اول : هم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفا

دوم : ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما

سوم : حد و اندازه ندارد نالها و آه را

چهارم : ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا

هفتم : مستی و عاشقی و جوانی و یار ما

دهم : هست کسی کو چو من اشکار نیست

یازدهم : بیا، که باز جانها را شهنشه باز می‌خواند

سیزدهم : پیکان آسمان که به اسرار ما درند

شانزدهم : بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول

پنجم : آنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیا

ششم : ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا

هجدهم : نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم

بیستم : هله درده می بگزیده که مهمان توم

نهم : باز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندست

سی‌ام : عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی

سی و یکم : اگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقی

چهلم : هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی

سی و نهم : مستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشهٔ