سر آغاز : اگر هوشمندی به معنی گرای
گفتار اندر احسان با نیک و بد : گره بر سر بند احسان مزن
حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزاد مردی : ندانم که گفت این حکایت به من
گفتار اندر نواخت ضعیفان : پدرمرده را سایه بر سر فکن
حکایت : بزارید وقتی زنی پیش شوی
حکایت ابراهیم علیهالسلام : شنیدم که یک هفته ابنالسبیل
گفتار اندر گردش روزگار : تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
حکایت عابد با شوخ دیده : زبان دانی آمد به صاحبدلی
گفتار اندر ثمره جوانمردی : ببخش ای پسر کآدمی زاده صید
حکایت ممسک و فرزند ناخلف : یکی رفت و دینار از او صد هزار
حکایت کرم مردان صاحبدل : یکی را کرم بود و قوت نبود
حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت : بنالید درویشی از ضعف حال
حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان : به ره در یکی پیشم آمد جوان
حکایت درویش با روباه : یکی روبهی دید بی دست و پای
حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی او : شنیدم در ایام حاتم که بود
حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر(ص) : شنیدم که طی در زمان رسول
حکایت حاتم طائی : ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد
حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی : یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت
حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت : کسی دید صحرای محشر به خواب