غزل شمارهٔ ۱ : اِی رَستخیزِ ناگهان! وْ ای رحمتِ بیمُنتها
غزل شمارهٔ ۲ : ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها
غزل شمارهٔ ۳ : ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها
غزل شمارهٔ ۴ : ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شمارهٔ ۵ : آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
غزل شمارهٔ ۶ : بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
غزل شمارهٔ ۷ : بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
غزل شمارهٔ ۸ : جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
غزل شمارهٔ ۹ : من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
غزل شمارهٔ ۱۰ : مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
غزل شمارهٔ ۱۱ : ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
غزل شمارهٔ ۱۲ : ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
غزل شمارهٔ ۱۳ : ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
غزل شمارهٔ ۱۴ : ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
غزل شمارهٔ ۱۵ : ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را
غزل شمارهٔ ۱۶ : ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شمارهٔ ۱۷ : آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
غزل شمارهٔ ۱۸ : ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شمارهٔ ۱۹ : امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غزل شمارهٔ ۲۰ : چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
غزل شمارهٔ ۲۱ : جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
غزل شمارهٔ ۲۲ : چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
غزل شمارهٔ ۲۳ : چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
غزل شمارهٔ ۲۴ : چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
غزل شمارهٔ ۲۵ : من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
غزل شمارهٔ ۲۶ : هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها
غزل شمارهٔ ۲۷ : آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا
غزل شمارهٔ ۲۸ : ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
غزل شمارهٔ ۲۹ : ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
غزل شمارهٔ ۳۰ : ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
غزل شمارهٔ ۳۱ : بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما
غزل شمارهٔ ۳۲ : دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
غزل شمارهٔ ۳۳ : می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا
غزل شمارهٔ ۳۴ : ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
غزل شمارهٔ ۳۵ : ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
غزل شمارهٔ ۳۶ : خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا
غزل شمارهٔ ۳۷ : یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
غزل شمارهٔ ۳۸ : رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
غزل شمارهٔ ۳۹ : آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
غزل شمارهٔ ۴۰ : طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
غزل شمارهٔ ۴۱ : شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما
غزل شمارهٔ ۴۲ : کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
غزل شمارهٔ ۴۳ : کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
غزل شمارهٔ ۴۴ : در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا
غزل شمارهٔ ۴۵ : با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
غزل شمارهٔ ۴۶ : دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
غزل شمارهٔ ۴۷ : ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
غزل شمارهٔ ۴۸ : ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
غزل شمارهٔ ۴۹ : با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا
غزل شمارهٔ ۵۰ : ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
غزل شمارهٔ ۵۱ : گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
غزل شمارهٔ ۵۲ : چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
غزل شمارهٔ ۵۳ : عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
غزل شمارهٔ ۵۴ : از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
غزل شمارهٔ ۵۵ : شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
غزل شمارهٔ ۵۶ : عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
غزل شمارهٔ ۵۷ : مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
غزل شمارهٔ ۵۸ : رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
غزل شمارهٔ ۵۹ : تو از خواری همینالی نمیبینی عنایتها
غزل شمارهٔ ۶۰ : ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
غزل شمارهٔ ۶۱ : هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
غزل شمارهٔ ۶۲ : بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
غزل شمارهٔ ۶۳ : چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
غزل شمارهٔ ۶۴ : تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
غزل شمارهٔ ۶۵ : ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا
غزل شمارهٔ ۶۶ : تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را
غزل شمارهٔ ۶۷ : از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا
غزل شمارهٔ ۶۸ : چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
غزل شمارهٔ ۶۹ : چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
غزل شمارهٔ ۷۰ : برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
غزل شمارهٔ ۷۱ : اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
غزل شمارهٔ ۷۲ : به خانه خانه میآرد چو بیذق شاه جان ما را
غزل شمارهٔ ۷۳ : آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
غزل شمارهٔ ۷۴ : گر زان که نهای طالب جوینده شوی با ما
غزل شمارهٔ ۷۵ : ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شمارهٔ ۷۶ : آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
غزل شمارهٔ ۷۷ : آب حیوان باید مر روح فزایی را
غزل شمارهٔ ۷۸ : ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
غزل شمارهٔ ۷۹ : ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را
غزل شمارهٔ ۸۰ : امروز گزافی ده آن باده نابی را
غزل شمارهٔ ۸۱ : ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را
غزل شمارهٔ ۸۲ : معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
غزل شمارهٔ ۸۳ : ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
غزل شمارهٔ ۸۴ : چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها
غزل شمارهٔ ۸۵ : از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا
غزل شمارهٔ ۸۶ : ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
غزل شمارهٔ ۸۷ : جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را
غزل شمارهٔ ۸۸ : شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
غزل شمارهٔ ۸۹ : یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
غزل شمارهٔ ۹۰ : ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
غزل شمارهٔ ۹۱ : در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شمارهٔ ۹۲ : زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شمارهٔ ۹۳ : میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شمارهٔ ۹۴ : زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ ۹۵ : زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شمارهٔ ۹۶ : لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
غزل شمارهٔ ۹۷ : رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
غزل شمارهٔ ۹۸ : ای از نظرت مست شده اسم و مسما
غزل شمارهٔ ۹۹ : دلارام نهان گشته ز غوغا
غزل شمارهٔ ۱۰۰ : بیا ای جان نو داده جهان را
غزل شمارهٔ ۱۰۱ : بسوزانیم سودا و جنون را
غزل شمارهٔ ۱۰۲ : سلیمانا بیار انگشتری را
غزل شمارهٔ ۱۰۳ : دل و جان را در این حضرت بپالا
غزل شمارهٔ ۱۰۴ : خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شمارهٔ ۱۰۵ : چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شمارهٔ ۱۰۶ : مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شمارهٔ ۱۰۷ : امیر حسن خندان کن چشم را
غزل شمارهٔ ۱۰۸ : به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شمارهٔ ۱۰۹ : بکت عینی غداه البین دمعا
غزل شمارهٔ ۱۱۰ : تو بشکن چنگ ما را ای معلا
غزل شمارهٔ ۱۱۱ : برای تو فدا کردیم جانها
غزل شمارهٔ ۱۱۲ : ز روی تست عید آثار ما را
غزل شمارهٔ ۱۱۳ : ای مطرب دل برای یاری را
غزل شمارهٔ ۱۱۴ : اندر دل ما تویی نگارا
غزل شمارهٔ ۱۱۵ : ای جان و قوام جمله جانها
غزل شمارهٔ ۱۱۶ : ای سخت گرفته جادوی را
غزل شمارهٔ ۱۱۷ : از دور بدیده شمس دین را
غزل شمارهٔ ۱۱۸ : بنمود وفا از این جا
غزل شمارهٔ ۱۱۹ : برخیز و صبوح را بیارا
غزل شمارهٔ ۱۲۰ : تا چند تو پس روی به پیش آ
غزل شمارهٔ ۱۲۱ : چون خانه روی ز خانه ما
غزل شمارهٔ ۱۲۲ : دیدم رخ خوب گلشنی را
غزل شمارهٔ ۱۲۳ : دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شمارهٔ ۱۲۴ : ساقی تو شراب لامکان را
غزل شمارهٔ ۱۲۵ : گفتی که گزیدهای تو بر ما
غزل شمارهٔ ۱۲۶ : گستاخ مکن تو ناکسان را
غزل شمارهٔ ۱۲۷ : کو مطرب عشق چست دانا
غزل شمارهٔ ۱۲۸ : ما را سفری فتاد بیما
غزل شمارهٔ ۱۲۹ : مشکن دل مرد مشتری را
غزل شمارهٔ ۱۳۰ : بیدار کنید مستیان را
غزل شمارهٔ ۱۳۱ : من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
غزل شمارهٔ ۱۳۲ : در میان پرده خون عشق را گلزارها
غزل شمارهٔ ۱۳۳ : غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غزل شمارهٔ ۱۳۴ : ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
غزل شمارهٔ ۱۳۵ : ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
غزل شمارهٔ ۱۳۶ : پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
غزل شمارهٔ ۱۳۷ : با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا
غزل شمارهٔ ۱۳۸ : سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما
غزل شمارهٔ ۱۳۹ : رنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ما
غزل شمارهٔ ۱۴۰ : درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
غزل شمارهٔ ۱۴۱ : جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
غزل شمارهٔ ۱۴۲ : دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
غزل شمارهٔ ۱۴۳ : دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
غزل شمارهٔ ۱۴۴ : عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا
غزل شمارهٔ ۱۴۵ : ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها
غزل شمارهٔ ۱۴۶ : در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
غزل شمارهٔ ۱۴۷ : آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
غزل شمارهٔ ۱۴۸ : از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
غزل شمارهٔ ۱۴۹ : خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
غزل شمارهٔ ۱۵۰ : درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
غزل شمارهٔ ۱۵۱ : سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
غزل شمارهٔ ۱۵۲ : دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
غزل شمارهٔ ۱۵۳ : شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها
غزل شمارهٔ ۱۵۴ : دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را
غزل شمارهٔ ۱۵۵ : از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا
غزل شمارهٔ ۱۵۶ : ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا
غزل شمارهٔ ۱۵۷ : ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
غزل شمارهٔ ۱۵۸ : امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
غزل شمارهٔ ۱۵۹ : ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شمارهٔ ۱۶۰ : مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
غزل شمارهٔ ۱۶۱ : چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
غزل شمارهٔ ۱۶۲ : تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شمارهٔ ۱۶۳ : بروید ای حریفان بکشید یار ما را
غزل شمارهٔ ۱۶۴ : چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
غزل شمارهٔ ۱۶۵ : اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا
غزل شمارهٔ ۱۶۶ : چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
غزل شمارهٔ ۱۶۷ : کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شمارهٔ ۱۶۸ : ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شمارهٔ ۱۶۹ : رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شمارهٔ ۱۷۰ : تا به شب ای عارف شیرین نوا
غزل شمارهٔ ۱۷۱ : چون نمایی آن رخ گلرنگ را
غزل شمارهٔ ۱۷۲ : در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ ۱۷۳ : از یکی آتش برآوردم تو را
غزل شمارهٔ ۱۷۴ : ز آتش شهوت برآوردم تو را
غزل شمارهٔ ۱۷۵ : از ورای سر دل بین شیوهها
غزل شمارهٔ ۱۷۶ : روح زیتونیست عاشق نار را
غزل شمارهٔ ۱۷۷ : ای بگفته در دلم اسرارها
غزل شمارهٔ ۱۷۸ : میشدی غافل ز اسرار قضا
غزل شمارهٔ ۱۷۹ : گر تو عودی سوی این مجمر بیا
غزل شمارهٔ ۱۸۰ : ای تو آب زندگانی فاسقنا
غزل شمارهٔ ۱۸۱ : دل چو دانه ما مثال آسیا
غزل شمارهٔ ۱۸۲ : در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ ۱۸۳ : ای دل رفته ز جا بازمیا
غزل شمارهٔ ۱۸۴ : من رسیدم به لب جوی وفا
غزل شمارهٔ ۱۸۵ : از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا
غزل شمارهٔ ۱۸۶ : ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
غزل شمارهٔ ۱۸۷ : از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
غزل شمارهٔ ۱۸۸ : این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
غزل شمارهٔ ۱۸۹ : آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
غزل شمارهٔ ۱۹۰ : با آن که میرسانی آن باده بقا را
غزل شمارهٔ ۱۹۱ : بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
غزل شمارهٔ ۱۹۲ : بشکن سبو و کوزه ای میرآب جانها
غزل شمارهٔ ۱۹۳ : جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شمارهٔ ۱۹۴ : خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
غزل شمارهٔ ۱۹۵ : شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
غزل شمارهٔ ۱۹۶ : در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
غزل شمارهٔ ۱۹۷ : ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شمارهٔ ۱۹۸ : ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
غزل شمارهٔ ۱۹۹ : ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شمارهٔ ۲۰۰ : نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
غزل شمارهٔ ۲۰۱ : شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
غزل شمارهٔ ۲۰۲ : هر روز بامداد سلام علیکما
غزل شمارهٔ ۲۰۳ : آمد بهار خرم آمد نگار ما
غزل شمارهٔ ۲۰۴ : سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
غزل شمارهٔ ۲۰۵ : چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
غزل شمارهٔ ۲۰۶ : ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را
غزل شمارهٔ ۲۰۷ : ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۸ : از جهت ره زدن راه درآرد مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۹ : ای در ما را زده شمع سرایی درآ
غزل شمارهٔ ۲۱۰ : گر نه تهی باشدی بیشترین جویها
غزل شمارهٔ ۲۱۱ : باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
غزل شمارهٔ ۲۱۲ : اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
غزل شمارهٔ ۲۱۳ : اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
غزل شمارهٔ ۲۱۴ : درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
غزل شمارهٔ ۲۱۵ : من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شمارهٔ ۲۱۶ : روم به حجره خیاط عاشقان فردا
غزل شمارهٔ ۲۱۷ : چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
غزل شمارهٔ ۲۱۸ : ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
غزل شمارهٔ ۲۱۹ : چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
غزل شمارهٔ ۲۲۰ : ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
غزل شمارهٔ ۲۲۱ : مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
غزل شمارهٔ ۲۲۲ : رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
غزل شمارهٔ ۲۲۳ : کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
غزل شمارهٔ ۲۲۴ : چه خیره مینگری در رخ من ای برنا
غزل شمارهٔ ۲۲۵ : بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶ : برفت یار من و یادگار ماند مرا
غزل شمارهٔ ۲۲۷ : به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
غزل شمارهٔ ۲۲۸ : بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
غزل شمارهٔ ۲۲۹ : شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
غزل شمارهٔ ۲۳۰ : ز سوز شوق دل من همیزند عللا
غزل شمارهٔ ۲۳۱ : سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
غزل شمارهٔ ۲۳۲ : چو عشق را تو ندانی بپرس از شبها
غزل شمارهٔ ۲۳۳ : کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
غزل شمارهٔ ۲۳۴ : ز جام ساقی باقی چو خوردهای تو دلا
غزل شمارهٔ ۲۳۵ : مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا
غزل شمارهٔ ۲۳۶ : مبارکی که بود در همه عروسیها
غزل شمارهٔ ۲۳۷ : یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
غزل شمارهٔ ۲۳۸ : هله ای کیا نفسی بیا
غزل شمارهٔ ۲۳۹ : کرانی ندارد بیابان ما
غزل شمارهٔ ۲۴۰ : تو جان و جهانی کریما مرا
غزل شمارهٔ ۲۴۱ : نرد کف تو بردست مرا
غزل شمارهٔ ۲۴۲ : خیک دل ما مشک تن ما
غزل شمارهٔ ۲۴۳ : بگشا در بیا درآ که مبا عیش بیشما
غزل شمارهٔ ۲۴۴ : چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
غزل شمارهٔ ۲۴۵ : از برای صلاح مجنون را
غزل شمارهٔ ۲۴۶ : صد دهل میزنند در دل ما
غزل شمارهٔ ۲۴۷ : بانگ تسبیح بشنو از بالا
غزل شمارهٔ ۲۴۸ : گوش من منتظر پیام تو را
غزل شمارهٔ ۲۴۹ : دل بر ما شدست دلبر ما
غزل شمارهٔ ۲۵۰ : هین که منم بر در در برگشا
غزل شمارهٔ ۲۵۱ : پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
غزل شمارهٔ ۲۵۲ : نذر کند یار که امشب تو را
غزل شمارهٔ ۲۵۳ : چند نهان داری آن خنده را
غزل شمارهٔ ۲۵۴ : باده ده آن یار قدح باره را
غزل شمارهٔ ۲۵۵ : خیز صبوحی کن و درده صلا
غزل شمارهٔ ۲۵۶ : داد دهی ساغر و پیمانه را
غزل شمارهٔ ۲۵۷ : لعل لبش داد کنون مر مرا
غزل شمارهٔ ۲۵۸ : گر بنخسبی شبی ای مه لقا
غزل شمارهٔ ۲۵۹ : پیش کش آن شاه شکرخانه را
غزل شمارهٔ ۲۶۰ : چرخ فلک با همه کار و کیا
غزل شمارهٔ ۲۶۱ : هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما
غزل شمارهٔ ۲۶۲ : فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
غزل شمارهٔ ۲۶۳ : به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
غزل شمارهٔ ۲۶۴ : لی حبیب حبه یشوی الحشا
غزل شمارهٔ ۲۶۵ : راح بفیها و الروح فیها
غزل شمارهٔ ۲۶۶ : هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
غزل شمارهٔ ۲۶۷ : قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
غزل شمارهٔ ۲۶۸ : فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
غزل شمارهٔ ۲۶۹ : تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
غزل شمارهٔ ۲۷۰ : افدی قمرا لاح علینا و تلالا
غزل شمارهٔ ۲۷۱ : تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
غزل شمارهٔ ۲۷۲ : حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
غزل شمارهٔ ۲۷۳ : طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
غزل شمارهٔ ۲۷۴ : ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا
غزل شمارهٔ ۲۷۵ : ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
غزل شمارهٔ ۲۷۶ : یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
غزل شمارهٔ ۲۷۷ : سبق الجد الینا نزل الحب علینا
غزل شمارهٔ ۲۷۸ : انا لا اقسم الا برجال صدقونا
غزل شمارهٔ ۲۷۹ : مولانا مولانا اغنانا اغنانا
غزل شمارهٔ ۲۸۰ : یا منیر الخد یا روح البقا
غزل شمارهٔ ۲۸۱ : یا ساقی المدامه حی علی الصلا
غزل شمارهٔ ۲۸۲ : یا من لواء عشقک لا زال عالیا
غزل شمارهٔ ۲۸۳ : جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
غزل شمارهٔ ۲۸۴ : اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
غزل شمارهٔ ۲۸۵ : اتاک عید وصال فلا تذق حزنا
غزل شمارهٔ ۲۸۶ : یا من بنا قصر الکمال مشیدا
غزل شمارهٔ ۲۸۷ : ورد البشیر مبشرا ببشاره
غزل شمارهٔ ۲۸۸ : یا کالمینا یا حاکمینا
غزل شمارهٔ ۲۸۹ : یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
غزل شمارهٔ ۲۹۰ : بی یار مهل ما را بییار مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۱ : ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۲ : زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
غزل شمارهٔ ۲۹۳ : مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۴ : بریده شد از این جوی جهان آب
غزل شمارهٔ ۲۹۵ : الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
غزل شمارهٔ ۲۹۶ : مخسب ای یار مهمان دار امشب
غزل شمارهٔ ۲۹۷ : ای در غم تو به سوز و یارب
غزل شمارهٔ ۲۹۸ : آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب
غزل شمارهٔ ۲۹۹ : یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
غزل شمارهٔ ۳۰۰ : کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
غزل شمارهٔ ۳۰۱ : هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۲ : در هوایت بیقرارم روز و شب
غزل شمارهٔ ۳۰۳ : مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب
غزل شمارهٔ ۳۰۴ : هیچ میدانی چه میگوید رباب
غزل شمارهٔ ۳۰۵ : آواز داد اختر بس روشنست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۶ : رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
غزل شمارهٔ ۳۰۷ : کار همه محبان همچون زرست امشب
غزل شمارهٔ ۳۰۸ : خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
غزل شمارهٔ ۳۰۹ : واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
غزل شمارهٔ ۳۱۰ : بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
غزل شمارهٔ ۳۱۱ : زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
غزل شمارهٔ ۳۱۲ : به جان تو که مرو از میان کار مخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۳ : رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
غزل شمارهٔ ۳۱۴ : تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
غزل شمارهٔ ۳۱۵ : چشمها وا نمیشود از خواب
غزل شمارهٔ ۳۱۶ : چونک درآییم به غوغای شب
غزل شمارهٔ ۳۱۷ : یار آمد به صلح ای اصحاب
غزل شمارهٔ ۳۱۸ : علونا سماء الود من غیر سلم
غزل شمارهٔ ۳۱۹ : امسی و اصبح بالجوی اتعذب
غزل شمارهٔ ۳۲۰ : ابشروا یا قوم هذا فتح باب
غزل شمارهٔ ۳۲۱ : آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
غزل شمارهٔ ۳۲۲ : آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
غزل شمارهٔ ۳۲۳ : آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شمارهٔ ۳۲۴ : درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
غزل شمارهٔ ۳۲۵ : که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
غزل شمارهٔ ۳۲۶ : حالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالت
غزل شمارهٔ ۳۲۷ : از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
غزل شمارهٔ ۳۲۸ : بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت
غزل شمارهٔ ۳۲۹ : بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
غزل شمارهٔ ۳۳۰ : بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
غزل شمارهٔ ۳۳۱ : زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
غزل شمارهٔ ۳۳۲ : این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
غزل شمارهٔ ۳۳۳ : اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
غزل شمارهٔ ۳۳۴ : از اول امروز حریفان خرابات
غزل شمارهٔ ۳۳۵ : همه خوف آدمی را از درونست
غزل شمارهٔ ۳۳۶ : بده یک جام ای پیر خرابات
غزل شمارهٔ ۳۳۷ : ببستی چشم یعنی وقت خواب است
غزل شمارهٔ ۳۳۸ : سماع از بهر جان بیقرارست
غزل شمارهٔ ۳۳۹ : سماع آرام جان زندگانیست
غزل شمارهٔ ۳۴۰ : دگربار این دلم آتش گرفتست
غزل شمارهٔ ۳۴۱ : بیا کامروز ما را روز عیدست
غزل شمارهٔ ۳۴۲ : مرا چون تا قیامت یار اینست
غزل شمارهٔ ۳۴۳ : ز همراهان جدایی مصلحت نیست
غزل شمارهٔ ۳۴۴ : به جان تو که سوگند عظیمست
غزل شمارهٔ ۳۴۵ : بگو ای یار همراز این چه شیوهست
غزل شمارهٔ ۳۴۶ : شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
غزل شمارهٔ ۳۴۷ : قرار زندگانی آن نگارست
غزل شمارهٔ ۳۴۸ : صدایی کز کمان آید نذیریست
غزل شمارهٔ ۳۴۹ : مبر رنج ای برادر خواجه سختست
غزل شمارهٔ ۳۵۰ : ز بعد وقت نومیدی امیدیست
غزل شمارهٔ ۳۵۱ : طبیب درد بیدرمان کدامست
غزل شمارهٔ ۳۵۲ : چو با ما یار ما امروز جفتست
غزل شمارهٔ ۳۵۳ : زهی می کاندر آن دستست هیهات
غزل شمارهٔ ۳۵۴ : ز میخانه دگربار این چه بویست
غزل شمارهٔ ۳۵۵ : در این خانه کژی ای دل گهی راست
غزل شمارهٔ ۳۵۶ : تو را در دلبری دستی تمامست
غزل شمارهٔ ۳۵۷ : چو آن کان کرم ما را شکارست
غزل شمارهٔ ۳۵۸ : نگار خوب شکربار چونست
غزل شمارهٔ ۳۵۹ : در این جو دل چو دولاب خرابست
غزل شمارهٔ ۳۶۰ : ایا ساقی تویی قاضی حاجات
غزل شمارهٔ ۳۶۱ : اگر حوا بدانستی ز رنگت
غزل شمارهٔ ۳۶۲ : دو چشم آهوانش شیرگیرست
غزل شمارهٔ ۳۶۳ : چنان کاین دل از آن دلدار مستست
غزل شمارهٔ ۳۶۴ : تا نقش خیال دوست با ماست
غزل شمارهٔ ۳۶۵ : میدان که زمانه نقش سوداست
غزل شمارهٔ ۳۶۶ : دود دل ما نشان سوداست
غزل شمارهٔ ۳۶۷ : دل آمد و دی به گوش جان گفت
غزل شمارهٔ ۳۶۸ : گویم سخن شکرنباتت
غزل شمارهٔ ۳۶۹ : در شهر شما یکی نگاریست
غزل شمارهٔ ۳۷۰ : آمد رمضان و عید با ماست
غزل شمارهٔ ۳۷۱ : گر جام سپهر زهرپیماست
غزل شمارهٔ ۳۷۲ : من سر نخورم که سر گرانست
غزل شمارهٔ ۳۷۳ : گر مینکند لبم بیانت
غزل شمارهٔ ۳۷۴ : پرسید کسی که ره کدامست
غزل شمارهٔ ۳۷۵ : مر عاشق را ز ره چه بیمست
غزل شمارهٔ ۳۷۶ : امروز جنون نو رسیدهست
غزل شمارهٔ ۳۷۷ : آن را که در آخرش خری هست
غزل شمارهٔ ۳۷۸ : ای گشته ز شاه عشق شهمات
غزل شمارهٔ ۳۷۹ : ای کرده میان سینه غارت
غزل شمارهٔ ۳۸۰ : آن خواجه اگر چه تیزگوش است
غزل شمارهٔ ۳۸۱ : آن ره که بیامدم کدامست
غزل شمارهٔ ۳۸۲ : ای از کرم تو کار ما راست
غزل شمارهٔ ۳۸۳ : هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
غزل شمارهٔ ۳۸۴ : عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
غزل شمارهٔ ۳۸۵ : خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات
غزل شمارهٔ ۳۸۶ : چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
غزل شمارهٔ ۳۸۷ : خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
غزل شمارهٔ ۳۸۸ : خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
غزل شمارهٔ ۳۸۹ : چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
غزل شمارهٔ ۳۹۰ : ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
غزل شمارهٔ ۳۹۱ : مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
غزل شمارهٔ ۳۹۲ : گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
غزل شمارهٔ ۳۹۳ : جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
غزل شمارهٔ ۳۹۴ : چشمهای خواهم که از وی جمله را افزایش است
غزل شمارهٔ ۳۹۵ : عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
غزل شمارهٔ ۳۹۶ : در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
غزل شمارهٔ ۳۹۷ : آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست
غزل شمارهٔ ۳۹۸ : از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست
غزل شمارهٔ ۳۹۹ : آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
غزل شمارهٔ ۴۰۰ : چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست
غزل شمارهٔ ۴۰۱ : اندرآ ای مه که بیتو ماه را استاره نیست
غزل شمارهٔ ۴۰۲ : نقش بند جان که جانها جانب او مایلست
غزل شمارهٔ ۴۰۳ : گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
غزل شمارهٔ ۴۰۴ : هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت
غزل شمارهٔ ۴۰۵ : به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
غزل شمارهٔ ۴۰۶ : چند گویی که چه چارهست و مرا درمان چیست
غزل شمارهٔ ۴۰۷ : چشم پرنور که مست نظر جانانست
غزل شمارهٔ ۴۰۸ : آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
غزل شمارهٔ ۴۰۹ : تا نلغزی که ز خون راه پس و پیشترست
غزل شمارهٔ ۴۱۰ : دوش آمد بر من آنک شب افروز منست
غزل شمارهٔ ۴۱۱ : عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست
غزل شمارهٔ ۴۱۲ : آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
غزل شمارهٔ ۴۱۳ : من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
غزل شمارهٔ ۴۱۴ : روز و شب خدمت تو بیسر و بیپا چه خوشست
غزل شمارهٔ ۴۱۵ : تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست
غزل شمارهٔ ۴۱۶ : مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است
غزل شمارهٔ ۴۱۷ : من پری زادهام و خواب ندانم که کجاست
غزل شمارهٔ ۴۱۸ : سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
غزل شمارهٔ ۴۱۹ : بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت
غزل شمارهٔ ۴۲۰ : ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
غزل شمارهٔ ۴۲۱ : ساقیا این می از انگور کدامین پشتهست
غزل شمارهٔ ۴۲۲ : ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست
غزل شمارهٔ ۴۲۳ : مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
غزل شمارهٔ ۴۲۴ : دلبری و بیدلی اسرار ماست
غزل شمارهٔ ۴۲۵ : عاشقان را جست و جو از خویش نیست
غزل شمارهٔ ۴۲۶ : غیر عشقت راه بین جستیم نیست
غزل شمارهٔ ۴۲۷ : در دل و جان خانه کردی عاقبت
غزل شمارهٔ ۴۲۸ : این چنین پابند جان میدان کیست
غزل شمارهٔ ۴۲۹ : عاشقی و بیوفایی کار ماست
غزل شمارهٔ ۴۳۰ : گم شدن در گم شدن دین منست
غزل شمارهٔ ۴۳۱ : عشوه دشمن بخوردی عاقبت
غزل شمارهٔ ۴۳۲ : این چنین پابند جان میدان کیست
غزل شمارهٔ ۴۳۳ : اندر این جمع شررها ز کجاست
غزل شمارهٔ ۴۳۴ : هم به بر این بت زیبا خوشکست
غزل شمارهٔ ۴۳۵ : هر کی بالاست مر او را چه غمست
غزل شمارهٔ ۴۳۶ : گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
غزل شمارهٔ ۴۳۷ : هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
غزل شمارهٔ ۴۳۸ : هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست
غزل شمارهٔ ۴۳۹ : بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
غزل شمارهٔ ۴۴۰ : امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
غزل شمارهٔ ۴۴۱ : بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
غزل شمارهٔ ۴۴۲ : بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
غزل شمارهٔ ۴۴۳ : از دل به دل برادر گویند روزنیست
غزل شمارهٔ ۴۴۴ : ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
غزل شمارهٔ ۴۴۵ : این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
غزل شمارهٔ ۴۴۶ : گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
غزل شمارهٔ ۴۴۷ : ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
غزل شمارهٔ ۴۴۸ : امروز روز نوبت دیدار دلبرست
غزل شمارهٔ ۴۴۹ : جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
غزل شمارهٔ ۴۵۰ : از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
غزل شمارهٔ ۴۵۱ : پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
غزل شمارهٔ ۴۵۲ : ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
غزل شمارهٔ ۴۵۳ : بد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشت
غزل شمارهٔ ۴۵۴ : جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت
غزل شمارهٔ ۴۵۵ : آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
غزل شمارهٔ ۴۵۶ : ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
غزل شمارهٔ ۴۵۷ : ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
غزل شمارهٔ ۴۵۸ : امروز چرخ را ز مه ما تحیریست
غزل شمارهٔ ۴۵۹ : ای مردهای که در تو ز جان هیچ بوی نیست
غزل شمارهٔ ۴۶۰ : عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست
غزل شمارهٔ ۴۶۱ : شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
غزل شمارهٔ ۴۶۲ : یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
غزل شمارهٔ ۴۶۳ : هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
غزل شمارهٔ ۴۶۴ : نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
غزل شمارهٔ ۴۶۵ : کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
غزل شمارهٔ ۴۶۶ : باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
غزل شمارهٔ ۴۶۷ : آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
غزل شمارهٔ ۴۶۸ : با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
غزل شمارهٔ ۴۶۹ : ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
غزل شمارهٔ ۴۷۰ : ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
غزل شمارهٔ ۴۷۱ : پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
غزل شمارهٔ ۴۷۲ : کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
غزل شمارهٔ ۴۷۳ : هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
غزل شمارهٔ ۴۷۴ : ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
غزل شمارهٔ ۴۷۵ : بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
غزل شمارهٔ ۴۷۶ : بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
غزل شمارهٔ ۴۷۷ : ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
غزل شمارهٔ ۴۷۸ : وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
غزل شمارهٔ ۴۷۹ : ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
غزل شمارهٔ ۴۸۰ : به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست
غزل شمارهٔ ۴۸۱ : چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
غزل شمارهٔ ۴۸۲ : برات عاشق نو کن رسید روز برات
غزل شمارهٔ ۴۸۳ : هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست
غزل شمارهٔ ۴۸۴ : هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
غزل شمارهٔ ۴۸۵ : سه روز شد که نگارین من دگرگونست
غزل شمارهٔ ۴۸۶ : به حق چشم خمار لطیف تابانت
غزل شمارهٔ ۴۸۷ : چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
غزل شمارهٔ ۴۸۸ : در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
غزل شمارهٔ ۴۸۹ : اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست
غزل شمارهٔ ۴۹۰ : مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
غزل شمارهٔ ۴۹۱ : جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
غزل شمارهٔ ۴۹۲ : ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست
غزل شمارهٔ ۴۹۳ : تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست
غزل شمارهٔ ۴۹۴ : به شاه نهانی رسیدی که نوشت
غزل شمارهٔ ۴۹۵ : اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
غزل شمارهٔ ۴۹۶ : طرب ای بحر اصل آب حیات
غزل شمارهٔ ۴۹۷ : صوفیان آمدند از چپ و راست
غزل شمارهٔ ۴۹۸ : فعل نیکان محرض نیکیست
غزل شمارهٔ ۴۹۹ : عشق جز دولت و عنایت نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۰ : قبله امروز جز شهنشه نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۱ : امشب از چشم و مغز خواب گریخت
غزل شمارهٔ ۵۰۲ : اندرآ عیش بیتو شادان نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۳ : بر شکرت جمع مگسها چراست
غزل شمارهٔ ۵۰۴ : خیز که امروز جهان آن ماست
غزل شمارهٔ ۵۰۵ : پیشتر آ روی تو جز نور نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۶ : کار من اینست که کاریم نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۷ : کیست که او بنده رای تو نیست
غزل شمارهٔ ۵۰۸ : شیر خدا بند گسستن گرفت
غزل شمارهٔ ۵۰۹ : مرغ دلم باز پریدن گرفت
غزل شمارهٔ ۵۱۰ : باز به بط گفت که صحرا خوشست
غزل شمارهٔ ۵۱۱ : همچو گل سرخ برو دست دست
غزل شمارهٔ ۵۱۲ : صبر مرا آینه بیماریست
غزل شمارهٔ ۵۱۳ : کیست در این شهر که او مست نیست
غزل شمارهٔ ۵۱۴ : قصد سرم داری خنجر به مشت
غزل شمارهٔ ۵۱۵ : خانه دل باز کبوتر گرفت
غزل شمارهٔ ۵۱۶ : بازرسیدیم ز میخانه مست
غزل شمارهٔ ۵۱۷ : ای ز بگه خاسته سر مست مست
غزل شمارهٔ ۵۱۸ : نفسی بهوی الحبیب فارت
غزل شمارهٔ ۵۱۹ : ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
غزل شمارهٔ ۵۲۰ : ای مبارک ز تو صبوح و صباح
غزل شمارهٔ ۵۲۱ : یا راهبا انظر الی مصباح
غزل شمارهٔ ۵۲۲ : ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
غزل شمارهٔ ۵۲۳ : ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
غزل شمارهٔ ۵۲۴ : بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ ۵۲۵ : بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ ۵۲۶ : ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد
غزل شمارهٔ ۵۲۷ : گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
غزل شمارهٔ ۵۲۸ : آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند
غزل شمارهٔ ۵۲۹ : خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
غزل شمارهٔ ۵۳۰ : امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
غزل شمارهٔ ۵۳۱ : صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بیکار شد
غزل شمارهٔ ۵۳۲ : مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
غزل شمارهٔ ۵۳۳ : رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
غزل شمارهٔ ۵۳۴ : رو آن ربابی را بگو مستان سلامت میکنند
غزل شمارهٔ ۵۳۵ : سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود
غزل شمارهٔ ۵۳۶ : آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
غزل شمارهٔ ۵۳۷ : کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
غزل شمارهٔ ۵۳۸ : گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
غزل شمارهٔ ۵۳۹ : مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ ۵۴۰ : مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ ۵۴۱ : صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
غزل شمارهٔ ۵۴۲ : بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ ۵۴۳ : یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خود
غزل شمارهٔ ۵۴۴ : ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود
غزل شمارهٔ ۵۴۵ : بی تو به سر می نشود با دگری مینشود
غزل شمارهٔ ۵۴۶ : هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
غزل شمارهٔ ۵۴۷ : سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
غزل شمارهٔ ۵۴۸ : چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد
غزل شمارهٔ ۵۴۹ : آب زنید راه را هین که نگار میرسد
غزل شمارهٔ ۵۵۰ : پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات میرسد
غزل شمارهٔ ۵۵۱ : جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
غزل شمارهٔ ۵۵۲ : چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
غزل شمارهٔ ۵۵۳ : بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
غزل شمارهٔ ۵۵۴ : این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه میشود
غزل شمارهٔ ۵۵۵ : چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
غزل شمارهٔ ۵۵۶ : جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند
غزل شمارهٔ ۵۵۷ : دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
غزل شمارهٔ ۵۵۸ : یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
غزل شمارهٔ ۵۵۹ : زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
غزل شمارهٔ ۵۶۰ : عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود
غزل شمارهٔ ۵۶۱ : طوطی جان مست من از شکری چه میشود
غزل شمارهٔ ۵۶۲ : خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
غزل شمارهٔ ۵۶۳ : دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
غزل شمارهٔ ۵۶۴ : همیبینیم ساقی را که گرد جام میگردد
غزل شمارهٔ ۵۶۵ : اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
غزل شمارهٔ ۵۶۶ : بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد
غزل شمارهٔ ۵۶۷ : نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
غزل شمارهٔ ۵۶۸ : چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد
غزل شمارهٔ ۵۶۹ : بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
غزل شمارهٔ ۵۷۰ : بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
غزل شمارهٔ ۵۷۱ : بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند
غزل شمارهٔ ۵۷۲ : ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند
غزل شمارهٔ ۵۷۳ : برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید
غزل شمارهٔ ۵۷۴ : مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
غزل شمارهٔ ۵۷۵ : ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
غزل شمارهٔ ۵۷۶ : دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
غزل شمارهٔ ۵۷۷ : چو برقی میجهد چیزی عجب آن دلستان باشد
غزل شمارهٔ ۵۷۸ : مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
غزل شمارهٔ ۵۷۹ : دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
غزل شمارهٔ ۵۸۰ : صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
غزل شمارهٔ ۵۸۱ : مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
غزل شمارهٔ ۵۸۲ : اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
غزل شمارهٔ ۵۸۳ : رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
غزل شمارهٔ ۵۸۴ : یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد
غزل شمارهٔ ۵۸۵ : مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
غزل شمارهٔ ۵۸۶ : سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
غزل شمارهٔ ۵۸۷ : صلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
غزل شمارهٔ ۵۸۸ : صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد
غزل شمارهٔ ۵۸۹ : شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد
غزل شمارهٔ ۵۹۰ : سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
غزل شمارهٔ ۵۹۱ : چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید
غزل شمارهٔ ۵۹۲ : اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
غزل شمارهٔ ۵۹۳ : برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآید
غزل شمارهٔ ۵۹۴ : امروز جمال تو سیمای دگر دارد
غزل شمارهٔ ۵۹۵ : آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
غزل شمارهٔ ۵۹۶ : آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید
غزل شمارهٔ ۵۹۷ : امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
غزل شمارهٔ ۵۹۸ : یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
غزل شمارهٔ ۵۹۹ : امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
غزل شمارهٔ ۶۰۰ : جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
غزل شمارهٔ ۶۰۱ : آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
غزل شمارهٔ ۶۰۲ : آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
غزل شمارهٔ ۶۰۳ : گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
غزل شمارهٔ ۶۰۴ : هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
غزل شمارهٔ ۶۰۵ : ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
غزل شمارهٔ ۶۰۶ : با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
غزل شمارهٔ ۶۰۷ : ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
غزل شمارهٔ ۶۰۸ : ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
غزل شمارهٔ ۶۰۹ : در خانه غم بودن از همت دون باشد
غزل شمارهٔ ۶۱۰ : نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
غزل شمارهٔ ۶۱۱ : ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
غزل شمارهٔ ۶۱۲ : بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
غزل شمارهٔ ۶۱۳ : ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
غزل شمارهٔ ۶۱۴ : آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
غزل شمارهٔ ۶۱۵ : خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
غزل شمارهٔ ۶۱۶ : چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
غزل شمارهٔ ۶۱۷ : چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
غزل شمارهٔ ۶۱۸ : چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
غزل شمارهٔ ۶۱۹ : آن صبح سعادتها چون نورفشان آید
غزل شمارهٔ ۶۲۰ : از سرو مرا بوی بالای تو میآید
غزل شمارهٔ ۶۲۱ : در تابش خورشیدش رقصم به چه میباید
غزل شمارهٔ ۶۲۲ : جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید
غزل شمارهٔ ۶۲۳ : عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
غزل شمارهٔ ۶۲۴ : هر ذره که بر بالا مینوشد و پا کوبد
غزل شمارهٔ ۶۲۵ : گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
غزل شمارهٔ ۶۲۶ : هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد
غزل شمارهٔ ۶۲۷ : عاشق به سوی عاشق زنجیر همیدرد
غزل شمارهٔ ۶۲۸ : ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد
غزل شمارهٔ ۶۲۹ : عاشق چو منی باید میسوزد و میسازد
غزل شمارهٔ ۶۳۰ : گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
غزل شمارهٔ ۶۳۱ : نومید مشو جانا کاومید پدید آمد
غزل شمارهٔ ۶۳۲ : عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
غزل شمارهٔ ۶۳۳ : شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
غزل شمارهٔ ۶۳۴ : نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
غزل شمارهٔ ۶۳۵ : مستان می ما را هم ساقی ما باید
غزل شمارهٔ ۶۳۶ : بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
غزل شمارهٔ ۶۳۷ : برانید برانید که تا بازنمانید
غزل شمارهٔ ۶۳۸ : ملولان همه رفتند در خانه ببندید
غزل شمارهٔ ۶۳۹ : آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
غزل شمارهٔ ۶۴۰ : تا باد سعادت ز محمد خبر افکند
غزل شمارهٔ ۶۴۱ : در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
غزل شمارهٔ ۶۴۲ : در خانه نشسته بت عیار کی دارد
غزل شمارهٔ ۶۴۳ : در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
غزل شمارهٔ ۶۴۴ : تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
غزل شمارهٔ ۶۴۵ : بار دگر آن آب به دولاب درآمد
غزل شمارهٔ ۶۴۶ : بار دگر آن مست به بازار درآمد
غزل شمارهٔ ۶۴۷ : تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
غزل شمارهٔ ۶۴۸ : ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
غزل شمارهٔ ۶۴۹ : بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
غزل شمارهٔ ۶۵۰ : آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
غزل شمارهٔ ۶۵۱ : مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
غزل شمارهٔ ۶۵۲ : تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
غزل شمارهٔ ۶۵۳ : چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
غزل شمارهٔ ۶۵۴ : هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
غزل شمارهٔ ۶۵۵ : از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
غزل شمارهٔ ۶۵۶ : مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
غزل شمارهٔ ۶۵۷ : گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
غزل شمارهٔ ۶۵۸ : بگو دل را که گرد غم نگردد
غزل شمارهٔ ۶۵۹ : دلم امروز خوی یار دارد
غزل شمارهٔ ۶۶۰ : نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
غزل شمارهٔ ۶۶۱ : بیا ای زیرک و بر گول میخند
غزل شمارهٔ ۶۶۲ : اگر عالم همه پرخار باشد
غزل شمارهٔ ۶۶۳ : تویی نقشی که جانها برنتابد
غزل شمارهٔ ۶۶۴ : دلی دارم که گرد غم نگردد
غزل شمارهٔ ۶۶۵ : خنک جانی که او یاری پسندد
غزل شمارهٔ ۶۶۶ : چمن جز عشق تو کاری ندارد
غزل شمارهٔ ۶۶۷ : سماع صوفیان می درنگیرد
غزل شمارهٔ ۶۶۸ : رجب بیرون شد و شعبان درآمد
غزل شمارهٔ ۶۶۹ : چو شب شد جملگان در خواب رفتند
غزل شمارهٔ ۶۷۰ : پریر آن چهره یارم چه خوش بود
غزل شمارهٔ ۶۷۱ : دلم را ناله سرنای باید
غزل شمارهٔ ۶۷۲ : بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
غزل شمارهٔ ۶۷۳ : کسی کز غمزهای صد عقل بندد
غزل شمارهٔ ۶۷۴ : چنان کز غم دل دانا گریزد
غزل شمارهٔ ۶۷۵ : هر آن دلها که بیتو شاد باشد
غزل شمارهٔ ۶۷۶ : سگ ار چه بیفغان و شر نباشد
غزل شمارهٔ ۶۷۷ : عجب آن دلبر زیبا کجا شد
غزل شمارهٔ ۶۷۸ : به صورت یار من چون خشمگین شد
غزل شمارهٔ ۶۷۹ : چو دیوم عاشق آن یک پری شد
غزل شمارهٔ ۶۸۰ : نگارا مردگان از جان چه دانند
غزل شمارهٔ ۶۸۱ : کسی که غیر این سوداش نبود
غزل شمارهٔ ۶۸۲ : یکی لحظه از او دوری نباید
غزل شمارهٔ ۶۸۳ : ز خاک من اگر گندم برآید
غزل شمارهٔ ۶۸۴ : ز رویت دسته گل میتوان کرد
غزل شمارهٔ ۶۸۵ : دل با دل دوست در حنین باشد
غزل شمارهٔ ۶۸۶ : ای مطرب جان چو دف به دست آمد
غزل شمارهٔ ۶۸۷ : کی باشد کاین قفس چمن گردد
غزل شمارهٔ ۶۸۸ : روی تو به رنگریز کان ماند
غزل شمارهٔ ۶۸۹ : دوش از بت من جهان چه میشد
غزل شمارهٔ ۶۹۰ : ای عشق که جمله از تو شادند
غزل شمارهٔ ۶۹۱ : هر چند که بلبلان گزینند
غزل شمارهٔ ۶۹۲ : رفتیم بقیه را بقا باد
غزل شمارهٔ ۶۹۳ : جانی که ز نور مصطفی زاد
غزل شمارهٔ ۶۹۴ : آن کز دهن تو رنگ دارد
غزل شمارهٔ ۶۹۵ : این قافله بار ما ندارد
غزل شمارهٔ ۶۹۶ : بیچاره کسی که زر ندارد
غزل شمارهٔ ۶۹۷ : دل بیلطف تو جان ندارد
غزل شمارهٔ ۶۹۸ : آن کس که ز تو نشان ندارد
غزل شمارهٔ ۶۹۹ : بیچاره کسی که می ندارد
غزل شمارهٔ ۷۰۰ : آن خواجه خوش لقا چه دارد
غزل شمارهٔ ۷۰۱ : آن خواجه خوش لقا چه دارد
غزل شمارهٔ ۷۰۲ : پرکندگی از نفاق خیزد
غزل شمارهٔ ۷۰۳ : آن کس که ز جان خود نترسد
غزل شمارهٔ ۷۰۴ : آن جا که چو تو نگار باشد
غزل شمارهٔ ۷۰۵ : ای کز تو همه جفا وفا شد
غزل شمارهٔ ۷۰۶ : روزم به عیادت شب آمد
غزل شمارهٔ ۷۰۷ : آن یوسف خوش عذار آمد
غزل شمارهٔ ۷۰۸ : برخیز که ساقی اندرآمد
غزل شمارهٔ ۷۰۹ : جان از سفر دراز آمد
غزل شمارهٔ ۷۱۰ : آن شعله نور میخرامد
غزل شمارهٔ ۷۱۱ : امروز نگار ما نیامد
غزل شمارهٔ ۷۱۲ : خوش باش که هر که راز داند
غزل شمارهٔ ۷۱۳ : ساقی زان می که میچریدند
غزل شمارهٔ ۷۱۴ : اول نظر ار چه سرسری بود
غزل شمارهٔ ۷۱۵ : اول نظر ار چه سرسری بود
غزل شمارهٔ ۷۱۶ : دیر آمدهای سفر مکن زود
غزل شمارهٔ ۷۱۷ : آن کس که به بندگیت آید
غزل شمارهٔ ۷۱۸ : آخر گهر وفا ببارید
غزل شمارهٔ ۷۱۹ : ای اهل صبوح در چه کارید
غزل شمارهٔ ۷۲۰ : از بهر چه در غم و زحیرید
غزل شمارهٔ ۷۲۱ : هر سینه که سیمبر ندارد
غزل شمارهٔ ۷۲۲ : ما مست شدیم و دل جدا شد
غزل شمارهٔ ۷۲۳ : ساقی برخیز کان مه آمد
غزل شمارهٔ ۷۲۴ : گرمابه دهر جان فزا بود
غزل شمارهٔ ۷۲۵ : کس با چو تو یار راز گوید
غزل شمارهٔ ۷۲۶ : شب رفت حریفکان کجایید
غزل شمارهٔ ۷۲۷ : از دلبر ما نشان کی دارد
غزل شمارهٔ ۷۲۸ : دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکشد
غزل شمارهٔ ۷۲۹ : اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
غزل شمارهٔ ۷۳۰ : اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند
غزل شمارهٔ ۷۳۱ : پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
غزل شمارهٔ ۷۳۲ : دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
غزل شمارهٔ ۷۳۳ : ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
غزل شمارهٔ ۷۳۴ : مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
غزل شمارهٔ ۷۳۵ : دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
غزل شمارهٔ ۷۳۶ : گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
غزل شمارهٔ ۷۳۷ : نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
غزل شمارهٔ ۷۳۸ : مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند
غزل شمارهٔ ۷۳۹ : قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
غزل شمارهٔ ۷۴۰ : مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
غزل شمارهٔ ۷۴۱ : پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
غزل شمارهٔ ۷۴۲ : عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
غزل شمارهٔ ۷۴۳ : آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود
غزل شمارهٔ ۷۴۴ : رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود
غزل شمارهٔ ۷۴۵ : آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
غزل شمارهٔ ۷۴۶ : برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
غزل شمارهٔ ۷۴۷ : ای طربناکان ز مطرب التماس میکنید
غزل شمارهٔ ۷۴۸ : فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
غزل شمارهٔ ۷۴۹ : مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
غزل شمارهٔ ۷۵۰ : شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد
غزل شمارهٔ ۷۵۱ : هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
غزل شمارهٔ ۷۵۲ : هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند
غزل شمارهٔ ۷۵۳ : هم لبان میفروشت باده را ارزان کند
غزل شمارهٔ ۷۵۴ : میخرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
غزل شمارهٔ ۷۵۵ : شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
غزل شمارهٔ ۷۵۶ : علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
غزل شمارهٔ ۷۵۷ : وصف آن مخدوم میکن گر چه میرنجد حسود
غزل شمارهٔ ۷۵۸ : دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
غزل شمارهٔ ۷۵۹ : دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
غزل شمارهٔ ۷۶۰ : خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
غزل شمارهٔ ۷۶۱ : چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
غزل شمارهٔ ۷۶۲ : بدرد مرده کفن را به سر گور برآید
غزل شمارهٔ ۷۶۳ : خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
غزل شمارهٔ ۷۶۴ : مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
غزل شمارهٔ ۷۶۵ : هله نومید نباشی که تو را یار براند
غزل شمارهٔ ۷۶۶ : خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
غزل شمارهٔ ۷۶۸ : چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
غزل شمارهٔ ۷۶۹ : چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
غزل شمارهٔ ۷۷۰ : همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
غزل شمارهٔ ۷۷۱ : هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
غزل شمارهٔ ۷۷۲ : صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
غزل شمارهٔ ۷۷۳ : سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
غزل شمارهٔ ۷۷۴ : به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
غزل شمارهٔ ۷۷۵ : هله هش دار که در شهر دو سه طرارند
غزل شمارهٔ ۷۷۶ : عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
غزل شمارهٔ ۷۷۷ : ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
غزل شمارهٔ ۷۷۸ : از دلم صورت آن خوب ختن مینرود
غزل شمارهٔ ۷۷۹ : همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
غزل شمارهٔ ۷۸۰ : بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
غزل شمارهٔ ۷۸۱ : در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
غزل شمارهٔ ۷۸۲ : خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
غزل شمارهٔ ۷۸۳ : ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
غزل شمارهٔ ۷۸۴ : عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
غزل شمارهٔ ۷۸۵ : ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
غزل شمارهٔ ۷۸۶ : آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
غزل شمارهٔ ۷۸۷ : آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
غزل شمارهٔ ۷۸۸ : آه کان طوطی دل بیشکرستان چه کند
غزل شمارهٔ ۷۸۹ : از دلم صورت آن خوب ختن مینرود
غزل شمارهٔ ۷۹۰ : واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
غزل شمارهٔ ۷۹۱ : این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
غزل شمارهٔ ۷۹۲ : هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
غزل شمارهٔ ۷۹۳ : هست مستی که مرا جانب میخانه برد
غزل شمارهٔ ۷۹۴ : هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
غزل شمارهٔ ۷۹۵ : وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
غزل شمارهٔ ۷۹۶ : وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
غزل شمارهٔ ۷۹۷ : ز اول روز که مخموری مستان باشد
غزل شمارهٔ ۷۹۸ : ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
غزل شمارهٔ ۷۹۹ : سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
غزل شمارهٔ ۸۰۰ : گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
غزل شمارهٔ ۸۰۱ : عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
غزل شمارهٔ ۸۰۲ : میرسد یوسف مصری همه اقرار دهید
غزل شمارهٔ ۸۰۳ : بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
غزل شمارهٔ ۸۰۴ : صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
غزل شمارهٔ ۸۰۵ : یا رب این بوی که امروز به ما میآید
غزل شمارهٔ ۸۰۶ : یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
غزل شمارهٔ ۸۰۷ : لحظهای قصه کنان قصه تبریز کنید
غزل شمارهٔ ۸۰۸ : عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
غزل شمارهٔ ۸۰۹ : طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
غزل شمارهٔ ۸۱۰ : باز شیری با شکر آمیختند
غزل شمارهٔ ۸۱۱ : آن شکرپاسخ نباتم میدهد
غزل شمارهٔ ۸۱۲ : خنبهای لایزالی جوش باد
غزل شمارهٔ ۸۱۳ : موشکی صندوق را سوراخ کرد
غزل شمارهٔ ۸۱۴ : بار دیگر یار ما هنباز کرد
غزل شمارهٔ ۸۱۵ : شهر پر شد لولیان عقل دزد
غزل شمارهٔ ۸۱۶ : خلق میجنبند مانا روز شد
غزل شمارهٔ ۸۱۷ : چون مرا جمعی خریدار آمدند
غزل شمارهٔ ۸۱۸ : ساقیان سرمست در کار آمدند
غزل شمارهٔ ۸۱۹ : اندک اندک جمع مستان میرسند
غزل شمارهٔ ۸۲۰ : هر چه آن خسرو کند شیرین کند
غزل شمارهٔ ۸۲۱ : خنده از لطفت حکایت میکند
غزل شمارهٔ ۸۲۲ : عشق اکنون مهربانی میکند
غزل شمارهٔ ۸۲۳ : عمر بر اومید فردا میرود
غزل شمارهٔ ۸۲۴ : عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
غزل شمارهٔ ۸۲۵ : برنشین ای عزم و منشین ای امید
غزل شمارهٔ ۸۲۶ : ای خدا از عاشقان خشنود باد
غزل شمارهٔ ۸۲۷ : نه فلک مر عاشقان را بنده باد
غزل شمارهٔ ۸۲۸ : هر که را اسرار عشق اظهار شد
غزل شمارهٔ ۸۲۹ : هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
غزل شمارهٔ ۸۳۰ : صاف جانها سوی گردون میرود
غزل شمارهٔ ۸۳۱ : هر زمان لطفت همی در پی رسد
غزل شمارهٔ ۸۳۲ : شب شد و هنگام خلوتگاه شد
غزل شمارهٔ ۸۳۳ : مرگ ما هست عروسی ابد
غزل شمارهٔ ۸۳۴ : از دل رفته نشان میآید
غزل شمارهٔ ۸۳۵ : گل خندان که نخندد چه کند
غزل شمارهٔ ۸۳۶ : گر نخسپی شبکی جان چه شود
غزل شمارهٔ ۸۳۷ : هر کجا بوی خدا میآید
غزل شمارهٔ ۸۳۸ : گر نخسپی شبکی جان چه شود
غزل شمارهٔ ۸۳۹ : خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
غزل شمارهٔ ۸۴۰ : بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
غزل شمارهٔ ۸۴۱ : باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
غزل شمارهٔ ۸۴۲ : آن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواند
غزل شمارهٔ ۸۴۳ : در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
غزل شمارهٔ ۸۴۴ : گر ساعتی ببری ز اندیشهها چه باشد
غزل شمارهٔ ۸۴۵ : مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد
غزل شمارهٔ ۸۴۶ : بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
غزل شمارهٔ ۸۴۷ : پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
غزل شمارهٔ ۸۴۸ : از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
غزل شمارهٔ ۸۴۹ : ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
غزل شمارهٔ ۸۵۰ : یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
غزل شمارهٔ ۸۵۱ : ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
غزل شمارهٔ ۸۵۲ : جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
غزل شمارهٔ ۸۵۳ : مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
غزل شمارهٔ ۸۵۴ : گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
غزل شمارهٔ ۸۵۵ : عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
غزل شمارهٔ ۸۵۶ : برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
غزل شمارهٔ ۸۵۷ : گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
غزل شمارهٔ ۸۵۸ : وقتی خوشست ما را لابد نبید باید
غزل شمارهٔ ۸۵۹ : نی دیده هر دلی را دیدار مینماید
غزل شمارهٔ ۸۶۰ : ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
غزل شمارهٔ ۸۶۱ : لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
غزل شمارهٔ ۸۶۲ : قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
غزل شمارهٔ ۸۶۳ : آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
غزل شمارهٔ ۸۶۴ : بلبل نگر که جانب گلزار میرود
غزل شمارهٔ ۸۶۵ : جانا بیار باده که ایام میرود
غزل شمارهٔ ۸۶۶ : چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
غزل شمارهٔ ۸۶۷ : چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
غزل شمارهٔ ۸۶۸ : به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
غزل شمارهٔ ۸۶۹ : خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
غزل شمارهٔ ۸۷۰ : چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد
غزل شمارهٔ ۸۷۱ : آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
غزل شمارهٔ ۸۷۲ : این عشق جمله عاقل و بیدار میکشد
غزل شمارهٔ ۸۷۳ : خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
غزل شمارهٔ ۸۷۴ : امروز مرده بین که چه سان زنده میشود
غزل شمارهٔ ۸۷۵ : گر عید وصل تست منم خود غلام عید
غزل شمارهٔ ۸۷۶ : تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
غزل شمارهٔ ۸۷۷ : امسال بلبلان چه خبرها همیدهند
غزل شمارهٔ ۸۷۸ : صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
غزل شمارهٔ ۸۷۹ : صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
غزل شمارهٔ ۸۸۰ : صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
غزل شمارهٔ ۸۸۱ : آه که بار دگر آتش در من فتاد
غزل شمارهٔ ۸۸۲ : جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
غزل شمارهٔ ۸۸۳ : جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
غزل شمارهٔ ۸۸۴ : پرده دل میزند زهره هم از بامداد
غزل شمارهٔ ۸۸۵ : بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
غزل شمارهٔ ۸۸۶ : از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
غزل شمارهٔ ۸۸۷ : روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود
غزل شمارهٔ ۸۸۸ : زهره من بر فلک شکل دگر میرود
غزل شمارهٔ ۸۸۹ : روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
غزل شمارهٔ ۸۹۰ : صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید
غزل شمارهٔ ۸۹۱ : دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۲ : آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۳ : نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد
غزل شمارهٔ ۸۹۴ : نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۵ : وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
غزل شمارهٔ ۸۹۶ : غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
غزل شمارهٔ ۸۹۷ : شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود
غزل شمارهٔ ۸۹۸ : بانگ زدم من که دل مست کجا میرود
غزل شمارهٔ ۸۹۹ : یار مرا عارض و عذار نه این بود
غزل شمارهٔ ۹۰۰ : بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
غزل شمارهٔ ۹۰۱ : اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد
غزل شمارهٔ ۹۰۲ : ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد
غزل شمارهٔ ۹۰۳ : اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد
غزل شمارهٔ ۹۰۴ : ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشد
غزل شمارهٔ ۹۰۵ : شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند
غزل شمارهٔ ۹۰۶ : گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد
غزل شمارهٔ ۹۰۷ : مده به دست فراقت دل مرا که نشاید
غزل شمارهٔ ۹۰۸ : چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
غزل شمارهٔ ۹۰۹ : چه پادشاست که از خاک پادشا سازد
غزل شمارهٔ ۹۱۰ : بر آستانه اسرار آسمان نرسد
غزل شمارهٔ ۹۱۱ : به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
غزل شمارهٔ ۹۱۲ : نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
غزل شمارهٔ ۹۱۳ : بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
غزل شمارهٔ ۹۱۴ : ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
غزل شمارهٔ ۹۱۵ : بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
غزل شمارهٔ ۹۱۶ : درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
غزل شمارهٔ ۹۱۷ : به یارکان صفا جز می صفا مدهید
غزل شمارهٔ ۹۱۸ : چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
غزل شمارهٔ ۹۱۹ : ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
غزل شمارهٔ ۹۲۰ : کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
غزل شمارهٔ ۹۲۱ : سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
غزل شمارهٔ ۹۲۲ : چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
غزل شمارهٔ ۹۲۳ : رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
غزل شمارهٔ ۹۲۴ : به روحهای مقدس ز من سلام برید
غزل شمارهٔ ۹۲۵ : دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
غزل شمارهٔ ۹۲۶ : حبیب کعبه جانست اگر نمیدانید
غزل شمارهٔ ۹۲۷ : به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید
غزل شمارهٔ ۹۲۸ : هزار جان مقدس فدای روی تو باد
غزل شمارهٔ ۹۲۹ : ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
غزل شمارهٔ ۹۳۰ : سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
غزل شمارهٔ ۹۳۱ : مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
غزل شمارهٔ ۹۳۲ : مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
غزل شمارهٔ ۹۳۳ : میان باغ گل سرخهای و هو دارد
غزل شمارهٔ ۹۳۴ : میان باغ گل سرخهای و هو دارد
غزل شمارهٔ ۹۳۵ : مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
غزل شمارهٔ ۹۳۶ : مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
غزل شمارهٔ ۹۳۷ : فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
غزل شمارهٔ ۹۳۸ : سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
غزل شمارهٔ ۹۳۹ : به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
غزل شمارهٔ ۹۴۰ : ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
غزل شمارهٔ ۹۴۱ : ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
غزل شمارهٔ ۹۴۲ : اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
غزل شمارهٔ ۹۴۳ : نماز شام چو خورشید در غروب آید
غزل شمارهٔ ۹۴۴ : به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
غزل شمارهٔ ۹۴۵ : ندا رسید به جانها که چند میپایید
غزل شمارهٔ ۹۴۶ : میان باغ گل سرخهای و هو دارد
غزل شمارهٔ ۹۴۷ : مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
غزل شمارهٔ ۹۴۸ : کسی خراب خرابات و مست میباشد
غزل شمارهٔ ۹۴۹ : مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
غزل شمارهٔ ۹۵۰ : سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
غزل شمارهٔ ۹۵۱ : هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
غزل شمارهٔ ۹۵۲ : ز شمس دین طرب نوبهار بازآید
غزل شمارهٔ ۹۵۳ : سپیده دم بدمید و سپیده میساید
غزل شمارهٔ ۹۵۴ : فزود آتش من آب را خبر ببرید
غزل شمارهٔ ۹۵۵ : سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
غزل شمارهٔ ۹۵۶ : ز جان سوختهام خلق را حذار کنید
غزل شمارهٔ ۹۵۷ : هزار جان مقدس فدای روی تو باد
غزل شمارهٔ ۹۵۸ : کدام لب که از او بوی جان نمیآید
غزل شمارهٔ ۹۵۹ : اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
غزل شمارهٔ ۹۶۰ : به حارسان نکوروی من خطاب کنید
غزل شمارهٔ ۹۶۱ : جهان را بدیدم وفایی ندارد
غزل شمارهٔ ۹۶۲ : سحر این دل من ز سودا چه میشد
غزل شمارهٔ ۹۶۳ : دل من که باشد که تو را نباشد
غزل شمارهٔ ۹۶۴ : گفتم که ای جان خود جان چه باشد
غزل شمارهٔ ۹۶۵ : دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود
غزل شمارهٔ ۹۶۶ : دیده خون گشت و خون نمیخسبد
غزل شمارهٔ ۹۶۷ : رسم نو بین که شهریار نهاد
غزل شمارهٔ ۹۶۸ : سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
غزل شمارهٔ ۹۶۹ : سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
غزل شمارهٔ ۹۷۰ : دیدهها شب فراز باید کرد
غزل شمارهٔ ۹۷۱ : عشق تو مست و کف زنانم کرد
غزل شمارهٔ ۹۷۲ : عاشقانی که باخبر میرند
غزل شمارهٔ ۹۷۳ : صوفیان در دمی دو عید کنند
غزل شمارهٔ ۹۷۴ : گر تو را بخت یار خواهد بود
غزل شمارهٔ ۹۷۵ : آتش افکند در جهان جمشید
غزل شمارهٔ ۹۷۶ : خسروانی که فتنهای چینید
غزل شمارهٔ ۹۷۷ : عید بر عاشقان مبارک باد
غزل شمارهٔ ۹۷۸ : زندگانی صدر عالی باد
غزل شمارهٔ ۹۷۹ : شاهدی بین که در زمانه بزاد
غزل شمارهٔ ۹۸۰ : مادر عشق طفل عاشق را
غزل شمارهٔ ۹۸۱ : شعر من نان مصر را ماند
غزل شمارهٔ ۹۸۲ : یوسف آخرزمان خرامان شد
غزل شمارهٔ ۹۸۳ : هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
غزل شمارهٔ ۹۸۴ : هین که هنگام صابران آمد
غزل شمارهٔ ۹۸۵ : هر که بهر تو انتظار کند
غزل شمارهٔ ۹۸۶ : عشق را جان بیقرار بود
غزل شمارهٔ ۹۸۷ : هر که را ذوق دین پدید آید
غزل شمارهٔ ۹۸۸ : بوی دلدار ما نمیآید
غزل شمارهٔ ۹۸۹ : صبر با عشق بس نمیآید
غزل شمارهٔ ۹۹۰ : من بسازم ولیک کی شاید
غزل شمارهٔ ۹۹۱ : عشق جانان مرا ز جان ببرید
غزل شمارهٔ ۹۹۲ : خسروانی که فتنهای چینید
غزل شمارهٔ ۹۹۳ : زان ازلی نور که پروردهاند
غزل شمارهٔ ۹۹۴ : دوست همان به که بلاکش بود
غزل شمارهٔ ۹۹۵ : دیدن روی تو هم از بامداد
غزل شمارهٔ ۹۹۶ : گفت کسی خواجه سنایی بمرد
غزل شمارهٔ ۹۹۷ : پیرهن یوسف و بو میرسد
غزل شمارهٔ ۹۹۸ : آتش عشق تو قلاووز شد
غزل شمارهٔ ۹۹۹ : از سوی دل لشکر جان آمدند
غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ : آنچ گل سرخ قبا میکند
غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ : آه در آن شمع منور چه بود
غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ : چونک کمند تو دلم را کشید
غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ : شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ : دوش دل عربده گر با کی بود
غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ : هر که ز عشاق گریزان شود
غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ : عشق مرا بر همگان برگزید
غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ : گفت کسی خواجه سنایی بمرد
غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ : یا من نعماه غیر معدود
غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ : طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ : من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ : میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ : یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ : اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ : حکم البین بموتی و عمد
غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ : ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ : انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ : آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ : رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر
غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ : ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ : ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ : گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ : دی سحری بر گذری گفت مرا یار
غزل شمارهٔ ۱۰۲۳ : اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
غزل شمارهٔ ۱۰۲۴ : مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۵ : مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۶ : گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ : یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ : ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۲۹ : جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۰ : نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ : جان من و جان تو بستست به همدیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۲ : تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ : ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ : مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ : ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ : ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۷ : گیرم که بود میر تو را زر به خروار
غزل شمارهٔ ۱۰۳۸ : به حسن تو نباشد یار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۳۹ : بگرد فتنه میگردی دگربار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۰ : جفا از سر گرفتی یاد میدار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۱ : مرا یارا چنین بییار مگذار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ : منم از جان خود بیزار بیزار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ : مرا اقبال خندانید آخر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۴ : به ساقی درنگر در مست منگر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ : بگردان ساقیا آن جام دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ : نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ : در این سرما و باران یار خوشتر
غزل شمارهٔ ۱۰۴۸ : خداوند خداوندان اسرار
غزل شمارهٔ ۱۰۴۹ : صد بار بگفتمت نگهدار
غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ : کی باشد اختری در اقطار
غزل شمارهٔ ۱۰۵۱ : شب گشت ولیک پیش اغیار
غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ : نوریست میان شعر احمر
غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ : نزدیک توام مرا مبین دور
غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ : ای یار شگرف در همه کار
غزل شمارهٔ ۱۰۵۵ : انجیرفروش را چه بهتر
غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ : انجیرفروش را چه بهتر
غزل شمارهٔ ۱۰۵۷ : دارد درویش نوش دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ : آخر کی شود از آن لقا سیر
غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ : گفتی که زیان کنی زیان گیر
غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ : عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ : عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۲ : چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر
غزل شمارهٔ ۱۰۶۳ : عزم رفتن کردهای چون عمر شیرین یاد دار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ : مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۵ : یا ربا این لطفها را از لبش پاینده دار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ : مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار
غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ : سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ : نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
غزل شمارهٔ ۱۰۶۹ : در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ : گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
غزل شمارهٔ ۱۰۷۱ : معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ : گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ : خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ : گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار
غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ : آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار
غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ : لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ : از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار
غزل شمارهٔ ۱۰۷۸ : شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
غزل شمارهٔ ۱۰۷۹ : بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
غزل شمارهٔ ۱۰۸۰ : ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
غزل شمارهٔ ۱۰۸۱ : ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار
غزل شمارهٔ ۱۰۸۲ : عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ : مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ : همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ : هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ : بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ : سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
غزل شمارهٔ ۱۰۸۹ : هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ : صنما این چه گمانست فرودست حقیر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ : نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ : اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ : روستایی بچهای هست درون بازار
غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ : پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ : داد جاروبی به دستم آن نگار
غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ : گر ز سر عشق او داری خبر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ : عقل بند ره روانست ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۸ : آمدم من بیدل و جان ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ : ای نهاده بر سر زانو تو سر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ : بس که میانگیخت آن مه شور و شر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ : نرم نرمک سوی رخسارش نگر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ : عشق را با گفت و با ایما چه کار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۳ : رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۴ : باز شد در عاشقی بابی دگر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ : ای خیالت در دل من هر سحور
غزل شمارهٔ ۱۱۰۶ : راز را اندر میان نه وامگیر
غزل شمارهٔ ۱۱۰۷ : در چمن آیید و بربندید دید
غزل شمارهٔ ۱۱۰۸ : ساقیا باده چون نار بیار
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹ : ساقیا باده گلرنگ بیار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ : از لب یار شکر را چه خبر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۱ : روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ : بر منبرست این دم مذکر مذکر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ : ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ : ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ : ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۱۶ : هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۷ : دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۸ : میر شکار من که مرا کردهای شکار
غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ : کس بیکسی نماند میدان تو این قدر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۰ : مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در
غزل شمارهٔ ۱۱۲۱ : آمد بهار خرم و آمد رسول یار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ : اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ : پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۴ : تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۶ : سست مکن زه که من تیر توام چارپر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ : وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ : بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ : عمر که بیعشق رفت هیچ حسابش مگیر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۰ : آید هر دم رسول از طرف شهر یار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ : گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ : چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ : نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ : چرا ز قافله یک کس نمیشود بیدار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ : بیار ساقی بادت فدا سر و دستار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ : نبشتست خدا گرد چهره دلدار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۷ : شدست نور محمد هزار شاخ هزار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ : چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
غزل شمارهٔ ۱۱۳۹ : مجوی شادی چون در غمست میل نگار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۰ : بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ : ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ : درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ : تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ : ندا رسید به جانها ز خسرو منصور
غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ : به من نگر که منم مونس تو اندر گور
غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ : مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ : بکش بکش که چه خوش میکشی بیار بیار
غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ : کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر
غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ : فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ : به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ : قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ : ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ : مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ : چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ : از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ : مطرب عاشقان بجنبان تار
غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ : گر تو خواهی وطن پر از دلدار
غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ : رحم بر یار کی کند هم یار
غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ : عشق جانست عشق تو جانتر
غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ : روی بنما به ما مکن مستور
غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ : مطربا عیش و نوش از سر گیر
غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ : مطربا عشقبازی از سر گیر
غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ : عار بادا جهانیان را عار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ : خلق را زیر گنبد دوار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ : میر خرابات تویی ای نگار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ : چند از این راه نو روزگار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ : مست توام نه از می و نه از کوکنار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ : جان خراباتی و عمر بهار
غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ : هست کسی صافی و زیبانظر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ : رحم کن ار زخم شوم سر به سر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ : در بگشا کآمد خامی دگر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ : بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ : مرا میگفت دوش آن یار عیار
غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ : انجیرفروش را چه بهتر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ : انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ : آفتابی برآمد از اسرار
غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ : جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ : غره وجه سلبت قلب جمیع البشر
غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ : سیدی انی کلیل انت فی زی النهار
غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ : به سوی ما نگر چشمی برانداز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ : تو چشم شیخ را دیدن میاموز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ : اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ : بیا با تو مرا کارست امروز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ : چنان مستم چنان مستم من امروز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ : چنان مستم چنان مستم من امروز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ : در این سرما سر ما داری امروز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ : الا ای شمع گریان گرم میسوز
غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ : در این سرما سر ما داری امروز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ : ای خفته به یاد یار برخیز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ : ماییم فداییان جانباز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ : برخیز و صبوح را برانگیز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ : من از سخنان مهرانگیز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ : گر نهای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ : سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ : عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ : اگر آتش است یارت تو برو در او همیسوز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ : سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز
غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ : یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ : ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ : برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ : به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ : برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
غزل شمارهٔ ۱۲۰۴ : عشق گزین عشق و در او کوکبه میران و مترس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ : سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ : سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ : نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ : حال ما بیآن مه زیبا مپرس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ : ای دل بیبهره از بهرام ترس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ : نیست در آخرزمان فریادرس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ : ای روترش به پیشم بد گفتهای مرا پس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ : دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ : ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ : بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ : ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ : گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ : الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ : ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش
غزل شمارهٔ ۱۲۱۹ : یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ : دام دگر نهادهام تا که مگر بگیرمش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ : اگر گم گردد این بیدل از آن دلدار جوییدش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۲ : چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ : قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ : پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ : ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ : آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ : رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ : ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش
غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ : زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۰ : جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ : وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۲ : هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ : درون ظلمتی میجو صفاتش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ : قضا آمد شنو طبل نفیرش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ : نگاری را که میجویم به جانش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ : برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ : شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ : امروز خوش است دل که تو دوش
غزل شمارهٔ ۱۲۳۹ : ای خواجه تو عاقلانه میباش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ : آن مطرب ما خوشست و چنگش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ : ما نعره به شب زنیم و خاموش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ : گر لاش نمود راه قلاش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۳ : اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ : ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ : آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ : دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ : عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ : ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش
غزل شمارهٔ ۱۲۴۹ : شدهام سپند حسنت وطنم میان آتش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ : به شکرخنده اگر میببرد جان رسدش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ : گر لب او شکند نرخ شکر میرسدش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ : آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ : بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ : من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ : اندک اندک راه زد سیم و زرش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ : آنک جانش دادهای آن را مکش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ : چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ : آن مایی همچو ما دلشاد باش
غزل شمارهٔ ۱۲۵۹ : عقل آمد عاشقا خود را بپوش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ : اندرآمد شاه شیرینان ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ : روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ : گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ : سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ : میگفت چشم شوخش با طره سیاهش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ : آن مه که هست گردون گردان و بیقرارش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ : روحیست بینشان و ما غرقه در نشانش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ : در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ : صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش
غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ : آینهام من آینهام من تا که بدیدم روی چو ماهش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ : مستی امروز من نیست چو مستی دوش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ : باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ : باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ : ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ : خواجه چرا کردهای روی تو بر ما ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ : چون بزند گردنم سجده کند گردنش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ : باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ : خواجه غلط کردهای در صفت یار خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ : یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ : باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ : جان منست او هی مزنیدش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ : ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ : تمام اوست که فانی شدست آثارش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ : ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ : سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ : شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ : شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ : مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ : چو رو نمود به منصور وصل دلدارش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ : دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ : مست گشتم ز ذوق دشنامش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ : توبه من درست نیست خموش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ : آمد آن خواجه سیماترش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ : علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ : کل عقل بوصلکم مدهش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ : بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ : مدارم یک زمان از کار فارغ
غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ : امروز روز شادی و امسال سال لاغ
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ : گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ : عیسی روح گرسنهست چو زاغ
غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ : ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ : ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ : گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ : باده نمیبایدم فارغم از درد و صاف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ : کعبه جانها تویی گرد تو آرم طواف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ : بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ : ای مونس و غمگسار عاشق
غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ : گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق
غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ : ای جهان را دلگشا اقبال عشق
غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ : ای ناطق الهی و ای دیده حقایق
غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ : باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق
غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ : فریفت یار شکربار من مرا به طریق
غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ : جان و سر تو که بگو بینفاق
غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ : به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ : روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ : رو رو که نهای عاشق ای زلفک و ای خالک
غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ : آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ : هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ : بباید عشق را ای دوست دردک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ : اندرآ با ما نشان ده راستک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ : ایا هوای تو در جانها سلام علیک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ : ای ظریف جهان سلام علیک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ : ای ظریف جهان سلام علیک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۴ : برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۲۵ : عشق خامش طرفهتر یا نکتههای چنگ چنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۲۶ : عاشقی و آنگهانی نام و ننگ
غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ : تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ : حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ : چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ : بگردان شراب ای صنم بیدرنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۳۱ : هر کی در او نیست از این عشق رنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ : توبه سفر گیرد با پای لنگ
غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ : ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۴ : این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۵ : بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ : حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۷ : الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۸ : بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل
غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ : مهم را لطف در لطفست از آنم بیقرار ای دل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ : هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۱ : امروز بحمدالله از دی بترست این دل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ : چه کارستان که داری اندر این دل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ : صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۴ : شتران مست شدستند ببین رقص جمل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ : تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ : رفت عمرم در سر سودای دل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۷ : سوی آن سلطان خوبان الرحیل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۸ : امروز روز شادی و امسال سال گل
غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ : تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ : چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۱ : شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۲ : چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ : چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ : تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ : دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۶ : اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال
غزل شمارهٔ ۱۳۵۷ : پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ : به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ : ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ : باده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغل
غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
غزل شمارهٔ ۱۳۶۲ : لجکنن اغلن هی بزه کلکل
غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ : کجکنن اغلن اودیا کلکل
غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ : ایها النور فی الفؤاد تعال
غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ : یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ : یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
غزل شمارهٔ ۱۳۶۷ : رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ : عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
غزل شمارهٔ ۱۳۶۹ : تعال یا مدد العیش و السرور تعال
غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ : آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ : ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کردهام
غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ : این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ : هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ : ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ : بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۶ : کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ : ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۸ : ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
غزل شمارهٔ ۱۳۷۹ : آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۰ : دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ : هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ : ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ : تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ : عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ : بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ : آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ : هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ : ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ : ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ : بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ : تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ : یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ : مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ : دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ : مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ : باز در اسرار روم جانب آن یار روم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ : زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ : جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ : هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ : تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ : کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ : دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ : آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ : کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ : میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ : هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ : دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ : تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ : ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام
غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ : تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ : گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ : بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ : کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ : درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ : ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ : ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ : به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ : دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ : بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ : اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ : بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ : طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ : تو تا دوری ز من جانا چنین بیجان همیگردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ : بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ : دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ : چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ : من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ : همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ : نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ : نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ : مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ : تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ : من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ : چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ : به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد می دانم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ : تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ : چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ : ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم
غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ : من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ : بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ : بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۲ : زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۳ : بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ : ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ : من دلق گرو کردم عریان خراباتم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ : گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ : رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ : در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
غزل شمارهٔ ۱۴۴۹ : زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۰ : بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ : گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ : ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ : در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۴ : گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۵ : ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ : توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ : من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ : یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ : تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ : بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ : پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ : صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ : شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ : سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۵ : ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ : در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ : این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ : امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم
غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ : بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ : جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۱ : مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ : دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ : بیایید بیایید به گلزار بگردیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ : حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ : بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۶ : طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ : از اول امروز چو آشفته و مستیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ : المنه لله که ز پیکار رهیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۷۹ : آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ : خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ : ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۲ : چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۳ : امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ : بشکن قدح باده که امروز چنانیم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۵ : صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ : چون آینه رازنما باشد جانم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۷ : امروز چنانم که خر از بار ندانم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ : ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
غزل شمارهٔ ۱۴۸۹ : ساقی ز پی عشق روان است روانم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ : از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۱ : خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ : بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ : ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ : افتادم افتادم در آبی افتادم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۵ : اگر تو نیستی در عاشقی خام
غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ : چه دیدم خواب شب کامروز مستم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ : به جان جمله مستان که مستم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ : بیا کز غیر تو بیزار گشتم
غزل شمارهٔ ۱۴۹۹ : بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۰ : چنان مست است از آن دم جان آدم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۱ : منم فتنه هزاران فتنه زادم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ : ز زندان خلق را آزاد کردم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۳ : غلامم خواجه را آزاد کردم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۴ : حسودان را ز غم آزاد کردم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ : یکی مطرب همیخواهم در این دم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۶ : همیشه من چنین مجنون نبودم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۷ : ایا یاری که در تو ناپدیدم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۸ : سفر کردم به هر شهری دویدم
غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ : سفر کردم به هر شهری دویدم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۰ : اگر عشقت به جای جان ندارم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۱ : بیا ای آنک بردی تو قرارم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ : گهی در گیرم و گه بام گیرم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۳ : اگر سرمست اگر مخمور باشم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۴ : خداوندا مده آن یار را غم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۵ : چه نزدیک است جان تو به جانم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۶ : چه نزدیک است جان تو به جانم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ : مرا گویی که رایی من چه دانم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ : من آن ماهم که اندر لامکانم
غزل شمارهٔ ۱۵۱۹ : بیا کامروز بیرون از جهانم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ : مرا پرسی که چونی بین که چونم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۱ : من از عالم تو را تنها گزینم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۲ : ورا خواهم دگر یاری نخواهم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ : نه آن شیرم که با دشمن برآیم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۴ : چو آب آهسته زیر که درآیم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۵ : ز قند یار تا شاخی نخایم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ : از آن باده ندانم چون فنایم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۷ : بیا کامروز گرد یار گردیم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ : به پیش باد تو ما همچو گردیم
غزل شمارهٔ ۱۵۲۹ : شب دوشینه ما بیدار بودیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ : من و تو دوش شب بیدار بودیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۱ : بیا کامروز شه را ما شکاریم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ : بیا تا عاشقی از سر بگیریم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۳ : بیا امروز ما مهمان میریم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۴ : بیا ما چند کس با هم بسازیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۵ : بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۶ : میان ما درآ ما عاشقانیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۷ : چرا شاید چو ما شه زادگانیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ : بر آن بودم که فرهنگی بجویم
غزل شمارهٔ ۱۵۳۹ : مگردان روی خود ای دیده رویم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۰ : بیا با هم سخن از جان بگوییم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ : مرا خواندی ز در تو خستی از بام
غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ : چنان مستم چنان مستم من این دم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۳ : کجایی ساقیا درده مدامم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۴ : مرا گویی چه سانی من چه دانم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۵ : شراب شیره انگور خواهم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ : رفتم تصدیع از جهان بردم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ : من با تو حدیث بیزبان گویم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۸ : روی تو چو نوبهار دیدم
غزل شمارهٔ ۱۵۴۹ : زنهار مرا مگو که پیرم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ : گر از غم عشق عار داریم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ : از اصل چو حورزاد باشیم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ : ما آفت جان عاشقانیم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۳ : ما صحبت همدگر گزینیم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ : چون ذره به رقص اندرآییم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ : جز جانب دل به دل نیاییم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ : ای برده نماز من ز هنگام
غزل شمارهٔ ۱۵۵۷ : یا رب توبه چرا شکستم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۸ : دانی کامروز از چه زردم
غزل شمارهٔ ۱۵۵۹ : من دوش به تازه عهد کردم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۰ : تا عشق تو سوخت همچو عودم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ : تا چهره آن یگانه دیدم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۲ : گر ناز تو را به گفت نارم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ : من اشتر مست شهریارم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ : روزی که گذر کنی به گورم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ : ای دشمن روزه و نمازم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ : تا با تو قرین شدهست جانم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۷ : امروز مرا چه شد چه دانم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ : ای جان لطیف و ای جهانم
غزل شمارهٔ ۱۵۶۹ : ناآمده سیل تر شدستیم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۰ : آن عشرت نو که برگرفتیم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۱ : در عشق قدیم سال خوردیم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ : گر گمشدگان روزگاریم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ : ما عاشق و بیدل و فقیریم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۴ : نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ : ما شاخ گلیم نی گیاهیم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ : ما زنده به نور کبریاییم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ : امروز نیم ملول شادم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ : من جز احد صمد نخواهم
غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ : ما آب دریم ما چه دانیم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ : تا دلبر خویش را نبینیم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ : گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۲ : هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۳ : می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ : هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
غزل شمارهٔ ۱۵۸۵ : ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۶ : خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ : عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ : من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ : چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۰ : چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۱ : وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۲ : نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۳ : روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ : ایها العشاق آتش گشته چون استارهایم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ : سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۶ : چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ : این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ : ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ : چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ : از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ : بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۲ : می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
غزل شمارهٔ ۱۶۰۳ : چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ : بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ : بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ : هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ : ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ : چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
غزل شمارهٔ ۱۶۰۹ : چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۰ : منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ : مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ : منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ : به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۴ : بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۵ : من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ : ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۷ : بت بینقش و نگارم جز تو یار ندارم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۸ : علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم
غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ : تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۰ : هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ : چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ : تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ : هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ : خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ : دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ : فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۷ : نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۸ : دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ : دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ : گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ : در فروبند که ما عاشق این میکدهایم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۲ : هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ : در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ : عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۵ : دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ : از بت باخبر من خبری می رسدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ : منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۸ : مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ : ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۰ : گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۱ : من چو در گور درون خفته همیفرسایم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ : ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ : چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۴ : جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ : گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ : روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ : روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ : ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ : وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ : خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ : ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ : ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ : من از این خانه پرنور به در می نروم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۴ : تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ : دوش می گفت جانم کی سپهر معظم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۶ : هم به درد این درد را درمان کنم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ : می رسد بوی جگر از دو لبم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۸ : عاشقم از عاشقان نگریختم
غزل شمارهٔ ۱۶۵۹ : دست من گیر ای پسر خوش نیستم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ : ای گزیده یار چونت یافتم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۱ : سالکان راه را محرم شدم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ : بوی آن خوب ختن می آیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ : نو به نو هر روز باری می کشم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۴ : می شناسد پرده جان آن صنم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۵ : عاشقی بر من پریشانت کنم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۶ : گفتهای من یار دیگر می کنم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۷ : من ز وصلت چون به هجران می روم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۸ : من به سوی باغ و گلشن می روم
غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ : آتشی نو در وجود اندرزدیم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ : ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۱ : گر دم از شادی وگر از غم زنیم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ : روز باران است و ما جو می کنیم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ : امشب ای دلدار مهمان توییم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ : ما ز بالاییم و بالا می رویم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ : دوش عشق شمس دین می باختیم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ : عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۷ : یک دمی خوش چو گلستان کندم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ : من اگر نالم اگر عذر آرم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ : من اگر مستم اگر هشیارم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ : من اگر پرغم اگر شادانم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ : من از این خانه به در می نروم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ : من اگر پرغم اگر خندانم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ : من که حیران ز ملاقات توام
غزل شمارهٔ ۱۶۸۴ : من از این خانه به در می نروم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ : ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ : گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ : گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ : رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
غزل شمارهٔ ۱۶۸۹ : صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ : اندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۱ : خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ : یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۳ : من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ : بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۵ : پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ : ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ : آری ستیزه می کن تا من همیستیزم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ : ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
غزل شمارهٔ ۱۶۹۹ : دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ : عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۱ : آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ : درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۳ : من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ : اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ : از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ : برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ : چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام
غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ : ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم
غزل شمارهٔ ۱۷۰۹ : ما قحطیان تشنه و بسیارخوارهایم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۰ : با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ : بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۲ : ما در جهان موافقت کس نمیکنیم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ : خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ : چند روی بیخبر آخر بنگر به بام
غزل شمارهٔ ۱۷۱۵ : هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام
غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ : امشب جان را ببر از تن چاکر تمام
غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ : لولیکان توییم در بگشا ای صنم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ : ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ : پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۰ : بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۱ : خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ : بدار دست ز ریشم که بادهای خوردم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ : نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ : همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ : نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ : بیار باده که دیر است در خمار توام
غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ : به غم فرونروم باز سوی یار روم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ : مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۹ : اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ : چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ : اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ : به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۳ : به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ : سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ : به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ : به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ : بیار باده که اندر خمار خمارم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۸ : به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ : زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ : خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ : به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ : ببسته است پری نهانیی پایم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ : اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ : بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ : فضول گشتهام امروز جنگ می جویم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ : بر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ : اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ : می گریزد از ما و ما قوامش داریم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ : گه چرخ زنان همچون فلکم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ : تلخی نکند شیرین ذقنم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ : تشنه خویش کن مده آبم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ : کون خر را نظام دین گفتم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ : آمدم باز تا چنان گردم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ : آتشی از تو در دهان دارم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ : در طریقت دو صد کمین دارم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ : تا به جان مست عشق آن یارم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ : همتم شد بلند و تدبیرم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ : در وصالت چرا بیاموزم
غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ : اه چه بیرنگ و بینشان که منم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ : به خدایی که در ازل بودهست
غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ : ما همه از الست همدستیم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ : آمدستیم تا چنان گردیم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ : ما که باده ز دست یار خوریم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ : ناله بلبل بهار کنیم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ : عاشق روی جان فزای توییم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ : خیز تا فتنهای برانگیزیم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ : تو چه دانی که ما چه مرغانیم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ : چند قبا بر قد دل دوختم
غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ : ای دل صافی دم ثابت قدم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ : آمد سرمست سحر دلبرم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ : شد ز غمت خانه سودا دلم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ : چند گهی فاتحه خوانت کنم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ : بار دگر جانب یار آمدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ : ما به تماشای تو بازآمدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ : گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ : منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ : انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ : رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ : اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ : اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ : قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ : ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ : فان وفق الله الکریم وصالکم
غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ : علی اهل نجد الثنا و سلام
غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ : دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ : گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون
غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ : تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ : ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ : دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ : بویی همیآید مرا مانا که باشد یار من
غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ : این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ : این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ : ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ : هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ : دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ : ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ : ای یار من ای یار من ای یار بیزنهار من
غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ : در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ : هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین
غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ : آن شاخ خشک است و سیههان ای صبا بر وی مزن
غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ : چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ : بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن
غزل شمارهٔ ۱۸۰۴ : با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن
غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ : پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ : آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ : ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ : با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ : بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ : من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ : خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ : ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ : کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۴ : عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ : من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان
غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ : آینهای بزدایم از جهت منظر من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ : قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۸ : قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ : کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ : هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ : آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ : ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ : سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ : سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من
غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ : من طربم طرب منم زهره زند نوای من
غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ : هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین
غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ : دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ : باز نگار می کشد چون شتران مهار من
غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ : گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ : تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ : راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این
غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ : مانده شدهست گوش من از پی انتظار آن
غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ : آمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جان
غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ : عید نمای عید را ای تو هلال عید من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ : گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ : باز بهار می کشد زندگی از بهار من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ : یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ : چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ : واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرین
غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ : مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ : تا چه خیال بستهای ای بت بدگمان من
غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ : چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ : دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ : مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان
غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ : عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ : حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۷ : خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ : چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ : چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ : چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ : نشانیهاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ : چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ : چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
غزل شمارهٔ ۱۸۵۴ : چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ : چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ : مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین
غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ : توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ : چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ : منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ : الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ : ای قاعده مستان در همدگر افتادن
غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ : چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن
غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ : ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ : در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ : ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ : ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ : ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ : دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ : رو مذهب عاشق را برعکس روشها دان
غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ : ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
غزل شمارهٔ ۱۸۷۱ : دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ : ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
غزل شمارهٔ ۱۸۷۳ : دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
غزل شمارهٔ ۱۸۷۴ : از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ : ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ : بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ : ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من
غزل شمارهٔ ۱۸۷۸ : من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
غزل شمارهٔ ۱۸۷۹ : آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ : در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
غزل شمارهٔ ۱۸۸۱ : از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ : آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ : بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ : آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ : ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۶ : نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۷ : گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ : بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
غزل شمارهٔ ۱۸۸۹ : دل دل دل تو دل مرا مرنجان
غزل شمارهٔ ۱۸۹۰ : با روی تو کفر است به معنی نگریدن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ : ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۲ : هر شب که بود قاعده سفره نهادن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ : صد گوش نوم باز شد از راز شنودن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ : گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران
غزل شمارهٔ ۱۸۹۵ : بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ : نشاید از تو چندین جور کردن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ : در این دم همدمی آمد خمش کن
غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ : ندا آمد به جان از چرخ پروین
غزل شمارهٔ ۱۸۹۹ : دل خون خواره را یک باره بستان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۰ : بیا ای مونس جانهای مستان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ : ز زخم دف کفم بدرید ای جان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ : چرا منکر شدی ای میر کوران
غزل شمارهٔ ۱۹۰۳ : شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ : کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ : اگر تو عاشقی غم را رها کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ : تو نقد قلب را از زر برون کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۷ : گر این جا حاضری سر همچنین کن
غزل شمارهٔ ۱۹۰۸ : نتانی آمدن این راه با من
غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ : دل معشوق سوزیده است بر من
غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ : تو هر جزو جهان را بر گذر بین
غزل شمارهٔ ۱۹۱۱ : تو را پندی دهم ای طالب دین
غزل شمارهٔ ۱۹۱۲ : بیا ساقی می ما را بگردان
غزل شمارهٔ ۱۹۱۳ : به باغ آییم فردا جمله یاران
غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ : اگر خواهی مرا می در هوا کن
غزل شمارهٔ ۱۹۱۵ : برو ای دل به سوی دلبر من
غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ : برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ : چو بربندند ناگاهت زنخدان
غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ : فرود آ تو ز مرکب بار می بین
غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ : عشق است بر آسمان پریدن
غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ : دیر آمدهای مرو شتابان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ : ای ساقی و دستگیر مستان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ : ما شادتریم یا تو ای جان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ : ای روی مه تو شاد خندان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ : ای روی تو نوبهار خندان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ : بازآمد آستین فشانان
غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ : مال است و زر است مکسب تن
غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ : وقت آمد توبه را شکستن
غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ : ای دوست عتاب را رها کن
غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ : ای عربده کرده دوش با من
غزل شمارهٔ ۱۹۳۰ : امروز تو خوشتری و یا من
غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ : عقل از کف عشق خورد افیون
غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ : ای دشمن عقل و جان شیرین
غزل شمارهٔ ۱۹۳۳ : برخیز و صبوح را برنجان
غزل شمارهٔ ۱۹۳۴ : از ما مرو ای چراغ روشن
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ : دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ : عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ : هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ : نازنینی را رها کن با شهان نازنین
غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ : می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ : ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ : مهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ : من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ : می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
غزل شمارهٔ ۱۹۴۴ : چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ : هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ : کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ : سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ : بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ : آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ : بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ : ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۲ : هست ما را هر زمانی از نگار راستین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ : هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ : عیشهاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ : ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ : سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
غزل شمارهٔ ۱۹۵۷ : هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ : ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ : روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ : آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
غزل شمارهٔ ۱۹۶۱ : نوبهارا جان مایی جانها را تازه کن
غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ : یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ : پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
غزل شمارهٔ ۱۹۶۴ : شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ : در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ : جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ : ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
غزل شمارهٔ ۱۹۶۸ : ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ : از بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ : مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ : از دخول هر غری افسردهای در کار من
غزل شمارهٔ ۱۹۷۲ : عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ : موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ : ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ : عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن
غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ : عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن
غزل شمارهٔ ۱۹۷۷ : در ستایشهای شمس الدین نباشم مفتتن
غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ : ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
غزل شمارهٔ ۱۹۷۹ : عاشقان را مژدهای از سرفراز راستین
غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ : یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
غزل شمارهٔ ۱۹۸۱ : مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۲ : گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ : به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ : بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ : صنما بیار باده بنشان خمار مستان
غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ : صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ : هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ : چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ : جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ : جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ : همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ : خوی با ما کن و با بیخبران خوی مکن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ : هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ : بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۵ : اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ : چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
غزل شمارهٔ ۱۹۹۷ : هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ : به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ : مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۰۰ : ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
غزل شمارهٔ ۲۰۰۱ : دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ : تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ : همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
غزل شمارهٔ ۲۰۰۴ : شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
غزل شمارهٔ ۲۰۰۵ : چه نشستی دور چون بیگانگان
غزل شمارهٔ ۲۰۰۶ : هر کجا که پا نهی ای جان من
غزل شمارهٔ ۲۰۰۷ : شاه ما باری برای کاهلان
غزل شمارهٔ ۲۰۰۸ : می بده ای ساقی آخرزمان
غزل شمارهٔ ۲۰۰۹ : نک بهاران شد صلا ای لولیان
غزل شمارهٔ ۲۰۱۰ : بشنو از دل نکتههای بیسخن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۱ : جان جانهایی تو جان را برشکن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۲ : ای دلارام من و ای دل شکن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۳ : ساقیا برخیز و می در جام کن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۴ : راز چون با من نگوید یار من
غزل شمارهٔ ۲۰۱۵ : فقر را در خواب دیدم دوش من
غزل شمارهٔ ۲۰۱۶ : جان من جان تو جانت جان من
غزل شمارهٔ ۲۰۱۷ : آمد آمد در میان خوب ختن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۸ : مرغ خانه با هما پر وا مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ : ای ببرده دل تو قصد جان مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۲۰ : ای خدا این وصل را هجران مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۲۱ : صبحدم شد زود برخیز ای جوان
غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ : ای زیان و ای زیان و ای زیان
غزل شمارهٔ ۲۰۲۳ : رو قرار از دل مستان بستان
غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ : مات خود را صنما مات مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۲۵ : ای به انکار سوی ما نگران
غزل شمارهٔ ۲۰۲۶ : به شکرخنده ببردی دل من
غزل شمارهٔ ۲۰۲۷ : ای امتان باطل بر نان زنید بر نان
غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ : گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن
غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ : ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ : گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۱ : ای محو راه گشته از محو هم سفر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۲ : من از کی باک دارم خاصه که یار با من
غزل شمارهٔ ۲۰۳۳ : جانا نخست ما را مرد مدام گردان
غزل شمارهٔ ۲۰۳۴ : ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
غزل شمارهٔ ۲۰۳۵ : آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
غزل شمارهٔ ۲۰۳۶ : امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۷ : چون جان تو میستانی چون شکر است مردن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۸ : از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ : رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ : روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۱ : پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۲ : ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ : دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ : جانا بیار باده و بختم بلند کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۵ : تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ : مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ : میآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۸ : آن کیست ای خدای کز این دام خامشان
غزل شمارهٔ ۲۰۴۹ : ای دم به دم مصور جان از درون تن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ : جانا بیار باده و بختم تمام کن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۱ : میبینمت که عزم جفا میکنی مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۲ : ای آنک از میانه کران میکنی مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۳ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ : بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ : مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
غزل شمارهٔ ۲۰۵۶ : خواجه غلط کردهای در روش یار من
غزل شمارهٔ ۲۰۵۷ : یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ : با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ : گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
غزل شمارهٔ ۲۰۶۰ : یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
غزل شمارهٔ ۲۰۶۱ : بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
غزل شمارهٔ ۲۰۶۲ : سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
غزل شمارهٔ ۲۰۶۳ : ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
غزل شمارهٔ ۲۰۶۴ : باز فروریخت عشق از در و دیوار من
غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ : باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من
غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ : باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
غزل شمارهٔ ۲۰۶۷ : ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ : بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
غزل شمارهٔ ۲۰۶۹ : بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین
غزل شمارهٔ ۲۰۷۰ : یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
غزل شمارهٔ ۲۰۷۱ : هر چه کنی تو کرده من دان
غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ : جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ : دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ : مکن مکن که روا نیست بیگنه کشتن
غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ : توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن
غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ : به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۷۷ : به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
غزل شمارهٔ ۲۰۷۸ : چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
غزل شمارهٔ ۲۰۷۹ : مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ : چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
غزل شمارهٔ ۲۰۸۱ : نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان
غزل شمارهٔ ۲۰۸۲ : برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
غزل شمارهٔ ۲۰۸۳ : اگر سزای لب تو نبود گفته من
غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ : بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین
غزل شمارهٔ ۲۰۸۵ : به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
غزل شمارهٔ ۲۰۸۶ : من کجا بودم عجب بیتو این چندین زمان
غزل شمارهٔ ۲۰۸۷ : بگویم مثالی از این عشق سوزان
غزل شمارهٔ ۲۰۸۸ : ببردی دلم را بدادی به زاغان
غزل شمارهٔ ۲۰۸۹ : تنت زین جهان است و دل زان جهان
غزل شمارهٔ ۲۰۹۰ : به پیش آر سغراق گلگون من
غزل شمارهٔ ۲۰۹۱ : ای هفت دریا گوهر عطا کن
غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ : آن دلبر من آمد بر من
غزل شمارهٔ ۲۰۹۳ : تازه شد از او باغ و بر من
غزل شمارهٔ ۲۰۹۴ : یک قوصره پر دارم ز سخن
غزل شمارهٔ ۲۰۹۵ : با من صنما دل یک دله کن
غزل شمارهٔ ۲۰۹۶ : گر تنگ بدی این سینه من
غزل شمارهٔ ۲۰۹۷ : چون دل جانا بنشین بنشین
غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ : شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
غزل شمارهٔ ۲۰۹۹ : چند نظاره جهان کردن
غزل شمارهٔ ۲۱۰۰ : چند بوسه وظیفه تعیین کن
غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ : سیر گشتم ز نازهای خسان
غزل شمارهٔ ۲۱۰۲ : چیست با عشق آشنا بودن
غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ : گر چه اندر فغان و نالیدن
غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ : شب که جهان است پر از لولیان
غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ : ساقی من خیزد بیگفت من
غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ : مست رسید آن بت بیباک من
غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ : جان منی جان منی جان من
غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ : مینروم هیچ از این خانه من
غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ : ای تو پناه همه روز محن
غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ : بانگ برآمد ز خرابات من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ : بانگ برآمد ز خرابات من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ : ظلمت شب پرتو ظلمات من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ : ای تو چو خورشید و شه خاص من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۴ : بانگ برآمد ز دل و جان من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ : بازرسید آن بت زیبای من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۶ : آمدهای بیگه خامش مشین
غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ : پیشتر آ ای صنم شنگ من
غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ : می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین
غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ : اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ : دگرباره چو مه کردیم خرمن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ : افندس مسین کاغا یومیندن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۲ : کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
غزل شمارهٔ ۲۱۲۳ : العشق یقول لی تزین
غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ : ایا بدر الدجی بل انت احسن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۵ : اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ : اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین
غزل شمارهٔ ۲۱۲۷ : یا صغیر السن یا رطب البدن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ : ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۹ : نحن الی سیدنا راجعون
غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ : ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ : حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ : مستی ببینی رازدان میدانک باشد مست او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ : بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ : نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ : ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ : ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ : آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ : ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ : والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ : دل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ : ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ : چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۳ : روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ : کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ : شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ : ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ : چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۸ : جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ : ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ : عید نمیدهد فرح بینظر هلال تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ : در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ : سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ : ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ : هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ : کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ : سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ : سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ : من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ : باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ : ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست او
غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ : اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او
غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ : دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ : چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ : اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ : فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او
غزل شمارهٔ ۲۱۶۶ : دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ : دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ : نمیگفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ : ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ : هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ : گشتهست طپان جانم ای جان و جهان برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ : هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ : چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ : ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ : در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ : آن دلبر عیار جگرخواره ما کو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ : خزان عاشقان را نوبهار او
غزل شمارهٔ ۲۱۷۸ : تو کمترخوارهای هشیار میرو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ : تو جام عشق را بستان و میرو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۰ : از این پستی به سوی آسمان شو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ : دل و جان را طربگاه و مقام او
غزل شمارهٔ ۲۱۸۲ : به پیشت نام جان گویم زهی رو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۳ : به پیشت نام جان گویم زهی رو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ : بیا ای رونق گلزار از این سو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ : چو بگشادم نظر از شیوه تو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ : خداوندا چو تو صاحب قران کو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ : گران جانی مکن ای یار برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ : در این رقص و در این های و در این هو
غزل شمارهٔ ۲۱۸۹ : بازم صنما چه میفریبی تو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ : دیدی که چه کرد آن پری رو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۱ : ای رونق نوبهار برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ : ای عارف خوش کلام برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ : ای صید رخ تو شیر و آهو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۴ : آن وعده که کردهای مرا کو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ : خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مرو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ : از حلاوتها که هست از خشم و از دشنام او
غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ : ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ : جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو
غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ : ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ : ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ : در گذر آمد خیالش گفت جان این است او
غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ : ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ : جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ : عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ : دوش خوابی دیدهام خود عاشقان را خواب کو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۶ : ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ : در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۸ : ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ : ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۰ : طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ : ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ : تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
غزل شمارهٔ ۲۲۱۳ : خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ : خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ : گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۶ : تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ : چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ : همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ : من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ : هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۱ : سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ : سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ : ای همه سرگشتگان مهمان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۴ : ای بمرده هر چه جان در پای او
غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ : شکر ایزد را که دیدم روی تو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۶ : ای بکرده رخت عشاقان گرو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۷ : مطربا اسرار ما را بازگو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ : جان ما را هر نفس بستان نو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ : ای غذای جان مستم نام تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۰ : صوفیانیم آمده در کوی تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۱ : میدوید از هر طرف در جست و جو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۲ : به حریفان بنشین خواب مرو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۳ : ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ : ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ : آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۶ : جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ : این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۸ : ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ : رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ : ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۱ : هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۲ : تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۳ : آینه جان شده چهره تابان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ : سیر نیم سیر نی از لب خندان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۵ : مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۶ : ای سر مردان برگو برگو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۷ : مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۸ : من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او
غزل شمارهٔ ۲۲۴۹ : به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ : هزار بار کشیدهست عشق کافرخو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ : چو از سر بگیرم بود سرور او
غزل شمارهٔ ۲۲۵۲ : بیدل شدهام بهر دل تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۳ : نور دل ما روی خوش تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۴ : دل من دل من دل من بر تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ : بنشسته به گوشهای دو سه مست ترانه گو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۶ : به قرار تو او رسد که بود بیقرار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ : قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ : هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ : هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۰ : طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم
غزل شمارهٔ ۲۲۶۱ : بوقلمون چند از انکار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۲ : پرده بگردان و بزن ساز نو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۳ : یا قمرا لوعه للقمرین سکن
غزل شمارهٔ ۲۲۶۴ : بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ : الیوم من الوصل نسیم و سعود
غزل شمارهٔ ۲۲۶۶ : بگردان ساقی مه روی جام
غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ : هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
غزل شمارهٔ ۲۲۶۸ : یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶۹ : الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ : ابناء ربیعنا تعالوا
غزل شمارهٔ ۲۲۷۱ : جود الشموس علی الوری اشراق
غزل شمارهٔ ۲۲۷۲ : حد البشیر بشاره یا جار
غزل شمارهٔ ۲۲۷۳ : امسی و اصبح بالجوی اتعذب
غزل شمارهٔ ۲۲۷۴ : مررت بدر فی هواه بحار
غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ : امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ : ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
غزل شمارهٔ ۲۲۷۷ : یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ : این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ : این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ : ای عاشقان ای عاشقان دیوانهام کو سلسله
غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ : ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ : ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ : ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ : باده بده باد مده وز خودمان یاد مده
غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ : یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ : ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ : آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله
غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ : شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره
غزل شمارهٔ ۲۲۸۹ : دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۰ : کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ : بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ : به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۳ : یکی ماهی همیبینم برون از دیده در دیده
غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ : ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
غزل شمارهٔ ۲۲۹۵ : سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره
غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ : مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ : چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۸ : زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ : سراندازان همیآیی ز راه سینه در دیده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۰ : با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به
غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ : من سرخوش و تو دلخوش غم بیدل و بیسر به
غزل شمارهٔ ۲۳۰۲ : هشیار شدم ساقی دستار به من واده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ : ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ : هر روز پری زادی از سوی سراپرده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ : کی باشد من با تو باده به گرو خورده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ : ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ : بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ : یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ : من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ : ای غایب از این محضر از مات سلام الله
غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ : از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ : دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ : ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ : ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ : دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ : امروز بت خندان میبخش کند خنده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ : ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ : مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ : آن یار غریب من آمد به سوی خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ : بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ : ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ : هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ : ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ : روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ : امروز من و باده و آن یار پری زاده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ : ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ : ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ : چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
غزل شمارهٔ ۲۳۲۹ : هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ : آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ : ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ : ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ : این کیست چنین مست ز خمار رسیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ : ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ : رندان همه جمعند در این دیر مغانه
غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ : این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۷ : هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۸ : بیا دل بر دل پردرد من نه
غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ : ایا گم گشتگان راه و بیراه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ : چنین میزن دو دستک تا سحرگاه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ : سماع آمد هلا ای یار برجه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۲ : خدایا مطربان را انگبین ده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ : ایا خورشید بر گردون سواره
غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ : مبارک باد آمد ماه روزه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ : چو بیگاه است و باران خانه خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ : مکن راز مرا ای جان فسانه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۷ : خدایا رحمت خود را به من ده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۸ : فریاد ز یار خشم کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ : ای دیده راست راست دیده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ : آمد مه و لشکر ستاره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ : دیدی که چه کرد آن یگانه
غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ : یک جام ز صد هزار جان به
غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ : جان آمده در جهان ساده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ : ای بی تو حیاتها فسرده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ : ای دوش ز دست ما رهیده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ : ماییم قدیم عشق باره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ : ای گشته دلت چو سنگ خاره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ : ماییم و دو چشم و جان خیره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ : آن سفره بیار و در میان نه
غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ : ای نقد تو را زکات نسیه
غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ : ای روز مبارک و خجسته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ : ای دو چشمت جاودان را نکتهها آموخته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ : ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ : ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ : ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ : ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ : تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ : ای به میدانهای وحدت گوی شاهی باخته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ : چشم بگشا جانها بین از بدن بگریخته
غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ : این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ : کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ : هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ : مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ : هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه
غزل شمارهٔ ۲۳۷۵ : سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ : صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ : ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ : صد خمار است و طرب در نظر آن دیده
غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ : بده آن باده جانی که چنانیم همه
غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ : پیش جوش عفو بیحد تو شاه
غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ : عشق بین با عاشقان آمیخته
غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ : ای بخاری را تو جان پنداشته
غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ : عشق تو از بس کشش جان آمده
غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ : جستهاند دیوانگان از سلسله
غزل شمارهٔ ۲۳۸۵ : روز ما را دیگران را شب شده
غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ : قرابه باز دانا هش دار آبگینه
غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ : پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه
غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ : این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ : در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ : آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ : بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ : ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ : برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ : از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
غزل شمارهٔ ۲۳۹۵ : دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ : ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه
غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ : ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ : آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده
غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ : ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ : گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ : ای صد هزار خرمنها را بسوخته
غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ : باده بده ساقیا عشوه و بادم مده
غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ : ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده
غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ : ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره
غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ : ای همه منزل شده از تو ره بیرهه
غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ : ایا دلی چو صبا ذوق صبحها دیده
غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ : زهی لواء و علم لا اله الا الله
غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ : چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ : که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ : مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ : دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ : چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ : عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ : ز لقمهای که بشد دیده تو را پرده
غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ : تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ : برو برو که به بز لایق است بزغاله
غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ : خلاصه دو جهان است آن پری چهره
غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ : ای جان ای جان فی ستر الله
غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ : خوش بود فرش تن نور دیده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ : آمد آمد نگار پوشیده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ : مطرب جانهای دل برده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ : رخ نفسی بر رخ این مست نه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ : یا رشا فدیته من زمن رایته
غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ : هل طربا لعاشق وافقه زمانه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ : طوبی لمن آواه سر فؤاده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ : فدیتتک یا ستی الناسیه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ : گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ : فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ : ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ : ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی میروی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ : این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهای
غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ : ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانهای
غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ : ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ : از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ : من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری
غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ : ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ : ای یوسف خوش نام هی در ره میا بیهمرهی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ : دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای
غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ : دامن کشانم میکشد در بتکده عیارهای
غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ : ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ : آخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ : بانکی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ : ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ : چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ : از بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهای
غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ : ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ : یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ : ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ : من پیش از این میخواستم گفتار خود را مشتری
غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ : در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ : دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ : ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ : بویی ز گردون میرسد با پرسش و دلداریی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ : عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ : برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ : هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ : ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ : سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ : عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ : تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ : چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ : طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ : آه چه دیوانه شدم در طلب سلسلهای
غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ : هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
غزل شمارهٔ ۲۴۶۵ : آمدهای که راز من بر همگان بیان کنی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶ : ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهای
غزل شمارهٔ ۲۴۶۷ : کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ : نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ : آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ : جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ : سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ : چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۳ : آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ : ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ : باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهای
غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ : هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ : سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ : باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
غزل شمارهٔ ۲۴۷۹ : پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری
غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ : ای دل بیقرار من راست بگو چه گوهری
غزل شمارهٔ ۲۴۸۱ : با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ : ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ : تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ : خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستیی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ : یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ : ای زده مطرب غمت در دل ما ترانهای
غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ : هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ : ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ : گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ : ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
غزل شمارهٔ ۲۴۹۱ : جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری
غزل شمارهٔ ۲۴۹۲ : هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ : رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ : زرگر آفتاب را بسته گاز میکنی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۵ : آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ : خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند میدهی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۷ : صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ : مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی
غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ : مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ : چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمیگردی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ : گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ : امیر دل همیگوید تو را گر تو دلی داری
غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ : چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۴ : اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بیخویشی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۵ : چو بی گه آمدی باری درآ مردانهای ساقی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ : مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۷ : بیامد عید ای ساقی عنایت را نمیدانی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۸ : مرا آن دلبر پنهان همیگوید به پنهانی
غزل شمارهٔ ۲۵۰۹ : بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ : مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ : به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ : رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ : بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۴ : درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۵ : یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۶ : اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ : ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ : اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ : غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ : گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ : اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۲ : دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ : دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ : اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ : اگر گلهای رخسارش از آن گلشن بخندیدی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ : نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۷ : بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ : مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۹ : ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ : دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ : چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ : کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ : برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ : مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ : هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ : مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ : مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ : حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ : یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ : چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ : الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ : بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ : بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ : شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۵ : مگر مستی نمیدانی که چون زنجیر جنبانی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ : سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ : شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۸ : تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ : چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ : یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ : دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ : کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ : کجا شد عهد و پیمانی که میکردی نمیگویی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ : اگر بیمن خوشی یارا به صد دامم چه میبندی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ : چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ : زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ : هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۸ : الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
غزل شمارهٔ ۲۵۵۹ : الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ : الا ای جان قدس آخر به سوی من نمیآیی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ : مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ : یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ : من پای همیکوبم ای جان و جهان دستی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ : گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ : ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ : آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ : افتاد دل و جانم در فتنه طراری
غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ : یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی
غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ : آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ : پنهان به میان ما میگردد سلطانی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ : ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ : جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ : در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ : از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ : هر لحظه یکی صورت میبینی و زادن نی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ : ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ : همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ : ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ : با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ : ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ : ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۲ : خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ : آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ : ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۵ : گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۶ : گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۷ : ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۸ : ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
غزل شمارهٔ ۲۵۸۹ : نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ : ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ : ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ : ای صورت روحانی امروز چه آوردی
غزل شمارهٔ ۲۵۹۳ : گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۴ : از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۵ : امشب پریان را من تا روز به دلداری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۶ : نظاره چه میآیی در حلقه بیداری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ : گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۸ : ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
غزل شمارهٔ ۲۵۹۹ : ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
غزل شمارهٔ ۲۶۰۰ : گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
غزل شمارهٔ ۲۶۰۱ : ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری
غزل شمارهٔ ۲۶۰۲ : ای دشمن عقل من وی داروی بیهوشی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ : ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۴ : آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ : ای باغ همیدانی کز باد کی رقصانی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۶ : مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۷ : آن ماه همیتابد بر چرخ و زمین یا نی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۸ : افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ : در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۰ : چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۱ : جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۲ : در کوی کی میگردی ای خواجه چه میخواهی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۳ : ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ : ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۵ : هم پهلوی خم سر نهای خواجه هرجایی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۶ : من نیت آن کردم تا باشم سودایی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۷ : عیسی چو تویی جانا ای دولت ترسایی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ : جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
غزل شمارهٔ ۲۶۱۹ : گل گفت مرا نرمی از خار چه میجویی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۰ : ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۱ : از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ : ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ : ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۴ : برخیز که جان است و جهان است و جوانی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۵ : گر علم خرابات تو را همنفسستی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ : ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۷ : عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
غزل شمارهٔ ۲۶۲۸ : هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ : ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ : یا ساقی شرف بشراباتک زندی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۱ : تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ : ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
غزل شمارهٔ ۲۶۳۳ : در خانه خود یافتم از شاه نشانی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ : امروز در این شهر نفیر است و فغانی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۵ : امروز سماع است و مدام است و سقایی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۶ : ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۷ : امروز سماع است و شراب است و صراحی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۸ : ای آنک به دلها ز حسد خار خلیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۳۹ : برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
غزل شمارهٔ ۲۶۴۰ : مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ : گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۲ : زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۳ : ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۴ : یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ : بخوردم از کف دلبر شرابی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۶ : چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۷ : دلا چون واقف اسرار گشتی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ : دریغا کز میان ای یار رفتی
غزل شمارهٔ ۲۶۴۹ : منم فانی و غرقه در ثبوتی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۰ : تو آن ماهی که در گردون نگنجی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۱ : کریما تو گلی یا جمله قندی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۲ : نگارا تو در اندیشه درازی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ : گر این سلطان ما را بنده باشی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۴ : ببین این فتح ز استفتاح تا کی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۵ : تو نقشی نقش بندان را چه دانی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۶ : نه آتشهای ما را ترجمانی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۷ : دلا تا نازکی و نازنینی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۸ : اگر درد مرا درمان فرستی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۹ : کسی کو را بود در طبع سستی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۰ : چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۱ : کجا شد عهد و پیمانی که کردی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ : دلا رو رو همان خون شو که بودی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۳ : مرا چون ناف بر مستی بریدی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۴ : از این تنگین قفس جانا پریدی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۵ : صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شمارهٔ ۲۶۶۶ : به تن این جا به باطن در چه کاری
غزل شمارهٔ ۲۶۶۷ : مبارک باد بر ما این عروسی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۸ : خبر واده کز این دنیای فانی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ : برفتیم ای عقیق لامکانی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۰ : خوشی آخر بگو ای یار چونی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۱ : بر من نیستی یارا کجایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۲ : دلا در روزه مهمان خدایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۳ : سؤالی دارم ای خواجه خدایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۴ : هلا ای آب حیوان از نوایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ : بیاموز از پیمبر کیمیایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۶ : سبک بنواز ای مطرب ربایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۷ : سلام علیک ای مقصود هستی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ : اگر خورشید جاویدان نگشتی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ : ز ما برگشتی و با گل فتادی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۰ : چنین باشد چنین گوید منادی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۱ : کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۲ : به بخت و طالع ما ای افندی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۳ : نگارا تو گلی یا جمله قندی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۴ : شنودم من که چاکر را ستودی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ : دگرباره شه ساقی رسیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۸۶ : اگر یار مرا از من برآری
غزل شمارهٔ ۲۶۸۷ : صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شمارهٔ ۲۶۸۸ : صلا ای صوفیان کامروز باری
غزل شمارهٔ ۲۶۸۹ : منم غرقه درون جوی باری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۰ : چو عشق آمد که جان با من سپاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۱ : نگفتم دوش ای زین بخاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۲ : به جان تو پس گردن نخاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۳ : به تن با ما به دل در مرغزاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۴ : مرا بگرفت روحانی نگاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۵ : متاز ای دل سوی دریای ناری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۶ : مرا در خنده میآرد بهاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۷ : بدید این دل درون دل بهاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۸ : خداوندا زکات شهریاری
غزل شمارهٔ ۲۶۹۹ : ندارد مجلس ما بیتو نوری
غزل شمارهٔ ۲۷۰۰ : ز هر چیزی ملول است آن فضولی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۱ : مرا هر لحظه قربان است جانی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۲ : مگیر ای ساقی از مستان کرانی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۳ : ز مهجوران نمیجویی نشانی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۴ : برون کن سر که جان سرخوشانی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ : مرا هر لحظه منزل آسمانی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۶ : چه دلشادم به دلدار خدایی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ : کجایید ای شهیدان خدایی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۸ : تو هر روزی از آن پشته برآیی
غزل شمارهٔ ۲۷۰۹ : دلاراما چنین زیبا چرایی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ : بیا ای غم که تو بس باوفایی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ : بیا ای یار کامروز آن مایی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۲ : بیا جانا که امروز آن مایی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ : چنان گشتم ز مستی و خرابی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۴ : چو اسم شمس دین اسما تو دیدی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۵ : مرا اندر جگر بنشست خاری
غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ : بگفتم با دلم آخر قراری
غزل شمارهٔ ۲۷۱۷ : تو جانا بیوصالش در چه کاری
غزل شمارهٔ ۲۷۱۸ : بیا ای آنک سلطان جمالی
غزل شمارهٔ ۲۷۱۹ : مگر تو یوسفان را دلستانی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ : تو تا بنشستهای بر دار فانی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۱ : نه آتشهای ما را ترجمانی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۲ : به کوی دل فرورفتم زمانی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۳ : دیدی که چه کرد یار ما دیدی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ : روز ار دو هزار بار میآیی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۵ : مندیش از آن بت مسیحایی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ : ای دیده ز نم زبون نگشتی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۷ : گر وسوسه ره دهی به گوشی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۸ : باغ است و بهار و سرو عالی
غزل شمارهٔ ۲۷۲۹ : با این همه مهر و مهربانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۰ : آورد خبر شکرستانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ : بشنیده بدم که جان جانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ : ای ساقی باده معانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۳ : ای وصل تو آب زندگانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۴ : ای بیتو حرام زندگانی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ : برجه که بهار زد صلایی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ : چون سوی برادری بپویی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۷ : مجلس چو چراغ و تو چو آبی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۸ : من پار بخوردهام شرابی
غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ : ای یار یگانه چند خسبی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ : بازم صنما چه میفریبی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ : ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ : ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۳ : رو رو که از این جهان گذشتی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۴ : روز طرب است و سال شادی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۵ : آخر گل و خار را بدیدی
غزل شمارهٔ ۲۷۴۶ : آن را که به لطف سر بخاری
غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ : خضری به میان سینه داری
غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ : میآید سنجق بهاری
غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ : ای چشم و چراغ شهریاری
غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ : ای جان و جهان چه میگریزی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۱ : از قصه حال ما نپرسی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ : ای دلبر بیدلان صوفی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ : ای آنک تو شاه مطربانی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۴ : روزی که مرا ز من ستانی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۵ : چون عشق کند شکرفشانی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۶ : ای وصل تو اصل شادمانی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۷ : کژزخمه مباش تا توانی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۸ : مست می عشق را حیا نی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ : گویم سخن لب تو یا نی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۰ : با دل گفتم چرا چنینی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۱ : در خون دلم رسید فتوی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۲ : در عشق هر آنک شد فدایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۳ : عشق است دلاور و فدایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۴ : ماها چو به چرخ دل برآیی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ : آن شمع چو شد طرب فزایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۶ : ای بیتو محال جان فزایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ : گر یار لطیف و باوفایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۸ : ساقی انصاف خوش لقایی
غزل شمارهٔ ۲۷۶۹ : برخیز و بزن یکی نوایی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۰ : رخها بنگر تو زعفرانی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۱ : ای قلب و درست را روایی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۲ : ای آنک تو خواب ما ببستی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۳ : با یار بساز تا توانی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۴ : در فنای محض افشانند مردان آستی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ : مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۶ : ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۷ : شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۸ : ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۹ : بانگ میزن ای منادی بر سر هر رستهای
غزل شمارهٔ ۲۷۸۰ : در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ : ساقیا بر خاک ما چون جرعهها میریختی
غزل شمارهٔ ۲۷۸۲ : گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
غزل شمارهٔ ۲۷۸۳ : ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی
غزل شمارهٔ ۲۷۸۴ : در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سری
غزل شمارهٔ ۲۷۸۵ : گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی
غزل شمارهٔ ۲۷۸۶ : آتشینا آب حیوان از کجا آوردهای
غزل شمارهٔ ۲۷۸۷ : ای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهای
غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ : آه از آن رخسار برق انداز خوش عیارهای
غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ : پیش شمع نور جان دل هست چون پروانهای
غزل شمارهٔ ۲۷۹۰ : بار دیگر ملتی برساختی برساختی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ : هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۲ : سر نهاده بر قدمهای بت چین نیستی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۳ : این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۴ : ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۵ : ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ : ای که جانها خاک پایت صورت اندیش آمدی
غزل شمارهٔ ۲۷۹۷ : تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
غزل شمارهٔ ۲۷۹۸ : در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری
غزل شمارهٔ ۲۷۹۹ : بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری
غزل شمارهٔ ۲۸۰۰ : در میان جان نشین کامروز جان دیگری
غزل شمارهٔ ۲۸۰۱ : عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۲ : آخر ای دلبر تو ما را مینجویی اندکی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ : ساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۴ : چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ : ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای
غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ : آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایهای
غزل شمارهٔ ۲۸۰۷ : گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۸ : گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ : ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ : ای بداده دیدههای خلق را حیرانیی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ : از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ : ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای
غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ : اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۴ : خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ : بمشو همره مرغان که چنین بیپر و بالی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۶ : که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۷ : مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ : صنما چونک فریبی همه عیار فریبی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ : اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۰ : چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۱ : تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ : تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ : ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۴ : مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ : مثل ذره روزن همگان گشته هوایی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ : همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۷ : بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۸ : خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری
غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ : تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
غزل شمارهٔ ۲۸۳۰ : هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۱ : چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۲ : صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ : سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ : به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۵ : ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۶ : به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۷ : هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۸ : صفت خدای داری چو به سینهای درآیی
غزل شمارهٔ ۲۸۳۹ : بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ : منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ : به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۲ : بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ : هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۴ : تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۵ : بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۶ : چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی
غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ : دل بیقرار را گو که چو مستقر نداری
غزل شمارهٔ ۲۸۴۸ : سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
غزل شمارهٔ ۲۸۴۹ : ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری
غزل شمارهٔ ۲۸۵۰ : ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۱ : شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۲ : چو یقین شدهست دل را که تو جان جان جانی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۳ : تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۴ : برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۵ : هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۶ : صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۷ : چه جمال جان فزایی که میان جان مایی
غزل شمارهٔ ۲۸۵۸ : صنما تو همچو آتش قدح مدام داری
غزل شمارهٔ ۲۸۵۹ : برو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهای
غزل شمارهٔ ۲۸۶۰ : هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۱ : چند روز است که شطرنج عجب میبازی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۲ : هله هشدار که با بیخبران نستیزی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۳ : وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۴ : به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۵ : در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۶ : گر گریزی به ملولی ز من سودایی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۷ : نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
غزل شمارهٔ ۲۸۶۸ : در دلت چیست عجب که چو شکر میخندی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۹ : هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۰ : ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۱ : به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۲ : مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۳ : رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۴ : سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۵ : نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۶ : شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
غزل شمارهٔ ۲۸۷۷ : بر یکی بوسه حقستت که چنان میلرزی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۸ : هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی
غزل شمارهٔ ۲۸۷۹ : ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۰ : به حق و حرمت آنک همگان را جانی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۱ : گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ : تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۳ : چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۴ : به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۵ : هله آن به که خوری این می و از دست روی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۶ : اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۷ : بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۸ : به شکرخنده اگر میببرد جان ز کسی
غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ : ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۰ : سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۱ : هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ : ای شه جاودانی وی مه آسمانی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۳ : قدر غم گر چشم سر بگریستی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۴ : با چنین رفتن به منزل کی رسی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۵ : چارهای کو بهتر از دیوانگی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۶ : قره العین منی ای جان بلی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۷ : بوی باغ و گلستان آید همی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۸ : هر دم ای دل سوی جانان میروی
غزل شمارهٔ ۲۸۹۹ : بار دیگر عزم رفتن کردهای
غزل شمارهٔ ۲۹۰۰ : بوی مشکی در جهان افکندهای
غزل شمارهٔ ۲۹۰۱ : فارغم گر گشت دل آوارهای
غزل شمارهٔ ۲۹۰۲ : ای درآورده جهانی را ز پای
غزل شمارهٔ ۲۹۰۳ : باوفا یارا جفا آموختی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۴ : عاقبت از عاشقان بگریختی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۵ : اندرآ در خانه یارا ساعتی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۶ : گوید آن دلبر که چون همدل شدی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۷ : آفتابا سوی مه رویان شدی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۸ : باوفاتر گشت یارم اندکی
غزل شمارهٔ ۲۹۰۹ : هست امروز آنچ میباید بلی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۰ : باز گردد عاقبت این در بلی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۱ : طبع چیزی نو به نو خواهد همی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۲ : با من ای عشق امتحانها میکنی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۳ : باز چون گل سوی گلشن میروی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ : ناگهان اندردویدم پیش وی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۵ : خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
غزل شمارهٔ ۲۹۱۶ : مرحبا ای پرده تو آن پردهای
غزل شمارهٔ ۲۹۱۷ : هیچ خمری بیخماری دیدهای
غزل شمارهٔ ۲۹۱۸ : میزنم حلقه در هر خانهای
غزل شمارهٔ ۲۹۱۹ : گر سران را بیسری درواستی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۰ : ای بهار سبز و تر شاد آمدی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۱ : ساقی این جا هست ای مولا بلی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۲ : هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
غزل شمارهٔ ۲۹۲۳ : باد بین اندر سرم از بادهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲۴ : آه از عشق جمال حوریی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۵ : ای دلی کز گلشکر پروردهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲۶ : گر در آب و گر در آتش میروی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۷ : ز کجا آمدهای میدانی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۸ : آنچ در سینه نهان میداری
غزل شمارهٔ ۲۹۲۹ : ای خیالی که به دل میگذری
غزل شمارهٔ ۲۹۳۰ : تو چرا جمله نبات و شکری
غزل شمارهٔ ۲۹۳۱ : از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ : چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۳ : ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ : گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۵ : گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۶ : ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۷ : از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۸ : آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۹ : ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۰ : چون زخمه رجا را بر تار میکشانی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۱ : ای گوهر خدایی آیینه معانی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۲ : اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۳ : گرمی مجوی الا از سوزش درونی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۴ : ای مبدعی که سگ را بر شیر میفزایی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۵ : ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۶ : دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۷ : یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ : ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۹ : در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۰ : ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۱ : زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
غزل شمارهٔ ۲۹۵۲ : گر از شراب دوشین در سر خمار داری
غزل شمارهٔ ۲۹۵۳ : بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری
غزل شمارهٔ ۲۹۵۴ : گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری
غزل شمارهٔ ۲۹۵۵ : چون روی آتشین را یک دم تو مینپوشی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۶ : دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۷ : اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۸ : مطرب چو زخمهها را بر تار میکشانی
غزل شمارهٔ ۲۹۵۹ : ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۰ : رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۱ : در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۲ : با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۳ : میزن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۴ : دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۵ : ای برده اختیارم تو اختیار مایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۶ : هر چند بیگه آیی بیگاه خیز مایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۷ : آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۸ : ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۹ : بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
غزل شمارهٔ ۲۹۷۰ : با صد هزار دستان آمد خیال یاری
غزل شمارهٔ ۲۹۷۱ : اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
غزل شمارهٔ ۲۹۷۲ : ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهای
غزل شمارهٔ ۲۹۷۳ : ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
غزل شمارهٔ ۲۹۷۴ : آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
غزل شمارهٔ ۲۹۷۵ : هر روز بامداد به آیین دلبری
غزل شمارهٔ ۲۹۷۶ : شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
غزل شمارهٔ ۲۹۷۷ : هر روز بامداد درآید یکی پری
غزل شمارهٔ ۲۹۷۸ : ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری
غزل شمارهٔ ۲۹۷۹ : هر روز بامداد طلبکار ما تویی
غزل شمارهٔ ۲۹۸۰ : آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی
غزل شمارهٔ ۲۹۸۱ : ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی
غزل شمارهٔ ۲۹۸۲ : ای ساقیی که آن می احمر گرفتهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۳ : ای ساقیی که آن می احمر گرفتهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۴ : ای مرغ گیر دام نهانی نهادهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۵ : مه طلعتی و شهره قبایی بدیدهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۶ : ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۷ : ای جان و ای دو دیده بینا چگونهای
غزل شمارهٔ ۲۹۸۸ : هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی
غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ : رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۰ : جان خاک آن مهی که خداش است مشتری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۱ : ای عشق پرده در که تو در زیر چادری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۲ : ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۳ : شاها بکش قطار که شهوار میکشی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۴ : ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۵ : اندر میان جمع چه جان است آن یکی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۶ : گر من ز دست بازی هر غم پژولمی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۷ : ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۸ : سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۹ : تا چند از فراق مرا کار بشکنی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ : ساقی بیار باده سغراق ده منی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۱ : ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۲ : شوری فتاد در فلک ای مه چه شستهای
غزل شمارهٔ ۳۰۰۳ : ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۴ : بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
غزل شمارهٔ ۳۰۰۵ : آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۶ : سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
غزل شمارهٔ ۳۰۰۷ : دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۸ : خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۹ : آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۰ : روی من از روی تو دارد صد روشنی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۱ : هر نفسی از درون دلبر روحانیی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۲ : ای دل چون آهنت بوده چو آیینهای
غزل شمارهٔ ۳۰۱۳ : یار در آخرزمان کرد طرب سازیی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۴ : رو که به مهمان تو مینروم ای اخی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۵ : جان و جهان میروی جان و جهان میبری
غزل شمارهٔ ۳۰۱۶ : بازرهان خلق را از سر و از سرکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۷ : لاله ستانست از عکس تو هر شورهای
غزل شمارهٔ ۳۰۱۸ : ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری
غزل شمارهٔ ۳۰۱۹ : ای که تو عشاق را همچو شکر میکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۰ : پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۱ : شیردلا صد هزار شیردلی کردهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۲ : گفت مرا آن طبیب رو ترشی خوردهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۳ : قصر بود روح ما نی تل ویرانهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۴ : بستگی این سماع هست ز بیگانهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۵ : جای دگر بودهای زانک تهی رودهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۶ : خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۷ : نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ : ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
غزل شمارهٔ ۳۰۲۹ : آه که دلم برد غمزههای نگاری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ : سلمک الله نیست مثل تو یاری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ : خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۲ : از پگه ای یار زان عقار سمایی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۳ : چند دویدم سوی افندی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۴ : میرسد ای جان باد بهاری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۵ : دوش همه شب دوش همه شب
غزل شمارهٔ ۳۰۳۶ : گاه چو اشتر در وحل آیی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۷ : به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ : ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۹ : هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۰ : چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۱ : اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری
غزل شمارهٔ ۳۰۴۲ : چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
غزل شمارهٔ ۳۰۴۳ : ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۴ : گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۵ : من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۶ : چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۷ : به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۸ : تو آسمان منی من زمین به حیرانی
غزل شمارهٔ ۳۰۴۹ : ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۰ : خدایگان جمال و خلاصه خوبی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۱ : به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۲ : چه باده بود که در دور از بگه دادی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ : ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۴ : منم که کار ندارم به غیر بیکاری
غزل شمارهٔ ۳۰۵۵ : بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
غزل شمارهٔ ۳۰۵۶ : خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری
غزل شمارهٔ ۳۰۵۷ : اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری
غزل شمارهٔ ۳۰۵۸ : ز بامداد درآورد دلبرم جامی
غزل شمارهٔ ۳۰۵۹ : چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۰ : نهان شدند معانی ز یار بیمعنی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۱ : اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۲ : اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۳ : به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۴ : ز بامداد دلم میپرد به سودایی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۵ : شدم به سوی چه آب همچو سقایی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۶ : رسید ترکم با چهرههای گل وردی
غزل شمارهٔ ۳۰۶۷ : تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری
غزل شمارهٔ ۳۰۶۸ : فرست باده جان را به رسم دلداری
غزل شمارهٔ ۳۰۶۹ : نگاهبان دو دیدهست چشم دلداری
غزل شمارهٔ ۳۰۷۰ : اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
غزل شمارهٔ ۳۰۷۱ : دلا همای وصالی بپر چرا نپری
غزل شمارهٔ ۳۰۷۲ : به من نگر که به جز من به هر کی درنگری
غزل شمارهٔ ۳۰۷۳ : بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری
غزل شمارهٔ ۳۰۷۴ : مسلم آمد یار مرا دل افروزی
غزل شمارهٔ ۳۰۷۵ : بیا بیا که تو از نادرات ایامی
غزل شمارهٔ ۳۰۷۶ : بلندتر شدهست آفتاب انسانی
غزل شمارهٔ ۳۰۷۷ : ایا مربی جان از صداع جان چونی
غزل شمارهٔ ۳۰۷۸ : ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی
غزل شمارهٔ ۳۰۷۹ : بیامدیم دگربار سوی مولایی
غزل شمارهٔ ۳۰۸۰ : تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
غزل شمارهٔ ۳۰۸۱ : تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی
غزل شمارهٔ ۳۰۸۲ : رهید جان دوم از خودی و از هستی
غزل شمارهٔ ۳۰۸۳ : بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
غزل شمارهٔ ۳۰۸۴ : به جان تو که بگویی وطن کجا داری
غزل شمارهٔ ۳۰۸۵ : به حق آنک تو جان و جهان جانداری
غزل شمارهٔ ۳۰۸۶ : شبی که دررسد از عشق پیک بیداری
غزل شمارهٔ ۳۰۸۷ : اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ : حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
غزل شمارهٔ ۳۰۸۹ : به اهل پرده اسرارها ببر خبری
غزل شمارهٔ ۳۰۹۰ : بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ : اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۲ : هزار جان مقدس فدای سلطانی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۳ : نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۴ : بگو به جان مسافر ز رنجها چونی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۵ : از این درخت بدان شاخ و بر نمیبینی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۶ : ز بامداد دلم میجهد به سودایی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۷ : بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۸ : ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
غزل شمارهٔ ۳۰۹۹ : بداد پندم استاد عشق از استادی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۰ : ببست خواب مرا جاودانه دلداری
غزل شمارهٔ ۳۱۰۱ : کسی که باده خورد بامداد زین ساقی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۲ : برست جان و دلم از خودی و از هستی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۳ : پدید گشت یکی آهوی در این وادی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۴ : طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
غزل شمارهٔ ۳۱۰۵ : ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۶ : فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری
غزل شمارهٔ ۳۱۰۷ : میان تیرگی خواب و نور بیداری
غزل شمارهٔ ۳۱۰۸ : به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی
غزل شمارهٔ ۳۱۰۹ : کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۰ : جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۱ : تو چنین نبودی تو چنین چرایی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۲ : تو خدای خویی تو صفات هویی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۳ : نه ز عاقلانم که ز من بگیری
غزل شمارهٔ ۳۱۱۴ : عشق تو خواند مرا کز من چه میگذری
غزل شمارهٔ ۳۱۱۵ : در لطف اگر بروی شاه همه چمنی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۶ : دلا گر مرا تو ببینی ندانی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۷ : پذیرفت این دل ز عشقت خرابی
غزل شمارهٔ ۳۱۱۸ : نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!
غزل شمارهٔ ۳۱۱۹ : نشانت کی جوید که تو بینشانی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۰ : اگر چه لطیفی و زیبالقایی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۱ : هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۲ : الا میر خوبان هلا تا نرنجی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۳ : به حیلت تو خواهی که در را ببندی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۴ : چو عشقش برآرد سر از بیقراری
غزل شمارهٔ ۳۱۲۵ : بتا گر مرا تو ببینی ندانی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۶ : گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۷ : عجبالعجایب توی در کیایی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۸ : تو هر چند صدری شه مجلسی
غزل شمارهٔ ۳۱۲۹ : رضیت بما قسمالله لی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۰ : تماشا مرو نک تماشا تویی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۱ : الا هات حمرا کالعندم
غزل شمارهٔ ۳۱۳۲ : خواهیم یارا کامشب نخسپی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۳ : حدی نداری در خوش لقایی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۴ : تو جان مایی، ماه سمایی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۵ : با چرخ گردان تیره هوایی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۶ : خواهی ز جنون بویی ببری
غزل شمارهٔ ۳۱۳۷ : سلطان منی سلطان منی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۸ : آن به که مرا تمکین نکنی
غزل شمارهٔ ۳۱۳۹ : صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۰ : صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ : ای خجل از تو شکر و آزادی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۲ : حکم نو کن که شاه دورانی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۳ : مستی و عاشقانه میگویی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۴ : بحر ما را کنار بایستی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۵ : آوخ آوخ چو من وفاداری
غزل شمارهٔ ۳۱۴۶ : ای دلزار محنت و بلا داری
غزل شمارهٔ ۳۱۴۷ : ساقیا ساقیا روا داری
غزل شمارهٔ ۳۱۴۸ : تا شدستی امیر چوگانی
غزل شمارهٔ ۳۱۴۹ : مستم از بادههای پنهانی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۰ : من مرید توام مراد تویی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۱ : چند اندر میان غوغایی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۲ : گر چه تو نیم شب رسیدستی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ : ز اول بامداد سر مستی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ : ز اول بامداد سرمستی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۵ : در غم یار یار بایستی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۶ : در غم یار، یار بایستی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۷ : آنکه چون ابر خواند کف ترا
غزل شمارهٔ ۳۱۵۸ : رو، مسلم تراست بیکاری
غزل شمارهٔ ۳۱۵۹ : زندگانی مجلس سامی
غزل شمارهٔ ۳۱۶۰ : جان جانی و جان صد جانی
غزل شمارهٔ ۳۱۶۱ : خامشی ناطقی مگر جانی
غزل شمارهٔ ۳۱۶۲ : ای که مستک شدی و میگویی
غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ : عشق در کفر کرد اظهاری
غزل شمارهٔ ۳۱۶۴ : مست و خوشی باده کجا خوردهای؟
غزل شمارهٔ ۳۱۶۵ : جان و جهان! دوش کجا بودهای
غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ : ای دل سرمست، کجا میپری؟
غزل شمارهٔ ۳۱۶۷ : از مه من مست دو صد مشتری
غزل شمارهٔ ۳۱۶۸ : یا ملک المغرب والمشرق
غزل شمارهٔ ۳۱۶۹ : گر نه شکار غم دلدارمی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۰ : ای که تو از عالم ما میروی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۱ : خشم مرو خواجه! پشیمان شوی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۲ : ای که ازین تنگ قفس میپری
غزل شمارهٔ ۳۱۷۳ : باده ده، ای ساقی هر متقی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۴ : صد دل و صد جان بدمی دادمی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۵ : کار به پیری و جوانیستی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۶ : کردم با کان گهر آشتی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۷ : آدمیی، آدمیی، آدمی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۸ : در دل من پردهٔ نو میزنی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۹ : این طریق دارهم یا سندی و سیدی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۰ : اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۱ : ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ : بغداد همانست که دیدی و شنیدی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۳ : ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۴ : کسی کو را بود خلق خدایی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۵ : عزیزی و کریم و لطف داری
غزل شمارهٔ ۳۱۸۶ : بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۷ : اتیالنیروز مسرورالجنان
غزل شمارهٔ ۳۱۸۸ : ادر کاسی و دعنی عن فنونی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۹ : یا ساقی اسقنی براح
غزل شمارهٔ ۳۱۹۰ : سلبالعشق فادی، حصلالیوم مرادی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۱ : کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۲ : لا یغرنک سد هوس عن رایی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۳ : غدرالعشق فزلت قدمی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۴ : وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
غزل شمارهٔ ۳۱۹۵ : درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۶ : بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۷ : سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۸ : گهی پردهسوزی، گهی پردهداری
غزل شمارهٔ ۳۱۹۹ : الام طماعیة العاذل
غزل شمارهٔ ۳۲۰۰ : هذا طبیبی، عند الدوآء
غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ : یا ساقی الحی اسمع سؤالی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۲ : هذا سیدی، هذا سندی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۳ : طیبالله عیشکم، لا اوحشالله من ابی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۴ : یا ملک المبعث والمحشر
غزل شمارهٔ ۳۲۰۵ : روزن دل! آه چه خوش روزنی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۶ : اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۷ : قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
غزل شمارهٔ ۳۲۰۸ : الا فیالغشق تشریفی و عیدی
غزل شمارهٔ ۳۲۰۹ : نسیت الیوم من عشقی صلاتی
غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ : اتاک الصوم فی حلل السعود
غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ : نسیمالصبح جد بابتشار
غزل شمارهٔ ۳۲۱۲ : الا یا مالکا رقالزمان
غزل شمارهٔ ۳۲۱۳ : املا قدح البقا ندیمی!
غزل شمارهٔ ۳۲۱۴ : یا مالک دمة الزمان
غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ : یا ساقیةالمدام هاتی
غزل شمارهٔ ۳۲۱۶ : طارت حیلی و زال حیلی
غزل شمارهٔ ۳۲۱۷ : قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی
غزل شمارهٔ ۳۲۱۸ : ترکبن طبقا عن طبق مولائی
غزل شمارهٔ ۳۲۱۹ : اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
غزل شمارهٔ ۳۲۲۰ : لا قیالفراش نارا کن هکذا حبیبی
غزل شمارهٔ ۳۲۲۱ : الا حریم لیلی، علیکم سلامی
غزل شمارهٔ ۳۲۲۲ : اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
غزل شمارهٔ ۳۲۲۳ : یا من یزید حسنک حقا تحیری
غزل شمارهٔ ۳۲۲۴ : یا ویح نفسنا بفوات الفضائل
غزل شمارهٔ ۳۲۲۵ : یا ملکالمحشر، ترحم لا ترتشی
غزل شمارهٔ ۳۲۲۶ : قلت له مصیحا یا ملکالمشرق
غزل شمارهٔ ۳۲۲۷ : یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی
غزل شمارهٔ ۳۲۲۸ : ایا ملتقی العیش کم تبعدی
غزل شمارهٔ ۳۲۲۹ : یا ولی نعمتی و سلطانی
غزل شمارهٔ ۳۲۳۰ : یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی