رباعی شمارهٔ ۵ : شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت
رباعی شمارهٔ ۶ : گر راست روی محرم جان سازندت
رباعی شمارهٔ ۷ : در کارگه غیب چو نقاش نخست
رباعی شمارهٔ ۸ : این فرع که دیدی همه از اصلی خاست
رباعی شمارهٔ ۹ : دلدار مرا در غم و اندوه بکاست
رباعی شمارهٔ ۱۰ : قدش به درخت سرو میماند راست
حکایت : شد غلام ملک به می خوردن
در معارج ارواح و ابدان و عذاب ایشان : ورندارد ز دین و دانش بهر
در تصدیق کرامات اولیا : قوت نفس را مقاماتست
خطاب به خواجه غیاثالدین محمد : ای شب و روز عالم از تو بساز