴۸ : امروز روز نوبت دیدار دلبرست

غزل شمارهٔ ۴۴۹ : جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

غزل شمارهٔ ۴۵۰ : از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

غزل شمارهٔ ۴۵۱ : پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست

غزل شمارهٔ ۴۵۲ : ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست

غزل شمارهٔ ۴۵۳ : بد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت

غزل شمارهٔ ۴۵۴ : جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت

غزل شمارهٔ ۴۵۵ : آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست

غزل شمارهٔ ۴۵۶ : ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

غزل شمارهٔ ۴۵۷ : ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوست

غزل شمارهٔ ۴۵۸ : امروز چرخ را ز مه ما تحیریست

غزل شمارهٔ ۴۵۹ : ای مرده‌ای که در تو ز جان هیچ بوی نیست

غزل شمارهٔ ۴۶۰ : عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست

غزل شمارهٔ ۴۶۱ : شاه گشادست رو دیده شه بین که راست

غزل شمارهٔ ۴۶۲ : یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

غزل شمارهٔ ۴۶۳ : هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

غزل شمارهٔ ۴۶۴ : نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

غزل شمارهٔ ۴۶۵ : کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست

غزل شمارهٔ ۴۶۶ : باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست

غزل شمارهٔ ۴۶۷ : آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست

غزل شمارهٔ ۴۶۸ : با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست

غزل شمارهٔ ۴۶۹ : ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

غزل شمارهٔ ۴۷۰ : ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

غزل شمارهٔ ۴۷۱ : پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست

غزل شمارهٔ ۴۷۲ : کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

غزل شمارهٔ ۴۷۳ : هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

غزل شمارهٔ ۴۷۴ : ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات

غزل شمارهٔ ۴۷۵ : بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

غزل شمارهٔ ۴۷۶ : بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

غزل شمارهٔ ۴۷۷ : ز آفتاب سعادت مرا شراباتست

غزل شمارهٔ ۴۷۸ : وجود من به کف یار جز که ساغر نیست

غزل شمارهٔ ۴۷۹ : ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست

غزل شمارهٔ ۴۸۰ : به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست

غزل شمارهٔ ۴۸۱ : چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست

غزل شمارهٔ ۴۸۲ : برات عاشق نو کن رسید روز برات

غزل شمارهٔ ۴۸۳ : هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست

غزل شمارهٔ ۴۸۴ : هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست

غزل شمارهٔ ۴۸۵ : سه روز شد که نگارین من دگرگونست

غزل شمارهٔ ۴۸۶ : به حق چشم خمار لطیف تابانت

غزل شمارهٔ ۴۸۷ : چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات

غزل شمارهٔ ۴۸۸ : در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست

غزل شمارهٔ ۴۸۹ : اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست

غزل شمارهٔ ۴۹۰ : مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست

غزل شمارهٔ ۴۹۱ : جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست

غزل شمارهٔ ۴۹۲ : ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست

غزل شمارهٔ ۴۹۳ : تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست

غزل شمارهٔ ۴۹۴ : به شاه نهانی رسیدی که نوشت

غزل شمارهٔ ۴۹۵ : اگر مر تو را صلح آهنگ نیست

غزل شمارهٔ ۴۹۶ : طرب ای بحر اصل آب حیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷ : صوفیان آمدند از چپ و راست

غزل شمارهٔ ۴۹۸ : فعل نیکان محرض نیکیست

غزل شمارهٔ ۴۹۹ : عشق جز دولت و عنایت نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۰ : قبله امروز جز شهنشه نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۱ : امشب از چشم و مغز خواب گریخت

غزل شمارهٔ ۵۰۲ : اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۳ : بر شکرت جمع مگس‌ها چراست

غزل شمارهٔ ۵۰۴ : خیز که امروز جهان آن ماست

غزل شمارهٔ ۵۰۵ : پیشتر آ روی تو جز نور نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۶ : کار من اینست که کاریم نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۷ : کیست که او بنده رای تو نیست

غزل شمارهٔ ۵۰۸ : شیر خدا بند گسستن گرفت

غزل شمارهٔ ۵۰۹ : مرغ دلم باز پریدن گرفت

غزل شمارهٔ ۵۱۰ : باز به بط گفت که صحرا خوشست

غزل شمارهٔ ۵۱۱ : همچو گل سرخ برو دست دست

غزل شمارهٔ ۵۱۲ : صبر مرا آینه بیماریست

غزل شمارهٔ ۵۱۳ : کیست در این شهر که او مست نیست

غزل شمارهٔ ۵۱۴ : قصد سرم داری خنجر به مشت

غزل شمارهٔ ۵۱۵ : خانه دل باز کبوتر گرفت

غزل شمارهٔ ۵۱۶ : بازرسیدیم ز میخانه مست

غزل شمارهٔ ۵۱۷ : ای ز بگه خاسته سر مست مست

غزل شمارهٔ ۵۱۸ : نفسی بهوی الحبیب فارت

غزل شمارهٔ ۵۱۹ : ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج

غزل شمارهٔ ۵۲۰ : ای مبارک ز تو صبوح و صباح

غزل شمارهٔ ۵۲۱ : یا راهبا انظر الی مصباح

غزل شمارهٔ ۵۲۲ : ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

غزل شمارهٔ ۵۲۳ : ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد

غزل شمارهٔ ۵۲۴ : بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شمارهٔ ۵۲۵ : بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شمارهٔ ۵۲۶ : ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد

غزل شمارهٔ ۵۲۷ : گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

غزل شمارهٔ ۵۲۸ : آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند

غزل شمارهٔ ۵۲۹ : خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد

غزل شمارهٔ ۵۳۰ : امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد

غزل شمارهٔ ۵۳۱ : صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی‌کار شد

غزل شمارهٔ ۵۳۲ : مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند

غزل شمارهٔ ۵۳۳ : رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند

غزل شمارهٔ ۵۳۴ : رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند

غزل شمارهٔ ۵۳۵ : سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود

غزل شمارهٔ ۵۳۶ : آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود

غزل شمارهٔ ۵۳۷ : کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود

غزل شمارهٔ ۵۳۸ : گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند

غزل شمارهٔ ۵۳۹ : مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند

غزل شمارهٔ ۵۴۰ : مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند

غزل شمارهٔ ۵۴۱ : صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود

غزل شمارهٔ ۵۴۲ : بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شمارهٔ ۵۴۳ : یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود

غزل شمارهٔ ۵۴۴ : ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود

غزل شمارهٔ ۵۴۵ : بی تو به سر می نشود با دگری می‌نشود

غزل شمارهٔ ۵۴۶ : هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

غزل شمارهٔ ۵۴۷ : سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود

غزل شمارهٔ ۵۴۸ : چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد

غزل شمارهٔ ۵۴۹ : آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

غزل شمارهٔ ۵۵۰ : پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد

غزل شمارهٔ ۵۵۱ : جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود

غزل شمارهٔ ۵۵۲ : چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رود

غزل شمارهٔ ۵۵۳ : بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

غزل شمارهٔ ۵۵۴ : این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود

غزل شمارهٔ ۵۵۵ : چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند

غزل شمارهٔ ۵۵۶ : جور و جفا و دوریی کان کنکار می‌کند

غزل شمارهٔ ۵۵۷ : دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

غزل شمارهٔ ۵۵۸ : یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد

غزل شمارهٔ ۵۵۹ : زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند

غزل شمارهٔ ۵۶۰ : عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود

غزل شمارهٔ ۵۶۱ : طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود

غزل شمارهٔ ۵۶۲ : خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد

غزل شمارهٔ ۵۶۳ : دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

غزل شمارهٔ ۵۶۴ : همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گردد

غزل شمارهٔ ۵۶۵ : اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد

غزل شمارهٔ ۵۶۶ : بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

غزل شمارهٔ ۵۶۷ : نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد

غزل شمارهٔ ۵۶۸ : چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد

غزل شمارهٔ ۵۶۹ : بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد

غزل شمارهٔ ۵۷۰ : بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

غزل شمارهٔ ۵۷۱ : بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند

غزل شمارهٔ ۵۷۲ : ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند

غزل شمارهٔ ۵۷۳ : برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید

غزل شمارهٔ ۵۷۴ : مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

غزل شمارهٔ ۵۷۵ : ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد

غزل شمارهٔ ۵۷۶ : دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد

غزل شمارهٔ ۵۷۷ : چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد

غزل شمارهٔ ۵۷۸ : مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

غزل شمارهٔ ۵۷۹ : دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد

غزل شمارهٔ ۵۸۰ : صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد

غزل شمارهٔ ۵۸۱ : مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد

غزل شمارهٔ ۵۸۲ : اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند

غزل شمارهٔ ۵۸۳ : رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید

غزل شمارهٔ ۵۸۴ : یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

غزل شمارهٔ ۵۸۵ : مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد

غزل شمارهٔ ۵۸۶ : سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد

غزل شمارهٔ ۵۸۷ : صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد

غزل شمارهٔ ۵۸۸ : صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد

غزل شمارهٔ ۵۸۹ : شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد

غزل شمارهٔ ۵۹۰ : سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

غزل شمارهٔ ۵۹۱ : چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید

غزل شمارهٔ ۵۹۲ : اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند

غزل شمارهٔ ۵۹۳ : برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید

غزل شمارهٔ ۵۹۴ : امروز جمال تو سیمای دگر دارد

غزل شمارهٔ ۵۹۵ : آن را که درون دل عشق و طلبی باشد

غزل شمارهٔ ۵۹۶ : آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۵۹۷ : امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

غزل شمارهٔ ۵۹۸ : یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد

غزل شمارهٔ ۵۹۹ : امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد

غزل شمارهٔ ۶۰۰ : جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد

غزل شمارهٔ ۶۰۱ : آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد

غزل شمارهٔ ۶۰۲ : آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد

غزل شمارهٔ ۶۰۳ : گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد

غزل شمارهٔ ۶۰۴ : هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد

غزل شمارهٔ ۶۰۵ : ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد

غزل شمارهٔ ۶۰۶ : با تلخی معزولی میری بنمی ارزد

غزل شمارهٔ ۶۰۷ : ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد

غزل شمارهٔ ۶۰۸ : ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد

غزل شمارهٔ ۶۰۹ : در خانه غم بودن از همت دون باشد

غزل شمارهٔ ۶۱۰ : نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد

غزل شمارهٔ ۶۱۱ : ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد

غزل شمارهٔ ۶۱۲ : بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد

غزل شمارهٔ ۶۱۳ : ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد

غزل شمارهٔ ۶۱۴ : آن بنده آواره بازآمد و بازآمد

غزل شمارهٔ ۶۱۵ : خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند

غزل شمارهٔ ۶۱۶ : چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند

غزل شمارهٔ ۶۱۷ : چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند

غزل شمارهٔ ۶۱۸ : چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید

غزل شمارهٔ ۶۱۹ : آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید

غزل شمارهٔ ۶۲۰ : از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید

غزل شمارهٔ ۶۲۱ : در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌باید

غزل شمارهٔ ۶۲۲ : جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید

غزل شمارهٔ ۶۲۳ : عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد

غزل شمارهٔ ۶۲۴ : هر ذره که بر بالا می‌نوشد و پا کوبد

غزل شمارهٔ ۶۲۵ : گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد

غزل شمارهٔ ۶۲۶ : هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد

غزل شمارهٔ ۶۲۷ : عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد

غزل شمارهٔ ۶۲۸ : ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد

غزل شمارهٔ ۶۲۹ : عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد

غزل شمارهٔ ۶۳۰ : گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد

غزل شمارهٔ ۶۳۱ : نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

غزل شمارهٔ ۶۳۲ : عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

غزل شمارهٔ ۶۳۳ : شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد

غزل شمارهٔ ۶۳۴ : نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند

غزل شمارهٔ ۶۳۵ : مستان می ما را هم ساقی ما باید

غزل شمارهٔ ۶۳۶ : بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید

غزل شمارهٔ ۶۳۷ : برانید برانید که تا بازنمانید

غزل شمارهٔ ۶۳۸ : ملولان همه رفتند در خانه ببندید

غزل شمارهٔ ۶۳۹ : آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد

غزل شمارهٔ ۶۴۰ : تا باد سعادت ز محمد خبر افکند

غزل شمارهٔ ۶۴۱ : در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد

غزل شمارهٔ ۶۴۲ : در خانه نشسته بت عیار کی دارد

غزل شمارهٔ ۶۴۳ : در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد

غزل شمارهٔ ۶۴۴ : تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد

غزل شمارهٔ ۶۴۵ : بار دگر آن آب به دولاب درآمد

غزل شمارهٔ ۶۴۶ : بار دگر آن مست به بازار درآمد

غزل شمارهٔ ۶۴۷ : تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

غزل شمارهٔ ۶۴۸ : ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

غزل شمارهٔ ۶۴۹ : بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد

غزل شمارهٔ ۶۵۰ : آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد

غزل شمارهٔ ۶۵۱ : مهتاب برآمد کلک از گور برآمد

غزل شمارهٔ ۶۵۲ : تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

غزل شمارهٔ ۶۵۳ : چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید

غزل شمارهٔ ۶۵۴ : هر نکته که از زهر اجل تلختر آید

غزل شمارهٔ ۶۵۵ : از بهر خدا عشق دگر یار مدارید

غزل شمارهٔ ۶۵۶ : مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

غزل شمارهٔ ۶۵۷ : گر یک سر موی از رخ تو روی نماید

غزل شمارهٔ ۶۵۸ : بگو دل را که گرد غم نگردد

غزل شمارهٔ ۶۵۹ : دلم امروز خوی یار دارد

غزل شمارهٔ ۶۶۰ : نثرنا فی ربیع الوصل بالورد

غزل شمارهٔ ۶۶۱ : بیا ای زیرک و بر گول می‌خند

غزل شمارهٔ ۶۶۲ : اگر عالم همه پرخار باشد

غزل شمارهٔ ۶۶۳ : تویی نقشی که جان‌ها برنتابد

غزل شمارهٔ ۶۶۴ : دلی دارم که گرد غم نگردد

غزل شمارهٔ ۶۶۵ : خنک جانی که او یاری پسندد

غزل شمارهٔ ۶۶۶ : چمن جز عشق تو کاری ندارد

غزل شمارهٔ ۶۶۷ : سماع صوفیان می درنگیرد

غزل شمارهٔ ۶۶۸ : رجب بیرون شد و شعبان درآمد

غزل شمارهٔ ۶۶۹ : چو شب شد جملگان در خواب رفتند

غزل شمارهٔ ۶۷۰ : پریر آن چهره یارم چه خوش بود

غزل شمارهٔ ۶۷۱ : دلم را ناله سرنای باید

غزل شمارهٔ ۶۷۲ : بگویم خفیه تا خواجه نرنجد

غزل شمارهٔ ۶۷۳ : کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد

غزل شمارهٔ ۶۷۴ : چنان کز غم دل دانا گریزد

غزل شمارهٔ ۶۷۵ : هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد

غزل شمارهٔ ۶۷۶ : سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد

غزل شمارهٔ ۶۷۷ : عجب آن دلبر زیبا کجا شد

غزل شمارهٔ ۶۷۸ : به صورت یار من چون خشمگین شد

غزل شمارهٔ ۶۷۹ : چو دیوم عاشق آن یک پری شد

غزل شمارهٔ ۶۸۰ : نگارا مردگان از جان چه دانند

غزل شمارهٔ ۶۸۱ : کسی که غیر این سوداش نبود

غزل شمارهٔ ۶۸۲ : یکی لحظه از او دوری نباید

غزل شمارهٔ ۶۸۳ : ز خاک من اگر گندم برآید

غزل شمارهٔ ۶۸۴ : ز رویت دسته گل می‌توان کرد

غزل شمارهٔ ۶۸۵ : دل با دل دوست در حنین باشد

غزل شمارهٔ ۶۸۶ : ای مطرب جان چو دف به دست آمد

غزل شمارهٔ ۶۸۷ : کی باشد کاین قفس چمن گردد

غزل شمارهٔ ۶۸۸ : روی تو به رنگریز کان ماند

غزل شمارهٔ ۶۸۹ : دوش از بت من جهان چه می‌شد

غزل شمارهٔ ۶۹۰ : ای عشق که جمله از تو شادند

غزل شمارهٔ ۶۹۱ : هر چند که بلبلان گزینند

غزل شمارهٔ ۶۹۲ : رفتیم بقیه را بقا باد

غزل شمارهٔ ۶۹۳ : جانی که ز نور مصطفی زاد

غزل شمارهٔ ۶۹۴ : آن کز دهن تو رنگ دارد

غزل شمارهٔ ۶۹۵ : این قافله بار ما ندارد

غزل شمارهٔ ۶۹۶ : بیچاره کسی که زر ندارد

غزل شمارهٔ ۶۹۷ : دل بی‌لطف تو جان ندارد

غزل شمارهٔ ۶۹۸ : آن کس که ز تو نشان ندارد

غزل شمارهٔ ۶۹۹ : بیچاره کسی که می ندارد

غزل شمارهٔ ۷۰۰ : آن خواجه خوش لقا چه دارد

غزل شمارهٔ ۷۰۱ : آن خواجه خوش لقا چه دارد

غزل شمارهٔ ۷۰۲ : پرکندگی از نفاق خیزد

غزل شمارهٔ ۷۰۳ : آن کس که ز جان خود نترسد

غزل شمارهٔ ۷۰۴ : آن جا که چو تو نگار باشد

غزل شمارهٔ ۷۰۵ : ای کز تو همه جفا وفا شد

غزل شمارهٔ ۷۰۶ : روزم به عیادت شب آمد

غزل شمارهٔ ۷۰۷ : آن یوسف خوش عذار آمد

غزل شمارهٔ ۷۰۸ : برخیز که ساقی اندرآمد

غزل شمارهٔ ۷۰۹ : جان از سفر دراز آمد

غزل شمارهٔ ۷۱۰ : آن شعله نور می‌خرامد

غزل شمارهٔ ۷۱۱ : امروز نگار ما نیامد

غزل شمارهٔ ۷۱۲ : خوش باش که هر که راز داند

غزل شمارهٔ ۷۱۳ : ساقی زان می که می‌چریدند

غزل شمارهٔ ۷۱۴ : اول نظر ار چه سرسری بود

غزل شمارهٔ ۷۱۵ : اول نظر ار چه سرسری بود

غزل شمارهٔ ۷۱۶ : دیر آمده‌ای سفر مکن زود

غزل شمارهٔ ۷۱۷ : آن کس که به بندگیت آید

غزل شمارهٔ ۷۱۸ : آخر گهر وفا ببارید

غزل شمارهٔ ۷۱۹ : ای اهل صبوح در چه کارید

غزل شمارهٔ ۷۲۰ : از بهر چه در غم و زحیرید

غزل شمارهٔ ۷۲۱ : هر سینه که سیمبر ندارد

غزل شمارهٔ ۷۲۲ : ما مست شدیم و دل جدا شد

غزل شمارهٔ ۷۲۳ : ساقی برخیز کان مه آمد

غزل شمارهٔ ۷۲۴ : گرمابه دهر جان فزا بود

غزل شمارهٔ ۷۲۵ : کس با چو تو یار راز گوید

غزل شمارهٔ ۷۲۶ : شب رفت حریفکان کجایید

غزل شمارهٔ ۷۲۷ : از دلبر ما نشان کی دارد

غزل شمارهٔ ۷۲۸ : دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کشد

غزل شمارهٔ ۷۲۹ : اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند

غزل شمارهٔ ۷۳۰ : اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند

غزل شمارهٔ ۷۳۱ : پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

غزل شمارهٔ ۷۳۲ : دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود

غزل شمارهٔ ۷۳۳ : ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد

غزل شمارهٔ ۷۳۴ : مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

غزل شمارهٔ ۷۳۵ : دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد

غزل شمارهٔ ۷۳۶ : گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد

غزل شمارهٔ ۷۳۷ : نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد

غزل شمارهٔ ۷۳۸ : مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند

غزل شمارهٔ ۷۳۹ : قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند

غزل شمارهٔ ۷۴۰ : مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند

غزل شمارهٔ ۷۴۱ : پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند

غزل شمارهٔ ۷۴۲ : عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند

غزل شمارهٔ ۷۴۳ : آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود

غزل شمارهٔ ۷۴۴ : رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود

غزل شمارهٔ ۷۴۵ : آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود

غزل شمارهٔ ۷۴۶ : برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید

غزل شمارهٔ ۷۴۷ : ای طربناکان ز مطرب التماس می‌کنید

غزل شمارهٔ ۷۴۸ : فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد

غزل شمارهٔ ۷۴۹ : مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد

غزل شمارهٔ ۷۵۰ : شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد

غزل شمارهٔ ۷۵۱ : هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد

غزل شمارهٔ ۷۵۲ : هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند

غزل شمارهٔ ۷۵۳ : هم لبان می‌فروشت باده را ارزان کند

غزل شمارهٔ ۷۵۴ : می‌خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید

غزل شمارهٔ ۷۵۵ : شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود

غزل شمارهٔ ۷۵۶ : علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود

غزل شمارهٔ ۷۵۷ : وصف آن مخدوم می‌کن گر چه می‌رنجد حسود

غزل شمارهٔ ۷۵۸ : دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد

غزل شمارهٔ ۷۵۹ : دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد

غزل شمارهٔ ۷۶۰ : خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد

غزل شمارهٔ ۷۶۱ : چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد

غزل شمارهٔ ۷۶۲ : بدرد مرده کفن را به سر گور برآید

غزل شمارهٔ ۷۶۳ : خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد

غزل شمارهٔ ۷۶۴ : مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

غزل شمارهٔ ۷۶۵ : هله نومید نباشی که تو را یار براند

غزل شمارهٔ ۷۶۶ : خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد

غزل شمارهٔ ۷۶۷ : صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد

غزل شمارهٔ ۷۶۸ : چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد

غزل شمارهٔ ۷۶۹ : چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد

غزل شمارهٔ ۷۷۰ : همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد

غزل شمارهٔ ۷۷۱ : هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند

غزل شمارهٔ ۷۷۲ : صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد

غزل شمارهٔ ۷۷۳ : سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد

غزل شمارهٔ ۷۷۴ : به میان دل خیال مه دلگشا درآمد

غزل شمارهٔ ۷۷۵ : هله هش دار که در شهر دو سه طرارند

غزل شمارهٔ ۷۷۶ : عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند

غزل شمارهٔ ۷۷۷ : ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند

غزل شمارهٔ ۷۷۸ : از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

غزل شمارهٔ ۷۷۹ : همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

غزل شمارهٔ ۷۸۰ : بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

غزل شمارهٔ ۷۸۱ : در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد

غزل شمارهٔ ۷۸۲ : خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد

غزل شمارهٔ ۷۸۳ : ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند

غزل شمارهٔ ۷۸۴ : عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

غزل شمارهٔ ۷۸۵ : ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

غزل شمارهٔ ۷۸۶ : آنک عکس رخ او راه ثریا بزند

غزل شمارهٔ ۷۸۷ : آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند

غزل شمارهٔ ۷۸۸ : آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند

غزل شمارهٔ ۷۸۹ : از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

غزل شمارهٔ ۷۹۰ : واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

غزل شمارهٔ ۷۹۱ : این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

غزل شمارهٔ ۷۹۲ : هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

غزل شمارهٔ ۷۹۳ : هست مستی که مرا جانب میخانه برد

غزل شمارهٔ ۷۹۴ : هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد

غزل شمارهٔ ۷۹۵ : وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد

غزل شمارهٔ ۷۹۶ : وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد

غزل شمارهٔ ۷۹۷ : ز اول روز که مخموری مستان باشد

غزل شمارهٔ ۷۹۸ : ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود

غزل شمارهٔ ۷۹۹ : سفره کهنه کجا درخور نان تو بود

غزل شمارهٔ ۸۰۰ : گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود

غزل شمارهٔ ۸۰۱ : عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید

غزل شمارهٔ ۸۰۲ : می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید

غزل شمارهٔ ۸۰۳ : بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

غزل شمارهٔ ۸۰۴ : صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند

غزل شمارهٔ ۸۰۵ : یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید

غزل شمارهٔ ۸۰۶ : یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید

غزل شمارهٔ ۸۰۷ : لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید

غزل شمارهٔ ۸۰۸ : عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

غزل شمارهٔ ۸۰۹ : طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید

غزل شمارهٔ ۸۱۰ : باز شیری با شکر آمیختند

غزل شمارهٔ ۸۱۱ : آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد

غزل شمارهٔ ۸۱۲ : خنب‌های لایزالی جوش باد

غزل شمارهٔ ۸۱۳ : موشکی صندوق را سوراخ کرد

غزل شمارهٔ ۸۱۴ : بار دیگر یار ما هنباز کرد

غزل شمارهٔ ۸۱۵ : شهر پر شد لولیان عقل دزد

غزل شمارهٔ ۸۱۶ : خلق می‌جنبند مانا روز شد

غزل شمارهٔ ۸۱۷ : چون مرا جمعی خریدار آمدند

غزل شمارهٔ ۸۱۸ : ساقیان سرمست در کار آمدند

غزل شمارهٔ ۸۱۹ : اندک اندک جمع مستان می‌رسند

غزل شمارهٔ ۸۲۰ : هر چه آن خسرو کند شیرین کند

غزل شمارهٔ ۸۲۱ : خنده از لطفت حکایت می‌کند

غزل شمارهٔ ۸۲۲ : عشق اکنون مهربانی می‌کند

غزل شمارهٔ ۸۲۳ : عمر بر اومید فردا می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۲۴ : عاشقان پیدا و دلبر ناپدید

غزل شمارهٔ ۸۲۵ : برنشین ای عزم و منشین ای امید

غزل شمارهٔ ۸۲۶ : ای خدا از عاشقان خشنود باد

غزل شمارهٔ ۸۲۷ : نه فلک مر عاشقان را بنده باد

غزل شمارهٔ ۸۲۸ : هر که را اسرار عشق اظهار شد

غزل شمارهٔ ۸۲۹ : هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

غزل شمارهٔ ۸۳۰ : صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۳۱ : هر زمان لطفت همی در پی رسد

غزل شمارهٔ ۸۳۲ : شب شد و هنگام خلوتگاه شد

غزل شمارهٔ ۸۳۳ : مرگ ما هست عروسی ابد

غزل شمارهٔ ۸۳۴ : از دل رفته نشان می‌آید

غزل شمارهٔ ۸۳۵ : گل خندان که نخندد چه کند

غزل شمارهٔ ۸۳۶ : گر نخسپی شبکی جان چه شود

غزل شمارهٔ ۸۳۷ : هر کجا بوی خدا می‌آید

غزل شمارهٔ ۸۳۸ : گر نخسپی شبکی جان چه شود

غزل شمارهٔ ۸۳۹ : خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد

غزل شمارهٔ ۸۴۰ : بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد

غزل شمارهٔ ۸۴۱ : باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد

غزل شمارهٔ ۸۴۲ : آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند

غزل شمارهٔ ۸۴۳ : در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید

غزل شمارهٔ ۸۴۴ : گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد

غزل شمارهٔ ۸۴۵ : مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد

غزل شمارهٔ ۸۴۶ : بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند

غزل شمارهٔ ۸۴۷ : پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند

غزل شمارهٔ ۸۴۸ : از چشم پرخمارت دل را قرار ماند

غزل شمارهٔ ۸۴۹ : ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند

غزل شمارهٔ ۸۵۰ : یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند

غزل شمارهٔ ۸۵۱ : ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید

غزل شمارهٔ ۸۵۲ : جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید

غزل شمارهٔ ۸۵۳ : مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد

غزل شمارهٔ ۸۵۴ : گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد

غزل شمارهٔ ۸۵۵ : عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد

غزل شمارهٔ ۸۵۶ : برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد

غزل شمارهٔ ۸۵۷ : گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند

غزل شمارهٔ ۸۵۸ : وقتی خوشست ما را لابد نبید باید

غزل شمارهٔ ۸۵۹ : نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید

غزل شمارهٔ ۸۶۰ : ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد

غزل شمارهٔ ۸۶۱ : لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد

غزل شمارهٔ ۸۶۲ : قومی که بر براق بصیرت سفر کنند

غزل شمارهٔ ۸۶۳ : آتش پریر گفت نهانی به گوش دود

غزل شمارهٔ ۸۶۴ : بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۶۵ : جانا بیار باده که ایام می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۶۶ : چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

غزل شمارهٔ ۸۶۷ : چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

غزل شمارهٔ ۸۶۸ : به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد

غزل شمارهٔ ۸۶۹ : خیاط روزگار به بالای هیچ مرد

غزل شمارهٔ ۸۷۰ : چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد

غزل شمارهٔ ۸۷۱ : آمد بهار خرم و رحمت نثار شد

غزل شمارهٔ ۸۷۲ : این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد

غزل شمارهٔ ۸۷۳ : خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود

غزل شمارهٔ ۸۷۴ : امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود

غزل شمارهٔ ۸۷۵ : گر عید وصل تست منم خود غلام عید

غزل شمارهٔ ۸۷۶ : تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

غزل شمارهٔ ۸۷۷ : امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند

غزل شمارهٔ ۸۷۸ : صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد

غزل شمارهٔ ۸۷۹ : صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید

غزل شمارهٔ ۸۸۰ : صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

غزل شمارهٔ ۸۸۱ : آه که بار دگر آتش در من فتاد

غزل شمارهٔ ۸۸۲ : جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید

غزل شمارهٔ ۸۸۳ : جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد

غزل شمارهٔ ۸۸۴ : پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد

غزل شمارهٔ ۸۸۵ : بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد

غزل شمارهٔ ۸۸۶ : از رسن زلف تو خلق به جان آمدند

غزل شمارهٔ ۸۸۷ : روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود

غزل شمارهٔ ۸۸۸ : زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۸۹ : روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید

غزل شمارهٔ ۸۹۰ : صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید

غزل شمارهٔ ۸۹۱ : دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید

غزل شمارهٔ ۸۹۲ : آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

غزل شمارهٔ ۸۹۳ : نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد

غزل شمارهٔ ۸۹۴ : نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید

غزل شمارهٔ ۸۹۵ : وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید

غزل شمارهٔ ۸۹۶ : غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

غزل شمارهٔ ۸۹۷ : شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود

غزل شمارهٔ ۸۹۸ : بانگ زدم من که دل مست کجا می‌رود

غزل شمارهٔ ۸۹۹ : یار مرا عارض و عذار نه این بود

غزل شمارهٔ ۹۰۰ : بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد

غزل شمارهٔ ۹۰۱ : اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد

غزل شمارهٔ ۹۰۲ : ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد

غزل شمارهٔ ۹۰۳ : اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد

غزل شمارهٔ ۹۰۴ : ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد

غزل شمارهٔ ۹۰۵ : شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند

غزل شمارهٔ ۹۰۶ : گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد

غزل شمارهٔ ۹۰۷ : مده به دست فراقت دل مرا که نشاید

غزل شمارهٔ ۹۰۸ : چو درد گیرد دندان تو عدو گردد

غزل شمارهٔ ۹۰۹ : چه پادشاست که از خاک پادشا سازد

غزل شمارهٔ ۹۱۰ : بر آستانه اسرار آسمان نرسد

غزل شمارهٔ ۹۱۱ : به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

غزل شمارهٔ ۹۱۲ : نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند

غزل شمارهٔ ۹۱۳ : بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

غزل شمارهٔ ۹۱۴ : ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود

غزل شمارهٔ ۹۱۵ : بیا که ساقی عشق شراب باره رسید

غزل شمارهٔ ۹۱۶ : درخت و برگ برآید ز خاک این گوید

غزل شمارهٔ ۹۱۷ : به یارکان صفا جز می صفا مدهید

غزل شمارهٔ ۹۱۸ : چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

غزل شمارهٔ ۹۱۹ : ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد

غزل شمارهٔ ۹۲۰ : کسی که عاشق آن رونق چمن باشد

غزل شمارهٔ ۹۲۱ : سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند

غزل شمارهٔ ۹۲۲ : چو عشق را هوس بوسه و کنار بود

غزل شمارهٔ ۹۲۳ : رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود

غزل شمارهٔ ۹۲۴ : به روح‌های مقدس ز من سلام برید

غزل شمارهٔ ۹۲۵ : دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید

غزل شمارهٔ ۹۲۶ : حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانید

غزل شمارهٔ ۹۲۷ : به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید

غزل شمارهٔ ۹۲۸ : هزار جان مقدس فدای روی تو باد

غزل شمارهٔ ۹۲۹ : ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

غزل شمارهٔ ۹۳۰ : سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد

غزل شمارهٔ ۹۳۱ : مها به دل نظری کن که دل تو را دارد

غزل شمارهٔ ۹۳۲ : مها به دل نظری کن که دل تو را دارد

غزل شمارهٔ ۹۳۳ : میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

غزل شمارهٔ ۹۳۴ : میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

غزل شمارهٔ ۹۳۵ : مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد

غزل شمارهٔ ۹۳۶ : مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند

غزل شمارهٔ ۹۳۷ : فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند

غزل شمارهٔ ۹۳۸ : سخن به نزد سخندان بزرگوار بود

غزل شمارهٔ ۹۳۹ : به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود

غزل شمارهٔ ۹۴۰ : ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

غزل شمارهٔ ۹۴۱ : ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود

غزل شمارهٔ ۹۴۲ : اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

غزل شمارهٔ ۹۴۳ : نماز شام چو خورشید در غروب آید

غزل شمارهٔ ۹۴۴ : به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید

غزل شمارهٔ ۹۴۵ : ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید

غزل شمارهٔ ۹۴۶ : میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

غزل شمارهٔ ۹۴۷ : مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد

غزل شمارهٔ ۹۴۸ : کسی خراب خرابات و مست می‌باشد

غزل شمارهٔ ۹۴۹ : مرا وصال تو باید صبا چه سود کند

غزل شمارهٔ ۹۵۰ : سپاس آن عدمی را که هست ما بربود

غزل شمارهٔ ۹۵۱ : هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود

غزل شمارهٔ ۹۵۲ : ز شمس دین طرب نوبهار بازآید

غزل شمارهٔ ۹۵۳ : سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید

غزل شمارهٔ ۹۵۴ : فزود آتش من آب را خبر ببرید

غزل شمارهٔ ۹۵۵ : سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

غزل شمارهٔ ۹۵۶ : ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید

غزل شمارهٔ ۹۵۷ : هزار جان مقدس فدای روی تو باد

غزل شمارهٔ ۹۵۸ : کدام لب که از او بوی جان نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۹۵۹ : اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد

غزل شمارهٔ ۹۶۰ : به حارسان نکوروی من خطاب کنید

غزل شمارهٔ ۹۶۱ : جهان را بدیدم وفایی ندارد

غزل شمارهٔ ۹۶۲ : سحر این دل من ز سودا چه می‌شد

غزل شمارهٔ ۹۶۳ : دل من که باشد که تو را نباشد

غزل شمارهٔ ۹۶۴ : گفتم که ای جان خود جان چه باشد

غزل شمارهٔ ۹۶۵ : دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود

غزل شمارهٔ ۹۶۶ : دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد

غزل شمارهٔ ۹۶۷ : رسم نو بین که شهریار نهاد

غزل شمارهٔ ۹۶۸ : سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

غزل شمارهٔ ۹۶۹ : سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

غزل شمارهٔ ۹۷۰ : دیده‌ها شب فراز باید کرد

غزل شمارهٔ ۹۷۱ : عشق تو مست و کف زنانم کرد

غزل شمارهٔ ۹۷۲ : عاشقانی که باخبر میرند

غزل شمارهٔ ۹۷۳ : صوفیان در دمی دو عید کنند

غزل شمارهٔ ۹۷۴ : گر تو را بخت یار خواهد بود

غزل شمارهٔ ۹۷۵ : آتش افکند در جهان جمشید

غزل شمارهٔ ۹۷۶ : خسروانی که فتنه‌ای چینید

غزل شمارهٔ ۹۷۷ : عید بر عاشقان مبارک باد

غزل شمارهٔ ۹۷۸ : زندگانی صدر عالی باد

غزل شمارهٔ ۹۷۹ : شاهدی بین که در زمانه بزاد

غزل شمارهٔ ۹۸۰ : مادر عشق طفل عاشق را

غزل شمارهٔ ۹۸۱ : شعر من نان مصر را ماند

غزل شمارهٔ ۹۸۲ : یوسف آخرزمان خرامان شد

غزل شمارهٔ ۹۸۳ : هر کی در ذوق عشق دنگ آمد

غزل شمارهٔ ۹۸۴ : هین که هنگام صابران آمد

غزل شمارهٔ ۹۸۵ : هر که بهر تو انتظار کند

غزل شمارهٔ ۹۸۶ : عشق را جان بی‌قرار بود

غزل شمارهٔ ۹۸۷ : هر که را ذوق دین پدید آید

غزل شمارهٔ ۹۸۸ : بوی دلدار ما نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۹۸۹ : صبر با عشق بس نمی‌آید

غزل شمارهٔ ۹۹۰ : من بسازم ولیک کی شاید

غزل شمارهٔ ۹۹۱ : عشق جانان مرا ز جان ببرید

غزل شمارهٔ ۹۹۲ : خسروانی که فتنه‌ای چینید

غزل شمارهٔ ۹۹۳ : زان ازلی نور که پرورده‌اند

غزل شمارهٔ ۹۹۴ : دوست همان به که بلاکش بود

غزل شمارهٔ ۹۹۵ : دیدن روی تو هم از بامداد

غزل شمارهٔ ۹۹۶ : گفت کسی خواجه سنایی بمرد

غزل شمارهٔ ۹۹۷ : پیرهن یوسف و بو می‌رسد

غزل شمارهٔ ۹۹۸ : آتش عشق تو قلاووز شد

غزل شمارهٔ ۹۹۹ : از سوی دل لشکر جان آمدند

غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ : آنچ گل سرخ قبا می‌کند

غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ : آه در آن شمع منور چه بود

غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ : چونک کمند تو دلم را کشید

غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ : شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد

غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ : دوش دل عربده گر با کی بود

غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ : هر که ز عشاق گریزان شود

غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ : عشق مرا بر همگان برگزید

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ : گفت کسی خواجه سنایی بمرد

غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ : یا من نعماه غیر معدود

غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ : طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ : من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد

غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ : میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید

غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ : یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ : اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود

غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ : حکم البین بموتی و عمد

غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ : ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر

غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ : انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر

غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ : آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر

غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ : رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ : ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ : ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ : گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ : دی سحری بر گذری گفت مرا یار

غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ : اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ : مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ : مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ : گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ : یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ : ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ : جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ : نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ : جان من و جان تو بستست به همدیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ : تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ : ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ : مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ : ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ : ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ : گیرم که بود میر تو را زر به خروار

غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ : به حسن تو نباشد یار دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ : بگرد فتنه می‌گردی دگربار

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ : جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ : مرا یارا چنین بی‌یار مگذار

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ : منم از جان خود بیزار بیزار

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ : مرا اقبال خندانید آخر

غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ : به ساقی درنگر در مست منگر

غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ : بگردان ساقیا آن جام دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ : نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر

غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ : در این سرما و باران یار خوشتر

غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ : خداوند خداوندان اسرار

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ : صد بار بگفتمت نگهدار

غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ : کی باشد اختری در اقطار

غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ : شب گشت ولیک پیش اغیار

غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ : نوریست میان شعر احمر

غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ : نزدیک توام مرا مبین دور

غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ : ای یار شگرف در همه کار

غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ : دارد درویش نوش دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ : آخر کی شود از آن لقا سیر

غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ : گفتی که زیان کنی زیان گیر

غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ : عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ : عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ : چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر

غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ : عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ : مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ : یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ : مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار

غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ : سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ : نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ : در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر

غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ : گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ : معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر

غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ : گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر

غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ : خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ : گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار

غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ : آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ : لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار

غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ : از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ : شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ : بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ : ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ : ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار

غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ : عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ : مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ : همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ : بده آن باده به ما باده به ما اولیتر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ : سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر

غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ : هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ : صنما این چه گمانست فرودست حقیر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ : نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ : اختران را شب وصلست و نثارست و نثار

غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ : روستایی بچه‌ای هست درون بازار

غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ : پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ : داد جاروبی به دستم آن نگار

غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ : گر ز سر عشق او داری خبر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ : عقل بند ره روانست ای پسر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ : آمدم من بی‌دل و جان ای پسر

غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ : ای نهاده بر سر زانو تو سر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ : بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ : نرم نرمک سوی رخسارش نگر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ : عشق را با گفت و با ایما چه کار

غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ : رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار

غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ : باز شد در عاشقی بابی دگر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ : ای خیالت در دل من هر سحور

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ : راز را اندر میان نه وامگیر

غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ : در چمن آیید و بربندید دید

غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ : ساقیا باده چون نار بیار

غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ : ساقیا باده گلرنگ بیار

غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ : از لب یار شکر را چه خبر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ : روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ : بر منبرست این دم مذکر مذکر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ : ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ : ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ : ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ : هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ : دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ : میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ : کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ : مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ : آمد بهار خرم و آمد رسول یار

غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ : اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ : پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار

غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ : تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ : سست مکن زه که من تیر توام چارپر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ : وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ : بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر

غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ : عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ : آید هر دم رسول از طرف شهر یار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ : گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر

غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ : نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ : چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ : بیار ساقی بادت فدا سر و دستار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ : نبشتست خدا گرد چهره دلدار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ : شدست نور محمد هزار شاخ هزار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ : چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ : مجوی شادی چون در غمست میل نگار

غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ : بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ : ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار

غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ : درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ : تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر

غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ : ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ : به من نگر که منم مونس تو اندر گور

غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ : مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار

غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ : بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار

غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ : کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ : فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ : به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ : قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور

غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ : ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ : مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ : چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ : از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ : مطرب عاشقان بجنبان تار

غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ : گر تو خواهی وطن پر از دلدار

غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ : رحم بر یار کی کند هم یار

غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ : عشق جانست عشق تو جانتر

غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ : روی بنما به ما مکن مستور

غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ : مطربا عیش و نوش از سر گیر

غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ : مطربا عشقبازی از سر گیر

غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ : عار بادا جهانیان را عار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ : خلق را زیر گنبد دوار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ : میر خرابات تویی ای نگار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ : چند از این راه نو روزگار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ : مست توام نه از می و نه از کوکنار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ : جان خراباتی و عمر بهار

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ : هست کسی صافی و زیبانظر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ : رحم کن ار زخم شوم سر به سر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ : در بگشا کآمد خامی دگر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ : بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ : مرا می‌گفت دوش آن یار عیار

غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ : انجیرفروش را چه بهتر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ : انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ : آفتابی برآمد از اسرار

غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ : غره وجه سلبت قلب جمیع البشر

غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ : سیدی انی کلیل انت فی زی النهار

غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ : به سوی ما نگر چشمی برانداز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ : تو چشم شیخ را دیدن میاموز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ : اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ : بیا با تو مرا کارست امروز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ : چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ : چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ : در این سرما سر ما داری امروز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ : الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ : در این سرما سر ما داری امروز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ : ای خفته به یاد یار برخیز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ : ماییم فداییان جانباز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ : برخیز و صبوح را برانگیز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ : من از سخنان مهرانگیز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ : گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ : سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ : عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ : اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ : سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز

غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ : یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز

غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ : ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز

غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ : برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ : به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ : برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ : عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ : سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ : سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ : نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ : حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ : ای دل بی‌بهره از بهرام ترس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ : نیست در آخرزمان فریادرس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ : ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ : دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ : ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ : بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ : ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش

غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ : گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ : الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش

غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ : ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش

غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ : یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ : دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ : اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ : چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ : قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ : پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ : ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ : آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ : رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ : ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش

غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ : زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ : جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ : وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ : هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ : درون ظلمتی می‌جو صفاتش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ : قضا آمد شنو طبل نفیرش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ : نگاری را که می‌جویم به جانش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ : برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ : شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ : امروز خوش است دل که تو دوش

غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ : ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ : آن مطرب ما خوشست و چنگش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ : ما نعره به شب زنیم و خاموش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ : گر لاش نمود راه قلاش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ : اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ : ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ : آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ : دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ : عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ : ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش

غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ : شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ : به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ : گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ : آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ : بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ : من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ : اندک اندک راه زد سیم و زرش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ : آنک جانش داده‌ای آن را مکش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ : چون تو شادی بنده گو غمخوار باش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ : آن مایی همچو ما دلشاد باش

غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ : عقل آمد عاشقا خود را بپوش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ : اندرآمد شاه شیرینان ترش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ : روی تو جان جانست از جان نهان مدارش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ : گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ : سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ : می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ : آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ : روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ : در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ : صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ : آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ : مستی امروز من نیست چو مستی دوش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ : باز درآمد طبیب از در رنجور خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ : باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ : ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ : خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما ترش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ : چون بزند گردنم سجده کند گردنش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ : باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ : خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ : یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش

غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ : باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ : جان منست او هی مزنیدش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ : ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ : تمام اوست که فانی شدست آثارش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ : ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ : سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ : شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ : شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ : مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ : چو رو نمود به منصور وصل دلدارش

غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ : دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ : مست گشتم ز ذوق دشنامش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ : توبه من درست نیست خموش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ : آمد آن خواجه سیماترش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ : علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ : کل عقل بوصلکم مدهش

غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ : مدارم یک زمان از کار فارغ

غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ : امروز روز شادی و امسال سال لاغ

غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ : گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ

غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ : عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ

غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ : ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ : ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ : گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ : باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صاف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ : کعبه جان‌ها تویی گرد تو آرم طواف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ : بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف

غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ : ای مونس و غمگسار عاشق

غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ : گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ : ای جهان را دلگشا اقبال عشق

غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ : ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ : باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق

غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ : فریفت یار شکربار من مرا به طریق

غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ : جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ : به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک

غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ : روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک

غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ : رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک

غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ : آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ : هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک

غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ : بباید عشق را ای دوست دردک

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ : اندرآ با ما نشان ده راستک

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ : ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ : ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ : ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ : برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۲۵ : عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ : عاشقی و آنگهانی نام و ننگ

غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ : تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ : حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ : چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ : بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۳۱ : هر کی در او نیست از این عشق رنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ : توبه سفر گیرد با پای لنگ

غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ : ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ : این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۵ : بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ : حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۷ : الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ : بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل

غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ : مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ : هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۱ : امروز بحمدالله از دی بترست این دل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ : چه کارستان که داری اندر این دل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ : صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۴ : شتران مست شدستند ببین رقص جمل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ : تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ : رفت عمرم در سر سودای دل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ : سوی آن سلطان خوبان الرحیل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۸ : امروز روز شادی و امسال سال گل

غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ : تا نزند آفتاب خیمه نور جلال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ : چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ : شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ : چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ : چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ : تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ : دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ : اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ : پیام کرد مرا بامداد بحر عسل

غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ : به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل

غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ : ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل

غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ : باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل

غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲ : لجکنن اغلن هی بزه کلکل

غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ : کجکنن اغلن اودیا کلکل

غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ : ایها النور فی الفؤاد تعال

غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ : یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ : یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ : رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شمارهٔ ۱۳۶۹ : تعال یا مدد العیش و السرور تعال

غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ : آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ : ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ : این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ : هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ : ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ : بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ : کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ : ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ : ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم

غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ : آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ : دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ : هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ : ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ : تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ : عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ : بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ : آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ : هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ : ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ : ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ : بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ : تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ : یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ : مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ : دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ : مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ : باز در اسرار روم جانب آن یار روم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ : زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ : جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم

غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ : هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ : تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ : کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ : دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ : آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ : کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ : میل هواش می کنم طال بقاش می زنم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ : هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ : دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ : تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم

غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ : ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ : تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ : گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ : بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ : کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ : درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ : ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ : ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ : به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ : دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم

غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ : بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ : اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ : بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ : طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ : تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ : بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ : دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ : چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ : من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ : همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ : نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ : نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ : مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ : تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ : من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ : چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ : به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می دانم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ : تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ : چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ : ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایم

غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ : من این ایوان نه تو را نمی‌دانم نمی‌دانم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ : بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ : بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ : زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ : بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ : ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ : من دلق گرو کردم عریان خراباتم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ : گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ : رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ : در مجلس آن رستم در عربده بنشستم

غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ : زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ : بستان قدح از دستم ای مست که من مستم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ : گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ : ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ : در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ : گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ : ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ : توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ : من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ : یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ : تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ : بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ : پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ : صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ : شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ : سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ : ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ : در عشق سلیمانی من همدم مرغانم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ : این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ : امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ : بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ : جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ : مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ : دگربار دگربار ز زنجیر بجستم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ : بیایید بیایید به گلزار بگردیم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ : حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ : بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ : طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ : از اول امروز چو آشفته و مستیم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ : المنه لله که ز پیکار رهیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ : آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ : خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ : ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ : چون در عدم آییم و سر از یار برآریم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ : امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ : بشکن قدح باده که امروز چنانیم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ : صبح است و صبوح است بر این بام برآییم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ : چون آینه رازنما باشد جانم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ : امروز چنانم که خر از بار ندانم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ : ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم

غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ : ساقی ز پی عشق روان است روانم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ : از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ : خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ : بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ : ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ : افتادم افتادم در آبی افتادم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ : اگر تو نیستی در عاشقی خام

غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ : چه دیدم خواب شب کامروز مستم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ : به جان جمله مستان که مستم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ : بیا کز غیر تو بیزار گشتم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ : بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ : چنان مست است از آن دم جان آدم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ : منم فتنه هزاران فتنه زادم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ : ز زندان خلق را آزاد کردم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ : غلامم خواجه را آزاد کردم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ : حسودان را ز غم آزاد کردم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ : یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ : همیشه من چنین مجنون نبودم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ : ایا یاری که در تو ناپدیدم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ : سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ : سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ : اگر عشقت به جای جان ندارم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ : بیا ای آنک بردی تو قرارم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ : گهی در گیرم و گه بام گیرم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ : اگر سرمست اگر مخمور باشم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ : خداوندا مده آن یار را غم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ : چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ : چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ : مرا گویی که رایی من چه دانم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ : من آن ماهم که اندر لامکانم

غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ : بیا کامروز بیرون از جهانم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ : مرا پرسی که چونی بین که چونم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ : من از عالم تو را تنها گزینم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ : ورا خواهم دگر یاری نخواهم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ : نه آن شیرم که با دشمن برآیم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ : چو آب آهسته زیر که درآیم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ : ز قند یار تا شاخی نخایم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ : از آن باده ندانم چون فنایم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ : بیا کامروز گرد یار گردیم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ : به پیش باد تو ما همچو گردیم

غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ : شب دوشینه ما بیدار بودیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ : من و تو دوش شب بیدار بودیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ : بیا کامروز شه را ما شکاریم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ : بیا تا عاشقی از سر بگیریم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ : بیا امروز ما مهمان میریم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ : بیا ما چند کس با هم بسازیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ : بیا تا قدر یک دیگر بدانیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ : میان ما درآ ما عاشقانیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ : چرا شاید چو ما شه زادگانیم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ : بر آن بودم که فرهنگی بجویم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ : مگردان روی خود ای دیده رویم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ : بیا با هم سخن از جان بگوییم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ : مرا خواندی ز در تو خستی از بام

غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ : چنان مستم چنان مستم من این دم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ : کجایی ساقیا درده مدامم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ : مرا گویی چه سانی من چه دانم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ : شراب شیره انگور خواهم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ : رفتم تصدیع از جهان بردم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ : من با تو حدیث بی‌زبان گویم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ : روی تو چو نوبهار دیدم

غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ : زنهار مرا مگو که پیرم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ : گر از غم عشق عار داریم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ : از اصل چو حورزاد باشیم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ : ما آفت جان عاشقانیم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ : ما صحبت همدگر گزینیم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ : چون ذره به رقص اندرآییم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ : جز جانب دل به دل نیاییم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ : ای برده نماز من ز هنگام

غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ : یا رب توبه چرا شکستم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ : دانی کامروز از چه زردم

غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ : من دوش به تازه عهد کردم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ : تا عشق تو سوخت همچو عودم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ : تا چهره آن یگانه دیدم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ : گر ناز تو را به گفت نارم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ : من اشتر مست شهریارم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ : روزی که گذر کنی به گورم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ : ای دشمن روزه و نمازم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ : تا با تو قرین شده‌ست جانم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ : امروز مرا چه شد چه دانم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ : ای جان لطیف و ای جهانم

غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ : ناآمده سیل تر شدستیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ : آن عشرت نو که برگرفتیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ : در عشق قدیم سال خوردیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ : گر گمشدگان روزگاریم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ : ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ : نی سیم و نه زر نه مال خواهیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ : ما شاخ گلیم نی گیاهیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ : ما زنده به نور کبریاییم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ : امروز نیم ملول شادم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ : من جز احد صمد نخواهم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ : ما آب دریم ما چه دانیم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ : تا دلبر خویش را نبینیم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ : گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ : هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ : می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ : هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ : ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ : خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ : عشوه دادستی که من در بی‌وفایی نیستم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ : من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم

غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ : چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ : چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ : وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ : نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ : روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ : ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ : سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ : چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ : این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ : ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ : چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ : از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ : بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ : می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ : چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ : بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ : بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ : هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ : ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ : چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم

غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ : چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ : منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ : مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ : منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ : به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ : بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ : من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ : ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ : بت بی‌نقش و نگارم جز تو یار ندارم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ : علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ : تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ : هوسی است در سر من که سر بشر ندارم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ : چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ : تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ : هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ : خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ : دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ : فلکا بگو که تا کی گله‌های یار گویم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ : نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ : دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم

غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ : دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ : گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ : در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ : هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ : در فروبند که ما عاشق این انجمنیم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ : عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ : دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ : از بت باخبر من خبری می رسدم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ : منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ : مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم

غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ : ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ : گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ : من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ : ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ : چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ : جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ : گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ : روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ : روز شادی است بیا تا همگان یار شویم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ : ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ : وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ : خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ : ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ : ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ : من از این خانه پرنور به در می نروم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ : تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ : دوش می گفت جانم کی سپهر معظم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ : هم به درد این درد را درمان کنم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ : می رسد بوی جگر از دو لبم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ : عاشقم از عاشقان نگریختم

غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ : دست من گیر ای پسر خوش نیستم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ : ای گزیده یار چونت یافتم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ : سالکان راه را محرم شدم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ : بوی آن خوب ختن می آیدم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ : نو به نو هر روز باری می کشم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ : می شناسد پرده جان آن صنم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ : عاشقی بر من پریشانت کنم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ : گفته‌ای من یار دیگر می کنم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ : من ز وصلت چون به هجران می روم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ : من به سوی باغ و گلشن می روم

غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ : آتشی نو در وجود اندرزدیم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ : ما به خرمنگاه جان بازآمدیم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ : گر دم از شادی وگر از غم زنیم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ : روز باران است و ما جو می کنیم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ : امشب ای دلدار مهمان توییم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ : ما ز بالاییم و بالا می رویم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ : دوش عشق شمس دین می باختیم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ : عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ : یک دمی خوش چو گلستان کندم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ : من اگر نالم اگر عذر آرم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ : من اگر مستم اگر هشیارم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ : من اگر پرغم اگر شادانم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ : من از این خانه به در می نروم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ : من اگر پرغم اگر خندانم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ : من که حیران ز ملاقات توام

غزل شمارهٔ ۱۶۸۴ : من از این خانه به در می نروم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ : ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ : گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ : گر جان منکرانت شد خصم جان مستم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ : رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم

غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ : صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ : اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ : خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ : یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ : من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ : بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۵ : پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ : ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ : آری ستیزه می کن تا من همی‌ستیزم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ : ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم

غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ : دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ : عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۱ : آوازه جمالت از جان خود شنیدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ : درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۳ : من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ : اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ : از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ : برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ : چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام

غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ : ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم

غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ : ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ : با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ : بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ : ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ : خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ : چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام

غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ : هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام

غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ : امشب جان را ببر از تن چاکر تمام

غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ : لولیکان توییم در بگشا ای صنم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ : ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم

غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ : پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۰ : بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۱ : خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ : بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ : نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ : همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ : نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ : بیار باده که دیر است در خمار توام

غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ : به غم فرونروم باز سوی یار روم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ : مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۹ : اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ : چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ : اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ : به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

غزل شمارهٔ ۱۷۳۳ : به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ : سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ : به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ : به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ : بیار باده که اندر خمار خمارم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ : به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ : زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ : خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ : به کوی عشق تو من نامدم که بازروم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ : ببسته است پری نهانیی پایم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ : اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ : بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ : فضول گشته‌ام امروز جنگ می جویم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ : بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ : اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ : می گریزد از ما و ما قوامش داریم

غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ : گه چرخ زنان همچون فلکم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ : تلخی نکند شیرین ذقنم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ : تشنه خویش کن مده آبم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ : کون خر را نظام دین گفتم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ : آمدم باز تا چنان گردم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ : آتشی از تو در دهان دارم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ : در طریقت دو صد کمین دارم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ : تا به جان مست عشق آن یارم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ : همتم شد بلند و تدبیرم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ : در وصالت چرا بیاموزم

غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ : اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ : به خدایی که در ازل بوده‌ست

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ : ما همه از الست همدستیم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ : آمدستیم تا چنان گردیم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ : ما که باده ز دست یار خوریم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ : ناله بلبل بهار کنیم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ : عاشق روی جان فزای توییم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ : خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ : تو چه دانی که ما چه مرغانیم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ : چند قبا بر قد دل دوختم

غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ : ای دل صافی دم ثابت قدم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ : آمد سرمست سحر دلبرم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ : شد ز غمت خانه سودا دلم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ : چند گهی فاتحه خوانت کنم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ : بار دگر جانب یار آمدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ : ما به تماشای تو بازآمدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ : گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ : منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ : انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ : رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم

غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ : اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم

غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ : اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ : قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم

غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ : ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم

غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ : فان وفق الله الکریم وصالکم

غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ : علی اهل نجد الثنا و سلام

غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ :

غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ : دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من

غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ : گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون

غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ : تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون

غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ : ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ : دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن

غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ : بویی همی‌آید مرا مانا که باشد یار من

غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ : این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این

غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ : این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین

غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ : ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان

غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ : هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن

غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ : دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن

غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ : ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من

غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ : ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار من

غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ : در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ : هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین

غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ : آن شاخ خشک است و سیه‌هان ای صبا بر وی مزن

غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ : چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ : بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن

غزل شمارهٔ ۱۸۰۴ : با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ : پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ : آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ : ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ : با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من

غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ : بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ : من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ : خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن

غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ : ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین

غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ : کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۴ : عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ : من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان

غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ : آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ : قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ : قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ : کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این

غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ : هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین

غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ : آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ : ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من

غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ : سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من

غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ : سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من

غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ : من طربم طرب منم زهره زند نوای من

غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ : هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین

غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ : دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن

غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ : باز نگار می کشد چون شتران مهار من

غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ : گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ : تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ : راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این

غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ : مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن

غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ : آمده‌ام به عذر تو ای طرب و قرار جان

غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ : عید نمای عید را ای تو هلال عید من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ : گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ : باز بهار می کشد زندگی از بهار من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ : یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ : چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من

غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ : واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرین

غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ : مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ : تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من

غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ : چهره شرمگین تو بستد شرمگان من

غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ : دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن

غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ : مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربان

غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ : عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان

غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ : حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن

غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ : خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ : چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن

غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ : چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن

غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ : چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن

غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ : نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن

غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ : چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من

غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ : چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ : چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون

غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ : چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ : مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرین

غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ : توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین

غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ : چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ : منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین

غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ : الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین

غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ : ای قاعده مستان در همدگر افتادن

غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ : چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن

غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ : ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین

غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ : در پرده دل بنگر صد دختر آبستان

غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ : ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان

غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ : ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان

غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ : ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان

غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ : دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان

غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ : رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان

غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ : ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان

غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ : دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان

غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ : ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان

غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ : دانی که کجا جویی ما را به گه جستن

غزل شمارهٔ ۱۸۷۴ : از آتش روی خود اندر دلم آتش زن

غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ : ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن

غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ : بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن

غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ : ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من

غزل شمارهٔ ۱۸۷۸ : من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون

غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ : آرایش باغ آمد این روی چه روی است این

غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ : در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین

غزل شمارهٔ ۱۸۸۱ : از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین

غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ : آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ : بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ : آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ : ای سرده صد سودا دستار چنین می کن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ : نی نی به از این باید با دوست وفا کردن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ : گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان

غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ : بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۹ : دل دل دل تو دل مرا مرنجان

غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ : با روی تو کفر است به معنی نگریدن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ : ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ : هر شب که بود قاعده سفره نهادن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ : صد گوش نوم باز شد از راز شنودن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ : گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران

غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ : بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان

غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ : نشاید از تو چندین جور کردن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ : در این دم همدمی آمد خمش کن

غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ : ندا آمد به جان از چرخ پروین

غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ : دل خون خواره را یک باره بستان

غزل شمارهٔ ۱۹۰۰ : بیا ای مونس جان‌های مستان

غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ : ز زخم دف کفم بدرید ای جان

غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ : چرا منکر شدی ای میر کوران

غزل شمارهٔ ۱۹۰۳ : شنیدی تو که خط آمد ز خاقان

غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ : کجا خواهی ز چنگ ما پریدن

غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ : اگر تو عاشقی غم را رها کن

غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ : تو نقد قلب را از زر برون کن

غزل شمارهٔ ۱۹۰۷ : گر این جا حاضری سر همچنین کن

غزل شمارهٔ ۱۹۰۸ : نتانی آمدن این راه با من

غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ : دل معشوق سوزیده است بر من

غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ : تو هر جزو جهان را بر گذر بین

غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ : تو را پندی دهم ای طالب دین

غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ : بیا ساقی می ما را بگردان

غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ : به باغ آییم فردا جمله یاران

غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ : اگر خواهی مرا می در هوا کن

غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ : برو ای دل به سوی دلبر من

غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ : برآ بر بام و اکنون ماه نو بین

غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ : چو بربندند ناگاهت زنخدان

غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ : فرود آ تو ز مرکب بار می بین

غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ : عشق است بر آسمان پریدن

غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ : دیر آمده‌ای مرو شتابان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ : ای ساقی و دستگیر مستان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ : ما شادتریم یا تو ای جان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ : ای روی مه تو شاد خندان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ : ای روی تو نوبهار خندان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ : بازآمد آستین فشانان

غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ : مال است و زر است مکسب تن

غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ : وقت آمد توبه را شکستن

غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ : ای دوست عتاب را رها کن

غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ : ای عربده کرده دوش با من

غزل شمارهٔ ۱۹۳۰ : امروز تو خوشتری و یا من

غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ : عقل از کف عشق خورد افیون

غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ : ای دشمن عقل و جان شیرین

غزل شمارهٔ ۱۹۳۳ : برخیز و صبوح را برنجان

غزل شمارهٔ ۱۹۳۴ : از ما مرو ای چراغ روشن

غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ : دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان

غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ : عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن

غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ : هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین

غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ : نازنینی را رها کن با شهان نازنین

غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ : می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان

غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ : ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان

غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ : مهره‌ای از جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهان

غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ : من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان

غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ : می گزید او آستین را شرمگین در آمدن

غزل شمارهٔ ۱۹۴۴ : چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ : هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من

غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ : کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ : سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من

غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ : بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ : آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن

غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ : بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این

غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ : ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین

غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ : هست ما را هر زمانی از نگار راستین

غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ : هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنین

غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ : عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان

غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ : ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان

غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ : سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن

غزل شمارهٔ ۱۹۵۷ : هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ : ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن

غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ : روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن

غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ : آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن

غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ : نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن

غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ : یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من

غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ : پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من

غزل شمارهٔ ۱۹۶۴ : شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین

غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ : در میان ظلمت جان تو نور چیست آن

غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ : جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان

غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ : ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان

غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ : ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان

غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ : از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن

غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ : مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ : از دخول هر غری افسرده‌ای در کار من

غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ : عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین

غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ : موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ : ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین

غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ : عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن

غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ : عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن

غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ : در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن

غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ : ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من

غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ : عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین

غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ : یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این

غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ : مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن

غزل شمارهٔ ۱۹۸۲ : گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن

غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ : به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین

غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ : بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین

غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ : صنما بیار باده بنشان خمار مستان

غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ : صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن

غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ : هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ : چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان

غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ : جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ : جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ : همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ : خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ : هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من

غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ : بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان

غزل شمارهٔ ۱۹۹۵ : اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان

غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ : چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان

غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ : هر که را گشت سر از غایت برگردیدن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ : به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن

غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ : مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ : ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من

غزل شمارهٔ ۲۰۰۱ : دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من

غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ : تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ : همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

غزل شمارهٔ ۲۰۰۴ : شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

غزل شمارهٔ ۲۰۰۵ : چه نشستی دور چون بیگانگان

غزل شمارهٔ ۲۰۰۶ : هر کجا که پا نهی ای جان من

غزل شمارهٔ ۲۰۰۷ : شاه ما باری برای کاهلان

غزل شمارهٔ ۲۰۰۸ : می بده ای ساقی آخرزمان

غزل شمارهٔ ۲۰۰۹ : نک بهاران شد صلا ای لولیان

غزل شمارهٔ ۲۰۱۰ : بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۱ : جان جان‌هایی تو جان را برشکن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۲ : ای دلارام من و ای دل شکن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۳ : ساقیا برخیز و می در جام کن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۴ : راز چون با من نگوید یار من

غزل شمارهٔ ۲۰۱۵ : فقر را در خواب دیدم دوش من

غزل شمارهٔ ۲۰۱۶ : جان من جان تو جانت جان من

غزل شمارهٔ ۲۰۱۷ : آمد آمد در میان خوب ختن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۸ : مرغ خانه با هما پر وا مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ : ای ببرده دل تو قصد جان مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۲۰ : ای خدا این وصل را هجران مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۲۱ : صبحدم شد زود برخیز ای جوان

غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ : ای زیان و ای زیان و ای زیان

غزل شمارهٔ ۲۰۲۳ : رو قرار از دل مستان بستان

غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ : مات خود را صنما مات مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۲۵ : ای به انکار سوی ما نگران

غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ : به شکرخنده ببردی دل من

غزل شمارهٔ ۲۰۲۷ : ای امتان باطل بر نان زنید بر نان

غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ : گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن

غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ : ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ : گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱ : ای محو راه گشته از محو هم سفر کن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۲ : من از کی باک دارم خاصه که یار با من

غزل شمارهٔ ۲۰۳۳ : جانا نخست ما را مرد مدام گردان

غزل شمارهٔ ۲۰۳۴ : ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران

غزل شمارهٔ ۲۰۳۵ : آن خوب را طلب کن اندر میان حوران

غزل شمارهٔ ۲۰۳۶ : امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ : چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۸ : از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ : رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ : روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۱ : پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۲ : ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ : دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ : جانا بیار باده و بختم بلند کن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۵ : تو آب روشنی تو در این آب گل مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ : مستی و عاشقی و جوانی و جنس این

غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ : می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

غزل شمارهٔ ۲۰۴۸ : آن کیست ای خدای کز این دام خامشان

غزل شمارهٔ ۲۰۴۹ : ای دم به دم مصور جان از درون تن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ : جانا بیار باده و بختم تمام کن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۱ : می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۲ : ای آنک از میانه کران می‌کنی مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ : بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ : مست شدی عاقبت آمدی اندر میان

غزل شمارهٔ ۲۰۵۶ : خواجه غلط کرده‌ای در روش یار من

غزل شمارهٔ ۲۰۵۷ : یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین

غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ : با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن

غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ : گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان

غزل شمارهٔ ۲۰۶۰ : یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران

غزل شمارهٔ ۲۰۶۱ : بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن

غزل شمارهٔ ۲۰۶۲ : سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من

غزل شمارهٔ ۲۰۶۳ : ای رخ خندان تو مایه صد گلستان

غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ : باز فروریخت عشق از در و دیوار من

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ : باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من

غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ : باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من

غزل شمارهٔ ۲۰۶۷ : ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون

غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ : بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

غزل شمارهٔ ۲۰۶۹ : بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین

غزل شمارهٔ ۲۰۷۰ : یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران

غزل شمارهٔ ۲۰۷۱ : هر چه کنی تو کرده من دان

غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ : جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان

غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ : دلا تو شهد منه در دهان رنجوران

غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ : مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن

غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ : توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن

غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ : به جان تو که از این دلشده کرانه مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۷۷ : به من نگر به دو رخسار زعفرانی من

غزل شمارهٔ ۲۰۷۸ : چهار روز ببودم به پیش تو مهمان

غزل شمارهٔ ۲۰۷۹ : مقام ناز نداری برو تو ناز مکن

غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ : چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این

غزل شمارهٔ ۲۰۸۱ : نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان

غزل شمارهٔ ۲۰۸۲ : برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن

غزل شمارهٔ ۲۰۸۳ : اگر سزای لب تو نبود گفته من

غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ : بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین

غزل شمارهٔ ۲۰۸۵ : به صلح آمد آن ترک تند عربده کن

غزل شمارهٔ ۲۰۸۶ : من کجا بودم عجب بی‌تو این چندین زمان

غزل شمارهٔ ۲۰۸۷ : بگویم مثالی از این عشق سوزان

غزل شمارهٔ ۲۰۸۸ : ببردی دلم را بدادی به زاغان

غزل شمارهٔ ۲۰۸۹ : تنت زین جهان است و دل زان جهان

غزل شمارهٔ ۲۰۹۰ : به پیش آر سغراق گلگون من

غزل شمارهٔ ۲۰۹۱ : ای هفت دریا گوهر عطا کن

غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ : آن دلبر من آمد بر من

غزل شمارهٔ ۲۰۹۳ : تازه شد از او باغ و بر من

غزل شمارهٔ ۲۰۹۴ : یک قوصره پر دارم ز سخن

غزل شمارهٔ ۲۰۹۵ : با من صنما دل یک دله کن

غزل شمارهٔ ۲۰۹۶ : گر تنگ بدی این سینه من

غزل شمارهٔ ۲۰۹۷ : چون دل جانا بنشین بنشین

غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ : شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن

غزل شمارهٔ ۲۰۹۹ : چند نظاره جهان کردن

غزل شمارهٔ ۲۱۰۰ : چند بوسه وظیفه تعیین کن

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ : سیر گشتم ز نازهای خسان

غزل شمارهٔ ۲۱۰۲ : چیست با عشق آشنا بودن

غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ : گر چه اندر فغان و نالیدن

غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ : شب که جهان است پر از لولیان

غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ : ساقی من خیزد بی‌گفت من

غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ : مست رسید آن بت بی‌باک من

غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ : جان منی جان منی جان من

غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ : می‌نروم هیچ از این خانه من

غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ : ای تو پناه همه روز محن

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ : بانگ برآمد ز خرابات من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ : بانگ برآمد ز خرابات من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ : ظلمت شب پرتو ظلمات من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ : ای تو چو خورشید و شه خاص من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۴ : بانگ برآمد ز دل و جان من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ : بازرسید آن بت زیبای من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۶ : آمده‌ای بی‌گه خامش مشین

غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ : پیشتر آ ای صنم شنگ من

غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ : می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین

غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ : اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان

غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ : دگرباره چو مه کردیم خرمن

غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ : افندس مسین کاغا یومیندن

غزل شمارهٔ ۲۱۲۲ : کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان

غزل شمارهٔ ۲۱۲۳ : العشق یقول لی تزین

غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ : ایا بدر الدجی بل انت احسن

غزل شمارهٔ ۲۱۲۵ : اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان

غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ : اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین

غزل شمارهٔ ۲۱۲۷ : یا صغیر السن یا رطب البدن

غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ : ابشر ثم ابشر یا مؤتمن

غزل شمارهٔ ۲۱۲۹ : نحن الی سیدنا راجعون

غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ : ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او

غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ : حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ : مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او

غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ : بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ : نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ : ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ : ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ : آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او

غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ : ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ : والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ : دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی‌افتاد از او

غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ : ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او

غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ : چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او

غزل شمارهٔ ۲۱۴۳ : روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ : کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ : شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ : ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او

غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ : چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او

غزل شمارهٔ ۲۱۴۸ : جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو

غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ : ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ : عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ : در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ : سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ : ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ : هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ : کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ : سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ : سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ : من که ستیزه روترم در طلب لقای تو

غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ : باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ : ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده‌ست او

غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ : اگر نه عاشق اویم چه می‌پویم به کوی او

غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ : دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ : چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ : اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ : فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او

غزل شمارهٔ ۲۱۶۶ : دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ : دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ : نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو

غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ : ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ : هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ : گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ : هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او

غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ : چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ : ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ : در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ : آن دلبر عیار جگرخواره ما کو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ : خزان عاشقان را نوبهار او

غزل شمارهٔ ۲۱۷۸ : تو کمترخواره‌ای هشیار می‌رو

غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ : تو جام عشق را بستان و می‌رو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۰ : از این پستی به سوی آسمان شو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ : دل و جان را طربگاه و مقام او

غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ : به پیشت نام جان گویم زهی رو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۳ : به پیشت نام جان گویم زهی رو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ : بیا ای رونق گلزار از این سو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ : چو بگشادم نظر از شیوه تو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ : خداوندا چو تو صاحب قران کو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ : گران جانی مکن ای یار برگو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ : در این رقص و در این های و در این هو

غزل شمارهٔ ۲۱۸۹ : بازم صنما چه می‌فریبی تو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ : دیدی که چه کرد آن پری رو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ : ای رونق نوبهار برگو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ : ای عارف خوش کلام برگو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ : ای صید رخ تو شیر و آهو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ : آن وعده که کرده‌ای مرا کو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ : خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ : از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او

غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ : ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ : جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ : ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ : ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ : در گذر آمد خیالش گفت جان این است او

غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ : ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ : جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ : عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ : دوش خوابی دیده‌ام خود عاشقان را خواب کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۶ : ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ : در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸ : ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ : ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۰ : طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او

غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ : ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ : تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او

غزل شمارهٔ ۲۲۱۳ : خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او

غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ : خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ : گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۶ : تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ : چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ : همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو

غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ : من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ : هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۱ : سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ : سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ : ای همه سرگشتگان مهمان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۴ : ای بمرده هر چه جان در پای او

غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ : شکر ایزد را که دیدم روی تو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۶ : ای بکرده رخت عشاقان گرو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۷ : مطربا اسرار ما را بازگو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ : جان ما را هر نفس بستان نو

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ : ای غذای جان مستم نام تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۰ : صوفیانیم آمده در کوی تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۱ : می‌دوید از هر طرف در جست و جو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۲ : به حریفان بنشین خواب مرو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ : ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ : ای دیده من جمال خود اندر جمال تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ : آمد خیال آن رخ چون گلستان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۶ : جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ : این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ : ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ : رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ : ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۱ : هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۲ : تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۳ : آینه جان شده چهره تابان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ : سیر نیم سیر نی از لب خندان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۵ : مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ : ای سر مردان برگو برگو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۷ : مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو

غزل شمارهٔ ۲۲۴۸ : من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او

غزل شمارهٔ ۲۲۴۹ : به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ : هزار بار کشیده‌ست عشق کافرخو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ : چو از سر بگیرم بود سرور او

غزل شمارهٔ ۲۲۵۲ : بی‌دل شده‌ام بهر دل تو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۳ : نور دل ما روی خوش تو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۴ : دل من دل من دل من بر تو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ : بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۶ : به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ : قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ : هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو

غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ : هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو

غزل شمارهٔ ۲۲۶۰ : طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم

غزل شمارهٔ ۲۲۶۱ : بوقلمون چند از انکار تو

غزل شمارهٔ ۲۲۶۲ : پرده بگردان و بزن ساز نو

غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ : یا قمرا لوعه للقمرین سکن

غزل شمارهٔ ۲۲۶۴ : بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو

غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ : الیوم من الوصل نسیم و سعود

غزل شمارهٔ ۲۲۶۶ : بگردان ساقی مه روی جام

غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ : هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸ : یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

غزل شمارهٔ ۲۲۶۹ : الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق

غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ : ابناء ربیعنا تعالوا

غزل شمارهٔ ۲۲۷۱ : جود الشموس علی الوری اشراق

غزل شمارهٔ ۲۲۷۲ : حد البشیر بشاره یا جار

غزل شمارهٔ ۲۲۷۳ : امسی و اصبح بالجوی اتعذب

غزل شمارهٔ ۲۲۷۴ : مررت بدر فی هواه بحار

غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ : امروز مستان را نگر در مست ما آویخته

غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ : ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته

غزل شمارهٔ ۲۲۷۷ : یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده

غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ : این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده

غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ : این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده

غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ : ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله

غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ : ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده

غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ : ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته

غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ : ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده

غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ : باده بده باد مده وز خودمان یاد مده

غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ : یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله

غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ : ای تو برای آبرو آب حیات ریخته

غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ : آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله

غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ : شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره

غزل شمارهٔ ۲۲۸۹ : دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه

غزل شمارهٔ ۲۲۹۰ : کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده

غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ : بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره

غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ : به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه

غزل شمارهٔ ۲۲۹۳ : یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیده

غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ : ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره

غزل شمارهٔ ۲۲۹۵ : سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره

غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ : مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه

غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ : چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه

غزل شمارهٔ ۲۲۹۸ : زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانه

غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ : سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده

غزل شمارهٔ ۲۳۰۰ : با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به

غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ : من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر به

غزل شمارهٔ ۲۳۰۲ : هشیار شدم ساقی دستار به من واده

غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ : ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده

غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ : هر روز پری زادی از سوی سراپرده

غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ : کی باشد من با تو باده به گرو خورده

غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ : ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره

غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ : بربند دهان از نان کآمد شکر روزه

غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ : یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه

غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ : من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه

غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ : ای غایب از این محضر از مات سلام الله

غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ : از انبهی ماهی دریا به نهان گشته

غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ : دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته

غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ : ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ : ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ : دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ : امروز بت خندان می‌بخش کند خنده

غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ : ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده

غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ : مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره

غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ : آن یار غریب من آمد به سوی خانه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ : بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ : ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ : هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ : ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ : روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده

غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ : امروز من و باده و آن یار پری زاده

غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ : ای بر سر بازاری دستار چنان کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ : ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ : چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله

غزل شمارهٔ ۲۳۲۹ : هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته

غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ : آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه

غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ : ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ : ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ : این کیست چنین مست ز خمار رسیده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ : ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ : رندان همه جمعند در این دیر مغانه

غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ : این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۷ : هلا ساقی بیا ساغر مرا ده

غزل شمارهٔ ۲۳۳۸ : بیا دل بر دل پردرد من نه

غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ : ایا گم گشتگان راه و بیراه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ : چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ : سماع آمد هلا ای یار برجه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۲ : خدایا مطربان را انگبین ده

غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ : ایا خورشید بر گردون سواره

غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ : مبارک باد آمد ماه روزه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ : چو بی‌گاه است و باران خانه خانه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ : مکن راز مرا ای جان فسانه

غزل شمارهٔ ۲۳۴۷ : خدایا رحمت خود را به من ده

غزل شمارهٔ ۲۳۴۸ : فریاد ز یار خشم کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ : ای دیده راست راست دیده

غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ : آمد مه و لشکر ستاره

غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ : دیدی که چه کرد آن یگانه

غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ : یک جام ز صد هزار جان به

غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ : جان آمده در جهان ساده

غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ : ای بی تو حیات‌ها فسرده

غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ : ای دوش ز دست ما رهیده

غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ : ماییم قدیم عشق باره

غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ : ای گشته دلت چو سنگ خاره

غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ : ماییم و دو چشم و جان خیره

غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ : آن سفره بیار و در میان نه

غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ : ای نقد تو را زکات نسیه

غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ : ای روز مبارک و خجسته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ : ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ : ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ : ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ : ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ : ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ : تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده

غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ : ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ : چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته

غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ : این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده

غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ : کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته

غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ : هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره

غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ : مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه

غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ : هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه

غزل شمارهٔ ۲۳۷۵ : سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه

غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ : صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده

غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ : ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ : صد خمار است و طرب در نظر آن دیده

غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ : بده آن باده جانی که چنانیم همه

غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ : پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه

غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ : عشق بین با عاشقان آمیخته

غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ : ای بخاری را تو جان پنداشته

غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ : عشق تو از بس کشش جان آمده

غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ : جسته‌اند دیوانگان از سلسله

غزل شمارهٔ ۲۳۸۵ : روز ما را دیگران را شب شده

غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ : قرابه باز دانا هش دار آبگینه

غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ : پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه

غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ : این جا کسی است پنهان دامان من گرفته

غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ : در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ : آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ : بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ : ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ : برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ : از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله

غزل شمارهٔ ۲۳۹۵ : دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانه

غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ : ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه

غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ : ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته

غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ : آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده

غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ : ای از تو من برسته ای هم توام بخورده

غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ : گل را نگر ز لطف سوی خار آمده

غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ : ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته

غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ : باده بده ساقیا عشوه و بادم مده

غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ : ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده

غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ : ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ : ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ : ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده

غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ : زهی لواء و علم لا اله الا الله

غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ : چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه

غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ : که بوده است تو را دوش یار و همخوابه

غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ : مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته

غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ : دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده

غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ : چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ : عجب دلی که به عشق بت است پیوسته

غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ : ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده

غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ : تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده

غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ : برو برو که به بز لایق است بزغاله

غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ : خلاصه دو جهان است آن پری چهره

غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ : ای جان ای جان فی ستر الله

غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ : خوش بود فرش تن نور دیده

غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ : آمد آمد نگار پوشیده

غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ : مطرب جان‌های دل برده

غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ : رخ نفسی بر رخ این مست نه

غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ : یا رشا فدیته من زمن رایته

غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ : هل طربا لعاشق وافقه زمانه

غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ : طوبی لمن آواه سر فؤاده

غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ : فدیتتک یا ستی الناسیه

غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ : گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی

غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ : فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری

غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ : ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری

غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ : ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ : این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ : ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ : ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ : از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ : من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری

غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ : ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ : ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی‌همرهی

غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ : دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ : دامن کشانم می‌کشد در بتکده عیاره‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ : ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ : آخر مراعاتی بکن مر بی‌دلان را ساعتی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ : بانکی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ : ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ : چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ : از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ : ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ : یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ : ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ : من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری

غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ : در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری

غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ : دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ : ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ : بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلداریی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ : عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ : برگذری درنگری جز دل خوبان نبری

غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ : هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ : ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ : سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری

غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ : عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ : تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ : چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ : طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوری

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ : آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ : هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری

غزل شمارهٔ ۲۴۶۵ : آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۶ : ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۶۷ : کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ : نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ : آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ : جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ : سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ : چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۳ : آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ : ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ : باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ : هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ : سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ : باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری

غزل شمارهٔ ۲۴۷۹ : پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری

غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ : ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهری

غزل شمارهٔ ۲۴۸۱ : با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ : ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ : تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ : خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستیی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ : یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ : ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ : هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ : ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ : گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری

غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ : ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری

غزل شمارهٔ ۲۴۹۱ : جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری

غزل شمارهٔ ۲۴۹۲ : هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ : رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ : زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۵ : آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ : خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۷ : صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ : مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ : مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ : چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ : گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ : امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داری

غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ : چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۴ : اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۵ : چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ای ساقی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ : مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۷ : بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۸ : مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی

غزل شمارهٔ ۲۵۰۹ : بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ : مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ : به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ : رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ : بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۴ : درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۵ : یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۶ : اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ : ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ : اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ : غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ : گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ : اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۲ : دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ : دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ : اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ : اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدی

غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ : نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری

غزل شمارهٔ ۲۵۲۷ : بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری

غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ : مروت نیست در سرها که اندازند دستاری

غزل شمارهٔ ۲۵۲۹ : ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ : دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ : چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ : کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ : برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ : مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ : هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ : مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ : مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ : حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری

غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ : یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ : چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ : الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ : بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ : بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ : شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۵ : مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ : سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ : شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۸ : تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ : چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ : یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ : دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ : کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ : کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ : اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ : چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری

غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ : زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ : هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۸ : الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۹ : الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ : الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ : مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ : یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ : من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ : گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ : ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ : آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ : افتاد دل و جانم در فتنه طراری

غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ : یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ : آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ : پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ : ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ : جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ : در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ : از آتش ناپیدا دارم دل بریانی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ : هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ : ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ : همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ : ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی

غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ : با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ : ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ : ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۲ : خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ : آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ : ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۵ : گر نرگس خون خوارش دربند امانستی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۶ : گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ : ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ : ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

غزل شمارهٔ ۲۵۸۹ : نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ : ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ : ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ : ای صورت روحانی امروز چه آوردی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۳ : گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۴ : از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ : امشب پریان را من تا روز به دلداری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۶ : نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ : گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۸ : ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

غزل شمارهٔ ۲۵۹۹ : ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

غزل شمارهٔ ۲۶۰۰ : گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری

غزل شمارهٔ ۲۶۰۱ : ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

غزل شمارهٔ ۲۶۰۲ : ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ : ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴ : آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ : ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۶ : مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۷ : آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۸ : افند کلیمیرا از زحمت ما چونی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ : در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۰ : چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۱ : جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۲ : در کوی کی می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۳ : ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ : ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۵ : هم پهلوی خم سر نه‌ای خواجه هرجایی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۶ : من نیت آن کردم تا باشم سودایی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۷ : عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ : جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

غزل شمارهٔ ۲۶۱۹ : گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۰ : ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۱ : از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ : ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ : ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۴ : برخیز که جان است و جهان است و جوانی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۵ : گر علم خرابات تو را همنفسستی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ : ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۷ : عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

غزل شمارهٔ ۲۶۲۸ : هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ : ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ : یا ساقی شرف بشراباتک زندی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۱ : تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ : ای جان گذرکرده از این گنبد ناری

غزل شمارهٔ ۲۶۳۳ : در خانه خود یافتم از شاه نشانی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ : امروز در این شهر نفیر است و فغانی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۵ : امروز سماع است و مدام است و سقایی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۶ : ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۷ : امروز سماع است و شراب است و صراحی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۸ : ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۹ : برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری

غزل شمارهٔ ۲۶۴۰ : مگریز ز آتش که چنین خام بمانی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ : گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۲ : زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۳ : ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۴ : یک روز مرا بر لب خود میر نکردی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ : بخوردم از کف دلبر شرابی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۶ : چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۷ : دلا چون واقف اسرار گشتی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ : دریغا کز میان ای یار رفتی

غزل شمارهٔ ۲۶۴۹ : منم فانی و غرقه در ثبوتی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۰ : تو آن ماهی که در گردون نگنجی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۱ : کریما تو گلی یا جمله قندی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۲ : نگارا تو در اندیشه درازی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ : گر این سلطان ما را بنده باشی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۴ : ببین این فتح ز استفتاح تا کی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۵ : تو نقشی نقش بندان را چه دانی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۶ : نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۷ : دلا تا نازکی و نازنینی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۸ : اگر درد مرا درمان فرستی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۹ : کسی کو را بود در طبع سستی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۰ : چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۱ : کجا شد عهد و پیمانی که کردی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ : دلا رو رو همان خون شو که بودی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۳ : مرا چون ناف بر مستی بریدی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۴ : از این تنگین قفس جانا پریدی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۵ : صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شمارهٔ ۲۶۶۶ : به تن این جا به باطن در چه کاری

غزل شمارهٔ ۲۶۶۷ : مبارک باد بر ما این عروسی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۸ : خبر واده کز این دنیای فانی

غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ : برفتیم ای عقیق لامکانی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۰ : خوشی آخر بگو ای یار چونی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۱ : بر من نیستی یارا کجایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۲ : دلا در روزه مهمان خدایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۳ : سؤالی دارم ای خواجه خدایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۴ : هلا ای آب حیوان از نوایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ : بیاموز از پیمبر کیمیایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶ : سبک بنواز ای مطرب ربایی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۷ : سلام علیک ای مقصود هستی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ : اگر خورشید جاویدان نگشتی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ : ز ما برگشتی و با گل فتادی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۰ : چنین باشد چنین گوید منادی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۱ : کجا شد عهد و پیمان را چه کردی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۲ : به بخت و طالع ما ای افندی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۳ : نگارا تو گلی یا جمله قندی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۴ : شنودم من که چاکر را ستودی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ : دگرباره شه ساقی رسیدی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۶ : اگر یار مرا از من برآری

غزل شمارهٔ ۲۶۸۷ : صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شمارهٔ ۲۶۸۸ : صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شمارهٔ ۲۶۸۹ : منم غرقه درون جوی باری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۰ : چو عشق آمد که جان با من سپاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۱ : نگفتم دوش ای زین بخاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۲ : به جان تو پس گردن نخاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۳ : به تن با ما به دل در مرغزاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۴ : مرا بگرفت روحانی نگاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۵ : متاز ای دل سوی دریای ناری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۶ : مرا در خنده می‌آرد بهاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۷ : بدید این دل درون دل بهاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ : خداوندا زکات شهریاری

غزل شمارهٔ ۲۶۹۹ : ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ : ز هر چیزی ملول است آن فضولی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۱ : مرا هر لحظه قربان است جانی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۲ : مگیر ای ساقی از مستان کرانی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۳ : ز مهجوران نمی‌جویی نشانی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۴ : برون کن سر که جان سرخوشانی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ : مرا هر لحظه منزل آسمانی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۶ : چه دلشادم به دلدار خدایی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ : کجایید ای شهیدان خدایی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۸ : تو هر روزی از آن پشته برآیی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۹ : دلاراما چنین زیبا چرایی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ : بیا ای غم که تو بس باوفایی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ : بیا ای یار کامروز آن مایی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۲ : بیا جانا که امروز آن مایی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ : چنان گشتم ز مستی و خرابی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۴ : چو اسم شمس دین اسما تو دیدی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۵ : مرا اندر جگر بنشست خاری

غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ : بگفتم با دلم آخر قراری

غزل شمارهٔ ۲۷۱۷ : تو جانا بی‌وصالش در چه کاری

غزل شمارهٔ ۲۷۱۸ : بیا ای آنک سلطان جمالی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۹ : مگر تو یوسفان را دلستانی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ : تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۱ : نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۲ : به کوی دل فرورفتم زمانی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۳ : دیدی که چه کرد یار ما دیدی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ : روز ار دو هزار بار می‌آیی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۵ : مندیش از آن بت مسیحایی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ : ای دیده ز نم زبون نگشتی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۷ : گر وسوسه ره دهی به گوشی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۸ : باغ است و بهار و سرو عالی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۹ : با این همه مهر و مهربانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۰ : آورد خبر شکرستانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ : بشنیده بدم که جان جانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ : ای ساقی باده معانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۳ : ای وصل تو آب زندگانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۴ : ای بی‌تو حرام زندگانی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ : برجه که بهار زد صلایی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ : چون سوی برادری بپویی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۷ : مجلس چو چراغ و تو چو آبی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۸ : من پار بخورده‌ام شرابی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ : ای یار یگانه چند خسبی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ : بازم صنما چه می‌فریبی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ : ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ : ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳ : رو رو که از این جهان گذشتی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۴ : روز طرب است و سال شادی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۵ : آخر گل و خار را بدیدی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۶ : آن را که به لطف سر بخاری

غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ : خضری به میان سینه داری

غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ : می‌آید سنجق بهاری

غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ : ای چشم و چراغ شهریاری

غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ : ای جان و جهان چه می‌گریزی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۱ : از قصه حال ما نپرسی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ : ای دلبر بی‌دلان صوفی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ : ای آنک تو شاه مطربانی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۴ : روزی که مرا ز من ستانی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۵ : چون عشق کند شکرفشانی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۶ : ای وصل تو اصل شادمانی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۷ : کژزخمه مباش تا توانی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۸ : مست می عشق را حیا نی

غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ : گویم سخن لب تو یا نی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۰ : با دل گفتم چرا چنینی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۱ : در خون دلم رسید فتوی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۲ : در عشق هر آنک شد فدایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۳ : عشق است دلاور و فدایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۴ : ماها چو به چرخ دل برآیی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ : آن شمع چو شد طرب فزایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۶ : ای بی‌تو محال جان فزایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ : گر یار لطیف و باوفایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۸ : ساقی انصاف خوش لقایی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۹ : برخیز و بزن یکی نوایی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۰ : رخ‌ها بنگر تو زعفرانی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۱ : ای قلب و درست را روایی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۲ : ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۳ : با یار بساز تا توانی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۴ : در فنای محض افشانند مردان آستی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ : مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۶ : ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۷ : شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۸ : ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی

غزل شمارهٔ ۲۷۷۹ : بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۸۰ : در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ : ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۲ : گر شراب عشق کار جان حیوانیستی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۳ : ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۴ : در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری

غزل شمارهٔ ۲۷۸۵ : گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۶ : آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۸۷ : ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ : آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ : پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۷۹۰ : بار دیگر ملتی برساختی برساختی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ : هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۲ : سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۳ : این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۴ : ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۵ : ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ : ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۷ : تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری

غزل شمارهٔ ۲۷۹۸ : در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری

غزل شمارهٔ ۲۷۹۹ : بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

غزل شمارهٔ ۲۸۰۰ : در میان جان نشین کامروز جان دیگری

غزل شمارهٔ ۲۸۰۱ : عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۲ : آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ : ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۴ : چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ : ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای

غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ : آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۸۰۷ : گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۸ : گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی

غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ : ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ : ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ : از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ : ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ : اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۴ : خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری

غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ : بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۶ : که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۷ : مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ : صنما چونک فریبی همه عیار فریبی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ : اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۰ : چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۱ : تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری

غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ : تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری

غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ : ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۴ : مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ : مثل ذره روزن همگان گشته هوایی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ : همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۷ : بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی

غزل شمارهٔ ۲۸۲۸ : خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری

غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ : تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری

غزل شمارهٔ ۲۸۳۰ : هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۱ : چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۲ : صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ : سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری

غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ : به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۵ : ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۶ : به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۷ : هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۸ : صفت خدای داری چو به سینه‌ای درآیی

غزل شمارهٔ ۲۸۳۹ : بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ : منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ : به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۲ : بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ : هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۴ : تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۵ : بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۶ : چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ : دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری

غزل شمارهٔ ۲۸۴۸ : سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری

غزل شمارهٔ ۲۸۴۹ : ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری

غزل شمارهٔ ۲۸۵۰ : ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۱ : شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۲ : چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۳ : تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۴ : برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۵ : هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۶ : صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۷ : چه جمال جان فزایی که میان جان مایی

غزل شمارهٔ ۲۸۵۸ : صنما تو همچو آتش قدح مدام داری

غزل شمارهٔ ۲۸۵۹ : برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۸۶۰ : هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۱ : چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۲ : هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۳ : وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۴ : به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۵ : در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۶ : گر گریزی به ملولی ز من سودایی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۷ : نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای

غزل شمارهٔ ۲۸۶۸ : در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

غزل شمارهٔ ۲۸۶۹ : هست اندر غم تو دلشده دانشمندی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۰ : ای دریغا در این خانه دمی بگشودی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۱ : به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۲ : مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۳ : رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۴ : سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۵ : نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۶ : شکنی شیشه مردم گرو از من گیری

غزل شمارهٔ ۲۸۷۷ : بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۸ : هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۹ : ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۰ : به حق و حرمت آنک همگان را جانی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۱ : گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ : تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۳ : چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۴ : به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۵ : هله آن به که خوری این می و از دست روی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۶ : اگر امشب بر من باشی و خانه نروی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۷ : بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۸ : به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ : ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۰ : سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۱ : هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ : ای شه جاودانی وی مه آسمانی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۳ : قدر غم گر چشم سر بگریستی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۴ : با چنین رفتن به منزل کی رسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۵ : چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۶ : قره العین منی ای جان بلی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۷ : بوی باغ و گلستان آید همی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۸ : هر دم ای دل سوی جانان می‌روی

غزل شمارهٔ ۲۸۹۹ : بار دیگر عزم رفتن کرده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۰۰ : بوی مشکی در جهان افکنده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۰۱ : فارغم گر گشت دل آواره‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۰۲ : ای درآورده جهانی را ز پای

غزل شمارهٔ ۲۹۰۳ : باوفا یارا جفا آموختی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۴ : عاقبت از عاشقان بگریختی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۵ : اندرآ در خانه یارا ساعتی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۶ : گوید آن دلبر که چون همدل شدی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۷ : آفتابا سوی مه رویان شدی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۸ : باوفاتر گشت یارم اندکی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۹ : هست امروز آنچ می‌باید بلی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۰ : باز گردد عاقبت این در بلی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۱ : طبع چیزی نو به نو خواهد همی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۲ : با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۳ : باز چون گل سوی گلشن می‌روی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ : ناگهان اندردویدم پیش وی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۵ : خوش بود گر کاهلی یک سو نهی

غزل شمارهٔ ۲۹۱۶ : مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۱۷ : هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۱۸ : می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۱۹ : گر سران را بی‌سری درواستی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۰ : ای بهار سبز و تر شاد آمدی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۱ : ساقی این جا هست ای مولا بلی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۲ : هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می

غزل شمارهٔ ۲۹۲۳ : باد بین اندر سرم از باده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۲۴ : آه از عشق جمال حوریی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۵ : ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۲۶ : گر در آب و گر در آتش می‌روی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۷ : ز کجا آمده‌ای می‌دانی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۸ : آنچ در سینه نهان می‌داری

غزل شمارهٔ ۲۹۲۹ : ای خیالی که به دل می‌گذری

غزل شمارهٔ ۲۹۳۰ : تو چرا جمله نبات و شکری

غزل شمارهٔ ۲۹۳۱ : از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ : چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۳ : ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ : گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۵ : گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۶ : ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۷ : از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۸ : آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۹ : ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۰ : چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۱ : ای گوهر خدایی آیینه معانی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۲ : اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۳ : گرمی مجوی الا از سوزش درونی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۴ : ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۵ : ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۶ : دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۷ : یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ : ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی

غزل شمارهٔ ۲۹۴۹ : در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۰ : ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۱ : زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری

غزل شمارهٔ ۲۹۵۲ : گر از شراب دوشین در سر خمار داری

غزل شمارهٔ ۲۹۵۳ : بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری

غزل شمارهٔ ۲۹۵۴ : گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری

غزل شمارهٔ ۲۹۵۵ : چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۶ : دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۷ : اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۸ : مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی

غزل شمارهٔ ۲۹۵۹ : ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۰ : رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۱ : در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۲ : با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۳ : می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۴ : دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۵ : ای برده اختیارم تو اختیار مایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۶ : هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۷ : آمد ز نای دولت بار دگر نوایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۸ : ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۹ : بوی کباب داری تو نیز دل کبابی

غزل شمارهٔ ۲۹۷۰ : با صد هزار دستان آمد خیال یاری

غزل شمارهٔ ۲۹۷۱ : اندر قمارخانه چون آمدی به بازی

غزل شمارهٔ ۲۹۷۲ : ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۷۳ : ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۷۴ : آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

غزل شمارهٔ ۲۹۷۵ : هر روز بامداد به آیین دلبری

غزل شمارهٔ ۲۹۷۶ : شد جادوی حرام و حق از جادوی بری

غزل شمارهٔ ۲۹۷۷ : هر روز بامداد درآید یکی پری

غزل شمارهٔ ۲۹۷۸ : ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

غزل شمارهٔ ۲۹۷۹ : هر روز بامداد طلبکار ما تویی

غزل شمارهٔ ۲۹۸۰ : آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی

غزل شمارهٔ ۲۹۸۱ : ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی

غزل شمارهٔ ۲۹۸۲ : ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۳ : ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۴ : ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۵ : مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۶ : ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۷ : ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۹۸۸ : هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی

غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ : رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۰ : جان خاک آن مهی که خداش است مشتری

غزل شمارهٔ ۲۹۹۱ : ای عشق پرده در که تو در زیر چادری

غزل شمارهٔ ۲۹۹۲ : ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری

غزل شمارهٔ ۲۹۹۳ : شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۴ : ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۵ : اندر میان جمع چه جان است آن یکی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۶ : گر من ز دست بازی هر غم پژولمی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۷ : ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۸ : سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی

غزل شمارهٔ ۲۹۹۹ : تا چند از فراق مرا کار بشکنی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ : ساقی بیار باده سغراق ده منی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۱ : ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۲ : شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۰۳ : ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۴ : بزم و شراب لعل و خرابات و کافری

غزل شمارهٔ ۳۰۰۵ : آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۶ : سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری

غزل شمارهٔ ۳۰۰۷ : دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۸ : خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی

غزل شمارهٔ ۳۰۰۹ : آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۰ : روی من از روی تو دارد صد روشنی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۱ : هر نفسی از درون دلبر روحانیی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۲ : ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۱۳ : یار در آخرزمان کرد طرب سازیی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۴ : رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۵ : جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری

غزل شمارهٔ ۳۰۱۶ : بازرهان خلق را از سر و از سرکشی

غزل شمارهٔ ۳۰۱۷ : لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۱۸ : ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری

غزل شمارهٔ ۳۰۱۹ : ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی

غزل شمارهٔ ۳۰۲۰ : پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی

غزل شمارهٔ ۳۰۲۱ : شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۲۲ : گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۲۳ : قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۲۴ : بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۲۵ : جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۰۲۶ : خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی

غزل شمارهٔ ۳۰۲۷ : نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ : ای صنم گلزاری چند مرا آزاری

غزل شمارهٔ ۳۰۲۹ : آه که دلم برد غمزه‌های نگاری

غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ : سلمک الله نیست مثل تو یاری

غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ : خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۲ : از پگه ای یار زان عقار سمایی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۳ : چند دویدم سوی افندی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۴ : می‌رسد ای جان باد بهاری

غزل شمارهٔ ۳۰۳۵ : دوش همه شب دوش همه شب

غزل شمارهٔ ۳۰۳۶ : گاه چو اشتر در وحل آیی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۷ : به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ : ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی

غزل شمارهٔ ۳۰۳۹ : هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۰ : چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۱ : اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری

غزل شمارهٔ ۳۰۴۲ : چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری

غزل شمارهٔ ۳۰۴۳ : ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۴ : گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۵ : من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۶ : چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۷ : به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۸ : تو آسمان منی من زمین به حیرانی

غزل شمارهٔ ۳۰۴۹ : ربود عقل و دلم را جمال آن عربی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۰ : خدایگان جمال و خلاصه خوبی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۱ : به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۲ : چه باده بود که در دور از بگه دادی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ : ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۴ : منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

غزل شمارهٔ ۳۰۵۵ : بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

غزل شمارهٔ ۳۰۵۶ : خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری

غزل شمارهٔ ۳۰۵۷ : اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری

غزل شمارهٔ ۳۰۵۸ : ز بامداد درآورد دلبرم جامی

غزل شمارهٔ ۳۰۵۹ : چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۰ : نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۱ : اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۲ : اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۳ : به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۴ : ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۵ : شدم به سوی چه آب همچو سقایی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۶ : رسید ترکم با چهره‌های گل وردی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۷ : تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

غزل شمارهٔ ۳۰۶۸ : فرست باده جان را به رسم دلداری

غزل شمارهٔ ۳۰۶۹ : نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری

غزل شمارهٔ ۳۰۷۰ : اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

غزل شمارهٔ ۳۰۷۱ : دلا همای وصالی بپر چرا نپری

غزل شمارهٔ ۳۰۷۲ : به من نگر که به جز من به هر کی درنگری

غزل شمارهٔ ۳۰۷۳ : بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری

غزل شمارهٔ ۳۰۷۴ : مسلم آمد یار مرا دل افروزی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۵ : بیا بیا که تو از نادرات ایامی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۶ : بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۷ : ایا مربی جان از صداع جان چونی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۸ : ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی

غزل شمارهٔ ۳۰۷۹ : بیامدیم دگربار سوی مولایی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۰ : تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۱ : تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۲ : رهید جان دوم از خودی و از هستی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۳ : بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۴ : به جان تو که بگویی وطن کجا داری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۵ : به حق آنک تو جان و جهان جانداری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۶ : شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۷ : اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ : حرام گشت از این پس فغان و غمخواری

غزل شمارهٔ ۳۰۸۹ : به اهل پرده اسرارها ببر خبری

غزل شمارهٔ ۳۰۹۰ : بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ : اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۲ : هزار جان مقدس فدای سلطانی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۳ : نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۴ : بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۵ : از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۶ : ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۷ : بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۸ : ترش ترش بنشستی بهانه دربستی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۹ : بداد پندم استاد عشق از استادی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۰ : ببست خواب مرا جاودانه دلداری

غزل شمارهٔ ۳۱۰۱ : کسی که باده خورد بامداد زین ساقی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۲ : برست جان و دلم از خودی و از هستی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۳ : پدید گشت یکی آهوی در این وادی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۴ : طواف کعبه دل کن اگر دلی داری

غزل شمارهٔ ۳۱۰۵ : ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۶ : فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری

غزل شمارهٔ ۳۱۰۷ : میان تیرگی خواب و نور بیداری

غزل شمارهٔ ۳۱۰۸ : به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی

غزل شمارهٔ ۳۱۰۹ : کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۰ : جان جان مایی، خوشتر از حلوایی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۱ : تو چنین نبودی تو چنین چرایی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۲ : تو خدای خویی تو صفات هویی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۳ : نه ز عاقلانم که ز من بگیری

غزل شمارهٔ ۳۱۱۴ : عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری

غزل شمارهٔ ۳۱۱۵ : در لطف اگر بروی شاه همه چمنی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۶ : دلا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۷ : پذیرفت این دل ز عشقت خرابی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۸ : نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!

غزل شمارهٔ ۳۱۱۹ : نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۰ : اگر چه لطیفی و زیبالقایی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۱ : هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۲ : الا میر خوبان هلا تا نرنجی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۳ : به حیلت تو خواهی که در را ببندی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۴ : چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری

غزل شمارهٔ ۳۱۲۵ : بتا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۶ : گل سرخ دیدم شدم زعفرانی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۷ : عجب‌العجایب توی در کیایی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۸ : تو هر چند صدری شه مجلسی

غزل شمارهٔ ۳۱۲۹ : رضیت بما قسم‌الله لی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۰ : تماشا مرو نک تماشا تویی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۱ : الا هات حمرا کالعندم

غزل شمارهٔ ۳۱۳۲ : خواهیم یارا کامشب نخسپی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۳ : حدی نداری در خوش لقایی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۴ : تو جان مایی، ماه سمایی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۵ : با چرخ گردان تیره هوایی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۶ : خواهی ز جنون بویی ببری

غزل شمارهٔ ۳۱۳۷ : سلطان منی سلطان منی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۸ : آن به که مرا تمکین نکنی

غزل شمارهٔ ۳۱۳۹ : صنما خرگه توم که بسازی و برکنی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۰ : صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری

غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ : ای خجل از تو شکر و آزادی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۲ : حکم نو کن که شاه دورانی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۳ : مستی و عاشقانه می‌گویی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۴ : بحر ما را کنار بایستی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۵ : آوخ آوخ چو من وفاداری

غزل شمارهٔ ۳۱۴۶ : ای دلزار محنت و بلا داری

غزل شمارهٔ ۳۱۴۷ : ساقیا ساقیا روا داری

غزل شمارهٔ ۳۱۴۸ : تا شدستی امیر چوگانی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۹ : مستم از باده‌های پنهانی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۰ : من مرید توام مراد تویی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۱ : چند اندر میان غوغایی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۲ : گر چه تو نیم شب رسیدستی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ : ز اول بامداد سر مستی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ : ز اول بامداد سرمستی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۵ : در غم یار یار بایستی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۶ : در غم یار، یار بایستی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۷ : آنکه چون ابر خواند کف ترا

غزل شمارهٔ ۳۱۵۸ : رو، مسلم تراست بی‌کاری

غزل شمارهٔ ۳۱۵۹ : زندگانی مجلس سامی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۰ : جان جانی و جان صد جانی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۱ : خامشی ناطقی مگر جانی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۲ : ای که مستک شدی و می‌گویی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ : عشق در کفر کرد اظهاری

غزل شمارهٔ ۳۱۶۴ : مست و خوشی باده کجا خورده‌ای؟

غزل شمارهٔ ۳۱۶۵ : جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای

غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ : ای دل سرمست، کجا می‌پری؟

غزل شمارهٔ ۳۱۶۷ : از مه من مست دو صد مشتری

غزل شمارهٔ ۳۱۶۸ : یا ملک المغرب والمشرق

غزل شمارهٔ ۳۱۶۹ : گر نه شکار غم دلدارمی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۰ : ای که تو از عالم ما می‌روی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۱ : خشم مرو خواجه! پشیمان شوی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۲ : ای که ازین تنگ قفس می‌پری

غزل شمارهٔ ۳۱۷۳ : باده ده، ای ساقی هر متقی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۴ : صد دل و صد جان بدمی دادمی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۵ : کار به پیری و جوانیستی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۶ : کردم با کان گهر آشتی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۷ : آدمیی، آدمیی، آدمی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۸ : در دل من پردهٔ نو می‌زنی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۹ : این طریق دارهم یا سندی و سیدی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۰ : اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۱ : ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ : بغداد همانست که دیدی و شنیدی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۳ : ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۴ : کسی کو را بود خلق خدایی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۵ : عزیزی و کریم و لطف داری

غزل شمارهٔ ۳۱۸۶ : بگو ای تازه رو، کم کن ملولی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۷ : اتی‌النیروز مسرورالجنان

غزل شمارهٔ ۳۱۸۸ : ادر کاسی و دعنی عن فنونی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۹ : یا ساقی اسقنی براح

غزل شمارهٔ ۳۱۹۰ : سلب‌العشق فادی، حصل‌الیوم مرادی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۱ : کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۲ : لا یغرنک سد هوس عن رایی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۳ : غدرالعشق فزلت قدمی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۴ : وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری

غزل شمارهٔ ۳۱۹۵ : درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۶ : بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۷ : سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی

غزل شمارهٔ ۳۱۹۸ : گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری

غزل شمارهٔ ۳۱۹۹ : الام طماعیة العاذل

غزل شمارهٔ ۳۲۰۰ : هذا طبیبی، عند الدوآء

غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ : یا ساقی الحی اسمع سؤالی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۲ : هذا سیدی، هذا سندی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۳ : طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۴ : یا ملک المبعث والمحشر

غزل شمارهٔ ۳۲۰۵ : روزن دل! آه چه خوش روزنی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۶ : اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۷ : قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

غزل شمارهٔ ۳۲۰۸ : الا فی‌الغشق تشریفی و عیدی

غزل شمارهٔ ۳۲۰۹ : نسیت الیوم من عشقی صلاتی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ : اتاک الصوم فی حلل السعود

غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ : نسیم‌الصبح جد بابتشار

غزل شمارهٔ ۳۲۱۲ : الا یا مالکا رق‌الزمان

غزل شمارهٔ ۳۲۱۳ : املا قدح البقا ندیمی!

غزل شمارهٔ ۳۲۱۴ : یا مالک دمة الزمان

غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ : یا ساقیةالمدام هاتی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۶ : طارت حیلی و زال حیلی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۷ : قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۸ : ترکبن طبقا عن طبق مولائی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۹ : اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری

غزل شمارهٔ ۳۲۲۰ : لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۱ : الا حریم لیلی، علیکم سلامی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۲ : اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان

غزل شمارهٔ ۳۲۲۳ : یا من یزید حسنک حقا تحیری

غزل شمارهٔ ۳۲۲۴ : یا ویح نفسنا بفوات الفضائل

غزل شمارهٔ ۳۲۲۵ : یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۶ : قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق

غزل شمارهٔ ۳۲۲۷ : یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۸ : ایا ملتقی العیش کم تبعدی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۹ : یا ولی نعمتی و سلطانی

غزل شمارهٔ ۳۲۳۰ : یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.