پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

بخش ۱ – سرآغاز : خداوندا در توفیق بگشای

بخش ۲ – در توحید باری : به نام آنکه هستی نام ازو یافت

بخش ۳ – در استدلال نظر و توفیق شناخت : خبر داری که سیاحان افلاک

بخش ۴ – آمرزش خواستن : خدایا چون گل ما را سرشتی

بخش ۵ – در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم : محمد کافرینش هست خاکش

بخش ۶ – در سابقه نظم کتاب : چو طالع موکب دولت روان کرد

بخش ۷ – در ستایش طغرل ارسلان : چون سلطان جوان شاه جوانبخت

بخش ۸ – ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز : به فرح فالی و فیروزمندی

بخش ۹ – خطاب زمین بوس : زهی دارنده اورنگ شاهی

بخش ۱۰ – در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان : سبک باش ای نسیم صبح گاهی

بخش ۱۱ – در پژوهش این کتاب : مرا چون هاتف دل دید دمساز

بخش ۱۲ – سخنی چند در عشق : مراکز عشق به ناید شعاری

بخش ۱۳ – عذر انگیزی در نظم کتاب : در آن مدت که من در بسته بودم

بخش ۱۴ – آغاز داستان خسرو و شیرین : چنین گفت آن سخن گوی کهن زاد

بخش ۱۵ – عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز : قضا را از قضا یک روز شادان

بخش ۱۶ – شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر : چو خسرو دید کان خواری بر او رفت

بخش ۱۷ – به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را : چو آمد زلف شب در عطر رسائی

بخش ۱۸ – حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز : ندیمی خاص بودش نام شاپور

بخش ۱۹ – رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین : زمین بوسید شاپور سخندان

بخش ۲۰ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول : چو مشگین جعد شب را شانه کردند

بخش ۲۱ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم : چو بر زد بامدادن بور گلرنگ

بخش ۲۲ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم : شباهنگام کاین عنقای فرتوت

بخش ۲۳ – پیدا شدن شاپور : برآمد ناگه مرغ فسون ساز

بخش ۲۴ – گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین : چو برزد بامدادان خازن چین

بخش ۲۵ – دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار : سخن گوینده پیر پارسی خوان

بخش ۲۶ – رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین : فلک چون کار سازیها نماید

بخش ۲۷ – ترتیب کردن کوشک برای شیرین : چو شیرین در مداین مهد بگشاد

بخش ۲۸ – رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو : چو خسرو دور شد زان چشمه آب

بخش ۲۹ – مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور : یکی شب از شب نوروز خوشتر

بخش ۳۰ – رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین : خوشا ملکا که ملک زندگانی است

بخش ۳۱ – آگاهی خسرو از مرگ پدر : نشسته شاه روزی نیم هشیار

بخش ۳۲ – بر تخت نشستن خسرو بجای پدر : چو شد معلوم کز حکم الهی

بخش ۳۳ – باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین بانو : چو شیرین را ز قصر آورد شاپور

بخش ۳۴ – گریختن خسرو از بهرام چوبین : کلید رای فتح آمد پدید است

بخش ۳۵ – بهم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه : چنین گوید جهان دیده سخنگوی

بخش ۳۶ – اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را : چو دهقان دانه در گل پاک ریزد

بخش ۳۷ – صفت بهار و عیش خسرو و شیرین : چو پیر سبز پوش آسمانی

بخش ۳۸ – شیرکشتن خسرو در بزمگاه : ملک عزم تماشا کرد روزی

بخش ۳۹ – افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران : فرو زنده شبی روشنتر از روز

بخش ۴۰ – افسانه‌سرائی ده دختر : فرنگیس اولین مرکب روان کرد

بخش ۴۱ – مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او : شبی از جمله شبهای بهاری

بخش ۴۲ – به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین و رفتن به روم و پیوند او با مریم : ملک را گرم کرد آن آتش تیز

بخش ۴۳ – جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام : چو روزی چند شاه آنجا طرب کرد

بخش ۴۴ – بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم : چو سر بر کرد ماه از برج ماهی

بخش ۴۵ – نالیدن شیرین در جدائی خسرو : چنین در دفتر آورد آن سخن‌سنج

بخش ۴۶ – وصیت کردن مهین بانو شیرین را : مهین بانو دلش دادی شب و روز

بخش ۴۷ – نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین بانو : چون بر شیرین مقرر گشت شاهی

بخش ۴۸ – آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین : چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ

بخش ۴۹ – بزم‌آرائی خسرو : چهارم روز مجلس تازه کردند

بخش ۵۰ – (سی لحن باربد) : در آمد باربد چون بلبل مست

بخش ۵۱ – شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین : چو بدر از جیب گردون سر برآورد

بخش ۵۲ – فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین : شفاعت کرد روزی شه به شاپور

بخش ۵۳ – آغاز عشق فرهاد : پری پیکر نگار پرنیان پوش

بخش ۵۴ – زاری کردن فرهاد از عشق شیرین : چو دل در مهر شیرین بست فرهاد

بخش ۵۵ – آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد : یکی محرم ز نزدیکان درگاه

بخش ۵۶ – رای زدن خسرو در کار فرهاد : ز نزدیکان خود با محرمی چند

بخش ۵۷ – مناظره خسرو با فرهاد : نخستین بار گفتش کز کجائی

بخش ۵۸ – کوه کندن فرهاد و زاری او : چو شد پرداخته فرهاد را چنگ

بخش ۵۹ – رفتن شیرین به کوه بیستون و سقط شدن اسب وی : مبارک روزی از خوش روزگاران

بخش ۶۰ – آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر : جهان سالار خسرو هر زمانی

بخش ۶۱ – تعزیت‌نامه خسرو به شیرین به افسوس : سراینده چنین افکند بنیاد

بخش ۶۲ – مردن مریم و تعزیت‌نامه شیرین به خسرو از راه باد افراه : در اندیش ای حکیم از کار ایام

بخش ۶۳ – رسیدن نامه شیرین به خسرو : چو خسرو نامه شیرین فرو خواند

بخش ۶۴ – صفت داد و دهش خسرو : جهان خسرو که تا گردون کمر بست

بخش ۶۵ – شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را : به آیین جهانداران یکی روز

بخش ۶۶ – تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی : ملک دانسته بود از رای پر نور

بخش ۶۷ – رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانه شکار : چو عالم بر زد آن زرین علم را

بخش ۶۸ – دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین : چو خسرو دید ماه خرگهی را

بخش ۶۹ – پاسخ دادن شیرین خسرو را : جوابش داد سرو لاله رخسار

بخش ۷۰ – پاسخ دادن خسرو شیرین را : دگر باره جهاندار از سر مهر

بخش ۷۱ – پاسخ دادن شیرین خسرو را : دگر ره لعبت طاوس پیکر

بخش ۷۲ – پاسخ خسرو شیرین را : ملک بار دگر گفت از دل افروز

بخش ۷۳ – پاسخ دادن شیرین به خسرو : ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش

بخش ۷۴ – پاسخ دادن خسرو شیرین را : ملک چون دید ناز آن نیازی

بخش ۷۵ – پاسخ دادن شیرین خسرو را : به خدمت شمسه خوبان خلخ

بخش ۷۶ – پاسخ خسرو شیرین را : چو خسرو دید کان معشوق طناز

بخش ۷۷ – پاسخ دادن شیرین خسرو را : اجازت داد شیرین باز لب را

بخش ۷۸ – بازگشتن خسرو از قصر شیرین : شباهنگام کاهوی ختن گرد

بخش ۷۹ – پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو : همان صاحب سخن پیر کهن سال

بخش ۸۰ – غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین : نکیسا بر طریقی کان صنم خواست

بخش ۸۱ – سرود گفتن باربد از زبان خسرو : نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ

بخش ۸۲ – سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین : چو بر زد باربد زین سان نوائی

بخش ۸۳ – سرود گفتن باربد از زبان خسرو : نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ

بخش ۸۴ – سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین : چو رود باربد این پرده پرداخت

بخش ۸۵ – غزل گفتن باربد از زبان خسرو : نکیسا چون زد این افسانه بر ساز

بخش ۸۶ – سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین : نکیسا در ترنم جادوی ساخت

بخش ۸۷ – سرود گفتن باربد از زبان خسرو : نکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت

بخش ۸۸ – بیرون آمدن شیرین از خرگاه : حکایت بر گرفته شاه و شاپور

بخش ۸۹ – آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن : به پیروزی چو بر پیروزه گون تخت

بخش ۹۰ – زفاف خسرو و شیرین : سعادت چون گلی پرورد خواهد

بخش ۹۱ – اندرز شیرین خسرو را در داد و دانش : به نزهت بود روزی با دل‌افروز

بخش ۹۲ – سوال و جواب خسرو و بزرگ امید : چو خسرو دید کان یار گرامی

بخش ۹۳ – اولین جنبش : خبر ده کاولین جنبش چه چیز است

بخش ۹۴ – چگونگی فلک : دگرباره به پرسیدش جهاندار

بخش ۹۵ – اجرام کواکب : دگر ره گفت کاجرام کواکب

بخش ۹۶ – مبداء و معاد : دگر ره گفت ما اینجا چرائیم

بخش ۹۷ – گذشتن از جهان : دگر ره گفت کای دریای دربار

بخش ۹۸ – در بقای جان : دگر باره شه بیدار بختش

بخش ۹۹ – در چگونگی دیدار کالبد در خواب : دگر ره گفت اگر جان هست حاصل

بخش ۱۰۰ – در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ : دگر ره گفت بعد از زندگانی

بخش ۱۰۱ – چگونگی زمین و هوا : دگر ره گفت کز دور فلک خیز

بخش ۱۰۲ – در پاس تندرستی از راه اعتدال : دگر باره بگفتش کای خردمند

بخش ۱۰۳ – چگونگی رفتن جان از جسم : دگر ره باز پرسیدش که جانها

بخش ۱۰۴ – تمثیل موبد اول : یکی گفتا بدان ماند که در خواب

بخش ۱۰۵ – تمثیل موبد دوم : دوم موبد به قصری کرد مانند

بخش ۱۰۶ – تمثیل موبد سوم : سوم موبد چنان زد داستانی

بخش ۱۰۷ – تمثیل موبد چهارم : چهارم مرد موبد گفت کاین راز

بخش ۱۰۸ – در نبوت پیغمبر اکرم : سخن چون شد به معصومان حوالت

بخش ۱۰۹ – گفتن چهل قصه از کلیله و دمنه با چهل نکته : بزرگ امید چون گلبرگ بشکفت

بخش ۱۱۰ – حکمت و اندرز سرائی حکیم نظامی : دلا از روشنی شمعی برافروز

بخش ۱۱۱ – صفت شیرویه و انجام کار خسرو : چو خسرو تخته حکمت در آموخت

بخش ۱۱۲ – کشتن شیرویه خسرو را : شبی تاریک نور از ماه برده

بخش ۱۱۳ – جان دادن شیرین در دخمه خسرو : چو صبح از خواب نوشین سر برآورد

بخش ۱۱۴ – نتیجه افسانه خسرو و شیرین : تو کز عبرت بدین افسانه مانی

بخش ۱۱۵ – در نصیحت فرزند خود محمد گوید : ببین ای هفت ساله قره‌العین

بخش ۱۱۶ – در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم را : چنین گفت آن سخن پرداز شبخیز

بخش ۱۱۷ – نامه نبشتن پیغمبر به خسرو : خداوندی که خلاق‌الوجود است

بخش ۱۱۸ – معراج پیغمبر : شبی رخ تافته زین دیر فانی

بخش ۱۱۹ – اندرز و ختم کتاب : نظامی هان و هان تا زنده باشی

بخش ۱۲۰ – طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را : چو داد اندیشه جادو دماغم

بخش ۱۲۱ – تأسف بر مرگ شمس‌الدین محمد جهان پهلوان : چه می‌گفتم سخن محمل کجا راند

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.