شمارهٔ ۱۹ : آنها که مدام از پس این کار شوند
شمارهٔ ۱۰ : نفسی دارم که هر نفس مِه گردد
شمارهٔ ۱۱ : از آتش شهوت جگرم میسوزد
شمارهٔ ۱۲ : خون شد جگرم ز غصّهٔ خویش مرا
شمارهٔ ۱۳ : دل را که نه دنیا و نه دین میبینم
شمارهٔ ۱۴ : از جان سیرم ازانک تن میخواهد
شمارهٔ ۵ : عمری چو فلک ز تگ نمیفرسودم
شمارهٔ ۶ : هرچند دریغ صدهزار است هنوز
شمارهٔ ۷ : گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاک
شمارهٔ ۸ : تا با سگ نفس همنشین خواهم بود