در بیان طبایع چهارگانه : جوهر آتش است بعد از هفت
در صفت بروج دوازدهگانه : حمل و ثور و پیکر جوزا
در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید : شرف آفتاب در حملست
فی تسویة البیوت : اختراعی چنین هرآنکه نهاد
التمثیل فی احوال المنجّم الجاهل عندالملک العالم : بود وقتی منجّمی کانا
صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة : غافلند این منجّمان از کار
در حق مردم و آدمی گوید : پس از آدم هر آنچ ز آدم زاد
فی صفة الافلاک : فلک تاسع است بر ز افلاک
فی صفةالسّعد والنّحس منالکواکب السبعة : دو ازین هفتگانه نحس نهند