بخش ۲۲ : پس تبیری دید نزدیک درخت
بخش ۲۳ : باکروز و خرمی آهو به دشت
بخش ۲۴ : خایگان تو چو کابیله شدست
بخش ۲۵ : چون درآمد آن کدیور، مرد زفت
بخش ۲۶ : آمد این شبدیز با مرد خراج
بخش ۲۷ : دست و کف و پای پیران پر کلخج
بخش ۲۸ : گر خوری از خوردن افزایدت رنج
بخش ۲۹ : گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
بخش ۳۰ : آهو از دام اندرون آواز داد
بخش ۱۵ : آن که را دانم که: اویم دشمنست