در تخلص به اسم خواجه غیاثالدین : ای دل، از حکم زیجهای کهن
در شرف بنیت انسان به صورت و معنی بر دیگر مخلوقات : چون شوی آنچنان که میبایی
در طامات : ساقی ار صاف نیست، زان دردی
در غزل : مطرب، آخر تو نیز شادم کن
سال از حقیقت کاینات : ای پژوهندهٔ حقایق کن
در صفت علم : علم بالست مرغ جانت را
در مضمون این کتاب : نامهٔ اولیاست این نامه
در قسمت کتاب : دوش کردم به خرمی عزمی
دور اول در مبدا آفرینش : روز شد، ای حکیم،از آن منزل
در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدن : جرم خورشید گرد پیکر خاک