شمارهٔ ۲۴ : بس رنج کشم طرب نمیدانم چیست
شمارهٔ ۲۵ : چون چارهٔ خویش میندانم چه کنم
شمارهٔ ۲۶ : دل نیست مرا، یکی مصیبت خانهست
شمارهٔ ۲۷ : سرگردانی بسوخت جانم چه کنم
شمارهٔ ۲۸ : سبحان الله! بر صفتی حیرانم
شمارهٔ ۱۹ : دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
شمارهٔ ۲۰ : زانگه که بقا روی نمودست مرا
شمارهٔ ۲۱ : امروز منم ذوقِ خرد نادیده
شمارهٔ ۲۲ : آگاه نیم از دل و جانم که چه بود
شمارهٔ ۲۳ : چون عمر بشد زادِ رهم از «چه کنم»