آرزوها (۵) : ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن
آرزوی پرواز : کبوتر بچهای با شوق پرواز
آرزوی مادر : جهاندیده کشاورزی بدشتی
آسایش بزرگان : شنیدهاید که آسایش بزرگان چیست:
آشیان ویران : از ساحت پاک آشیانی
آئین آینه : وقت سحر، به آینهای گفت شانهای
احسان بی ثمر : بارید ابر بر گل پژمردهای و گفت
ارزش گوهر : مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنی
از یک غزل : بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ : بسوز اندرین تیه، ای دل نهانی