غزل شمارهٔ ۲۷۱ : دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
غزل شمارهٔ ۲۷۲ : بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
غزل شمارهٔ ۲۷۳ : اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
غزل شمارهٔ ۲۷۴ : به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش
غزل شمارهٔ ۲۷۵ : صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
غزل شمارهٔ ۲۷۶ : باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
غزل شمارهٔ ۲۷۷ : فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
غزل شمارهٔ ۲۶۲ : حال خونین دلان که گوید باز
غزل شمارهٔ ۲۷۸ : شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
غزل شمارهٔ ۲۴۷ : صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار