بخش ۷ – خطاب زمین بوس : زهی آفتابی که از دور دست
بخش ۳ – در نعت پیغمبر اکرم : محمد که بیدعوی تخت و تاج
بخش ۴ – تازه کردن داستان و یاد دوستان : به هر مدتی گردش روزگار
بخش ۶۱ – بیرون آمدن اسکندر از ظلمات : بیا ساقی آن میکه او دلکشست
بخش ۶۲ – باز آمدن اسکندر به روم : بیا ساقی آن باده بردار زود
بخش ۶۳ – در ستایش اتابک نصرةالدین : بیا ساقی آن جام روشن چو ماه
بخش ۱ – به نام ایزد بخشاینده : خرد هر کجا گنجی آرد پدید
بخش ۲ – نیایش به درگاه باریتعالی : خدایا توئی بنده را دستگیر
بخش ۵۶ – پیروزی یافتن اسکندر بر روسیان : بیا ساقی آن رنگ داده عبیر
بخش ۵۷ – رهائی یافتن نوشابه : بیا ساقی آن جام گوهر فشان