اندر دور قمر و گردش روزگار : دور ماهست و خلق را از ماه
حکایت : آن شنیدی که پیر با همراه
اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن : سر چه پوشی که در بهاران گِل
حکایت : آن شنیدی که گفت دمسازی
التمثیل فی اعتقادالسوء والخوف من قلّة الرزق : بود مردی مُعیل بس رنجور
حکایت در ظالم و مظلوم : کودکی با حریف بیانصاف
ذکر انقطاع نسب : آدم پاک را برآر از گِل
صفةالمغرورین فی دارالدّنیا : آن شنیدی که حامد لفاف
التمثیل فی حبّ الدّنیا و غرورها : خواجهای را به مردمی دربست
فی صفةالنّفس واحواله : دزد خانه است نفس حالی بین