شمارهٔ ۳۲ : گفتم:«بردی از لب و دندان جانم
شمارهٔ ۳۳ : میآمد و بر زلف شکن میانداخت
شمارهٔ ۳۴ : ترکم همه کارم به خلل خواهد کرد
شمارهٔ ۳۵ : عشقش ز وجودم عدمی میسازد
شمارهٔ ۳۱ : گفتم که «هزار رونق افزون گیری
شمارهٔ ۲۷ : گفتم:«شکری از دهنت، درگذری
شمارهٔ ۲۸ : دل، مست بتی عهدشکن دارم من
شمارهٔ ۲۹ : گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنم
شمارهٔ ۳۰ : گفتم: «شکریم ده مسلمانی نیست»
شمارهٔ ۲۲ : کس مثل تو در جهانِ جان ماه نیافت