بخش ۱ – به نام ایزد بخشاینده : خدایا جهان پادشاهی تو راست
بخش ۲ – مناجات به درگاه باری عز شأنه : بزرگا بزرگی دها بی کسم
بخش ۳ – در نعت خواجه کاینات : فرستاده خاص پروردگار
بخش ۴ – در معراج پیغمبر اکرم : شبی کاسمان مجلس افروز کرد
بخش ۵ – در سابقهٔ نظم شرفنامه : شبی چون سحر زیور آراسته
بخش ۶ – در حسب حال و انجام روزگار : بیا ساقی آن می نشان ده مرا
بخش ۷ – در شرف این نامه بر دیگر نامهها : بیا ساقی از سر بنه خواب را
بخش ۸ – تعلیم خضر در گفتن داستان : بیا ساقی آن ارغوانی شراب
بخش ۹ – ستایش اتابیک اعظم نصرةالدین ابوبکربن محمد : بیا ساقی آن آب یاقوتوار
بخش ۱۰ – فرو گفتن داستان به طریق ایجاز : بیا ساقی آن راحتانگیز روح
بخش ۱۱ – رغبت نظامی به نظم شرفنامه : بیا ساقی از خنب دهقان پیر
بخش ۱۲ – آغاز داستان و نسب اسکندر : بیا ساقی آن آب حیوان گوار
بخش ۱۳ – دانش آموختن اسکندر از نقوماجس حکیم پدر ارسطو : بیا ساقی آن راح ریحان سرشت
بخش ۱۴ – پادشاهی اسکندر به جای پدر : بیا ساقی از خود رهائیم ده
بخش ۱۵ – تظلم مصریان از زنگیان پیش اسکندر : بیا ساقی آن شربت جانفزای
بخش ۱۶ – پیکار اسکندر با لشگر زنگبار : بیا ساقی آن میکه رومی وشست
بخش ۱۷ – باز گشتن اسکندر از جنگ زنگ با فیروزی : بیا ساقی از می مرا مست کن
بخش ۱۸ – سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارا : بیا ساقی آن میکه فرخ پیست
بخش ۱۹ – آیینه ساختن اسکندر : بیا ساقی که لعل پالوده را
بخش ۲۰ – خراج خواستن دارا از اسکندر : بیا ساقی آن جام آیینه فام
بخش ۲۱ – شتافتن اسکندر به جنگ دارا : بیا ساقی آن راوق روح بخش
بخش ۲۲ – رای زدن دارا با بزرگان ایران : بیا ساقی آن آتش توبه سوز
بخش ۲۳ – نامه دارا به اسکندر : به نامه بزرگ ایزد داد بخش
بخش ۲۴ – پاسخ نامه دارا از جانب اسکندر : سرنامه نام جهاندار پاک
بخش ۲۵ – جنگ دارا با اسکندر : بیا ساقی از باده بردار بند
بخش ۲۶ – کشتن سرهنگان دارا را : بیا ساقی از من مرا دور کن
بخش ۲۷ – نشستن اسکندر بر جای دارا : بیا ساقی آن خون رنگین رز
بخش ۲۸ – ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران زمین را : بیا ساقی از شادی نوش و ناز
بخش ۲۹ – خواستاری اسکندر روشنک را : بیا ساقی آن آب جوی بهشت
بخش ۳۰ – به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر : بیا ساقی آن شبچراغ مغان
بخش ۳۱ – فرستادن اسکندر روشنک را به روم : بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگ
بخش ۳۲ – رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه : بیا ساقی آن میکه محنت برست
بخش ۳۳ – داستان نوشابه پادشاه بردع : بیا ساقی آن میکه جان پرور است
بخش ۳۴ – بزم اسکندر با نوشابه : بیا ساقی از باده جامی بیار
بخش ۳۵ – رفتن اسکندر به کوه البرز : باید ساقی آن شیر شنگرف گون
بخش ۳۶ – گشودن اسکندر دز دربند را به دعای زاهد : بیا ساقی آن میکه ناز آورد
بخش ۳۷ – رفتن اسکندر به دز سریر : بیا ساقی از میدلم تازه کن
بخش ۳۸ – رفتن اسکندر به غار کیخسرو : بیا ساقی آن جام کیخسروی
بخش ۳۹ – رفتن اسکندر به ری و خراسان : بیا ساقی آن جام زرین بیار
بخش ۴۰ – رفتن اسکندر به هندوستان : بیا ساقی آن زر بگداخته
بخش ۴۱ – رسیدن نامهٔ اسکندر به کید هندو : چنین بود در نامهٔ شاه روم
بخش ۴۲ – رفتن اسکندر از هندوستان به چین : بیا ساقی آن آب چون ارغوان
بخش ۴۳ – سگالش خاقان در پاسخ اسکندر : بیا ساقی آن بادهٔ چون گلاب
بخش ۴۴ – مناظرهٔ نقاشان رومی و چینی : بیا ساقی آن میکه جان پرورست
بخش ۴۵ – مهمانی کردن خاقان چین اسکندر را : بیا ساقی آزاد کن گردنم
بخش ۴۶ – بازگشتن اسکندر از چین : بیا ساقی امشب به میکن شتاب
بخش ۴۷ – رسیدن اسکندر به دشت قفچاق : بیا ساقی آن باده بر دست گیر
بخش ۴۸ – رسیدن اسکندر به کشور روس : بیا ساقی آن بکر پوشیده روی
بخش ۴۹ – جنگ اول اسکندر با روسیان : بیا ساقی آن زیبق تافته
بخش ۵۰ – جنگ دوم اسکندر با روسیان : دگر روز کاین ساقی صبح خیز
بخش ۵۱ – جنگ سوم اسکندر با روسیان : دگر روز کاین ترک سلطان شکوه
بخش ۵۲ – جنگ چهارم اسکندر با روسیان : چو خورشید برزد سر از سبز میل
بخش ۵۳ – جنگ پنجم اسکندر باروسیان : دگر روز کین طاق پیروزه رنگ
بخش ۵۴ – جنگ ششم اسکندر با روسیان : چنین تا یکی روز کاین چرخ پیر
بخش ۵۵ – جنگ هفتم اسکندر با روسیان : سپیده چو سر برزد از باختر
بخش ۵۶ – پیروزی یافتن اسکندر بر روسیان : بیا ساقی آن رنگ داده عبیر
بخش ۵۷ – رهائی یافتن نوشابه : بیا ساقی آن جام گوهر فشان
بخش ۵۸ – نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی : بیا ساقی آن آب آتش خیال
بخش ۵۹ – افسانه آب حیوان : بیا ساقی آن جام رخشنده می
بخش ۶۰ – رفتن اسکندر به ظلمات : بیا ساقی آن خاک ظلمات رنگ
بخش ۶۱ – بیرون آمدن اسکندر از ظلمات : بیا ساقی آن میکه او دلکشست
بخش ۶۲ – باز آمدن اسکندر به روم : بیا ساقی آن باده بردار زود
بخش ۶۳ – در ستایش اتابک نصرةالدین : بیا ساقی آن جام روشن چو ماه