بخش ۲۷ : دست و کف و پای پیران پر کلخج
بخش ۲۸ : گر خوری از خوردن افزایدت رنج
بخش ۲۹ : گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
بخش ۳۰ : آهو از دام اندرون آواز داد
بخش ۳۱ : پادشا سیمرغ دریا را ببرد
بخش ۳۲ : اندر آن شهری که موش آهن خورد
بخش ۱۷ : بار کژ مردم به کنگرش اندرا
بخش ۳۳ : از فراوانی، که خشکا مار کرد
بخش ۱۸ : آفریده مردمان مر رنج را
بخش ۳۴ : آنگهی گنجور مشک آمار کرد