حکایت روزه در حال طفولیت : به طفلی درم رغبت روزه خاست
گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد : سه کس را شنیدم که غیبت رواست
حکایت دزد و سیستانی : شنیدم که دزدی درآمد ز دشت
حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان : یکی گفت با صوفیی در صفا
حکایت : یکی پر طمع پیش خوارزمشاه
سر آغاز : سخن در صلاح است و تدبیر وخوی
گفتار اندر فضیلت خاموشی : اگر پای در دامن آری چو کوه
حکایت سلطان تکش و حفظ اسرار : تکش با غلامان یکی راز گفت
حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی : یکی خوب خلق خلق پوش بود
حکایت عضد و مرغان خوش آواز : عضد را پسر سخت رنجور بود