پاره ۱۸ : من چنین زار ازان جماش شدم
پاره ۱۹ : من چنان زار ازان جماش درم
پاره ۲۰ : جان ترنجیده و شکسته دلم
پاره ۲۱ : باد بر تو مبارک و خنشان
پاره ۲۲ : بودنی بود، می بیار اکنون
پاره ۲۳ : چون نهاد او پهند را نیکو
پاره ۲۴ : چون به بانگ آمد از هوا بخنو
پاره ۹ : گرچه نامردمست آن ناکس
پاره ۲۵ : از شبستان ببشکم آمد شاه
پاره ۳۷ : میلفنج دشمن، که دشمن یکی