شمارهٔ ۳۰ : تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت
شمارهٔ ۲۲ : تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک
شمارهٔ ۲۳ : چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار
شمارهٔ ۲۴ : تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
شمارهٔ ۲۵ : ای از رخ چون گلت گلابِ دیده
شمارهٔ ۲۶ : چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
شمارهٔ ۱۷ : خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
شمارهٔ ۱۸ : یک همنفسی کو که برو گریم من
شمارهٔ ۱۹ : گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
شمارهٔ ۲۰ : از شرم رخت سرخی گل میبشود