شمارهٔ ۱ – در وصف کعبه و تخلص به مدح امیرالمؤمنین علی (ع) : ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین
شمارهٔ ۲ – در تعمیر تربت پاک امیرالمؤمنین علی (ع) و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی : منت خدای را که به توفیق کردگار
شمارهٔ ۳ – در مدح حضرت رضا(ع) : این حریم کیست کز جوش ملایک روزبار
شمارهٔ ۴ – در مدح حضرت رضا(ع) : عقل ضعیف خویش نگه دار از شراب
شمارهٔ ۵ – در مدح شاه صفی : نشست گل به سریر چمن سلیمان وار
شمارهٔ ۶ – در مدح شاه صفی : ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه
شمارهٔ ۷ – در مرثیه شاه صفی : پادشاهی و جوانی سد راه او نشد
شمارهٔ ۸ – در مدح شاه عباس دوم : ای زمان دلگشایت نوبهار روزگار
شمارهٔ ۹ – در مدح شاه عباس دوم : هزار شکر که گوهر فروز جاه و جلال
شمارهٔ ۱۰ – در مدح شاه عباس دوم و تهنیت ورود او به اصفهان : منت ایزد را که با اقبال و دولت همعنان
شمارهٔ ۱۱ – در مدح شاه عباس دوم و تاریخ اتمام بنای تالار عالی قاپو : منت ایزد را که از لطف خدای مستعان
شمارهٔ ۱۲ – در فتح قندهار و مدح شاه عباس دوم : صبح ظفر ز مطلع دولت شد آشکار
شمارهٔ ۱۳ – در شکست یافتن داراشکوه از قلعه داران ایرانی قندهار : شکر کز اقبال روزافزون شاه تاجدار
شمارهٔ ۱۴ – در تهنیت ورود شاه عباس دوم به اصفهان : چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد
شمارهٔ ۱۵ – در صفت گرما و مدح شاه عباس دوم : بس که شد تفسیده عالم از فروغ آفتاب
شمارهٔ ۱۶ – در مدح شاه عباس دوم : زنگی شب را کند خورشید منظر ماهتاب
شمارهٔ ۱۷ – در مدح شاه عباس دوم : کرد میزان حساب آماده بهر خاکیان
شمارهٔ ۱۸ – در مدح شاه عباس دوم : سرمه چشم ملایک شد غبار اصفهان
شمارهٔ ۱۹ – در مدح شاه عباس دوم : هوا را کند پر ز اختر شکوفه
شمارهٔ ۲۰ – در مدح شاه عباس دوم : روی در برج شرف آورد دیگر آفتاب
شمارهٔ ۲۱ – در مدح حضرت سیدالشهداء (ع) : خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست
شمارهٔ ۲۲ – درتهنیت ورود شاه عباس دوم از مازندران به اصفهان : منت خدای را که سلیمان روزگار
شمارهٔ ۲۳ – در مدح شاه عباس دوم : زهی عذار تو آیینه دار حیرانی
شمارهٔ ۲۴ – در مدح شاه عباس دوم : شد از بهار دل افروز، عالم امکان
شمارهٔ ۲۵ – در تهنیت جلوس مجدد شاه صفی بر تخت با نام شاه سلیمان : دگربار از جلوس شاه دوران
شمارهٔ ۲۶ – در مدح شاه سلیمان و تاریخ بنای عمارت هشت بهشت : اصفهان شد غیرت افزای بهشت جاودان
شمارهٔ ۲۷ – در توصیف زاینده رود : چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود
شمارهٔ ۲۸ – در توصیف دومین پلی که بر زاینده رود بسته شده : شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود
شمارهٔ ۲۹ – ایضا در وصف زاینده رود : می شود جان تازه از بوی بهار زنده رود
شمارهٔ ۳۰ – در توصیف زاینده رود و پل آن : زنده رود از جلوه مستانه طوفان می کند
شمارهٔ ۳۱ – در ورود شاه عباس دوم به شهر اشرف : کرد تا پابوس اشرف کشور مازندران
شمارهٔ ۳۲ – شفای شه به دعا از خدا طلب کرده : خدایا شاه ما را صحت کامل کرامت کن
شمارهٔ ۳۳ – در موعظه و تخلص به مدح نبی اکرم (ص) : تا نگردیده است خورشید قیامت آشکار
شمارهٔ ۳۴ – در افتتاح پل خواجو : اصفهان یک دل روشن ز چراغان شده است
شمارهٔ ۳۵ – در توصیف اشرف : کیمیای خوشدلی خاک دیار اشرف است
شمارهٔ ۳۶ – در توصیف صفی آباد : می می چکد از آب و هوای صفی آباد
شمارهٔ ۳۷ – در مدح نواب ظفرخان : این چنین هجران اگر دارد مرا در پیچ و تاب
شمارهٔ ۳۸ – در توصیف جشن بهار و مدح نواب ظفرخان : تذرو بال فشان گردد از غبار بسنت
شمارهٔ ۳۹ – در مدح نواب ظفرخان : بحر طبعم در سخن چون گوهر افشانی کرد
شمارهٔ ۴۰ – قصیده : مردم به زرق طره دستار می روند
شمارهٔ ۴۱ – در توصیف کابل و مدح نواب ظفرخان : خوشا عشرت سرای کابل و دامان کهسارش
شمارهٔ ۴۲ – در مدح نواب ظفرخان : زهی ز نرگس خوش سرمه آهوی مشکین
شمارهٔ ۴۳ – در مدح نواب ظفرخان : زهی ز چین جبین آیه آیه سوره نور
شمارهٔ ۴۴ – در مدح نواب ظفرخان : اگر چه از نفس گرم برق سوزانم
شمارهٔ ۴۵ – در مدح نواب خواجه ابوالحسن تربتی پدر ظفرخان : اقبالمند آن که به تأیید کردگار