شمارهٔ ۱ : گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور
شمارهٔ ۲ : به حق نالم ز هجر دوست زارا
شمارهٔ ۳ : به نام نیک تو، خواجه، فریفته نشوم
شمارهٔ ۴ : دلا، تا کی همی جویی منی را؟
شمارهٔ ۵ : گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا
شمارهٔ ۶ : پوپک دیدم به حوالی سرخس
شمارهٔ ۷ : جهانا! چه بینی تو از بچگان
شمارهٔ ۸ : کس فرستاد به سر اندر عیار مرا
شمارهٔ ۹ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
شمارهٔ ۱۰ : آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
شمارهٔ ۱۱ : گل صدبرگ و مشک و عنبر وسیب
شمارهٔ ۱۲ : با خردومند بیوفا بود این بخت
شمارهٔ ۱۳ : رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
شمارهٔ ۱۴ : آن صحن چمن، که از دم دی
شمارهٔ ۱۵ : به سرای سپنج مهمان را
شمارهٔ ۱۶ : امروز به هر حالی بغداد بخاراست
شمارهٔ ۱۷ : این جهان پاک خواب کردار است
شمارهٔ ۱۸ : زمانه ، پندی آزادوار داد مرا
شمارهٔ ۱۹ : به خیره برشمرد سیر خورده گرسنه را
شمارهٔ ۲۰ : مرغ دیدی که بچه زو ببرند؟
شمارهٔ ۲۱ : آخر هر کس از دو بیرون نیست
شمارهٔ ۲۲ : چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت
شمارهٔ ۲۳ : مهر مفگن برین سرای سپنج
شمارهٔ ۲۴ : پیشم آمد بامداد آن دلبر از راه شکوخ
شمارهٔ ۲۵ : ای روی تو چو روز دلیل موحدان
شمارهٔ ۲۶ : شاد زی با سیاه چشمان، شاد
شمارهٔ ۲۷ : جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
شمارهٔ ۲۸ : چهار چیز مر آزاده را زغم بخرد:
شمارهٔ ۲۹ : از دوست بهر چیز چرا بایدت آزرد؟
شمارهٔ ۳۰ – در مدح نصر بن احمد سامانی : حاتم طایی تویی اندر سخا
شمارهٔ ۳۱ : چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
شمارهٔ ۳۲ – در رثای ابوالحسن مرادی : مرد مرادی، نه همانا که مرد
شمارهٔ ۳۳ : زلف ترا جیم که کرد؟ آن که کرد
شمارهٔ ۳۴ : فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شود
شمارهٔ ۳۵ – جشن مهرگان : ملکا، جشن مهرگان آمد
شمارهٔ ۳۶ : گل دگر ره به گلستان آمد
شمارهٔ ۳۷ – دیر زیاد آن بزرگوار خداوند : دیر زیاد! آن بزرگوار خداوند
شمارهٔ ۳۸ : جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست
شمارهٔ ۳۹ : نیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فند
شمارهٔ ۴۰ : صرصر هجر تو، ای سرو بلند
شمارهٔ ۴۱ : مهتران جهان همه مردند
شمارهٔ ۴۲ : مرا تو راحت جانی، معاینه، نه خبر
شمارهٔ ۴۳ : تا کی گویی که: اهل گیتی
شمارهٔ ۴۴ : اگر چه عذر بسی بود روزگار نبود
شمارهٔ ۴۵ – عصا بیار که وقت عصا و انبان بود : مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود
شمارهٔ ۴۶ : می آرد شرف مردمی پدید
شمارهٔ ۴۷ : دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
شمارهٔ ۴۸ : هر باد، که از سوی بخارا به من آید
شمارهٔ ۴۹ : کار همه راست، آن چنان که بباید
شمارهٔ ۵۰ : دریا دو چشم و آتش بر دل همی فزاید
شمارهٔ ۵۱ : اندی که امیر ما باز آید پیروز
شمارهٔ ۵۲ : کسی را که باشد بدل مهر حیدر
شمارهٔ ۵۳ : نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
شمارهٔ ۵۴ – بر رخش «زلف» عاشق است چو من : بر رخش زلف عاشق است چو من
شمارهٔ ۵۵ : ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
شمارهٔ ۵۶ – در مدح ابوالطیب طاهر مصعبی : مرا جود او تازه دارد همی
شمارهٔ ۵۷ : اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
شمارهٔ ۵۸ : گر شود بحر کف همت تو موج زنان
شمارهٔ ۵۹ : ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
شمارهٔ ۶۰ : به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی
شمارهٔ ۶۱ : چرخ فلک هرگز پیدا نکرد
شمارهٔ ۶۲ – در مذمت اسب خود : بود اعور و کوسج و لنگ و پس من
شمارهٔ ۶۳ : وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
شمارهٔ ۶۴ : چاکرانت به گه رزم چو خیاطانند
شمارهٔ ۶۵ : همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع
شمارهٔ ۶۶ : زیرش عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر
شمارهٔ ۶۷ : زندگانی چه کوته و چه دراز
شمارهٔ ۶۸ : روی به محراب نهادن چه سود؟
شمارهٔ ۶۹ : زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
شمارهٔ ۷۰ : چون سپرم نه میان بزم به نوروز
شمارهٔ ۷۱ – در مدح نصر بن احمد سامانی : همی برآیم با آن که برنیاید خلق
شمارهٔ ۷۲ : گر نه بدبختمی، مراکه فگند؟
شمارهٔ ۷۳ : گرد گل سرخ اندر خطی بکشیدی
شمارهٔ ۷۴ – در رثای شهید بلخی : کاروان شهید رفت از پیش
شمارهٔ ۷۵ : رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
شمارهٔ ۷۶ : ای لک، ار ناز خواهی و نعمت
شمارهٔ ۷۷ : بسا که مست در این خانه بودم وشادان
شمارهٔ ۷۸ : زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل
شمارهٔ ۷۹ : می لعل پیش آر و پیش من آی
شمارهٔ ۸۰ : کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
شمارهٔ ۸۱ : دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
شمارهٔ ۸۲ : دریغ آن که گرد کرد با رنج
شمارهٔ ۸۳ : اگر امیر جهاندار داد من ندهد
شمارهٔ ۸۴ : چون گسی کردمت بدستک خویش
شمارهٔ ۸۵ : چو در پاش گردد به معنی زبانم
شمارهٔ ۸۶ : بیا، دل و جان را به خداوند سپاریم
شمارهٔ ۸۷ : بل تا خوریم باده، که مستانیم
شمارهٔ ۸۸ : هست بر خواجه پیچیده رفتن
شمارهٔ ۸۹ – مادر می : مادر می را بکرد باید قربان
شمارهٔ ۹۰ : هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
شمارهٔ ۹۱ : شاهی، که به روز رزم از رادی
شمارهٔ ۹۲ : یاد کن: زیرت اندرون تن شوی
شمارهٔ ۹۳ : یخچه میبارید از ابر سیاه
شمارهٔ ۹۴ : ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان
شمارهٔ ۹۵ : خلخیان خواهی و جماش چشم
شمارهٔ ۹۶ : چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟
شمارهٔ ۹۷ : خواهی تا مرگ نیابد تو را
شمارهٔ ۹۸ : ضیغمی نسل پذیرفته ز دیو
شمارهٔ ۹۹ : جمله صید این جهانیم، ای پسر
شمارهٔ ۱۰۰ : لنگ دوندهست، گوش نی و سخنیاب
شمارهٔ ۱۰۱ : ترنج بیدار اندر شده به خواب گران
شمارهٔ ۱۰۲ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
شمارهٔ ۱۰۳ : زه! دانا را گویند، که داند گفت
شمارهٔ ۱۰۴ : سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه
شمارهٔ ۱۰۵ : من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه
شمارهٔ ۱۰۶ : پشت کوژ و سر تویل و روی بر کردار نیل
شمارهٔ ۱۰۷ : رفیقا، چند گویی: کو نشاطت؟
شمارهٔ ۱۰۸ : زمانی برق پر خنده، زمانی رعد پر ناله
شمارهٔ ۱۰۹ : مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی
شمارهٔ ۱۱۰ : سپید برف برآمد به کوهسار سیاه
شمارهٔ ۱۱۱ : آن چیست بر آن طبق همی تابد؟
شمارهٔ ۱۱۲ : ای دل، سزایش بری
شمارهٔ ۱۱۳ : بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی
شمارهٔ ۱۱۴ : جعد همچون نورد آب بباد
شمارهٔ ۱۱۵ : این جهان را نگر به چشم خرد
شمارهٔ ۱۱۶ : مار را، هر چند بهتر پروری
شمارهٔ ۱۱۷ – ای آن که غمگنی : ای آن که غمگنی و سزاواری
شمارهٔ ۱۱۸ – گل بهاری! بت تتاری! : گل بهاری، بت تتاری
شمارهٔ ۱۱۹ : ای غافل از شمار! چه پنداری؟
شمارهٔ ۱۲۰ – کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی : تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی
شمارهٔ ۱۲۱ – بوی جوی مولیان آید همی : بوی جوی مولیان آید همی
شمارهٔ ۱۲۲ : آن که نماند به هیچ خلق خدای است
شمارهٔ ۱۲۳ : مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
شمارهٔ ۱۲۴ : کسی را چو من دوستگان می چه باید؟
شمارهٔ ۱۲۵ : آی دریغا! که خردمند را
شمارهٔ ۱۲۶ : بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
شمارهٔ ۱۲۷ : ای بر همه میران جهان یافته شاهی
شمارهٔ ۱۲۸ : دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی
شمارهٔ ۱۲۹ : چمن عقل را خزانی اگر