شمارهٔ ۳۷ : گر بودِ خود از عشق نبودی بینی
شمارهٔ ۳۸ : گر با من خویش خاک این در آئی
شمارهٔ ۳۱ : راهی که درو پای ز سر باید کرد
شمارهٔ ۳۲ : آن جوهر پوشیده به هر جان نرسد
شمارهٔ ۳۳ : از پس منشین یک دم و در پیش مباش
شمارهٔ ۲۹ : یا شادی دو کون غم انگار همه
شمارهٔ ۳۰ : گر فقر شود ای که چه خوش خواهد بود
شمارهٔ ۲۴ : عاشق شدن مرد زبون آمدنست
شمارهٔ ۲۵ : گر تو بر او ز تنگ دستی آئی
شمارهٔ ۲۶ : گر از همگی خویشتن فرد شوی