غزل شمارهٔ ۷۶۶ : ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
غزل شمارهٔ ۷۶۸ : چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
غزل شمارهٔ ۷۶۹ : خواستم بوسی ز لعلت دست پیشم داشتی
غزل شمارهٔ ۷۷۰ : گر تو سری میکشی تا نکنی آشتی
غزل شمارهٔ ۷۷۱ : زین دایره تا بدر نیفتی
غزل شمارهٔ ۷۵۶ : چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
غزل شمارهٔ ۷۴۱ : بر گل از عنبر کمندی بستهای
غزل شمارهٔ ۷۵۷ : دولت ز در باز آمدی ما را پس از بیدولتی
غزل شمارهٔ ۷۴۲ : ای که تیر بیوفایی در کمان پیوستهای