بخش ۱۵ – لشگر کشیدن بهرام به ایران : بس کن ای جادوی سخن پیوند
بخش ۶ – ستایش سخن و حکمت و اندرز : آنچه او هم نوست و هم کهن است
بخش ۷ – در نصیحت فرزند خویش محمد : ای پسر هان و هان ترا گفتم
بخش ۸ – آغاز داستان بهرام : گوهر آمای گنج خانه راز
بخش ۹ – صفت سمنار و ساختن قصر خورنق : رفت منذر به اتفاق پدر
بخش ۱۰ – صفت خورنق و ناپیدا شدن نعمان : چون خورنق به فر بهرامی
بخش ۱۱ – شکار کردن بهرام و داغ کردن گوران : چون سهیل جمال بهرامی
بخش ۱۲ – کشتن بهرام اژدها را و گنج یافتن : روزی از روضه بهشتی خویش
بخش ۱۳ – دیدن بهرام صورت هفت پیکر را در خورنق : شاه روزی رسیده بود ز دشت
بخش ۴۳ – وفات یافتن ابن سلام شوهر لیلی : هر نکته که بر نشان کاریست