فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح : فیالعلم و درجة العلم و المتعلّم والسائل والمسئول، قالاللّٰه تعالی: والذین اوتوا العلم درجات، و قال ایضاً: قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، قال النّبی علیهالسّلام: العلماء ورثة الانبیاء، و قال ایضاً: اطلبوا العلم ولو بالصّین، و قال صلّیاللّٰه علیه و سلّم: نوم العلماء خیر من عبادة الجهلاء، و قال: العلم علمان علم الابدان و علم الادیان.
التمثیل فی وضع الشی بغیر موضعه : آن شنیدی که ابلهی برخاست
التّمثیل فیالمحبّة والشّکر : آن یکی خیره ز اشتری پرسید
فی الجاهل و یظن العالم : رافضی را عوام در تف کین
التمثیل فیالعالم والمتعلّم : از عمل مرد علم باشد دور
حکایت شبلی رحمةاللّٰه در اخلاص و ریا : شبلی آنگه که کرد از خود صید
حکایة فیالعجز والسکوت : شبلی از پیر روزگار جُنید
فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفةالعشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروب : دلبر جانربای عشق آمد
حکایت در کمال عشق و عاشقی : عاشقی را یکی فسرده بدید
اندر صفت شب گوید : چون نهان شد ز بهر سود زمین
التمثیل بقصّة آدم علیهالسلام و سبب عشقه : دل خریدار نیست جز غم را
فی صفةالعشق : صورت عشق و عقل گفتار است
فی اشراق العشق : این چنین خواندهام که در بغداد
التمثّل فی احتراق العشق واظهاره : رفت وقتی زنی نکو در راه
ذکر معنی و برهان عشق : دعوی عشق و عقل گفتارست
در عشق مجازی : در بهشت از نه اکل و شُربستی
اندر معنی دل و جان و درجات آن ذکرالقلب انفع لان شأنه رافع : جد زند بوسه بر ستانهٔ دل
اندر جان و دل و تن گوید : از دَرِ تن که صاحب کُلهست
اندر صفت پرورش دل گوید : دل قوی کند ز زحمت و بیم