بخش ۲۲ – جنگ کردن نوفل با قبیله لیلی : نوفل ز چنین عتاب دلکش
بخش ۲۳ – عتاب کردن مجنون با نوفل : مجنون چو شنید بوی آزرم
بخش ۲۴ – مصاف کردن نوفل بار دوم : گنجینه گشای این خزینه
بخش ۲۵ – رهانیدن مجنون آهوان را : سازنده ارغنون این ساز
بخش ۲۶ – سخن گفتن مجنون با زاغ : شبگیر که چرخ لاجوردی
بخش ۲۷ – بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی : چون نور چراغ آسمان گرد
بخش ۲۸ – دادن پدر لیلی را به ابنسلام : غواص جواهر معانی
بخش ۲۹ – آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی : فرزانه سخن سرای بغداد
بخش ۱۹ – در احوال لیلی : سر دفتر آیت نکوئی
بخش ۱۰ – یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش : ساقی به کجا که میپرستم