رباعی شمارهٔ ۵۵۵ : اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
رباعی شمارهٔ ۵۵۶ : زد شعله به دل آتش پنهانی من
رباعی شمارهٔ ۵۴۱ : در درگه ما دوستی یک دله کن
رباعی شمارهٔ ۵۵۷ : سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
رباعی شمارهٔ ۵۴۲ : ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
رباعی شمارهٔ ۵۵۸ : رازی که به شب لب تو گوید با من
رباعی شمارهٔ ۵۲۷ : از ساحت دل غبار کثرت رفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۸ : عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۹ : از باده بروی شیخ رنگ آوردن
رباعی شمارهٔ ۵۳۰ : تا لعل تو دلفروز خواهد بودن