تکه ۳۱ : مرا تو راحت جانی معاینه نه خبر
تکه ۳۲ : هیچ صورتگر بصد سال از بدایع وزنگار
تکه ۱۷ : هر آن دلی که ترا، سیدی بدان نظرست
تکه ۳۳ : او درین فکر تا به ما چه کند
تکه ۱۸ : اگرچه خرد یکی شاخک گیاه بود
تکه ۳۴ : ما دل آسوده تا خدا چه کند
تکه ۱۹ : هر آن دلی که نهفتست زیر هفت زمین
تکه ۳۵ : بزیر قبهٔ تقدیس مست مستانند
تکه ۲۰ : صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی
تکه ۳۶ : کار همه راست چنانکه بباید