این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام : پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام : اینکه خاک سیهش بالین است
قطعه : ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم
نغمهٔ رفوگر : شب شد و پیر رفوگر ناله کرد
نغمهٔ صبح : صبح آمد و مرغ صبحگاهی
نکتهای چند : هر که با پاکدلان، صبح و مسائی دارد
لطف حق : مادر موسی، چو موسی را به نیل
نکوهش بیجا : سیر، یک روز طعنه زد به پیاز
مادر دوراندیش : با مرغکان خویش، چنین گفت ماکیان
نکوهش بیخبران : همای دید سوی ماکیان بقلعه و گفت