رباعی شمارهٔ ۶۷۵ : بی پا و سران دشت خون آشامی
رباعی شمارهٔ ۶۷۶ : دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
رباعی شمارهٔ ۶۶۱ : از کبر مدار هیچ در دل هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۷۷ : حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی
رباعی شمارهٔ ۶۶۲ : ای در سر هر کس از خیالت هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۷۸ : هستی که عیان نیست روان در شانی
رباعی شمارهٔ ۶۶۳ : گر شهره شوی به شهر شر الناسی
رباعی شمارهٔ ۶۷۹ : گر در طلب گوهر کانی کانی
رباعی شمارهٔ ۶۶۴ : تا نگذری از جمع به فردی نرسی
رباعی شمارهٔ ۶۸۰ : میدان فراخ و مرد میدانی نی