شمارهٔ ۳۷ : دی گفت: چو تو صد به زیانی سوزم
شمارهٔ ۳۸ : دی گفت: حجب ز پیش برنگرفتم
شمارهٔ ۳۲ : امشب بَرِ ما مست که آورد ترا
شمارهٔ ۳۳ : امشب ز پگاهی به خروش آمدهای
شمارهٔ ۳۴ : دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
شمارهٔ ۳۵ : دوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته
شمارهٔ ۳۶ : دوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیم
شمارهٔ ۳۱ : دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
شمارهٔ ۲۷ : دل دوش ز لعلِ همچو قندش میسوخت
شمارهٔ ۲۸ : دی میشد و دل رها نمیکرد به کس