پاره ۳ : به کوه اندرون گفت: کمکان ما
پاره ۴ : توانی برو کار بستن فریب
پاره ۵ : گرفت آب کاشه ز سرمای سخت
پاره ۶ : ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت
پاره ۷ : چو گشت آن پریروی بیمار غنج
بخش ۹۷ : بینی و گنده دهان داری و نای
پاره ۸ : سگالندهٔ چرخ مانند غوچ
بخش ۹۸ : پیسی و ناسور کون و گربه پای
پاره ۹ : که بر آب و گل نقش ما یاد کرد
بخش ۹۹ : آبکندی دور و بس تاریک جای