قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ : عقل چه آورد ز گردون پیام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ : ای تن تیره اگر شریفی اگر دون
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ : ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ : مر جان مرا روان مسکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ : ای شده مشغول به کار جهان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ : سوار سخن را ضمیر است میدان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ : من چو نادانان بر درد جوانی ننوم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ : اگر بر تن خویش سالار و میرم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ : گر تو ای چرخ گردان مادرم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ : اگر با خرد جفت و اندر خوریم