شمارهٔ ۳۲ : تا چند درِ فتوح جان دربندی
شمارهٔ ۳۳ : هم تن ز وجودِ جان فرو خواهد ماند
شمارهٔ ۳۴ : گر دیدهوری جمله نکو باید دید
شمارهٔ ۳۵ : گر عقل تو کامل است کم خور غم خویش
شمارهٔ ۳۱ : هر روز ز دل بر سرِ آتش میباش
شمارهٔ ۲۷ : جانی است درین راه خطرناک شده
شمارهٔ ۲۸ : از عمر، تمام بهره، برداشته گیر
شمارهٔ ۲۹ : هر دیده که روی در معانی آورد
شمارهٔ ۳۰ : عشاق که قصّهٔ دل افروز کنند
شمارهٔ ۲۲ : تا کی ز غم زیان وسودت آخر