رباعی شمارهٔ ۱ : در رهگذر باد چراغی که تراست
رباعی شمارهٔ ۲ : با آن که دلم از غم هجرت خونست
رباعی شمارهٔ ۳ : جایی که گذرگاه دل محزونست
رباعی شمارهٔ ۴ : دل خسته و بستهٔ مسلسل موییست
رباعی شمارهٔ ۵ : تقدیر، که بر کشتنت آزرم نداشت
رباعی شمارهٔ ۶ : چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت
رباعی شمارهٔ ۷ : …
رباعی شمارهٔ ۸ : بی روی تو خورشید جهانسوز مباد
رباعی شمارهٔ ۹ : زلفش بکشی شب دراز اندازد
رباعی شمارهٔ ۱۰ : چون روز علم زند به نامت ماند
رباعی شمارهٔ ۱۱ : جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
رباعی شمارهٔ ۱۲ : …
رباعی شمارهٔ ۱۳ : نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
رباعی شمارهٔ ۱۴ : آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
رباعی شمارهٔ ۱۵ : هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
رباعی شمارهٔ ۱۶ : چون کشته ببینیام، دو لب گشته فراز
رباعی شمارهٔ ۱۷ : در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
رباعی شمارهٔ ۱۸ : بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
رباعی شمارهٔ ۱۹ : واجب نبود به کس بر، افضال و کرم
رباعی شمارهٔ ۲۰ : یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم
رباعی شمارهٔ ۲۱ : در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم
رباعی شمارهٔ ۲۲ : در منزل غم فگنده مفرش ماییم
رباعی شمارهٔ ۲۳ : در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان
رباعی شمارهٔ ۲۴ : دیدار به دل فروخت، نفروخت گران
رباعی شمارهٔ ۲۵ : رویت دریای حسن و لعلت مرجان
رباعی شمارهٔ ۲۶ : ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو
رباعی شمارهٔ ۲۷ : ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
رباعی شمارهٔ ۲۸ : چرخ کجه باز، تا نهان ساخت کجه
رباعی شمارهٔ ۲۹ : …
رباعی شمارهٔ ۳۰ : زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده
رباعی شمارهٔ ۳۱ : چون کار دلم ز زلف او ماند گره
رباعی شمارهٔ ۳۲ : ای طرفهٔ خوبان من، ای شهرهٔ ری
رباعی شمارهٔ ۳۳ : از کعبه کلیسیا نشینم کردی
رباعی شمارهٔ ۳۴ : گر بر سر نفس خود امیری، مردی
رباعی شمارهٔ ۳۵ : آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی
رباعی شمارهٔ ۳۶ : دل سیر نگرددت ز بیدادگری
رباعی شمارهٔ ۳۷ : با داده قناعت کن و با داد بزی
رباعی شمارهٔ ۳۸ : نارفته به شاهراه وصلت گامی