اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید : در جهانی چه بایدت بودن
فی صفة الموت : جر دو رنگی نشد ز مرگ هلاک
تمثیل در احوال گذشتگان جهان بیوفا : از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
در صفت مرگ پیامبران علیهمالسّلام : تا بگوید ز انبیا و رسل
حکایت : بود در روم بلبل و زاغی
حکایت : بود در شهر بلخ بقّالی
حکایت : آن سلیمان که در جهان قدر
حکایت : گفت در وقت مرگ اسکندر
حکایت : آن شنیدی که با سکندر راد
در بیهوده خندیدن : خندهٔ هرزه کار غُمر بود