حکایت : زن خود را به سنگ زد مردش
حکایت : داشت عیسی خری کبود به رنگ
در آداب وعظ : آه ازین واعظان منبر کوب!
در مذمت بخل و بخیلان : خوان اینان که خون دل پالود
در راستی : راستی کن، که راستان رستند
در بیرونقی شعر و کساد آن : شاعری چیست؟ بر در دونان
در ترتیب منزل و اساس آن : پادشاهان که گنج پردازند
در شرایط عمارت کردن : تا ندانی که کیست همسایه
در منع اسراف : ای که بر قصر کوشک سازی تو
در تناکح و توالد : خلق را چون نظر به صورت بود