حکایت : شد غلام ملک به می خوردن
در معارج ارواح و ابدان و عذاب ایشان : ورندارد ز دین و دانش بهر
در تصدیق کرامات اولیا : قوت نفس را مقاماتست
خطاب به خواجه غیاثالدین محمد : ای شب و روز عالم از تو بساز
در حقیقت اجابت دعا : گر دعا جمله مستجاب شدی
در معذرت و فروتنی خود و تاریخ کتاب : خاطر پاک ساکنان قبور
در توکل : یاری از غیر حق نه از دینست
در صبرو تسلیم : زمرهای از بلا هلاک شوند
در ستایش اهل رضا و خرسندی : حبذا! مفلسان آواره
در خطر مخلصان و نازکی آداب عبودیت و وقت آزمایشهای حق سبحانه : مخلصانی که در مراقبتند