اندر ضعف خویش گوید : آن چنان در سخن ضعیف تنم
اندر بد دلی خویش گوید : منم اندر ولایت خسرو
حکایت : آن شنیدی که مرغکی در شخ
فیالقناعة : گوشهای گیر از این جهان مجاز
فی افتخار نفسه علی اهل عصره : خطر من گهر پریشان کرد
فی بیان حاله و حسب احواله رحمةاللّٰه علیه : گر در آورد یافت خلد و نعیم
فصل اندر ضعف و پیری : راکعم کرد روزگار حسود
فصل اندر تبدیل حال : بدر بودم شدم هلال مثال
التمثّل فیالاجتهاد : ابن خطّاب آن به مردی فرد
در رهایی جستن جان گوید از تن : رقص کن پیش دل به چارهٔ خویش