حکایت : یکی پر طمع پیش خوارزمشاه
سر آغاز : سخن در صلاح است و تدبیر وخوی
گفتار اندر فضیلت خاموشی : اگر پای در دامن آری چو کوه
حکایت عضد و مرغان خوش آواز : عضد را پسر سخت رنجور بود
حکایت سلطان تکش و حفظ اسرار : تکش با غلامان یکی راز گفت
حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی : یکی خوب خلق خلق پوش بود
حکایت : دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ
گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد : سه کس را شنیدم که غیبت رواست
حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی : چنین گفت پیری پسندیده دوش
حکایت در خاصیت پرده پوشی و سلامت خاموشی : یکی پیش داود طائی نشست
حکایت دزد و سیستانی : شنیدم که دزدی درآمد ز دشت
گفتار اندر غیبت و خللهایی که از وی صادر شود : بد اندر حق مردم نیک و بد
حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان : یکی گفت با صوفیی در صفا
حکایت روزه در حال طفولیت : به طفلی درم رغبت روزه خاست
گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث : خرابت کند شاهد خانه کن
حکایت فریدون و وزیر و غماز : فریدون وزیری پسندیده داشت
گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان : زن خوب فرمانبر پارسا
گفتار اندر پروردن فرزندان : پسر چون زده بر گذشتش سنین
حکایت درویش صاحب نظر و بقراط حکیم : یکی صورتی دید صاحب جمال
گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلق : اگر در جهان از جهان رستهای است،